کتابی که فلسفه را مرور می کند و نظریات مختلف را بررسی دارد . یک سری مفاهیم را توضیح داده و دریچه مناسبی است برای ورود به این مباحث . از آریستوکراسی می گوید که حاکمیت اشراف است ولی نه ان اشراف معروف . بلکه با شرف ها . از سقراط و افلاطون و ارسطو می گوید تا اسپینوزا و هگل و کانت و ولتر
سلاطین باید فلسفه بدانند وگرنه موفق نمی شوند
ادم ها از به دنیا امدن اینده شان نوشته می شود اگر ترکیبی از طلا داشته باشند حاکم . اگر نقره وزیر و اگر برنز سرباز و نظامی
ارسطو زمین محوری بود و زمین را مرکز زمین می دانست و با کمترین امکانات در مورد نجوم کاوش می کرد . درام نویس هم بود و استاد اسکندر مقدونی . خودش شاگرد افلاطون بود و خیلی شبیه او رشد کرد .
اسکندر مقدونی تبحرش رام کردن حیواناتی بود که کسی نمی توانست . خودش زیر نظر ارسطو رام شد . مشق کرد حاکمیت را و عملا هم پیش رفت و در جوانی از دنیا رفت .
مدینه فاضله نظریه افلاطون بود .
فرانسیس بیکن در مورد آتلانتیس می گفت
اسپینوزا فیلسوف غریبی بود که اولین بار با وجودی که یهودی بود یهودیت را نقد کرد . یهودی ها با وجودی که از تفتیش عقاید خاطره بدی نداشتند خودشان او را منزوی کردند و ممنوع . چون می گفتند نمی توانیم انجام ندهیم . علیه تورات نوشته بود او را مرتد دانستند . باروخ اسپینوزا خرد گرا بود . زمینه ساز ظهور نقد مذهبی
هگل می گفت : یا شما پیرو اسپینوزا هستید یا فیلسوف نیستید .
چون قدرت مصاف و بحث با او را نداشتند زور می گفتند که زیر سوال نروند . ورودش به کنیسه ها ممنوع بود . کتابهایش را کسی حق نداشت بخواند . بیماری سل داشت شدید شد و از دنیا رفت
ولتر بعد از او از نام اورترین فیلسوفان فرانسوی بود . با نام اصلی فرانسوا ماری آروئه . در طعنه زنی تبحر داشت و قلم خفنی که تاثیر گذار بود . در زندان نام ولتر برای خود انتخاب کرد . نمایشنامه هم می نوشت . ضد اسلام بود و قران را برخلاف قوانین فیزیک می دانست . پیروان محمد را خرافاتی می دانست . ضد کلیسا بود . ولی بعد از مرگش دوستان اش او را به روش مسیحی دفن کردند

ادامه دارد ...

t.me/haghighatjooo