81 - جشنواره فیلم فجر انقلابی ، نوید سینمای انقلابی
سی امین جشنواره فیلم فجر به پایان رسید و شاهد جشنواره ای در خور و شایسته ای برای سینمای ایران بودیم که رضایت همه عقاید را به همراه داشت . مگر آنانی که عقیده ای نداشتند و ندارند و نمی خواهند داشته باشند و فقط به مخالف خوانی می پردازند . البته این بار به نتیجه نرسیدند و تیر تیشه گونه شان که همیشه به ریشه زنی مشغول است شکست و ترکش هایش به خودشان رسید . این جشنواره را به حرمت روزهای انقلاب جشنواره انقلابی می توان نام برد . جشنواره ای که توانست زیران را رو کند و همیشه رو ها را به زیر افکند . تیر خلاص به جریان آفت گونه روشنفکری زده شد و ماموریت تیز هوشانه شمقدری و سجاد پور به نتیجه رسید . الحق هنرمندان مومن و متعهد و پیرو انقلاب از پس موانع سخت پنهانی و دیکتاتوری های مخفی فائق امده و خود را به صدر رساندند و ابزار کار را دست گرفتند و سینما را از نا اهلان غصب کرده اش پس گرفتند .
روشنفکرین دیر زمانی با وجود خانه جاسوسی سینما خودشان ، خودشان را تحویل می گرفتند و با امپراتوری رسانه ای که داشتند ( هنوزم ته دیگش مانده) جو سازی می کردند و متکبرانه چوب و چماق بر سرغیر خود می کوفتند در این جشنواره آخرین حربه خود را با پیمان معادی ها و نام اصغر فرهادی و ... به کار بستند و با لابی های بسیار درندشت و عمیق رای مردمی را به سمت فیلمی کاملا غیر مردمی و ابلهانه شیب دادند و البته با تمام اینها موفق نشدند که نشدند .
پیمان معادی بچه پولدار و وارد کننده ساعت مچی که نویسنده خوبی در ژانر تجاری بود با فرهادی وارد بازیگری شد و در فیلمهایی که نیاز به اکت و حس و بازی نداشت خودش را عرضه کرد و ظاهرا موفق شد و حالا توهم کارگردانی به دست آورده و به واسطه همجواری اش با فرهادی و جریان ستایش گر بت پرست منتقد نما عرض اندام می کند و توقع داشت جایزه های به حق ملکه و روزهای زندگی و گیرنده و ... هم به او برسد .
امسال سه فیلم برتر مسلم جشنواره فیلم دفاع مقدسی بودند که چون به قدر زیاد لایق و خوش ساخت و پر محتوا و سینمایی بودند منتقد تخریبگر جدی نداشتند و البته افسوس که باوجود اقتدار؛ مخالف خوانان مخالفت می کنند و بی خود و بی جهت ترین فیلم جشنواره را مستحق تر می دانند .
فیلم ضد گلوله ساخته مصطفی کیایی به مفهوم لیاقت شهادت پرداخت و نوار فروش رو به خلافی را نشان داد که می خواهد شهید شود و نمی شود . این فیلم که پتانسیل باز سازی شدن لیلی با من است را داشت شدیدا از آن نسخه دور شد و به طور مستقل اثری زیبا تر و پر محتوا تر عرضه کرد .
ملکه با داستانی نا متعارف ولی دلچسب دیده بانی در جنگ را به تصویر کشید و به بهانه داستان رویینی محتوای زیرینی را نیز به بیننده القا می کرد . فیلمبرداری شاهکار زرین دست و طراحی صحنه عالی عباس بلوندی همه را حیرت زده کرد .
روزهای زندگی تقریبا در روز های آخر جشنواره اکران شد و همه تماشاگران را متحیر کرد و تبلیغات شیطانی مخالف خوانان برای ندیدن این اثر هم کارساز نشد و این اثر هم دیده شد . روزهای زندگی فیلمی جنگی با زیر شاخه بیمارستان صحرایی است که در صحنه هایی نجات سرباز رایان و فیلم های پارتیزانی را یاد آور می شود و نشان از بلوغ فکری و تکنیکی پرویز شیخ طادی را می داد .
بهترین فیلم خانوادگی جشنواره که به دلایلی وارد مسابقه نشد با نام زندگی خصوصی آقا و خانم م ساخته بچه مسلمان دیگری به نام سید روح الله حجازی بود .
حتی حسین فرحبخش که از پویا فیلم حاضر شده بود بعد از چند اثر بی ریشه و خنثی فیلمی به نام زندگی خصوصی را ارائه کرد که به شکل درست و کاملا سینمایی انتقاداتی را متوجه قشر متحجر و منحرف کننده اصلی انقلاب کرد . آنانکه از دین تفسیر به رای دلخواه می کنند و به جای دعوت مردم به سوی خدا آنان را به خودشان دعوت می کنند و فارغ از ولایت و اسلام برای خودشان حکمرانی می کنند و اسلام پیاده می کنند .
شور شیرین از جواد اردکانی تصویر گر مقطعی از زندگی و رشادت های شهید محمود کاوه بود که در سطح خودش کار خوبی بود و با گریمی بسیار شبیه به محمود کاوه برای کتمان کنندگان عرصه اثار و رشادت هم قابل قبول بود .
مهدی صباغ زاده که در کار قبلی خود ( خاک و آتش ) آنچنان شایسته و بایسته اثری خلق نکرده بود اینبار به دوران اوج خانه خلوتی خود بازگشته و با انرژی مضاعفی که پیدا کرده به خلق اثری از دوران صدر اسلام زده و مقطعی از زندگی مصعب اولین حافظ قرآن را به تصویر کشید و در نماهایی که با تاسی از الرساله مصطفی عقاد نیز در فیلم خود گنجانده بود و موسیقی زیبای بهزاد عبدی و فیلمبرداری حسن پویا و داستان گرمش دل شیفتگان محمد ( ص) و آل محمد را شاد و هیجانی کرد .
گیرنده مهرداد غفار زاده گوشه چشمی به کارشناسی ترین و اسلامی ترین سیاست دولت احمدی نژاد داشت . سفر استانی رییس جمهور خودش سوژه جذابی است که باید به آن پرداخته می شد . به طور کلی وقتی این سیاست و به تبع این فیلم را می بینم یاد کارتون می تی کمان می افتم که در کودکی می دیدم . حاکم ژاپن به شهرها سفر می کرد و حق مظلومین را می گرفت و البته در این دولت این کار کاملا بنیادی و ریشه ای و علمی صورت می گیرد . با سفر استانی ریاست جمهوری ، مسئولین تنبل شده تحریک به کار می شوند و توقع مردم بالا می رود و فریاد عدالت سر می زنند و مدیریت از بالا به پایین به مدیریت از پایین به بالا تبدیل می شود . مردم مستضعفی که راهی برای وصل و زدن فریاد و داد رسی ندارند نور امید می بینند و وجود خود را با نوشتن نامه به عرض حاکمشان می رسانند . فلسفه نامه نگاری به رییس جمهور در ذاتش تفکری اسلامی است وهمین که جماعتی دست به قلم می برند تا رضایت و عدم رضایت خود را بیان کنند اوج عزت برای مردم کشور است که نظام مقدس عاملش می شود. در این فیلم بدمنی کارخانه دار دیده می شود که رسیدن صدای مظلوم را به گوش حاکم بر نمی تابد و چون به ضرر منافع ظالمانه اش هست سنگ اندازی می کند .
آهوی پیشونی سفید اثری از ژانر کودک به کارگردانی بچه مسلمانی به نام سید جواد هاشمی و تهیه کنندگی بچه مسلمان دیگری به نام مسعود اطیابی . این فیلم جذاب و مفرح در صورت اکران درست حتما پر فروش ترین فیلم سال آینده خواهد بود .
در انتظار معجزه رسول صدر عاملی بر خلاف نظر جماعت لاییک صفت منتقد نما اثری بسیار شریف و دلنشین در مورد مضمون زیارت امام رضا است که در این کار با بازی حمید فرخ نژاد و پریوش نظریه و فیلمبرداری خوب دلنشین از آب در آمده است .
و اما قلاده های طلا که گل سرسبد جشنواره بود و از جانب ابوالقاسم طالبی بچه مسلمان و محمد خزاعی بچه مسلمان تر کارگردانی و تهیه شد و لقب سیاسی ترین فیلم تاریخ سینما هم مستحقش می باشد . اثری کاملا جذاب و جاسوسی و منطقی که به قدری خوب ساخته شده بود که جای بروز مخالفت نداد و البته حیوانات زمان پایان نامه آدم هم شده بودند . بعضی وقتها زور هم نیاز هست برای ساکت کردن و برای تکرار نشدن جاهل بازی نابخردان دو چراغ روشن شد و جو خاص حاکم در برج میلاد ایجاد شد و این شد که کسی جرئت اغتشاش هم نداشت .
گشت ارشاد را سعید سهیلی بچه مسلمان کارگردانی کرد و فیلمی بسیار دل نشینی هم در جشنواره محسوب می شد . در مورد سه جوانی که با لباس و ماشین گشت ارشاد باج خواهی می کنند و سخنان جالبی هم در طول فیلم می گویند . پیام دلنشینی هم دارد که در زمان اکران بیان خواهم کرد .
تلفن همراه رییس جمهور هم به تهیه محسن علی اکبری نشانه سعه صدر رییس جمهور مردمی است که اجازه شوخی را به هنرمندان منصف می دهد . حتی به نظرم تا حد بالاتری هم جای شوخی داشت که به دلیل کم هنری جابر قاسمعلی به عنوان فیلمنامه نویس به خوبی کار نشد . بنده به شخصه ایده های بهتر و جذاب تری در ذهن داشتم که در صورت تالیف آنها را به کار می بردم . ایده جذاب این فیلم اتفاقا با نابخردی و نا هوشی عوامل هدر رفت .
دو سالی است می گویم که بچه مسلمانان در حال تسخیرند و این نوید خوبی است . این که ترین ها برای ماست و آن سو فقط به جوایز سیاسی خارجی بسنده کرده اند و روز به روز پایگاه مردمی خود را نیز بیشتر از دست می دهند .
اگر متعهدانه و منصفانه و مومنانه نقد کنیم اثار آن سویی ها نیز خالی از لطف نبود . منظور از ان سویی ها آنهایی اند که مدعی تعهد نیستند . مانی حقیقی که به تبع نوه ابراهیم گلستان بودن روشنفکر محسوب می شود فیلم ( پذیرایی ساده ) خود را با آیه قرآن در مورد انفاق شروع می کند و اثری هوشمندانه در مورد وقف و کمک به هم نوع می سازد که با ظاهری روشنفکرانه حرفی دینی می زند و می شود با تفسیر درست خواسته های خودمان را از ان استخراج کنیم . چک کاظم راست گفتار در فیلمی به ظاهر تجاری و برفروش حرف از اتحاد و وحدت و امید و اخلاق و آگاهی می زند که اگر خوب تبلیغ شود حتما پر فروش خواهد شد . خوابم میاد رضا عطاران کمدی وودی آلنی ایرانی بود که در ساختاری بسیار قابل قبول و فکر شده تصویر گر پیر پسر معلمی است که عاشق می شود . بغض رضا درمیشیان هم با تمام ظواهر مدرن و روشنفکرانه اش از غربت حرف می زند و تین ایجری در ساختاری هالیوودی حرف خود را بیان می کند . جشنواره امسال جدای از این فیلمها با آمین خواهیم گفت سامان سالور و خرس خسرو معضصومی و من همسرش هستم مصطفی شایسته و یکی می خواد باهات حرف بزنه منوچهر هادی و تهران 1500 بهرام عظیمی و پل چوبی مهدی کرم پور و البته نارنجی پوش استاد مهرجویی سطح بالای کیفی خود را عرضه کرد .
مهم آن است که در این سال شاهد استقبال همه قشر ها بودیم و قشر روحانیت هم به این هنر تاثیر گذار گرایش پیدا کرده بود . در نتیجه زین پس باید هنرمندان برای فیلم خود همه انظار و آرا را در نظر بگیرند . با رفتن مانع بزرگی به نام خانه سینما و ریل گذاری های وعده داده شده معاونت سینمایی و تلاش هنرمندان متعهد و دوستدار ایران و انقلاب و سینما شاهد سینمای درخور و شایسته خواهیم بود و از سال بعد شگفتی های بیشتری را خواهیم دید .