آقای صفار هرندی ، اسلام بیاور

حسین مهدی زاده نراقی:جناب آقای صفار هرندی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی، در سخنان پیش از خطبه نماز عبادی سیاسی جمعه قم در تاریخ 26 خرداد 1391 در شبستان حرم حضرت معصومه سلام الله علیها ایراد سخنرانی نمودند. در این سخنرانی ایشان به نکاتی اشاره کردند که تلاش می شود این سخنان در بوته نقد و تجزیه و تحلیل به خوانندگان عزیز ارائه گردد.

ایشان در ابتدای سخنانشان می گویند:
« بارور کردن نهاد روحانیت و نهضت، هدف شهدا بود و هر کس به هر دلیل از پیروی از ولی فقیه و علما و روحانیت طفره برود، بر خلاف هدف شهدا گام برداشته است. برخی آقایان می‌گفتند احترام روحانیون و علما واجب، اما وقتی علما فتوا می‌دهند، می‌گویند علما نظری داشته‌اند و ما هم نظری دیگر داریم و این یعنی در مقابل فتوای علما، از خود فتوا می‌دهند.»
در نقد این سخنان می توان گفت این که پیروی از ولی فقیه در جهت هدف شهداست سخنی حق و صواب است اما مغالطه آن جاست که پیروی از روحانیت و علما را هم عرض با پیروی از ولی فقیه بدانیم!
به طور مثال اگر در موردی بین فقها و ولی فقیه اختلاف نظری وجود داشت ، با این معیار جناب آقای صفار هرندی ،آیا نحوه برخورد با مسئله مبهم نمی گردد؟ اختلافات امام خمینی ره در آغاز نهضت اسلامی با برخی علمای سرشناس آن عصر ، ناشی از کدام حقیقت بود؟
نکته دیگر عدم تفکیک بین روحانیت و علمای انقلابی و روحانیت غیرانقلابی در سخنان ایشان است ، مسئله ای که به کرات از سوی امام خمینی ره مورد تاکید قرار گرفته بود ، امام امت در موارد متعددی بر این تفکیک تاکید داشته اند:
« آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانى نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلومیت و غربت امیر المؤمنین- علیه السلام- که در تاریخ روشن است.بگذارم و بگذرم و ذائقه‏ ها را بیش از این تلخ نکنم. ولى طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس مآبى و دین فروشى عوض شده است.» 
«خدای متعال می‌داند که من نسبت به آخوندهای فاسد آن قدر شدید هستم که نسبت به سایر مردم نیستم. ساواکی پیش من محترم تر از آخوند فاسد است » 
« آن قدر صدمه ‏اى که اسلام از یک آخوند فاسد مى‏خورد از محمدرضا نمى خورد!... ما طرفدارى از عمامه نمى‏کنیم. ما طرفدارى از اسلام مى‏کنیم. این اسلام پیش شما باشد معظم هستید. پیش هرکس باشد معظم است. »  
خون دلی که پیرجماران از متحجرین و مقدس مآبان عصر خود خورده بود به حدی بود که ایشان در اواخر عمر شریف و مبارکشان و در منشور روحانیت (در حضور عده کثیری از روحانیون) فرمودند:
« عده‏ای مقدس نمای واپسگرا همه چیز را حرام می‏دانستند و هیچ‏کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلی که پدر پیرتان از این دستۀ متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است.............. 
به زعم بعض افراد، روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد و الاّ عالم سیّاس و روحانی کاردان و زیرک، کاسه‏ای زیر نیم کاسه داشت ............
 در مدرسۀ فیضیه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفی از کوزه‏ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه می‏گفتم. تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می‏یافت، وضع روحانیت و حوزه‏ها، وضع کلیساهای قرون وسطی می‏شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزه‏ها را حفظ نمود.» 
 وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه سخنانشان می گویند:
« آن شخصی که به فرمان ولی فقیه عمل می‌کند به خدا نزدیک‌تر است نه آن شخصی که وقتی ولی فقیه حکمی می‌دهد قهر می‌کند و می‌رود و یا این که وقتی ولی فقیه می‌گوید این آدم صلاحیت ندارد کنار تو باشد ابرو‌هایش را بالا می‌اندازد.
صفار هرندی گفت: می‌بینیم، طرف می‌آید و برای پیروی نکردن از ولی فقیه بازی در می‌آورد و برای طفره رفتن از فرمان نائب امام زمان (عج) به دروغ به امامت ولی عصر (عج) توسل می‌جوید و می‌گوید وقتی ما خود امام زمان (عج) را داریم به حجت و نائب او نیازی نداریم.تو غلط کردی؛ تو بی‌سر و پا و بی‌مقدار از معرفت و بی‌مقدار از ایمان و بی‌مقدار از تقوا.»
در پاسخ به ادعای اول( قهر احمدی نژاد) ابتدا باید دید نص صریحی از سوی ولی فقیه وجود دارد یا خیر؟
تحقیق مختصری در بیانات امام خامنه ای در آن ایام ما را به نکات جالبی رهنمون می نماید.
در زمانی که شایعه قهر و خانه نشینی دکتر احمدی نژاد از سوی برخی اصولگرایان به شدت در همه جا انعکاس یافته بود؛ رهبر بصیر و دیده بان همیشه بیدار انقلاب در دیدار با مردم فارس در سوم اردیبهشت 1390 سخنان حکیمانه ای ایراد کرده اند که به شدت از سوی مدعیان ولایت مداری سانسور می گردد، امام خامنه ای در این دیدار می فرمایند:
« شما ببینید در همین پنج شش روز گذشته سر یک قضیه‌اى که آن چنان هم از اهمیت بالائى برخوردار نبود - سر مسئله‌ى اطلاعات و امثال اینها - چه جنجالى در دنیا راه انداختند. تحلیل ها را بردند به این سمت که بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شکاف ایجاد شده است، حاکمیت دوگانه شده است، رئیس جمهور حرف رهبرى را گوش نکرده است! دستگاه‌هاى تبلیغاتىِ خودشان را از این حرف هاى سست و بى‌پایه پر کردند. ببینید چطور منتظر بهانه‌اند. ببینید چطور مثل گرگ در کمین نشسته‌اند که یک بهانه‌اى پیدا کنند، هر جور می توانند، حمله کنند. می دانند که دولت مشغول تلاش و فعالیت و خدمت است. خب، واقعاً در کشور دارد خدمت انجام می گیرد. هر جا خدمت باشد، هم مردم طرفدار هستند، هم رهبرى طرفدار است. ما که راجع به شخص قضاوت نمی کنیم؛ ما کار را، خط را، جهت گیرى را ملاک و معیار قرار می دهیم. آن جائى که کار و خدمت و تلاش هست، حمایت ما هست، حمایت مردم هست. و بحمداللَّه امروز کار دارد انجام می گیرد. مسئولین دولتى هم حقاً و انصافاً دارند تلاش می کنند؛ هم اعضاى دولت، هم بخصوص خود رئیس جمهور. این ها شب و روز ندارند؛ من مى‌بینم، من از نزدیک شاهدم. این ها دائم مشغول کارند، مشغول خدمت و تلاشند. خب، این ها براى کشور خیلى باارزش است. بنده‌ى حقیر هم طبق اصول بنا ندارم در کارها و تصمیم هاى دولت وارد شوم. خب، مسئولیت ها در قانون اساسى مشخص است؛ هر کس مسئولیتى دارد؛ مگر آن جائى که احساس کنم یک مصلحتى دارد تفویت میشود؛ مثل این که در همین قضیه‌ى اخیر اینجورى بود؛ انسان احساس می کند یک مصلحت بزرگى دارد مورد غفلت قرار می گیرد، تفویت می شود؛ خب، انسان وارد می شود که جلوى این تفویت مصلحت را بگیرد. این، مسئله‌ى مهمى نیست، نظائرش هم اتفاق مى‌افتد؛ اما مخالفین، دشمنان بیرونى، تریبون‌دارهاى بین‌المللى، بوق هاى تبلیغاتى، از همین مسئله استفاده می کنند براى اینکه فضاى تبلیغاتى را شلوغ کنند.
 عرض من به عناصر داخلى، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانى که در داخل با مسائل تبلیغاتى سر و کار دارند، این است که سعى کنند به این آشفتگى کمک نکنند. این که تحلیل بگذارند، یکى از آن طرف، یکى از این طرف، این علیه آن، آن علیه این، براى هیچ و پوچ، چه لزومى دارد؟ نه، دستگاه بحمداللَّه دستگاه مقتدرى است، مسئولین مشغول کارشان هستند، رهبرى هم که بنده‌ى حقیر هستم با همه‌ى حقارت، خداى متعال کمک کرده، ما در مواضع صحیحِ خودمان محکم ایستاده‌ایم. تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوه‌ى الهى نخواهم گذاشت این حرکت عظیم ملت به سوى آرمان ها ذره‌اى منحرف شود» 
دقت در بیانات ولی امر مسلمین موید و اثبات کننده چند حقیقت بزرگ و مغفول مانده است:
اول: ادعای تقابل بین رهبری و رئیس جمهور ادعای سست و بی پایه ای است.
دوم : شروع این ادعا از سوی رسانه های معاند خارجی بوده است که به تعبیر امام خامنه ای " مثل گرگ در کمین نشسته اند " و دلیل این حمله هم این است که می دانند دولت واقعا مشغول تلاش و خدمت است.
سوم: مسئولین دولتی به خصوص شخص رئیس جمهور حقا و انصافا در حال تلاش شبانه روزی هستند و به تعبیر مقام عظمای ولایت " شب و روز ندارند "، این ها برای کشور خیلی با ارزش است و هر جایی کار باشد مردم و شخص رهبری حامی و پشتیبان هستند. امام امت تاکید می کنند که در مورد شخص قضاوت نمی کنند( متاسفانه رسانه های جناح رقیب ، این عبارت امام خامنه ای را این گونه در اذهان جا انداخته اند که ایشان فرموده اند: ( من از شخص حمایت نمی کنم!!) تفاوت "حمایت" و "قضاوت" و تحریف این سخنان نورانی به وضوح مشخص است!
 چهارم: در قضیه اطلاعات دلیل ورود معظم له ، تفویت یک مصلحت بزرگ بوده است که به تعبیر صریح مقام عظمای ولایت مسئله مهمی نیست و نظایرش هم اتفاق می افتد منتهی این مسئله نباید وسیله ای برای اختلاف قرار گیرد چرا که بوق های تبلیغاتی تریبون داران بین المللی این موضوع را بزرگ کرده است.
پنجم : امام خامنه ای از عناصر داخلی می خواهند که به این آشفتگی دامن نزنند و تحلیل برعلیه همدیگر نگذارنند و بوق های تبلیغاتی بین المللی را یاری ننمایند. در ادامه ایشان تاکید می نمایند که تا زنده هستند اجازه انحراف نخواهند داد « به نظر می رسد که این بیانات در راستای سخنان متعدد خواص و در برابر توهم لزوم برخورد با خطر " جریان موهوم موسوم به انحرافی " ایراد گردید که امام امت تاکید می نمایند که اوضاع به خوبی توسط ایشان رصد می شود و جای نگرانی نیست »
حال روی سخن با جناب آقای صفار هرندی است که با گذشت حدود 14 ماه از این بیانات نورانی و فصل الخطاب گونه ، چرا و بر اساس کدام معیار و تراز ، از تریبون نماز جمعه ، یاری رسان بوق های تبلیغاتی بیگانه می شود؟آیا خدای نکرده پای دشمنی های شخصی و کینه و عداوت های روزهای پایانی تصدی ایشان بر وزارت فرهنگ به این مساله باز شده است؟
جناب صفار هرندی در ادامه سخنانشان ، ادعا کرده اند که برخی( که قطعا منظور ایشان رئیس جمهور و رئیس دفترشان می باشد) برای طفره رفتن از فرمان نائب امام زمان ادعای دستور گرفتن از خود امام زمان عجل الله را دارند و می گویند چون امام زمان را داریم به نائب ایشان نیازی نداریم!!
در پاسخ به این هزلیات ایشان باید گفت ، اولا چه کسی و در چه مکانی و در چه تاریخی این ادعا را داشته است؟
ثانیا اگر کسی این ادعا را داشته است چرا قوه محترم قضائیه برخوردی با آن نکرده است؟
ثالثا آیا ایراد عبارات دون شانی چون " غلط کردی"، " بی سرو پا" ، "بی مقدار از معرفت"، "بی مقدار از ایمان" ،" بی مقدار از تقوا" از سوی فردی که سابقه تصدی بر وزارت فخیمه و پر ارزش فرهنگ و ارشاد اسلامی را در سوابق خود دارد و اکنون نیز مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه بوده ، آن هم در نماز عبادی-سیاسی و دشمن شکن جمعه ، گویای این واقعیت نیست که عزل ایشان در دوران تصدی وزارتشان در سال 88 خیلی زودتر از این ها باید اتفاق می افتاد؟
به کار بردن این گونه عبارات سخیف آن هم از سوی کسی که در همین دولت از نویسندگی در یک روزنامه به سمت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی رسید چه معنایی دارد؟
جناب آقای صفار هرندی خوب است کمی هم بدون تعصب و بدون بغض و کینه موضع بگیرید و این گونه فکر کنید که چه بسا عزل شما از وزارت فرهنگ در سال 88 برای آخرتتان بسیار سودمند تر از ادامه تصدی این سمت مهم در کشوری است که نماد و سمبل فرهنگ در خاورمیانه و حتی جهان است.
عبارات دون شان شما در نمازجمعه قم به خوبی اثبات کرد که برای تصدی وزارت فرهنگ در کشوری که 300 هزار شهید تقدیم اسلام کرده است و میراث گران بهای پیرجماران در دستان رهبری مظلوم و مقتدر و با اصالت و با فرهنگ است ، افراد شایسته تر از شما به وفور یافت می گردد.
جناب آقای صفار هرندی ادامه می دهند:
« بعضی از رفقایشان بعد از دستگیری، اعتراف کردند که گاهی در طول یک مسافرت می‌دیدم که این‌ها یک رکعت نماز هم نخوانده‌اند؛ می‌گویند ما به آن‌ها گفتیم که ما فکر می‌کردیم شما با این ارتباطی که با ناحیه مقدسه دارید نسبت به نماز مراقبت دارید، اما آن‌ها جواب دادند که ما به مرحله‌ای رسیدیم که از این چیز‌ها عبور کردیم.
سؤال اینجاست که مگر می‌شود کسی بگوید من این راه را پیدا کردم و دیگر نیازی به اطاعت و بندگی خدا ندارم؟ این حرف‌ها مضحک است.»
از ایشان باید پرسید که :
 اولا چه کسی چنین ادعایی کرده است؟
ثانیا آیا به کار بردن جملات ( بدون اشاره به مخاطب خاص) و به عبارت بهتر " پرت کردن سخن " ! به این جهت نیست که این ادعاها کذب بوده و دلیل محکمه پسندی برای اثبات آن وجود ندارد و گوینده سخن به جهت " فرار قانونی " سخنی را به زبان می آورد و مخاطب آن را مشخص نمی کند تا بعدها بتواند انتساب آن را به هر فردی که از این سخنان شکایت کرد ،تکذیب کند؟!
ثالثا چرا جناب آقای صفار هرندی در چهار سال تصدی بر وزارت فرهنگ و ارشاد متوجه این انحرافات نشده بودند و به محض عزل توسط رئیس جمهور به یاد این انحرافات افتادند؟
البته وجه دوم قضیه اینجاست که شاید به واسطه حضور ایشان در وزارت فرهنگ ، کلا انحرافی در هیچ وزارت خانه و یا تشکیلات وابسته به دولت  حاصل نشده و ایشان کل هیئت وزرا از از لوث انحراف مبری کرده بودند!
ایشان در ادامه می گویند:
« من این حرف‌ها را برای این می‌زنم که دیدم چند روز پیش مصاحبه فاسدی، در یکی از نشریات زنجیره‌ای منتشر شده بود و اشاره‌ای به اعتقادات این بیماردلان و کسانی داشت، که برای توجیه بد عملی خودشان، متوسل به استدلال‌های سست می‌شوند.»
به نظر می رسد که مخاطب اصلی و هدف این سخنان ، جناب حجه الاسلام و المسلمین بهمن شریف زاده می باشد.
نکته تعجب برانگیز و تاسف بار اینجاست که در نظر کوته بین برخی افراد ، ملاک مفسد و یا مصلح بودن ، دشمنی و یا عدم دشمنی با دولت احمدی نژاد و اطرافیانش می باشد، چرا که تا به حال کسی به حجه الاسلام شریف زاده لقب مفسد نداده بود ، بدین لحاظ که نه تنها مورد سوء در زندگی ایشان وجود ندارد؛ که ایشان به حسن شهرت ، معروف و زبانزد می باشند.
البته با استدلال این آقایان ( مبنی بر تائید هر دشمن احمدی نژاد و رد هر دوست ایشان) ، باید سران رژیم صهیونیستی را از دوستان نظام و انقلاب بدانیم! 
در مورد انتساب حجه الاسلام شریف زاده به افساد و دیگر اتهامات انتسابی از سوی وزیر معزول فرهنگ در دولت نهم به دولت و اطرافیانش( ولایت ناپذیری ، مقابله با ولی فقیه ، ادعای ارتباط مستقیم با امام زمان عجل الله ، حتی یک رکعت نماز نخواندن و ...) ایشان و هم قطارانشان و خودمان را به رعایت تقوای الهی توصیه نموده و صرفا جهت نصیحت به خودمان و همچنین ایشان، تعدادی از احادیث انوار مقدسه الهی را جهت تبرک ذکر می نمائیم:
بخش نخست : تهمت و بهتان
الف : حضرت امام جعفرصادق علیه السلام می فرمایند:
- هرکس به مرد یا زن با ایمانی بهتان زند به آن چه در آن ها نیست ، خداوند او را در روز قیامت در طینه خبال حبس می فرماید تا از عهده آنچه گفته است برآید.راوی «ابن یعفور» پرسید طینه خبال یعنی چه؟ حضرت فرمود چرکی است از عورت زناکاران که در جهنم جاری می گردد. 
ب : حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: 
-هرکس مرد یا زن مومنی را تهمت زند یا چیزی را که در او نیست بگوید ؛ خداوند او را در روز قیامت بر محلی از آتش نگه می دارد تا از عهده آنچه که گفته است برآید. ..
ج : حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در حدیث شریف دیگری می فرمایند:
-هرکس برادر مومنش را تهمت زند ایمان در دلش ضایع می شود و از بین می رود چنانکه نمک در آب حل می شود  ....
بخش دوم : دروغ
الف : امام حسن عسگری علیه السلام می فرمایند: تمام بدی ها در حجره ای است مقفل و کلید گشودن آن دروغ است...
ب : مرحوم حاجی نوری رحمت الله علیه بر اساس آیات قران و روایات شریف ،عقوبت دروغ را به چهل مورد بر می شمارد که اجمالا به برخی از آنها اشاره می گردد:
-دروغ فسق است بر طبق دو آیه شریفه از سوره های بقره و حجرات.
-دروغگو بی ایمان است.
-دروغ سراسر اثم و گناه است.
-دروغگو روسیاه است.
-دروغ از شراب بدتر است....امام باقر علیه السلام می فرمایند: خداوند برای زشتی ها قفل هایی قرار داده و کلید آن شراب است و دروغ از آن بدتر است...اصول کافی ؛ کتاب ایمان و الکفر، باب الکذب
-خداوند دروغگو را لعنت میکند.
-بوی گند دروغگو تا به عرش می رسد.
-همه ملائک مقرب خداوند ، دروغگو را لعنت می کنند.
-دروغ تخریب کننده ایمان است.
-دروغ بدتر از ربا است.
-دروغ انگشت شست شیطان است.
-دروغگو فاجر است.
-دروغگویی از نشانه های نفاق است.
- با گفتن یک دروغ ، هفتاد هزار ملک دروغگو را لعنت می کنند.
-دروغگو طعم ایمان را نخواهد چشید.
-دروغگو تخم دشمنی را در دل ها می کارد.
-دروغگو از بی مروت ترین افراد است.
-دروغ مورث کفر است.
-یکی از درهای نفاق ؛ دروغ است.
-دروغ باعث می شود که خداوند شخص دروغگو را هدایت نکند چنانکه در قرآن مجید به آن تذکر داده شده است.
بخش سوم : بردن آبروی مومن
الف : امام صادق علیه السلام فرموده:« من روی علی مؤمنٍ روایه یریدُ بها شینَهُ و هدمَ مروّته لیسقُطَ من اَعیُن الناس، اخرجَه اله من ولایته الی ولایته الشّیطان فلا یقبله الشّیطان »
 هر کس مطلبی را ضد شخص با ایمان نقل کند و هدفش ساقط کردن و شکستن شخصیت او باشد تا از چشم مردم بیفتد، خداوند او را از ولایت خود اخراج  وبه ولایت شیطان دراندازد و شیطان نیز او را قبول نخواهد کرد.   (یعنی چنین شخصی خودش چنان سقوط می کند که شیطان هم حاضر نیست او را بپذیرد)

ب : همچنین فرمودند:« من رَوی علی اخیه روایه یریدُ بها شینَهُ وهدمَ مروَّتهِ او قفهُ الله فی طینه خیالٍ حتی یبتعدَ مما قال»
 هر کس برای بی آبرو کردن مومن و ساقط کردن شخصیت او چیزی را ضد او نقل کند، خداوند او را[ در قیامت] در آب گندیده خون آلود[ که از زنان بدکاره دوزخ بیرون می آید] زندان می کند تا زمانی که ازعهده آنچه گفته است، بیرون آید. 
ج: إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ 
کسانى که دوست دارند زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکى براى آنان در دنیا و آخرت است؛ و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانید!

چند نکته مهم از اسلام محمد در روز مبعث بخوانیم

قدرت در خدمت معرفت و نه در برابر کتاب و میزان

تسلیم نشو – دنباله رو نشو – جو گیر نشو – نباید صاحبان قدرت و توده های گمراه را راضی کنید . بگو من ایمان آوردم به خدا . کسانی که بگویند الله و استقامت کنند و هزینه اش را بپردازند خدا فرشتگان را برای آن ها می فرستد . حزب بادی نباید باشی

خودت درست باش کاری نداشته باش دیگران درست نیستند . جلو دار باش . هدف ما مثل دشمنمان قدرت نیست . روش مبارزه را از دشمن یاد نگیرید . تلافی نکنید . اخلاق در مبارزه را رعایت کنید . به دنبال آزادی در دین نباشید وبه دنبال ازادی از دین نباشید . خداوند خود  هم راه را به مانشان می دهد و هم گمراه می کند . فقط یک حق وجود دارد . بقیه باطلند .

برادر گفتن شروع برادری است نه پایان برادری . اسلام آمده تا عدالت را پیاده کند . مردان مقدس بیشتر تلاش می کنند و کمتر مصرف می کنند . همه باید دغدغه اصلاح جامعه را داشته باشند . فضولی نکنید . همه عیب دارند . پرونده سازی نکنید . در عرصه عمومی باید امر به معروف بکنید . بین آدم ها تقسیم کار شود . کامل تر ها مسئولیتشان بیشتر شود . آدم ها را به سوی خدا دعوت کنید نه به سوی خود

اعتقاد و اعتماد دو بال یک کبوترند . اعتقاد و اعتماد به یک دکتر که مثلا 12 سال درس در خارج خوانده هست و لی ما به دین فقط اعتقاد داریم و اعتماد نداریم . ما باید به حل مسئله بپردازیم و نه این که صورت مسئله را پاک کنیم .

خوب شدن سخت نیست و اتفاقا گناه کردن سخت است . گر امر کنند مست گیرند    همه کس گیرند . ما همه گناهکار هستیم  جز مهدی ( عج) و البته گناهان ما مثل بیماری ها درجات بالا به پایین دارند . یکی سرماخورده است و یکی سرطان دارد .

خدا را شکر که خدا ستارالعیوب است و اگر نباشد همه گیر هستند . از خدا یاد بگیرید با آبروی مردم بازی نکنید . خدا گناهکارا رو هم دوست داره . عیب چشم ما اینه که همه رو می بینه و لی خودشو نمی بینه . مومن دهانش را باید ببندد .  تهمت زن قاتل است . همه باید به سمت ستار العیوبی بروند تا دنیای ما عالی شود . خوش اخلاق اونه که کس دیگه رو ببینه و بگه اون از من بهتره . مدارا کنه . ارزش برای مردم قائل بشه . خودشو نگیره . بد اخلاق و متکبر و حسود و مغرور نباشه . پیغمبر عرق خور هم می دید به او سلام می کرد . مردم را از دین طرد نکنید با رفتارتان

انسان یک دقیقه قبل از مرگش هم ممکن است دچار لغزش بشه . تا زمانی که با خدا روبرو نشد و درود ندید نباید گناه کنه

انسان باید مثل لوله سیمانی نباشه که همه آب را انتقال بدهد . باید از آب معرفت کمی هم به خودش جذب بکند پس باید خاکی باشد

دلیل اینکه در قر آن گفته شده به پدر و مادر نیکی کنید ولی برعکسشو نگفته چیست ؟

در سر پایینی است که هشدار ها را می بینیم . هشدارهای فوق در سربالایی اصلا وجود ندارد

انسان مثل ماه دو رو دارد . یک رویش نور دارد و طرف دیگرش تاریکی است . ماه نور را از خورشید دارد و تاریکی را از خودش . انسان هم خوبی اش را از خدا دارد و بدی اش را از خودش

تعلیم یک بار گویی است و تربیت چند بار گویی . برای تربیت مسلمان باید دائما به او تاکید کرد و تذکر داد

زن طلاست . طلا دزد داره ولی اگه حلبی باشه کسی سراغش نمیاد . اکثر زنا می خوان حلبی باشند و برای خودشون ارزش قائل نیستند . بی حجابی خود را از سکه انداختن است . زن 6 سال زود تر از مرد لیاقت داره به خدا برسه . مرد باید به سراغ زن بره که ریشه این داستان اینه که وقتی آدم و حوا خلق شدن آدم گفت به حوا که بیا پیش من ولی حوا گفت تو بیا و آدم به طرف او رفت . زن را به زور شوهر دادن حرام است و زنا محسوب می شود . زن باید 6 دانگ شوهرش را بخواهد .

اسلام می گه بهشت زیر پای مادران است و نمی گه جهنم زیر پای پدران است . پیغمبر می فرمود اول به مادرت بعد به مادرت بعد به مادرت بعد به مادرت و در آخر به پدرت احترام بزار . زن وقتی بچه به دنیا میاره با بچه هم دوباره به دنیا میاد و تمام گناهانش پاک می شه . سوره کوثر در مقام یک زن گفته شده که دانه به دانه کلماتش تک دانه است و تکرار در قران ندارد .

آنچه موجب وحدت است عمل های یکسان نیست بلکه اهداف یکسان است . دل و زبان یکی باشد . یاران رسول خدا هر کدام تفکرات متفاوت داشتند . ولی همه یک هدف داشتند .

 

ما‏ در مقام ابلاغ پیام انسانی مرز نمی شناسیم

اسفندیار رحیم  مشایی  : در میان میراث معنوی ایران و جهان هیچ چیز به اندازه مهدویت ارزشمندتر و‏ ارجمندتر نیست.

‏حاکمیت به جهان به عنوان یک الزام از ماموریت های‏ ولی عصر (عج) در زمان ظهور است،  اگر او نیاید تلاش ائمه(ع)‏ ناقص و قیامت قابل تحقق نخواهد بود.

 

‏رحیم مشایی با اشاره به ظرفیتهای گسترده ایران در حوزه  مواریث تاریخی،‏ فرهنگی و معنوی،تصریح کرد: ایرانیان با بهره مندی از  یک تاریخ درخشان و‏ ظرفیت های  وسیع فرهنگی باید سهم بیشتری در این زمینه داشته باشند.

‏وی تاکید کرد: با ثبت ملی و جهانی میراث معنوی خود در حوزه های  مختلف ،‏ گامی موثر در این جهت برداشته ایم  .

‏ رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گفت: میراث معنوی انسان‏ ها به مراتب ارزشمند تر از میراث طبیعی و فیزیکی است چون روحی که در‏ کالبد آثار معنوی انسانها باقی مانده نیز  مبنای معنوی دارد.

‏وی گفت: وقتی یک اثر ثبت  می شود منطقی آن است که بپذیریم اثر متعلق به‏ همه بشریت است و همه باید برای حفظ آن بکوشند چراکه دیگر حفظ آن تکلیف یک‏ کشور نیست بلکه تکلیفی جهانی است.

 

‏رحیم مشایی در بخش دیگر از سخنان خود با اشاره به دیدگاههای جدید رییس‏ جمهوری اسلامی ایران در عرصه های  جهانی، افزود:  امروز رییس جمهوری از‏ نحوه مدیریت امروز دنیا‏ که مبتنی بر منطق و صف بندی های  جنگ جهانی دوم است ، انتقاد دارد.

‏وی گفت: این مدیریت ادامه همان نگاه حاکمان جنگ دوم جهانی است و نگاهی‏ کاملا غلط و نیازمند اصلاح است.

 

‏معاون رییس جمهور افزود: جامعه جهانی امروز دیگر این نوع مدیریت را بر‏ نمی تابد و انسان ها به سرعت در حال نزدیکی و تعامل با یکدیگرند.

‏رحیم مشایی با بیان اینکه انسان به عنوان هدف اصلی آفرینش خداوند متعلق‏ به همه جهان است، گفت: همه جهان نیز متعلق به همه آحاد جامعه است و در‏ معارف و اندیشه اسلامی ما انسان بزرگتر از جهان است و باید بدانیم هیچ‏ نقطه ای  از عالم نیست که به انسان تعلق نداشته باشد.

 

‏ وی تصریح کرد: اگر بپذیریم که همه عالم برای انسان است  می فهمیم که بشر‏ هنوز در ابتدای راه است و از این رو دامنه این تعلق جهانی است ،جریان‏ آفرینش نشان  می دهد که گرچه انسان با پراکندگی آغاز کرده اما این هجران و‏ غربت فاقد اصالت است.

 

‏به گفته وی، آنچه که هدف است و لازم است که تحقق یابد وصلت، همایش،‏ ایستادن و بودن در کنار هم و برای هم است.

‏رحیم مشایی با اشاره به اینکه در تمام تاریخ جنگی بین مردم وجود نداشته و‏ تمامی جنگ ها  ، جنگ قدرت طلب ها  بوده، افزود: جریان هم افزایی انسان یک‏ جریان الهی است، انسان ها  به سمت هم  می آیند و این فطرت انسان است.

 

‏معاون رییس جمهور گفت: انسان ها  همواره خدا خواه هستند و آنهایی که در‏ تاریخ به دنبال صف بندی علیه انسان بوده اند  برای دوره محدودی موفق بوده‏ ولی سرانجام به نتیجه ای نرسیده اند.

‏وی با تاکید بر وجود صف بندی و مرز میان کفر و ایمان، گفت: صف بندی میان‏ ایمان و کفر وقتی درست و معنادار  می شود که  انسان ها  از روی آزادی و به‏ معنای واقعی انتخاب خود را انجام دهند نه به پیروی از یک حاکم یا‏ امپراتوری بزرگ که این صف بندی رسمیت ندارد.

 

‏وی تصریح کرد: مسلمانان هم  نمی توانند بگویند فقط ما درست  می گوییم و‏ مابقی جامعه بشری از گردونه بشریت خارج هستند. پیامبر اسلام (ص) به هنگام بعثت نیز میان هیچ یک از‏ ادیان و پیروان آنها‏ تفاوتی قایل نشد.

‏وی با اشاره به اینکه پیامبر اسلام (ص) رحمت للعالمین است ، تاکید کرد: ما‏ در مقام ابلاغ پیام انسانی مرز  نمی شناسیم  و اعتقادی به اینکه پیرو کدام‏ دین و مذهب هستی نداریم.

 

‏رحیم مشایی افزود:  این حرف های  که من  می زنم عین آموزه های  دینی است و هر کس‏ که شک دارد حاضرم برایش به خوبی توضیح دهم. این درست نیست که بدون بررسی و دقت نظر در سخنان افراد بگوییم‏ که چه  می گویی بلکه باید بخواهیم طرف دیدگاه هایش را برایم توضیح و تفسیر‏ کند.

 

‏وی گفت: امروز گوش جهان تیزتر و فهم جهان بالاتر رفته و دست مدعیان بازرتر‏ و مشتشان خالی تر است.‏ برهمین اساس امروز بهترین زمانه برای ارائه اندیشه های  ناب‏ است. مهم نیست در بیان واقعیت ها  مشایی گم شود اما نباید گذاشت‏ حقیقت گم شود چراکه حرف های  من روشن است.

خبرگزاری جمهوری اسلامی 87/05/30

10 - دین‌خدا آن نیست که شما معرفی می‌کنید


مشایی میهن پرست نیست . میهن ستاست

http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=109758


حجت الاسلام شریف زاده/ یکسال در تبیین و دفاع از رویکرد فرهنگی دولت گفتیم و نوشتیم و نقدی نشنیدیم و اشکالی ندیدیم. به مناظره دعوت کردیم و جوابی دریافت نکردیم، یا قابل ندانستند یا ...؟ بحمدالله مصاحبه بنده با یک روزنامه صبح، دهان برخی را گشود و زبانشان را به نقد جنباند و عیب و هنرشان را نمایان ساخت که: تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد البته ما می‌دانستیم اما می‌خواستیم بر دیگران آشکار شود.


یکی از مدعیان اصولگرایی در همین خصوص می‌گوید: «مصاحبه شریف‌زاده حرف‌های قابل تأمل دیگری هم دارد. وی با یک تقسیم‌بندی سه گانه از دین، تلویحاً اسلام فقاهتی را برای اداره جامعه ناکارآمد عنوان کرده و از مخالفت با سیطره اسلام فقاهتی در اداره جامعه می‌گوید تا راه را برای عرفی‌سازی دین به نحوی باز کند.» جدا نساختن حوزه‌های سخن و موضوعات از یکدیگر حکایت از سطحی بودن برداشت‌ها دارد؛ اسلام و عرضه اسلام دو مقوله متفاوت است که بین آنها خلطی آشکار صورت گرفته است.


آیا مقدم ساختن دلایل عقل پسند و اسباب و موجبات دلپسند در عرضه مضامین دینی بر الزام و توظیف به آنها فروکاستن از دین است؟! آیا گفته شده چیزی از اسلام بکاهید یا گفته شده به عقل و دل مردم اعتنا کنید؟ چرا دربرابر این مطلب واضح مقاومت می‌کنید؟

شاید توان اقناع عقل و ایجاد ایمان قلبی را ندارید و فقط به دستور دادن و تکلیف کردن عادت کرده‌اید؟ آیا اشباع فضای جامعه از دلایل عقلی و اسباب ایمان قلبی، عرفی ساختن دین است؟ عرفی ساختن یا سکولاریزاسیون به این معناست؟

مردم بخوانند و بدانند که عرفی‌سازی معنایش این است که شریعت را بویژه در بخش اجتماعیات از دین بزداییم و دین را به اندازه برخی باورها و حالات درونی کوچک سازیم، اکنون داوری کنید که اگر بنده می‌گویم چرا در 33 سال انقلاب حتی یک فیلم در تبیین زیبایی‌های پوشش و اقناع عقل جوانان ساخته نشده و فقط حکم کردیم و نیروی انتظامی را به کف خیابان آوردیم، این فروکاستن از دین و عرفی‌سازی است یا دین را به‌صورت کامل بیان کردن است؟!


شما فقط از دین به فقه مصطلح بسنده کرده‌اید و معارف عقلانی و معنوی و احساسی‌دین را فراموش کرده‌اید و این فروکاستن دین به احکام رفتاری است در حالی‌که دین خدا بهترین و زیباترین معارف را برای عقل و دل بشر دارد که شما از آن غفلت کرده‌اید. شما در روش با کلیسای کاتولیک در قرون وسطا چه تفاوتی دارید؟

 آنها هم فقط الزام کرده و اهل گفت‌وگو را تکفیر و محاکمه می‌کردند. منظور از اسلام فقاهتی این نیست که شما می‌پندارید. اسلام فقاهتی، اسلامی است که با شیوه‌های درست از منابع درست استنباط شود و به ذوق و سلیقه و قرائت شخصی فرد، مستند نباشد. منظور از اسلام فقاهتی، اسلامی نیست که فقط واجد فقه مصطلح باشد.

 مگر شما اسلام را مساوی با این بخش خاص می‌دانید که اسلام فقاهتی را در برابر آنچه من گفتم قرارداده و مطرح کرده‌اید؟! 
پس اعتقادات، اخلاقیات و معنویات و معارف باطنی دین کجا می‌رود؟ آخر شما که در معنا کردن اسلام فقاهتی این‌گونه گرفتار خلط و مغالطه می‌شوید، چگونه به نقد مطالب دیگران می‌پردازید؟! متوجه شدید کجا به بیراهه رفتید؟

 آنجا که کلمه فقاهت در اسلام فقاهتی را با کلمه فقه مصطلح قیاس کردید و نتیجه گرفتید که اسلام فقاهتی یعنی اسلام فقه، یعنی فقه اسلامی، از اینجا هم پیش می‌روید و نتیجه می‌گیرید که جامعه را باید با فقه مصطلح اداره کرد و از آنجا که فقه مصطلح، دانش تکلیف و توظیف است پس باید مضامین دین را بر مردم دیکته کرد و دیگر هیچ، حال آن‌که فقه مصطلح، دانش کیفیت عرضه و ارائه دین نیست، کیفیت و روش عرضه، در دانش تربیت دینی بررسی می‌شود که جای آن در حوزه‌های علوم دینی ما خالیست.


این بی‌احترامی به ساحت علما نیست که بنده گفتم مطالب مهندس مشایی در عرضه دین، مطالب ارزنده‌ای است که در حوزه‌ها کمتر بحث شده است. من نزدیک به 30 سال است که مدرس همه کتب حوزوی از ادبیات، منطق، اخلاق، فلسفه، کلام، فقه و اصول در سطوح بالا بوده‌ام اما خبری از دانش چگونگی انتقال با همه ظرایفی که دارد، نشنیده‌ام در حالی‌که هنر انبیای عظام، در نحوه انتقال و عرضه آنها بوده است؛

 ولی مع الاسف کاری علمی در این زمینه در طول تاریخ علوم دینی انجام نگرفته است، چرایش جای بحث دارد که در این مقال جای بازگو کردنش نیست. 
عزیزان! شما سخنان کسی را نقد کردید که سال‌ها در نقد سکولاریزم و پلورالیزم تلاش کرده و البته در مراکز حوزوی، یادآور کاستی‌های حوزه شده است و اینها را از اهل فن آموخته است. نه دین خدا آن نیست که شما معرفی می‌کنید. دین خدا را نشناختید و کوچکش ساختید و این چه شناخت ضعیفی از دین و چه بد معامله‌ای با دین عقل و دل و رفتار است. 
والسلام علی من اتبع الهدی

یک بام و چند هوا!

علی‌اکبر جوانفکر/ یک سایت خبری هفته گذشته بدون هیچگونه استنادی، مدعی همسویی کامل جریان موهوم انحراف با ضد انقلاب شد و تأکید کرد که این جریان دور جدیدی از حملات علیه سپاه پاسداران را آغاز کرده است.

این سایت خبری کم‌مخاطب که با ارسال گسترده پیامک می‌کوشد افکارعمومی و خصوصی را تحت تأثیر اخبار جهت دار و هدفمند خود قرار دهد، ادعای بی‌اساس حمله به سپاه را به توهین‌های بی‌شماری مربوط دانسته است که به زعم او از سوی رسانه‌های زنجیره‌ای جریان انحراف! منتشر می‌شود. 

اگر تا دیروز موهومی بودن جریان انحرافی با اما و اگرهایی همراه بود اما امروز کاملاً روشن شده است که این امر چیزی بیش از یک توهم فکری و سیاسی نبوده، بلکه جریان انحرافی برآمده از خط تبلیغاتی مدیریت شده علیه دولت انقلابی آقای احمدی‌نژاد است و عامدانه تلاش می‌شود تا در سایه ایجاد هراس و ترس از این جریان، هر اقدام و رفتار غیرقانونی علیه همکاران رئیس جمهور و طرفداران و حامیان وی و افراد نزدیک به دولت توجیه گردد.


این روش عملکردی برگرفته شده از رویکرد اسلام هراسی نظام سلطه است. دولت امریکا و دستگاه امپراتوری رسانه‌ای و تبلیغاتی وابسته به صهیونیسم بین‌الملل با ایجاد ترس و هراس از اسلام و مسلمانان در جهان و بویژه در کشورهای غربی، هرگونه اقدام شرم آور و جنایتکارانه علیه مسلمانان و مقدسات اسلامی را توجیه می‌کنند.


طی دو سال گذشته، یک جریان غالب، ذی نفوذ و قدرتمند در کشور، با دمیدن در بوق‌های به هم پیوسته تبلیغاتی خود که به مثابه امپراتوری رسانه‌ای داخلی عمل می‌کنند، به تصویرگری از یک هیولای ساختگی و مجازی به نام جریان انحرافی مشغولند و در پرتو آن ظلم و تعدی به حقوق قانونی دیگران را مجاز و مباح می‌شمارند و ادعاهای بی‌اساس رسانه‌هایی ماننداین سایت خبری نیز فقط در چارچوب همین تصویر پردازی و ذهنیت سازی‌های ناصواب مطرح و دنبال می‌شود.


در سال 1390 رسانه‌های پرشمار و برخوردار از منابع بی‌حساب و کتاب مالی، اذهان عمومی را با یک پدیده موهوم به نام جریان انحرافی درگیر کردند تا در سایه آن بتوانند نتیجه انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را به نفع خود رقم بزنند به گونه‌ای که آقای باهنر از نمادهای شاخص این جریان ذی نفوذ، به صراحت چنین اعلام کرد:


در دور اول انتخابات مجلس نهم حساسیت‌ها در مورد جریان انحرافی بالا بود و مسئولین شورای نگهبان و گروه‌های سیاسی تلاش داشتند تا با این جریان برخورد کنند.

برخورد بسیار قاطعی نیز با آنها شد. به صورتی که فکر نمی‌کنم در مجلس نهم افرادی وابسته به جریان انحرافی حضور داشته باشند و می‌توانیم بگوییم تعداد این افراد نزدیک به صفر است.


برکسی پوشیده نیست که بالاترین سطح عملکرد در سال 1390 متعلق به کسانی بوده است که با تفسیری نادرست و انحرافی از انقلاب، امام و نظام اسلامی، تلاش کردند به ایجاد انحصار و اعمال محدودیت‌های غیرقانونی در ارکان قدرت و نهادهای مؤثر کشور بپردازند و به تدریج هرگونه امکانی برای متجلی شدن اراده و خواست ملت ایران و حضور نمادهای واقعی انقلاب اسلامی را در این نهادها و ارکان از بین ببرند.


آقای باهنر و طیف همفکران وی در یک همکاری گسترده و مشترک، موفق شدند در پوشش مبارزه با جریان موهوم انحرافی، مجلس نهم را از وجود بخش مهمی از طرفداران و حامیان رویکرد مردمی، انقلابی و ارزشی دولت احمدی‌نژاد خالی کنند.


دولت آقای احمدی‌نژاد در نتیجه رویکردهای شفاف و مبتنی بر جهت گیریهای انقلاب اسلامی و عملکردهای درخشان در جهت پیشرفت و آبادانی ایران عزیز، به عنوان الگوی راستین حاکمیت اسلامی و مردمی شناخته می‌شود و مردم ایران کارنامه او را تفسیر گویا، درست و دقیقی از انقلاب و ارزش‌های آن می‌دانند. 

دکتر احمدی‌نژاد و همکاران صدیق او به عنوان رویش‌های جدید انقلاب اثبات کرده‌اند که برای دفاع از آرمان‌های بزرگ ملت ایران و حراست از کیان اسلام و حقیقت نظام جمهوری اسلامی ایران وارد عرصه مدیریت اجرایی کشور شده‌اند و در عین مظلومیت به مجاهدت در این راه ادامه می‌دهند.


با آن‌که در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، دوستان و حامیان دولت آقای احمدی‌نژاد، بی‌رحمانه آماج تخریب و حذف از صحنه انتخابات قرار گرفتند و در حق آنها ظلم شد اما آنها با رفتار و منش اسلامی و انقلابی خود، فرصت خوشحالی را از دشمنان به کمین نشسته ملت ایران گرفتند. به آنها ظلم شد و حقوق طبیعی‌شان از بین رفت اما آنها فریاد برنیاوردند و مظلومانه سکوت اختیار کردند.


روزنامه اعتماد وابسته به طیف اصلاح‌طلبان در این زمینه اذعان کرده است که حذف جریان(موهوم) انحرافی از انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی در حالی صورت گرفته است که در تمام این مدت طرفداران دولت در سکوت کامل خبری بودند، نه به نتایج انتخابات اعتراضی داشتند و نه به ابطال‌های انتخاباتی. 

روزنامه در سال 1390 به ناحق و به نام مبارزه با جریان انحرافی، مورد حمله عوامل دادستانی تهران قرار گرفت، به تأسیسات آن خسارت وارد شد، تعداد قابل توجهی از دبیران، خبرنگاران و مدیرمسئول این روزنامه، کتک خوردند، مجروح و مصدوم و بازداشت شدند اما مظلومانه دم فرو بستند و به دلیل تعهدشان به انقلاب و نظام اسلامی، از به راه انداختن هیاهو و جنجال رسانه‌ای دوری گزیدند.


در همین سال مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور و مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی به اتهام واهی و غیرواقعی توهین به رهبری در دادگاه انقلاب محاکمه و به یک سال زندان و پنج سال انفصال از همه گونه فعالیت سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی محکوم می‌شود و او ناگزیر از قاضی صلواتی به دادسرای قضات شکایت می‌برد و با وجود گذشت شش ماه از آن، به این شکایت رسیدگی نشده است.


در سال 1390 به نام مبارزه با جریان انحرافی، آقای محمدشریف ملک‌زاده معاون وزیر امور خارجه را وادار به استعفا کردند و با به راه انداختن یک جنجال رسانه‌ای، او را بازداشت و مدت مدیدی در زندان انفرادی حبس کردند و هنگامی که بازپرس پرونده به هیچ مدرکی برای تعقیب قضایی او دست نیافت، ناگزیر از صدور حکم منع تعقیب وی شد و صد البته همین آقای بازپرس بلافاصله از ادامه فعالیت در دادسرای کارکنان دولت محروم می‌شود و به دادسرای دیگری که اغلب به پرونده‌های اوباش رسیدگی می‌کند، انتقال می‌یابد.


به نام مبارزه با جریان انحرافی، افراد دیگری نیز بازداشت و زندانی شدند و تحت همین عنوان یکی از حامیان دولت به نام حسین نوبختی بیش از هفتاد روز است که در بازداشت به سر می‌برد و دستگاه قضایی نیز تا کنون درباره او و اتهامات نسبت داده شده به وی، هیچ گزارشی را منتشر نکرده است.


حامیان و طرفداران رئیس جمهور، مظلومانه و سرسختانه به تلاش‌های خود برای خدمت به مردم و تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی ادامه می‌دهند و این در حالی است که مخالفان دولت آقای احمدی‌نژاد نیز همچنان با استفاده از ابزارهای در اختیار و بدون هیچگونه نگرانی و دغدغه‌ای، سرگرم تشدید فشار بر دولت، همکاران رئیس جمهور و حامیان او هستند.

آنها به این نتیجه رسیده‌اند که برای همیشه راه ورود افرادی مانند آقای احمدی‌نژاد را به محدوده مدیریت عالی کشور، مسدود کنند و از این پس هیچکس نتواند خارج از اراده و اختیار این طیف خاص لانه کرده در مراکز قدرت و حکومت، فرصت خودنمایی پیدا کند.

 اما به راستی آنها در مخیله خود چه می‌اندیشند؟ آیا نمی‌دانند که کارشکنی در برابر دولت انقلابی احمدی‌نژاد به مفهوم کارشکنی در راه انقلاب و آرمان‌های آن است؟ آیا به این امر واقف نشده‌اند که برخورد با یک دولت مردمی و رئیس جمهور محبوب مردم، به منزله برخورد با مردم است؟

 افرادی مانند آقای باهنر که تحت عنوان مبارزه با جریان انحرافی، حقوق قانونی مردم را نادیده گرفته‌اند، چه جایگاهی در خانه ملت دارند؟ آیا بهتر نیست که او بیش از آن‌که به آرای ناچیز خود برای راهیابی به مجلس نهم بیندیشد، به افرادی فکر کند که به او رأی نداده‌اند و رقم آنها نیز 93 درصد واجدین شرایط رأی در تهران بوده است؟

آب شدن کوه یخی توطئه

سعید یوسفی پور: بیانات مهم و دقیق روز گذشته امام خامنه ای(حفظه الله) در دیدار با نمایندگان مجلس نهم همانطور که در خصوص بایدها و نبایدهای یک مجلس سالم و زنده نکات بسیار حکیمانهای داشت که قطعاً مورد توجه نمایندگان و رسانههای ولایی و منصف قرار گرفته و انشاءالله در دستور کار قرار میگیرد اما در سطحی دیگر نیز حائز اهمیت بسیار بالایی بود. معظم له همانند سایر بیانات ارزشمند خود این بار نیز از یکی از حوزه های عملکردی و مصادیق افتخارات دولت دفاع نموده و نکات مهمی را در این خصوص بیان داشتهاند.
رهبر معظم انقلاب در بخش مهمی از سخنان روز گذشته فرمودند: «برخی با گوشه و کنایه میگویند دنیا را در مقابل نظام قرار ندهید، اما این سخنی از سر نیندیشیدن است چرا که مطرح شدن داعیه حکومت دینی و مردمسالاری دینی، بطور طبیعی، فرعونهای جهانی را به مقابله با این نظام و این ملت برانگیخته است.» این بخش از سخنان رهبر حکیم انقلاب از آن جهت اهمیت ویژه مییابد که توجه داشته باشیم در چند ماه گذشته و به واسطه افزایش برخی فشارهای بین المللی به نظام و انقلاب، بسیاری از سیاسیون مدعی اصولگرایی و اصلاح طلبی، مثل همیشه مدعی شده بودند عملکرد دولت در حوزه سیاست خارجی باعث شده تا چنین شرایط سخت و تیره و تاری حاصل شود و کشور در آستانه یک بحران سیاسی – امنیتی قرار گیرد! این افراد و البته امپراتوری رسانه ای همراهشان بر همین اساس ضمن انتقادات شدید از دولت، پالس هایی را نیز برای غرب فرستادند مبنی بر اینکه ما هنوز امریکا را قدرت برتر دنیا میدانیم و مثل همیشه آمادگی عقب نشینی از سیاستهای انقلابی را به واسطه تغییر رئیس جمهور در یک سال آینده خواهیم داشت. برخی عناصر میانی آنها نیز پا را فراتر گذاشته و تهدید کرده بودند بزودی وضعیت نامطلوب اقتصادی کشور که به واسطه سیاست خارجی انقلابی دولت ایجاد شده به یک چالش امنیتی برای کشور تبدیل شده و مردم را به کف خیابان میکشاند. در همین خصوص «محمد خوش چهره» بحث را به سطح بالاتری کشانده و به روزنامه حامی محسن رضایی میگوید: «متأسفانه نظام از ابزارهای خود برای جلوگیری از اختلالاتی که به واسطه عملکرد دولت رقم خورده به خوبی استفاده نکرده است و بعضی از مقامات کشور که در این خصوص سکوت کرده اند باید سکوت خود را بشکنند، چون به واسطه این سکوت برخی از عملکردهای دولت تبدیل به ارزش شده است!» 
این اظهارات در واقع بخشی از کوه یخی توطئه ها و مقاصد پلید جریان مخالف دولت در داخل کشور که البته در اردوگاههای مختلف و متنوع تعریف شده و در یک نقطه که همانا فشار و مخالفت با دولت است به هم رسیده اند را به خوبی نشان میدهد. نکتهای که بارها به نیروهای ارزشی و اصولی گوشزد شده مبنی بر اینکه هدف دشمن از حملات اخیر علیه دولت تنها شخص دکتر احمدی نژاد یا اطرافیان وی نیست، بلکه بعضی بغضهای فروخفته از موضوعات دیگر نیز امروز در قامت حمله به دولت در آمده و رخ نمایی میکنند. 
در واقع همگان باید به این نکته توجه داشته باشند که هدف نهایی حملات، اصل نظام و نقاط حساس انقلاب اسلامی است. بر این اساس عملیات روانی در داخل کشور به مرحلهای میرسد که هرگونه دفاع از دولت مکتبی مساوی با موافقت با خیانات فرضی این دولت در کشور است و فرد دفاع کننده در هر سطحی در معرض اتهام قرار میگیرد. مصداق آن را نیز میتوان در انتصاب حکم آیت الله هاشمی شاهرودی برای محمد شریف ملک زاده مشاهده نمود که به واسطه این حکم به راحتی مورد تعرض رسانه ها و شخصیتهای به ظاهر اصولگرا قرار گرفت و فضایی ایجاد شد که گویا حضرت آیت الله مرتکب خلاف شرع شدهاند که یکی از نزدیکان رئیس جمهور را به عنوان مشاور خود منصوب نمودهاند. 
در رأس این پروژه البته باید به عملکرد چندی پیش پایگاه اطلاع رسانی هاشمی رفسنجانی اشاره کرد که شفافتر از هر رسانه و شخص دیگری تیتر زد: «سکوت رهبری در برابر انحرافات رئیس جمهور جایز نیست.» اما نایب الامام روز گذشته بار دیگر نقطه ثقل این تهاجمات را هدف قرار داده و ضمن تأکید بر این نکته که منطقه در وضعیت عجیبی قرار دارد، تصریح فرمودند ذات انقلاب اسلامی واکنش استکبار جهانی را در پی دارد و نباید انتظار داشت دنیا به معنای حاکمیت امروزی اش در برابر انقلاب اسلامی قرار نگیرد که از زعم نگارنده اگر چنین اتفاقی افتاد باید به نحوه و مسیر حرکت انقلاب شک کرد. 
انقلاب اسلامی اصولاً به میدان آمده تا مقدمهای باشد برای استقرار نظم مبتنی بر توحید و عدالت در دنیا و این نظم را چگونه میتوان رقم زد در حالی که نظم شیطانی فعلی را به هم نزده باشیم! پس آیا انتظار داریم جریانی که نظام طراحی شده جهانیاش را در آستانه فروپاشی میبیند در مقابل انقلاب نایستاده و یا مثلاً در این خصوص کوتاه بیاید!

علی رويين‌تن: رياكاری مانع اصلی به تصويركشيدن دغدغه‌های دينی در سينماست

آرمان‌های ما جدا از دين‌مان نيستند، ولی به خاطر روزمرگی كه گريبان جريان‌های معاصر را گرفته و ريا كاری‌هايی كه گاها مشاهده می‌شود، به تصوير كشيدن دغدغه‌های دينی در سينما سخت شده است.

علی رويين‌تن، كارگردان سينما در گفت‌و‌گو با ايكنا، با بيان اينكه سينما برای من وسيله‌ای است تا بتوانم به واسطه آن آرمان‌هايم را تصوير كنم، گفت: معتقدم اين هنر صنعت قدرت لايتناهی دارد كه می‌تواند هر رويايی را تصوير كند.
وی افزود: من سينما را يك سودای جهانی می‌دانم كه قادر است همه آنچه را كه واقعيت نيست ولی در حقيقت است، انعكاس دهد. برای مثال زمانی كه قصه‌ای را می‌خوانيم لذت تصوير كردن آن را نمی‌بريم، به همين دليل فيلم ديدن هم اكنون عادت انسان‌های امروزی است.
وی در پاسخ به اين سؤال كه چرا در سينما به دنبال دست يافتن به آرمان‌هايش است، گفت: من به طور همزمان هم در تئاتر و هم در ادبيات نيز مشغول فعاليت هستم، ولی هر كدام از اين حوزه‌ها به نحوی روياهای من را محقق می‌كند.
وی با اشاره به اينكه پرداختن به آرمان‌ها و رؤياها در سينما آيا نوعی كوچك كردن آن نيست، بيان كرد: روياها بی‌انتها هستند پس اگر در سينما فيلمسازی بتواند تنها 10 درصد روياها و دغدغه‌هايش را تصوير كند، وی را بايد فيلمسازی موفقی دانست. نكته ديگر اينكه رويای همه ما به وسعت ذات مطلق خداست و هر كس هم در زمينه خداشناسی حرف زده تنها بخش كوچكی را بيان كرد، وليكن اين مسئله نبايد دليلی برای نپرداختن به اين موضوعات باشد.
كارگردان فيلم «دلشكسته» ادامه داد: بزرگ‌ترين وديعه خدا طبق گفته كتاب آسمانی ما قرآن، انسان‌ها هستند، پس اگر بتوان دغدغه انسان‌ها را هر چند به صورت محدود تصوير كرد كار بسيار بزرگی انجام شده است.
كارگردان فيلم «دلشكسته» در پاسخ به سؤال ديگری مبنی بر اينكه دغدغه دينی را چگونه می‌توان در سينما ترسيم كرد؟ گفت: آرمان‌های ما جدا از دين‌مان نيست، ولی به خاطر روزمرگی كه گريبان جريان‌های معاصر را گرفته و ريا كاری‌هايی كه در حال رخ دادن است، احساس می‌كنم تصوير كردن دغدغه‌های دينی در سينما سخت شده است، هرچند در سال‌های دور اين‌گونه نبود و فيلم‌هايی چون «محمد رسول‌الله» و «آهنگ برنادت» توانست دغدغه خداخواهی را به شكل وسيعی در جهان اشاعه دهند. از اين دسته فيلم‌ها در تاريخ سينمای كلاسيك جهان بسيار است.
روين‌تن تأكيد كرد: موفقيت فيلم‌هايی كه ذكر شد بدين دليل به دست آمده كه مضامين دينی در قالبی درست تنيده و عرضه شده و از رياكاری هم خالی بوده است. اين اتفاق در سينمای ما نيز قابليت بروز دارد به شرطی كه مديران سينمايی از سينماگران توقع آن بار و معنويتی كه مديريت‌شان خواهان آن هست، نداشته باشند. در چنين شرايطی است كه دين سخن‌های ناگفته بسيار دارد.
وی در بخش ديگری از سخنان خود در خصوص دغدغه‌اش از ساخت فيلمی چون «دلشكسته»، گفت: من معتقدم مردم ما خداجويی در وجوشان نهادينه شده و هر ايرانی به واسطه خداخواهی و علاقه به اهل‌بيت است كه توانسته بر مشكلاتش فائق آيد. نشان دادن چنين ويژگی دغدغه من در فيلم «دلشكسته» بود. البته اينكه تا چد توانسم خواستم را درست تصوير كنم جای بحث دارد.
رويين تن افزود: در فيلم ديگرم «زمهرير» نيز خواستم از سلوك رزمندگان برای رسيدن به اهل بيت سخن گويم، وليكن چون ذهن برخی از آدم‌های جامعه ما كليشه‌مند شده، ابتدا چنين كارهايی را مسخره می‌كنند، اما ذره ذره آن را باور می‌كنند، البته من در «زمهرير» كم كم قدم بر نداشتم، بلكه اين كار، قدم بزرگی است كه فكر می‌كنم به موفقيت لازم دست پيدا نكرد.
وی يادآور شد: در فيلم «زمهرير» همچنين من در پی گفتن اين مطلب بودم كه كسانی كه به صراط ولايت و ولايت‌خواهی جلو می‌روند به موفقيت لازم در اجتماع دست پيدا می‌كنند، وليكن اين ويژگی حداقل بازخورد لازم را در بين منتقدان نداشت.
اين فيلمساز با بيان اينكه سينماگر دغدغه‌مند قادر به فعاليت در سينمای كنونی نيست، افزود: نبود دغدغه به سينما ما يا سينمای ديگر كشورها ربطی ندارد، چون سينما يك هنر صنعت است كه وقتی شكل صنعتی آن بر هنريش قالب می‌شود، قطعا آرمان‌ها و دغدغه‌ها در آن كمتر می‌شود، به همين دليل در سينمای جهان سينمای مؤلف كم رنگ است. هرچند در خصوص سينمای ما بايد گفت كه نه صنعت را دارد نه هنر را.
رويين‌تن در پايان خاطرنشان كرد: گفتن دغدغه‌ها در سينما تنها به واسطه سينمای داستانی حاصل نمی‌شود، بلكه ديگر بخش‌های هنر هفتم را هم می‌توان برای رسيدن به ايده‌آل‌ها آموخت. يكی از اين راه‌ها سينمای مستند كه كه دنيای وسيعی برای رسيدن به رؤياهاست. امكانی كه من هم اكنون در حال تجربه كردن آن هستم و دو فيلم با محوريت حضرت فاطمه زهرا (س) و نذر می‌سازم.

ولایتمدار باشیم

امیر طاهر حسین خان - زمانی که پیامبر اکرم قصد داشت جامعه ظلمت زده مکه را به اسلام دعوت کند، با عادت زشت دروغگویی به مقابله پرداخت و آنقدر نسبت به مردم دلسوز بود و با آنها به صداقت و درستی رفتار میکرد تا اینکه همان مردم به ایشان لقب « محمد امین» دادند. پیامبری که در میان همه تریبونهایی که داعیه دفاع از حقوق مردم و سعادت آنها را داشت، با صداقت وارد شد و جلب اعتماد کرد.

 در حال حاضر اگر تاریخ 33 ساله انقلاب را بررسی کنید به خوبی به نقش دلسوزانه و امانتدارانه امام عزیز و رهبر فرزانه مان در برخورد با مسائل و مشکلات جامعه پی می بریم. به اعتقاد همه دلسوزان نظام و انقلاب، رهبر عزیز در طول دوران رهبری خود واجد شرایطی بوده اند که بنده بعد از ذکر این شرایط، قصد دارم رهبر انقلاب را به عنوان تنها و بهترین پدر موجود جهت ارجاع افکار عمومی پیرامون مسائل کلان کشور معرفی کنم.

رهبر انقلاب را اگر به مثابه یک پدر در نظر بگیریم مشاهده می شود که این پدر به هیچ حزب و گروهی تعلق ندارد و تنها دغدغه این پدر حفظ ارزشهای راستین نظام و ارتقای سطح شعور سیاسی و اعتقادی ملت ایران می باشد. این پدر به هیچ عنوان بر درج و انتشار اخبار دروغ و شنیده ها و احتمالات در سطح جامعه تمایل ندارد بلکه همواره بر اساس قطعیات و دانسته ها و مشاهدات عینی سخن می گویند.

این پدر به هیچ وجه در صدد ایجاد فضای سیاه نمایی و یاس حتی در بدترین شرایط جامعه نبوده است و در عوض همواره از امید به آینده ای روشن- اقتدار ملی و توانایی ملت- پابرجایی نظام و انقلاب و ذلت دشمنان سخن گفته اند و به همگان روحیه امید و شادابی تزریق کرده اند.

 این پدر به هیچ وجه در صدد تخریب شخصیت حتی در قبال مخالفان داخلی خود نیست بلکه شیوه این پدر پرداختن به اصول و ارزشها است و افراد را بر اساس پایبندی به این اصول تقسیم بندی خودی و غیر خودی میکند. این پدر به هیچ وجه به مصادیق و افراد وارد نمی شود بلکه اصول و مبانی را می گوید و انتخاب را به ملت واگذار میکند.

 این پدر به شدت نگران و مخالف همه گیر شدن فضای اختلاف و چند دستگی بین مسئولان و در جامعه است و همواره مخاطبان خود را به رعایت وحدت در سایه اصول- پایبندی به ارزشهای راستین و دینی- وحدت در راستای اقتدار ملی و پیشرفت- کم کردن فاصله ها و اختلافات و افزایش موارد وحدت بخش رعایت میکند.

 این پدر هیچگاه برای خوشایند یا بدآمد دیگران موضع نمی گیرد و مواضع خود را بر اساس حق و انصاف بیان می کنند و هدف خود از انتقاد را نه تخریب یک فرد و بالا بردن فرد و جریان دیگر، که برطرف شدن عیوب و حاکم شدن محسنات میداند. این پدر به شدت دلسوز ملت و دولت است و به هیچ وجه مصالح فردی یا حزبی را بر مصالح امت اسلامی ترجیح نمی دهد. این پدر هدف خود از سخنرانی یا دادن پیام و... را آرام کردن فضای جامعه و مشخص کردن خط سیر و نقشه راه است و به هیچ وجه به دنبال غبارآلود کردن فضای داخلی نیست.

این پدر به زعم متهم شدن به جانبداری از اشخاص یا گروههای خاص توسط ضد انقلاب ، همواره با عملکرد خود خط بطلانی بر این فرضیات نادرست کشیده است و خود را فدایی واقعی امام زمان در جهت انجام ماموریت بزرگ میداند. این پدر در مقابل کلیه تهمتها و دروغ پراکنیهایی که علیه وی انجام می شود با شیوه رحمت و گذشت برخورد کرده و عملکرد وی موجب تحسین دوست و دشمن شده است و آنها نیز به حقانیت این پدر اذعان کرده اند.

 این پدر در برخورد با مخاطب خود همواره رعایت ادب و اخلاق- تقوای سیاسی- پرهیز از بزرگ نمایی اختلافات- پرداختن به مسائل اصلی و مهم جامعه- بیان مطالب بر اساس استناد و استدلال و... را دنبال میکند و براستی باید به ایشان « پدر امین» گفت. پدری که همواره با تحلیلها و بیانات خود راهگشا و چاره ساز بوده است و باعث شادی دوستان و ناامیدی دشمنان شده است.

 به نظر شما آیا مخالفان دولت  و حتی منتقدان سیاسی به مانند ایشان رفتار می کند؟. آیا چنین پدری نمی تواند چشم امید و جراغ روشن ما در این زمانه وانفسا باشد؟. آیا ایشان نمی تواند نقش خضر نبی را ایفا کند؟   براستی در این سه سال اخیر که هجمه ها  به دولت خدمتگزار در فضای رسانه ای و تریبونهای خاص شکل گرفته است تا چه اندازه به مواضع صریح ایشان همخوانی دارد؟. جایگاه مواضع رهبری در تصمیم گیری و خط مشی ما کجاست یا اینکه ما بر اساس حدسیات و احساسات خود تصمیم گرفته و عمل می کنیم؟

5 - ولایتمداری هم انحراف است ؟

چندی پیش، رئیس جمهور، در همایش تجلیل از فردوسی‌پژوهان اظهاراتی را در تجلیل از فردوسی بر زبان آورد که به انتقادات گسترده ای منجر شد، حال آن که در کلام رهبری نیز تقدیرهای مستحکمی از فردوسی به چشم می‌خورد.

احمدی‌نژاد در خلال سخنانش گفته بود: «فردوسی از سویی حقیقت مکتب پیامبر را تبیین و از سویی دیگر هویت حق‌جوی ملت ایران را زنده کرد و با حقیقت آن پیام پیوند داد.»، «شاهنامة فردوسی در حقیقت توحیدنامه، خدانامه و تفسیر قرآن است.» این اظهارات به نوعی ناسیونالیسم غیر اسلامی تعبیر شد تا جایی که حتی خطیب نمازجمعه تهران آیت‌الله سیداحمد خاتمی در برابر آن واکنش نشان داد و گفت: «گفتن اینکه شاهنامه تفسیری از قرآن کریم است، نشان ‌دهنده نبود آشنایی با قرآن و شاهنامه است.»

این در حالی‌ست که پیش از این رهبر انقلاب فردوسی را «برخوردار از معارف ناب دینى»و دارای «حکمت الهىِ اسلامى» خوانده و تجلیل از او را لازم دانسته است.

در ادامه بخش‌هایی از بیانات رهبر انقلاب در تمجید فردوسی را که در گزارشی گردآوری شده است می‌خوانید:

«شما نگاه کنید، شاعران برجسته‌ى ما اغلب – حالا نمیگویم همه – اینجورند؛ از فردوسى بگیرید تا مولوى و سعدى و حافظ و جامى. فردوسى، حکیم ابوالقاسم فردوسى است. به یک آدم داستانسرا، اگر صرفاً داستانسرا و حماسه‌سرا باشد، حکیم نمیگویند. این «حکیم» را هم ما نگفتیم؛ صاحبان فکر و اندیشه در طول زمان او را حکیم نامیدند. شاهنامه‌ى فردوسى پر از حکمت است. او انسانى بوده برخوردار از معارف ناب دینى. همه‌ى آنها حکیم بودند؛ سرتاپاى دوانینشان پر از حکمت است. حافظ اگر افتخار نمیکرد به حافظ قرآن بودن، تخلص خودش را «حافظ» نمیگذاشت. او جزو حفّاظ قرآن است؛ «قرآن ز بر بخوانم با چهارده روایت.»

بیانات در دیدار جمعی از شعرا، ۱۳۹۰/۰۵/۲۴

«خوشبختانه ادبیات سلف ما همه‌اش در جهت ارزشهاى الهى و اسلامى است؛ از جمله همین شاهنامه که شما به آن اشاره کردید. اول انقلاب عده‌یى از مردمِ بااخلاصِ بى‌اطلاع رفته بودند قبر فردوسى را در توس خراب کنند! وقتى من مطلع شدم، چیزى نوشتم و فوراً به مشهد فرستادم؛ که آن را بردند و بالاى قبر فردوسى نصب کردند؛ نمى‌دانم الان هم هست یا نه. بچه‌هاى حادى که به آن‌جا مى‌رفتند، چشمشان که به شهادت بنده مى‌افتد، لطف مى‌کردند و مى‌پذیرفتند و دیگر کارى به کار فردوسى نداشتند! حقیقت قضیه این است که فردوسى یک حکیم است؛ تعارف که نکردیم به فردوسى، حکیم گفتیم. الان چند صد سال است که دارند به فردوسى، حکیم مى‌گویند. حکمت فردوسى چیست؟ حکمت الهىِ اسلامى.

شما خیال نکنید که در حکمت فردوسى، یک ذره حکمت زردشتى وجود دارد. فردوسى آن وقتى که از اسفندیار تعریف مى‌کند، روى دیندارى او تکیه مى‌کند. مى‌دانید که اسفندیار یک فرد متعصبِ مذهبىِ مبلّغ دین بوده که سعى کرده پاکدینى را در همه جاى ایران گسترش بدهد. تیپ اسفندیار، تیپ حزب‌اللهى‌هاى امروز خودمان است؛ آدم خیلى شجاع و نترس و دینى بوده است؛ حاضر بوده است براى حفظ اصولى که به آن معتقد بوده و رعایت مى‌کرده، خطر بکند و از هفت‌خان بگذرد و حتّى با رستم دست و پنجه نرم کند. وقتى شما شاهنامه را مطالعه مى‌کنید، مى‌بینید که فردوسى روى این جنبه‌ى دیندارى و طهارت اخلاقى اسفندیار تکیه مى‌کند. با این‌که فردوسى اصلاً بنا ندارد از هیچیک از آن پادشاهان بدگویى کند، اما شما ببینید گشتاسب در شاهنامه چه چهره‌یى دارد، اسفندیار چه چهره‌یى دارد؛ اینها پدر و پسر هستند. فردوسى بر اساس معیارهاى اسلامى، به فضیلتها توجه دارد؛ در حالى که بر طبق معیارهاى سلطنتى و پادشاهى، در نزاع بین گشتاسب و اسفندیار، حق با شاه است. «به نیروى یزدان و فرمان شاه» یعنى چه؟ یعنى هرچه شاه گفت، همان درست است؛ یعنى حق با گشتاسب است؛ اما اگر شما به شاهنامه نگاه کنید، مى‌بینید که در نزاع بین اسفندیار و گشتاسب، حق با اسفندیار است؛ یعنى اسفندیار یک حکیم الهى است. فردوسى از اول با نام خدا شروع مى‌کند – «به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه بر نگذرد» – تا آخر هم همین‌طور است؛ فردوسى را با این چشم نگاه کنید. فردوسى، خداى سخن است؛ او زبان مستحکم و استوارى دارد و واقعاً پدر زبان فارسى امروز است؛ او دلباخته و مجذوب مفاهیم حکمت اسلامى بود؛ شاهنامه را با این دید نگاه کنید.

البته بعضیها زردشتى‌مسلکند، بعضیها هم زردشتى‌مسلک نیستند. آنهایى که زردشتى‌مسلکند، خوششان مى‌آمد که به زردشتیگرى تظاهر کنند و چیزى درباره‌ى فردوسى بگویند؛ اما حقیقت قضیه که این نیست. این شاهنامه‌ى فردوسى در مقابلمان است. شما خیال مى‌کنید که اگر در شاهنامه‌ى فردوسى چیزى برخلاف مفاهیم اسلامى وجود داشت، این‌قدر در جوامع اسلامى جا مى‌افتاد؟ شما مى‌دانید که در این نسلهاى گذشته، مردم ما چه‌قدر دینى بوده‌اند. در کدام خانه و کدام ده و کدام محله، شاهنامه نبود یا خوانده نمى‌شد؟ همه جا مى‌خواندند و منافاتى هم با مفاهیم اسلامى نمى‌دیدند. حافظ هم همین‌طور است. در دیوان حافظ هم با این‌که سخن از مى و معشوق و پیاله و این حرفهاست، در عین حال مردم بین آن اشعار و مفاهیم مذهبى منافاتى نمى‌دیدند؛ یعنى از اشعار حافظ واقعاً همان برداشت عرفانى را مى‌کردند؛ اگرچه بنده به آن شدت قبول ندارم که همه‌ى شعرهاى حافظ عرفانى است. على‌اىّ‌حال، هم در نقدهایتان، هم در برنامه‌سازیهایتان، هم در گزینش متنهایتان، آن جنبه‌هاى ارزشىِ اسلامى را رعایت کنید.»

بیانات در دیدار مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۰/۱۲/۰۵

«من موافقم که از «فردوسى» تجلیل شود، شاهنامه تحلیل شود و حکمت فردوسى استخراج گردد تا همه بدانند که این حکمت، اسلامى است یا غیراسلامى. این بزرگداشتى هم که برگزار شد، اصلاً به دستور و خواست من بود؛ منتها چون اواخر ریاست جمهورى‌ام بود، به آقاى مهندس «حجت» گفتم که دنبال نمایید و فردوسى را بزرگ کنید. فردوسى باید هم بزرگ شود. فردوسى در قلّه است. امیدواریم کم‌کارى – که دوستان اشاره کردند – گریبان ما را نگیرد تا حکمت فردوسى را بیان کنیم. ما هستیم که اسم او را «حکیم ابوالقاسم فردوسى» گذاشتیم؛ دشمنان دین که این اسم را نگذاشته‌اند. خوب؛ این حکیم چه کسى است و حکمت او چیست؟ آیا حکمت زردشتى است، حکمت بى‌دینى است، حکمت پادشاهى است یا حکمت اسلامى؟ این را مى‌شود در آورد. اگر کسى به شاهنامه نگاه کند، خواهد دید که یک جریانِ گاهى باریک و پنهان و گاهى وسیع، از روح توحید، توکّل، اعتماد به خدا و اعتماد به حق و مجاهدت در راه حق در سرتاسر شاهنامه جارى است. این را مى‌شود استخراج کرد، دید و فهمید. مخصوصاً بعضى از شخصیتهاى شاهنامه خیلى برجسته هستند که اینها را باید شناخت و استخراج کرد. من یک وقت گفتم که «اسفندیار» مثل این بچه حزب‌اللّهی‌هاى امروز خودِ ماست! در فرهنگ شاهنامه یک حزب‌اللّهى غیورِ دین‌خواهِ مبارز وجود دارد. بله؛ این کارها را شما بکنید تا دیگران نکنند. شما که نکردید، دیگران مى‌کنند.»

بیانات در دیدار اعضای انجمن اهل قلم، ۱۳۸۱/۱۱/۰۷

«بزرگترین دانشمندان دنیا در رشته‌هاى مختلف علوم – چه در رشته طبیعى، چه در رشته انسانى، چه در رشته نجوم و چه در ادبیات و فلسفه و ریاضى – ایرانى بودند و از میان آنها «فارابى»ها، «ابن سینا»ها، «فخر رازى»ها، محمّدبن زکرّیاى رازى»ها، «خوارزمى»ها و «خیّام»ها و «فردوسى»ها و «سعدى»ها برخاستند. اینها گذشته ملت ماست.

در مثالى محسوس مى‌توان گفت که گذشته تاریخى به مثابه شفته و بتونى است که ستون روى آن قرار دارد. هر چه شفته در عمق بیشترى فرو رفته و قویتر باشد، ستونِ بنا شده روى آن از استحکام بیشترى برخوردار است. ملتى که سابقه تاریخى ندارد مثل ستونى است که آن را روى زمینِ سُست بنا کرده باشند. هر چه هم با عظمت باشد آسیب‌پذیرى‌اش خیلى زیاد است.»

خط امام (ره) انحراف شمرده می شود



مکتب تشیع چه در زمان حیات ائمه معصومین علیه السلام و چه درزمان غیبت حضرت ولی عصر عج تا به امروز مبتنی بر تضارب آرا بوده و همواره فضای گفت و گو پیرامون تمام مسائل حاکم بوده چنانکه رئیس مذهب جعفری حضرت امام صادق ع ساعت ها با کافری بر سر وجود یا عدم وجود خدا مباحثه می کردند و در خلال بحث هیچ گاه برخورد توهین آمیزی نسبت به مخاطب خود نداشتند.

حضرت امام ره نیز که احیاگر تشیع در قرن اخیر بود توجه ویژه ای به این نکته داشت و پس از ایشان رهبر معظم انقلاب با تاکید بر کرسی های آزاد اندیشی بر فضای تبادل نظر و عقیده ، بر این فضای گفتمانی دامن زدند.
اما در کنار این همواره تاریخ شاهد آن بوده که شیطان بیکار ننشسته و با استفاده از ابزار هایی سعی بر منحرف نمودن این مسیر کرده است و در عوض آن فضایی تکفیری ایجاد کرده و از این طریق مانع از انتشار معارف شیعه گشته است.

طی چند سال گذشته شاهد بودیم که سخنان رئیس دفتر رئیس جمهور برای همان بستن فضای اندیشه ، ناقص و منقطع منتشر می شد تا فضای تکفیری که امروز گرفتارش هستیم بوجود بیاید و باید گفت که شیطان در این مسیر تا حدودی موفق بوده است. یکی از مسائلی که محل دعوا بود و همزمان با مطرح شدنش ، مشایی محکوم به مصداق تهاجم فرهنگی شد ، بحث مدیریت انبیا است.

مهندس مشایی در پانزدهمین جشنواره تحقیقاتی علوم پزشکی رازی پیرامون انقلاب اسلامی و بازگشت به خود و نقش تاثیر گذار حضرت امام ره سخنانی ایراد کردند و در ادامه با ابراز تاسف از اینکه بسیاری از مطالب به خوبی تبیین نشده اند، گفت: انبیا و مکتب شان دانش بنیان بوده اند.

ادامه سخنان مهندس مشایی دستمایه خوبی برای تکفیریون شد تا در رسانه های رنگارنگ شان بر او بتازند و بر صاحبان فکر و اندیشه نیز تاثیر بگذارند. مشایی درباره برقراری عدالت توسط انبیا اینگونه سخن گفت: پیامبران که برای عدالت آمدند که البته به این نقطه نرسیدند، هیچ کدام نرسیدند. اصلاً نزدیک آن هم نشدند.اگر حضرت عیسی (ع) به جای 30 سال 300 سال پیغمبری می کرد( پیغمبری هم از نوع معلم اخلاق صرف نبینیم و از نوع مدیریت جامعه ببینیم) چکار می کرد؟ مطمئن باشید که می رفت برای تحقق عدالت.

وی ادامه داد: اگر حضرت عیسی (ع) موفق می شد 300 سال مدیریت می کرد جامعه را، حضرت موسی (ع) هم 500 سال مدیریت می کرد. البته این سالها را من از خودم نمی گویم بلکه در قرآن در مورد سن نوح نیز نکاتی گفته شده است که 950 سال بوده است. اما بروید زندگی نوح را پیدا کنید، مدیریت نکرده، 950 سال بوده اما مدیریت جامع نکرده است. نتوانسته عدالت را برقرار کند.

مشایی یادآور شد: پیامبران نتوانستند عدالت را برقرار کنند. تاریخ را ببینید. 300 سال مدیریت جامع حضرت عیسی (ع) بود اصلاً تاریخ عوض می شود و ممکن است زمان آمدن پیامبر اسلام عوض می شد. ما که نمی توانیم بگوییم حتماً باید همین زمان بیاید. چون یکی از علت های آمدن انبیا مربوط است به اینکه خاصیت دین گذشته برای هدایت مخدوش شده باشد. معنایش این است که اگر او (عیسی) می توانست پرچم های بلند هدایت را بر فراز نقطه های عالم به اهتزاز درمی آورد، ماموریت پیامبر جدید هم متحول می شد.

وی در خصوص پیامبر اسلام (ص) نیز گفت: پیامبر اسلام هم فصل جدیدی است که باید دید ایشان چقدر مدیریت کرده است. اما اگر اینها مدیریت می کردند، عدالت را برقرار می کردند چون عدالت پایه است. من از خودم نمی گویم این نص قرآن است. "ما پیامبران را فرستادیم و با آنها کتاب و میزان قرار دادیم که مردم به قسط قیام کنند." این آغاز است و بدون این هیچ اتفاق میمون و مبارکی نمی افتد.

بیان این جملات کافی بود تا موجی از توهین و افترا به سمت رئیس جمهور و اطرافیانش روانه گردد و این سخنان مصداق توهین به انبیا الهی تلقی شد اما با بررسی سطحی در کلام حضرت امام ره به جملاتی از همین جنس بر می خوریم که به جهت تنویر افکار عمومی در ادامه می آید:

حضرت امام ره در روز عید غدیر سال 65 در جمع مسئولین نظام طی سخنانی پیرامون غدیر توضیحاتی دادند و فرمودند: آن چیزى که حضرت امیر- سلام اللَّه علیه- و اولاد او مى‏توانستند در صورتى که فرصت بهشان بدهند، اقامه عدل را به آن طورى که خداى تبارک و تعالى رضا دارد انجام بدهند، اینها هستند، لکن فرصت نیافتند.

ایشان در ادامه افزودند: و اینکه این قدر صداى غدیر بلند شده است و این قدر براى غدیر ارج قائل شده‏اند- و ارج هم دارد- براى این است که با اقامه ولایت یعنى با رسیدن حکومت به دست صاحب حق، همه این مسائل حل مى‏شود، همه انحرافات از بین مى‏رود. اگر حکومت عدل بپا شود، اگر گذاشته بودند که حضرت امیر- سلام اللَّه علیه- حکومتى را که مى‏خواهد بپا کند، تمام انحرافات از بین مى‏رفت و محیط یک محیط صحیح و سالم‏ مى‏شد.

با گشت و گذاری دیگر در صحیفه امام ره به نکته دیگری پیرامون مدیریت انبیا در جلد 12 صفحه 482 بر می خوریم که ایشان فرمودند: قضیة غیبت حضرت صاحب، قضیة مهمی است که به ما مسائل را می‌فهماند، منجمله این که برای یک همچو کار بزرگی که در تمام دنیا عدالت به معنای واقعی اجرا بشود، در تمام بشر نبوده کسی الّا مهدی موعود... هر یک از انبیاء که آمدند برای اجرای عدالت آمدند لکن موفق نشدند حتی رسول ختمی(ص) که برای اصلاح بشر آمده بود و برای اجرای عدالت آمده بود و برای تربیت بشر آمده بود باز در زمان خودشان موفق نشدند .

3 - مشروح سخنان رهبر معظم انقلاب در سالگرد ارتحال امام ( ره)

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم دلدادگان وشیفتگان امام خمینی (ره) در حرم مطهر بنیان گذار جمهوری اسلامی، امام راحل را پدر ملت و مظهر مهربانی، اقتدار و صلابت خواندند و با اشاره به تلاش هوشیارانه امام در احیای روح عزت ملی و استحکام ساختار درونی ملت افزودند  : ملت تاریخ ساز ایران با تکیه بر همین عوامل، الگویی موفق از ایران اسلامی و پیشرفت در خارج از حوزه نفوذ سلطه گران جهانی را به ملتها ارائه داده و زورگویان جهانی را به وحشت انداخته است که همین مسیر درخشان  تارسیدن  به قله های پیشرفت وناامید شدن قطعی دشمنان ادامه خواهد یافت و بدون تردید آینده برای ملتهای مسلمان و ملت ایران، بهتر از گذشته خواهد بود.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به عید مبارک ولادت پدر امت، حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام و نامگذاری سیزدهم رجب بعنوان روز پدر، تاکید کردند: امام بزرگوار ما در حق این ملت پدری کرد زیرا از یک طرف مظهر مهربانی و رحمت پدرانه و از طرف دیگر مظهر اقتدار و صلابت بود.

ایشان همچنین امام راحل را پدر جنبش اسلامی امروز در دنیای اسلام خواندند و افزودند: یکی از خطوط اصلی در سیره و منش امام خمینی(ره) دمیدن روح عزت ملی در کشور و زنده کردن ملت است.

  رهبر انقلاب اسلامی بحث در مورد حرکت بزرگ امام راحل در دمیدن روح عزت ملی در کشور را یک بحث غیر ذهنی و مبتنی بر واقعیات جامعه دانستند و در تبیین منطق قرآن در خصوص عزت، خاطر نشان کردند: در منطق قرآن، عزت واقعی و کامل متعلق به خدا و هر کسی است که در جبهه خدایی قرار می گیرد.

هنگامی که عزت واقعی شامل حال یک فرد یا جامعه شود، آن عزت همچون حصار مستحکمی، تلاش دشمن را برای نفوذ، محاصره و  نابودی آن جامعه، ناکام می گذارد. ایشان تاکید کردند: هرچه این عزت در لایه های فردی و اجتماعی عمیق تر باشد، تاثیرات نفوذ ناپذیری آن بیشتر نمایان می شود و در نهایت انسان و جامعه به مرحله ای می رسد که در مقابل دشمن بزرگ یعنی شیطان هم محفوظ می ماند.

رهبر انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) را نمونه بارز این عزت خواندند و خاطر نشان کردند: امام راحل در طول حیات خود، چه در عرصه علم و تدریس، چه در دوران دشوار مبارزه و چه در دوران مدیریت و حاکمیت مصداق توکل بر خداوند عزیز و رحیم بود.

بهمین علت کارهای بزرگی که همه بر امکان ناپذیر بودن آنها تاکید داشتند با طلوع امام شدنی شد و همه سدهایی که غیرقابل نفوذ و ناشکستنی بنظر می رسیدند، با حضور امام شکستنی شدند.

ایشان با تاکید بر اینکه امام بزرگوار علاوه بر آنکه خود مظهر عزت نفس و معنویت بود، روح عزت  را در ملت نیز زنده کرد، خاطر نشان کردند: ملت ایران با احساس عزتی که از درسهای انقلاب و امام آموخت توانست توانایی های خود را کشف کند و با چشم خود شاهدتحقق بسیاری از وعده های الهی از جمله غلبه مستضعفین بر مستکبرین باشد.

ما ایرانی ها در تاریخ طولانی خود، دورانهای مختلف، عزت و ذلت را شاهد بوده ایم که دوران دویست ساله منتهی به انقلاب، دورانی سخت، تاریک وذلت بار بوده است.

ایشان، انزوا در منطقه و جهان، عقب ماندگی روزافزون در حوزه اقتصاد، عقب افتادگی عمیق در حوزه علم و فناوری و تأثیرپذیری منحط دولتها و حکام ایران از استعمارگران و بیگانگان را از جمله نشانه های ذلت دوران قاجار و پهلوی برشمردند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان و جدا شدن دهها شهر از ایران عزیز افزودند: در آن دوران ذلت بار، بیگانگان، رژیم پهلوی دست نشانده را بوجود آوردند و ایران را به میدان تاخت و تاز سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تبدیل کردند.

 

ایشان با تصریح برخی مصادیق رفتار ذلیلانه حکام دویست سال گذشته ایران در مقابل تحکم و زورگویی بیگانگان افزودند: البته در آن دوران استثناهایی مانند امیرکبیر، فتوای آیت الله شیرازی در قضیه تنباکو، دخالت علما در قضیه مشروطه و نهضت ملی شدن نفت وجود داشت اما این استثناها یا کوتاه بوده و یا به کلی ناکام ماند و ذلت و ضعف بر این ملت بزرگ تاریخ ساز تحمیل شد.

با پیروزی انقلاب ورق به کلی برگشت و امام خمینی با تمرکز بر احیای روح عزت ملی، فرهنگ "ما می توانیم" را در عمق جان این ملت مؤمن جایگزین کرد.

ایشان با استناد به آیات قرآنی، نفس ایمان را عزت آفرین دانستند و افزودند: امام بزرگوار و مدبر ملت، با پیدا کردن انگیزه ها و همت ها، ملت مؤمن را به صحنه آورد و حضور مردم در صحنه براساس سنت مبارک الهی، زمینه ساز جلب رحمت بیدریغ پروردگار شد.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید بر ساخت درونی ملت را نکته ای اصلی در ادبیات امام برشمردند و خاطر نشان کردند: امام در احیای روح عزت ملی بر تفاخر و غرور تکیه نمی کرد بلکه بنا را بر استحکام ساخت درونی ملت می گذاشت و همین امر باعث شد که روح عزت ملی و پیشرفت همچنان در این سرزمین بزرگ جاری باشد.

رهبرانقلاب اسلامی مقابله با عوامل رکود و ایستایی را شرط استمرار پیشرفت و عزت ملی برشمردند و افزودند: برخی از عوامل بازدارنده پیشرفت در درون خودمان است و برخی را دشمنان تحمیل می کنند و اگر بخواهیم دوباره دچار وضع دوزخی قبل از انقلاب نشویم باید با همه این عوامل هوشیارانه مقابله کنیم.

ایشان با اشاره به نامگذاری دهه چهارم انقلاب به نام دهه پیشرفت و عدالت افزودند: پیشرفت در معنای وسیع و حقیقی خود همه ابعاد مادی و معنوی انسان و جامعه  از جمله آزادی، عدالت، آبادانی و اعتلای اخلاقی را شامل می شود بنابراین باید در همین مسیری که امام عزیزمان ملت را در آن قرار داد به پیش برویم.

حضرت آیت الله خامنه ای، ملت ایران و جمهوری اسلامی را مدل تجربه شده و موفق پیشرفت و عزت ملی خواندند و در تشریح نمونه ها و شاخص هایی از این پیشرفت حقیقی افزودند: ملت ایران در 33 سال اخیر بر همه چالشهای سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی که با هدف از بین بردن نظام اسلامی، طراحی و اجرا شد، غلبه کرده است  و این واقعیت از مهمترین شاخص های پیشرفت ملت عظیم الشأن ایران است.

رهبر انقلاب اسلامی، تإثیرگذاری محسوس ایران بر تحولات منطقه ای و جهانی را از دیگر نمادهای پیشرفت انکار ناپذیر ملت ایران خواندند و با اشاره به اعترافات برخی مقامات و سیاستمداران رژیم صهیونیستی و آمریکا در این زمینه افزودند: استقامت، عزت و صلابت ملت و نظام در سه دهه اخیر منجر به تأثیرگذاری ژرف در حوادث مهم جهان و منطقه شده است.

خدمات عمرانی و آبادانی گسترده و مستمر در سراسر کشور، و طراحی و ساخت پیچیده ترین کارخانه ها و صنایع به دست متخصصان جوان ایرانی از دیگر نمونه های عینی پیشرفت بود که رهبر انقلاب در اجتماع بزرگ مردم در سالروز رحلت امام خمینی به آن اشاره کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای در همین بحث، شتاب علمی کشور را شاخص مهم دیگری خواندند که به اذعان مراکز رسمی جهان، نشان دهنده پیشرفت چشمگیر ایران است.

ایشان افزودند: براساس گزارش های علمی مراکز بین المللی، رشد علمی ایران، سال گذشته 11 برابر متوسط جهان بوده است ضمن اینکه در زمینه هایی همچون هسته ای، نانو، سلولهای بنیادی، هوافضا و زیست فنآوری ،ایران از موقعیت درخشانی برخوردار است و در زمینه پیشرفته ترین کشورها قرار دارد.

حضرت آیت الله خامنه ای مردم سالاری مستمر و درخشان در ایران را از دیگر شاخص های پیشرفت حقیقی ملت در سه دهه اخیر برشمردند.

رهبر انقلاب با اشاره به حضور شورانگیز ملت در ده انتخابات ریاست جمهوری به ویژه انتخابات دهم و آغاز به کار 9 دوره مجلس بدون حتی یک روز تأخیر افزودند: در همه 33 سال اخیر هیچ حادثه سیاسی، امنیتی و هیچ تهدید نظامی نتوانسته است روند پر شکوه مردمسالاری را مورد خدشه قرار دهد.

ایشان، زنده بودن انگیزه ها وشعارهای انقلاب را نمونه و شاخص دیگری از روند پیشرفت ملت ایران خواندند و با اشاره به برگزاری شورانگیز و پر نشاط جشن پیروزی انقلاب اسلامی در همه سالها افزودند: روحیات معنوی نیز در جامعه درحال تعمیق است البته دراین  زمینه ممکن است برخی با استناد به رفتار تعدادی معدود درباره فضای کلی جامعه دچار قضاوتی اشتباه شوند اما حضور پر معنای قشرهای مختلف مردم بویژه جوانان دانشگاهی در مراسمی نظیر اعتکاف نشان می دهد حرکت معنوی ملت نیز رو به جلو است.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطر نشان کردند: واقعیاتی که بیان شد نشان می دهد ایران و ایرانی در زیر پرچم اسلام، در سایه دعوت و حرکت الهی امام راحل عظیم الشأن، و با تکیه بر روح عزت ملی و استحکام ساختار درونی در همه ابعاد در حال پیشرفت هستند.

رهبر انقلاب اسلامی، با تاکید بر اینکه پیشرفت ملت ایران و الگو شدن این ملت برای ملتهای منطقه و جهان علت واقعی هراس و واهمه دشمنان انقلاب اسلامی است، افزودند: بزرگنمایی محافل سیاسی دنیا درباره خطر ایران هسته ای، دروغ و فریبی بیش نیست زیرا ترس آنها از ایران"هسته ای" نیست بلکه ترس اصلی آنها از ایران "اسلامی" است.

حضرت آیت الله خامنه ای تاکید کردند: آنچه که در ارکان قدرت استکباری، زلزله ایجاد کرده، این واقعیت است که ملت ایران اثبات کرده می توان بدون تکیه بر آمریکا و قدرتهای مدعی و حتی با مقابله با آنها، به پیشرفت رسید.

ایشان خاطر نشان کردند: آمریکا و قدرتهای مدعی تلاش دارند تا به ملتها و زبدگان و نخبگان سیاسی بباورانند که پیشرفت، خارج از حوزه آمریکا امکان پذیر نیست درحالیکه ملت ایران، خلاف این را اثبات کرده و درس عملی بزرگی به ملتها داده است.

رهبر انقلاب اسلامی در جمع بندی بحث شاخص های پیشرفت خطاب به ملت ایران تاکید کردند: شما ملت بزرگ در طول بیش از سی سال، رکورد زده اید و پیشرفت کرده اید اما اگر به آنچه تاکنون بدست آورده اید دل خوش کنید، قطعا شکست خواهید خورد و به عقب بازخواهید گشت، بنابراین باید حرکت در مسیر پیشرفت، بی وقفه ادامه یابد.

حضرت آیت الله خامنه ای وظیفه مسئولین را نیز در مسیر حرکت به سمت قله های اصلی پیشرفت بسیار سنگین دانستند و افزودند: در این مسیر، هرگونه توقف، خودشگفتی و غرور، خود محوری، غفلت، اشرافی گری، لذت جویی، جمع کردن زخارف دنیوی، و تلاش برای کسب محبوبیت، برای مسئولین، ممنوع است و رسیدن به قله ها، تنها با این ممنوعیت ها امکان پذیر است.

ایشان تاکید کردند: ما مسئولین باید خود را از این آفات حفظ کنیم همچنانیکه امام بزرگوار ما خود را حفظ کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای خطاب به جوانان، دانشجویان، مسئولان، علما، و افراد تاثیر گذار جامعه تاکید کردند: باید حرکت به سمت قله ها ی پیشرفت از جمله در عرصه سیاست، علم و فناوری و بخصوص اخلاق و معنویت را بی وقفه ادامه دهیم و در مسیر حرکت، عیوب خود را برطرف کنیم.

ایشان افزودند: حرکت بی وقفه به سمت قله پیشرفت موجب بی اثر شدن موانع دشمن، از جمله تحریم ها خواهد شد.

رهبر انقلاب اسلامی تاکید کردند: تحریم ها نمی تواند ملت ایران را از حرکت رو به جلو بازدارد بلکه تنها تاثیر آن عمیق تر شدن نفرت ملت از غرب خواهد بود.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطر نشان کردند: ملت ایران اکنون در حال حرکت در دامنه است و آن روزی که به قله برسد، دشمنی ها و معارضه های خباثت آمیز نیز به پایان خواهد رسید.

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود، جنبش ها و انقلاب های منطقه را از یمن و بحرین تا مصر و لیبی و تونس و دیگر کشورهایی که آتش زیر خاکستر هستند، نمونه بارزی از تلاش ملتها برای رسیدن به عزت ملی، عدالت و آزادی در زیر سایه اسلام  دانستند و تاکید کردند: سخن از بیداری اسلامی در این جنبش ها، سخنی ریشه دار و مبتنی بر استدلال است زیرا ملتها خواستار عدالت و آزادی و مردم سالاری بر اساس اصول و مبنای خود هستند که آن مبنا با توجه به ایمان ملتهای منطقه، اسلام است و بر همین اساس ماهیت جنبش های منطقه، بیداری اسلامی است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تلاش غربی ها و حکومتهای وابسته به غرب برای تغییر صورت مسئله در انقلاب های منطقه و بی فایده  جلوه دادن این حرکات ، افزودند: شخصیت های موثر و همچنین ملتهای منطقه باید مراقب باشند که دور نخورند.

حضرت ایت الله خامنه ای با تاکید بر تغییر موثر فضای سیاسی و اجتماعی منطقه بدلیل انقلاب های اخیر، خاطر نشان کردند: آنچه که اکنون اتفاق افتاده، از نتایج سحر است و در آینده شاهد تحولات بزرگ تری خواهیم بود.

ایشان در تبیین تغییرات سیاسی و اجتماعی منطقه افزودند: هنگامی که قیام مردم مصر به اوج خود رسید، بسیاری از غربی ها و حکومت های مستبد منطقه از رژیم مبارک و سرکوب مردم حمایت کردند اما بعد از پیروزی مردم مصر، همان قدرتها و دیکتاتورهای وابسته به آنها که حاضر نبودند نام مردم و حقوق مردم را بشنوند، دم از حقوق مردم و مردم سالاری زدند که این نشانگر تغییرات مهم در فضای منطقه است.

رهبر انقلاب اسلامی ، مصر را کشوری بزرگ و ملتی کهن و تاثیر گذار در منطقه خواندند و خاطر نشان کردند: حاکمان فاسد و مزدور، سالها ملت مصر را ذلیل  و این کشور را به گنج استراتژیک رژیم صهیونیستی تبدیل کرده بودند اما اکنون این گنج ساقط و از دست غاصبان صهیونیست خارج شده است.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ماموریت حکومت مبارک برای تضمین امنیت رژیم صهیونیستی حتی به قیمت زندانی کردن یک و نیم میلیون مردم غزه در جنگ 22 روزه، افزودند: رژیم صهیونیستی، اکنون با سقوط مبارک، احساس عریانی می کند و بشدت سراسیمه و حیرت زده است.

ایشان داد و بیداد ها و تهدیدهای نظامی مقامات رژیم غاصب صهیونیستی  برضد ایران را ناشی از ترس و وحشت و دست خالی بودن آنها  دانستند و تاکید کردند: سران رژیم صهیونیستی بخوبی می دانند که امروز بیش از هر زمان دیگری آسیب پذیر تر هستند و هر قدم کج  و یا حرکت ناشایست آنها، همانند صاعقه بر سر خودشان فرود خواهد آمد.

رهبر انقلاب اسلامی وضعیت غرب و آمریکا بعنوان پشتیبانان بی قید و شرط رژیم صهیونیستی را بسیار نامساعد توصیف کردند و افزودند: امروز غرب بدلیل مشکلات اقتصادی، مالی و اجتماعی، در مواجهه با مردم خود درمانده شده و در واقع با سیلی صورت خود را سرخ نگاه داشته است. حضرت آیت الله خامنه ای، سقوط چند حکومت پیروآمریکا در اروپا و تنفر روز افزون ملتها از آمریکا را نمونه های دیگری از بحران جدی در غرب دانستند و خاطر نشان کردند: آنها می خواهند با حادثه آفرینی، این بحران را به آسیا، آفریقا و منطقه منتقل کنند.

ایشان ایجاد اختلاف های قومی، طائفی و مذهبی در کشورهای تازه انقلاب کرده و تبدیل انقلاب ها به ضد خود را از جمله شیوه های غرب و آمریکا برای انتقال بحران ارزیابی کردند و افزودند: امروز آمریکاییها به استفاده از تجربه و تخصص انگلیسی ها در ایجاد اختلاف های مذهبی و قومی روی آورده اند و بر همین اساس، همه ملتها، علما و نخبگان دانشگاهی منطقه اعم از شیعه و سنی باید هوشیار باشند تا به نقشه دشمن کمک نکنند.

رهبر انقلاب اسلامی اینگونه اقدامات غربی ها و آمریکاییها را دیوانه وار خواند و تاکید کردند: آنها برای پوشاندن بحران و مشکلات خود و دور کردن ذهن ها، مسئله هسته ای ایران را بزرگ نمایی می کنند و آن را در صدر مسایل دنیا قرار می دهند و به دروغ ، نام سلاح هسته ای را به میان می اورند درحالیکه واقعیت اینگونه نیست و تلاش آنها نیز به نتیجه نخواهد رسید.

حضرت ایت الله خامنه ای نگاه جمهوری اسلامی ایران به منطقه را نگاهی امیدوارانه خواندند و خاطر نشان کردند: البته حوادث منطقه، فرصتی را برای برخی کشورهای منطقه بوجود آورد تا به نیابت از امریکا برخی اقدامات را انجام دهند اما به لطف خداوند کشورهای انقلاب کرده بویژه مصر به ارامش و ثبات بازخواهند گشت و رژیم های دیکتاتوری در منطقه برچیده خواهند شد.

 

ایشان همچنین با اشاره به حوادث بحرین، مردم بحرین را دارای مظلومیتی مضاعف دانستند و افزودند: این مردم بدون دلیل، بدست  رژیمی مستبد و دیکتاتور سرکوب می شوند و اعتراض آنها با خشن ترین وضعیت پاسخ داده می شود درحالیکه مردم بحرین خواستار ابتدایی ترین نیاز یک کشور مردم سالار هستند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند: در بحرین بجای آنکه به خواست مردم پاسخ داده شود ، تلاش می شود  تا موضوع را به اختلافات مذهبی و بحث شیعه و سنی ارتباط دهند و حق مردم را کتمان کنند.

حضرت ایت الله خامنه ای افزودند: به فضل الهی، همه مجاهدتها در منطقه به نتیجه خواهد رسید اما باید مراقب بود تا به آتش های قومی، فرقه ای و مذهبی دامن زده نشود.

ایشان در پایان تاکید کردند: بدون تردید آینده برای ملتهای مسلمان و ملت ایران، بهتر از گذشته خواهد بود.

2- مشروح سخنان رییس جمهور در سالگرد ارتحال امام (ره)

دکتر محمود احمدی نژاد شامگاه شنبه و در شب بیست و سومین سالروز ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در جمع شیفتگان امام راحل (ره) سخنرانی کرد .

امام تنها و کاملترین جایگزین وضع موجود جهان را مدیریت جهان شمول حضرت ولی عصر (عج) می دانست

امام راحل (ره) تحقق همه آرزوهای الهی و فطری انسان را در حکومت جهانی حضرت ولی عصر (عج ) می دانست و در آرزوی اجرای آن یک عمر مجاهدت کرد و فرمود که این قرن به خواست خدا قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران است.

به فضل الهی این اندیشه و راه امام خمینی(ره) به اندیشه و راه همه ملت ها و بشریت تبدیل خواهد شد.

** اندیشه حکومت مهدوی بسرعت در حال گسترش است

ملت های سرخورده از حکومت های خودخواه، مستکبر ، دنیا طلب و گروه های چپ و راست ، به دنبال حکومت صالحان ، عدالت و آزادی حقیقی هستند و این نوید دهنده آن است که اندیشه حکومت مهدوی به سرعت در حال گسترش است.

به فضل الهی بزودی جهان از وجود زور مداران ، تحقیر کنندگان حقیقت و کرامت انسانی ، ستمگران و مستکبران خالی و توحید و عدالت و عشق و آزادی در جهان مستقر خواهد شد.

امام زنده است چرا که توحید و عدالت و عشق و محبت زنده است.

ای امام و ای یگانه دوران، در بیست و سومین سالگردت، عشق تو سوزان تر از همیشه در قلب ملت جاری است و پیام و راه تو فروزان تر از همیشه فراروی همه آزادایخواهان و عدالتخواهان عالم قرار دارد.

ای امام بزرگ امروز ملت تو و عاشقان تو با همه وجود میراث تو را پاس می دارند و متحد و یک دل تا تحقق همه آنها ایستاده اند و از پای نخواهند نشست.

ملت ایران و همه آزادگان و عدالت طلبان جهان ایستاده اند تا هیمنه و بیرق بدخواهان و ستمگران را در زباله دان تاریخ دفن کنند.

** حاکمیت الهی و جامعه سعادتمند دو ماموریت اصلی انسان

'اعتلای انسان تا خدا و برپایی حاکمیت الهی و ارزش‌های متعالی و ساختن جامعه سعادتمند' دو ماموریت اصلی انسان است.

همه انبیاء الهی و امام راحل این اهداف را دنبال کرده اند،در این راه هنوز برخی ماموریت‌ها و اهداف محقق نشده است. در واقع هنوز کرامت و حقیقت اصلی انسان فرصت بروز و ظهور نیافته است.

مستکبران اجازه ندادند که اولیاء و صالحان ماموریت خود را انجام دهند، تحقق این اهداف را نیازمند چهار عامل است و این عوامل 'توحید و عبودیت و اخلاص'، 'عدالت' ، 'عشق و محبت' و 'آزادی همراه با آگاهی' هستند.

** امام راحل (ره) فضای رشد و تعالی را برای دیگران تدارک می‌دید

توحید و اخلاص رمز شکوفایی و اساس کمال و عزت انسان است . وقتی کار برای خدا باشد، فرصت را برای معرفت و شکوفایی انسان فراهم می‌کند. براین اساس امام راحل به این حقیقت توجه کامل و به تعالی انسانها نیز اهتمام زیادی داشت.

امام راحل عبودیت ، کار و اخلاص برای خدا را سفارش می کرد و بر تقوی الهی تاکید داشت و پیشاپیش جامعه ، حرکت و فضای رشد و تعالی را برای دیگران تدارک می‌دید.

هنوز کلام امام راحل در یاد ملت و مومنان است که دائم قیام برای خدا و اخلاص را توصیه و یادآوری می‌کرد.

** امام(ره) برای انجام رسالت الهی از کسی نمی‌ترسید

امام راحل به واسطه عبودیت و اخلاص از هیچ قدرتی در جهان واهمه نداشت، ایشان برای انجام رسالت الهی با کسی تعارف نداشت و برای انجام احکام خدا نیز از کسی نمی‌ترسید.

امام راحل فرمود، اگر خمینی تنها بماند باز هم راه خدا و نجات بشریت را ادامه می‌دهد.

در جنگ تحمیلی همه قدرت‌های مادی دنیا علیه ملت ایران بودند،امام در اوج اخلاص و عبودیت فرمود، دزدی آمده و سنگی انداخته است اما جوانان ما آنها را سر جای خود می‌ نشانند.

** امام(ره)‌ خط عدالت را به روشنی ترسیم‌ کردند

عدالت به عنوان جان‌مایه تعالی انسان و تحقق حیات طیبه محسوب می شود . امام راحل ، مردم را به عدالت و مقابله با ظلم دعوت کردند و خود در برابر همه تبعیض‌ها و ظلم‌ها ایستادند و خط عدالت را به روشنی ترسیم کردند.

امام راحل در حکومت در برابر کسی جز راه خدا و حقوق مردم اهمیت و نقشی قائل نبودند، امام برای صیانت از راه خدا و حقوق مردم ایستادگی کرد.

امام راحل حاکمیت استکبار را مخرب‌ترین ظلم به بشریت و عامل سقوط به دره‌های پستی می‌دانست و در برابر همه مستکبران ایستاد و عدالت را فریاد زد. امام فرمود، هرجای جهان ظلمی هست،‌ مبارزه است و تا مبارزه هست،‌ ما هستیم ، ما حامی همه مستضعفان و مظلومان جهان هستیم و تا آخر در کنار آنها می‌مانیم.

**عشق و محبت عامل دیگری برای رسیدن به کمال انسان

عشق و محبت عامل دیگری برای رسیدن به کمال انسان و برپایی جامعه سعادتمند است . خمیرمایه تکاملی انسان و حلقه پیوند جان انسانها در جامعه سعادتمند، عشق و محبت است.

خدمت و عشق به انسانها در اندیشه امام راحل بارز است و هیچ امری آن را مخدوش نمی‌کند.

پیامبر(ص)، علی(ع) و امام راحل حتی در زمان نبرد نیز نسبت به وجود دشمنان خود کینه نداشتند.

امام عاشق انسانها بود و با همه مهربانی می‌کرد و خدمتگزار ملت بود. ایشان در مدت کوتاهی که در قم بودند همیشه با مردم و در کنار آنها و برای مردم بودند و از حقوق و کرامت آنها مراقبت می‌کرد.

امام راحل همانند حضرت علی‌(ع) به قشر محرومان توجه ویژه‌ای داشت و دائم به این مساله سفارش می‌کرد و آنها را ولی‌نعمت حکومت و خود می‌خواند.

** امام با اساس و بنیاد رژیم صهیونیستی مخالف بود

امام فرمود، ما برای احقاق حق ملتها و استقرار عدالت قیام کردیم و ایستادیم و به همین دلیل امام در برابر رژیم صهیونیستی که یک ظلم آشکار و توهین به ملتها و تحقیر انسانیت بود، ایستاد.

امام (ره) با اساس رژیم صهیونیستی مخالف بود و بر این اساس روز قدس را پایه‌گذاری کرد و تا آخر از آرمان مردم مظلوم فلسطین صیانت کرد.

‌امام تنها کسی بود که فرمود اندیشه و حاکمیت صهیونیستی باید از جامعه بشری ریشه کن شود.

** آگاهی و آزادی انتخاب رمز کمال انسانی

انتخاب عبودیت و توحید و عدالت زمانی ارزش می‌یابد که همراه با آگاهی و آزادی باشد.

بدون آگاهی و اراده و انتخاب مردم، ارزش‌ها مستقر نمی‌شود و اگر مستقر شد فاقد پشتوانه است و استمرار نمی‌یابد.

استقرار ارزش‌ها زمانی ارزشمند است که با انتخاب آزاد و آگاهانه مردم همراه باشد.

**‌امام اجازه تحمیل رای به کسی را نداد

امام اجازه نداد هیچ رایی به کسی تحمیل شود و تا آخر از آزادی ملت صیانت کرد.

امام با یک انقلاب عظیم اراده آزاد مردم را به همه ارکان نظام تسری داد و همه حکومت را از آن مردم و اراده‌های آنان معرفی کرد و تا آخر اجازه نداد کسی از آرای او در انتخابات مطلع شود تا مبادا به آ‍زادی مردم خدشه‌ای وارد شود.

امام فرمود، ما امر مخفی نداریم و به مسئولان امر کرد در جلسات خصوصی خود به نحوی سخن گویند و تصمیم‌گیری کنند تا از افشای آن نزد مردم نترسند و شرمنده نباشند.

امام تمام برنامه و زندگی و انقلاب خود را برای تحقق جهانی سرشار از عدالت طراحی و سازماندهی کرد. امام اعتقاد داشت که خواست و اراده مردم عامل اصلی برای تسریع این آرمان است. امام از مرز منیت، نژاد و جغرافیا و قدرت عبور کرد و نگاهش جهانی بود.

امام گرایش به اشرافیت مدیران را نشانه دور شدن از آرمان الهی و حکومت جهانی می‌دانست و به شدت با آن مبارزه می‌کرد.

‌امام حفظ جمهوری اسلامی ایران را از اهم واجبات می‌دانست و مقدمه و حفظ آن را به تحقق آرمان ها و رعایت حقوق مردم و خدمت به آنها می‌دانست.

رییس جمهوری اسلامی ایران در ابتدای سخنان خود با تسلیت سالگرد رحلت امام (ره) به رهبر معظم انقلاب، ملت ایران و جامعه بشری، به تقارن سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی با ولادت حضرت علی(ع) اشاره کرد و گفت: این تقارن بسیار پرمعنا، زیبا و الهام بخش است.

احمدی نژاد با بیان اینکه حضرت علی(ع) استاد و مقتدا و راهنمای امام راحل بود، افزود: حضرت علی(ع) تربیت شده مکتب رسول خاتم حضرت محمد(ص) بود.

وی امام (ره)‌را عارف و احیاگر اسلام ناب محمدی دانست و گفت: امام(ره) شاگردی در مکتب حضرت علی(ع) و میراث‌دار ارزش‌ها و راه او بود.

 

1- دوباره تابستان و دوباره ....

دیدن گشت‌های ارشاد با مأمورانی که لباس‌های سبز بر تن دارند و در ظاهر با دیگر مأموران انتظامی فرقی نمی‌کنند امروز بیش از هر مورد دیگری برایمان آشناست، سر هر چهارراه، دور تا دور هر میدان و زیر اکثر پل‌های شهر جلوی مراکز خرید و حتی تازگی‌ها جلوی مراکز آموزشی تعدادی مأمور گشت ارشاد ایستاده‌اند که یا در حال تذکر دادن یا مشغول صحبت با کسانی هستند که آنها را بدحجاب می‌نامند.

تعداد مأموران البته نه انگشت‌شمار بلکه تا اندازه‌ای است که چهره آن منطقه را کاملاً پلیسی کرده است، آنقدرها که اگر به عنوان یک غریبه وارد آن منطقه شده باشید دلتان گواهی اتفاق تلخی می‌دهد، اما مسئله، تذکر به افراد بدحجابی است که پا را فراتر از حدود ارزشی و دینی گذاشته‌اند، با این وجود دیدن این مناظر، بغرنج بودن معضلی را به تصویر می‌کشد که چهره زشت مسئله را برای مردم زشت‌تر می‌کند.

 آنقدرها که برخی می‌گویند همان قدر که بدحجابی نگاهمان را آزار می‌دهد، دیدن چهره پلیسی شهر هم چشم‌هایمان را اذیت می‌کند. به نظر این موضوع بیش از آن‌که معضلی را حل کرده باشد خوراکی برای سایت‌های خبری زردی است که منتظرند تا عکس‌هایی از برخورد گشت ارشاد با دختران باحجاب نامناسب گرفته شود تا بلافاصله با انتشار آن تعداد بازدیدکنندگان خود را افزایش دهند. و جالب اینجاست که همین رسانه‌های مدعی! موافق گشت ارشادند.

شیوه برخورد کنونی با بدحجابی ستم در حق حجاب است

 حجت‌الاسلام والمسلمین بهمن شریف‌زاده، پژوهشگر دینی، استاد عرفان و فلسفه اسلامی درباره این که آیا می‌توان با اعمال فشار، مردم را به رعایت یک مضمون دینی واداشت، می‌گوید: برای مضامین دینی از جمله مقوله حجاب نیاز به علم و ایمان است، براین اساس باید در جامعه نسبت به همه مضامین دینی، علم و ایمان ایجاد شود و آن‌گاه که جامعه از علم و ایمان اشباع شد با عنودها و لجوج‌ها به شکل قهری برخورد کرد، اما اگر از آغاز بدون آن که قدمی برای قانع کردن عقل جامعه‌ با تعلیم و آموزش برداشته شود، قدم قهرآمیزی برداریم، نه فقط آن مضمون دینی در جامعه شکل نمی‌گیرد که عکس‌العمل‌های منفی نیز در برابر آن ایجاد می‌شود.

 وی ادامه می‌دهد: متأسفانه این برخوردهای قهرآمیز موجب می‌شود تا آن مضمون دینی حتی مورد تنفر بسیاری از افراد جامعه قرار گیرد، با این توصیف این رفتارهای الزامی و قهرآمیز ستم در حق آن مضمون دینی است.

این کارشناس دینی تأکید می‌کند که در زمینه حجاب نه فقط کار علمی و ایمانی مناسب انجام نشده است که حتی تلاشی قابل اشاره نیز برای قانع کردن عقل‌ها و ایجاد احساس خوشایند نسبت به حجاب صورت نگرفته است.

وی با بیان این‌که در زمینه حجاب فقط به رفتارهای الزامی و قهرآمیز اندیشیده‌ایم، می‌گوید: به همین علت نیز اکنون با نتیجه‌ای ناخوشایند روبه‌رو هستیم و متأسفانه برای آن که به نتیجه مطلوب برسیم فشار را بیشتر می‌کنیم، عدد نیروها را افزایش می‌دهیم، جامعه را پلیسی‌تر می‌کنیم و هنوز پی نبرده‌ایم که شیوه ما در اشاعه حجاب، شیوه غلطی است.

این استاد حوزه تأکید می‌کند: مراکز فرهنگی کشور مثل صدا و سیما باید در این‌باره به سمت تولید برنامه‌های عقل‌پسند و دل‌پسند بروند و در حقیقت بودجه‌های خود را صرف ساختن و تولید برنامه‌‌های عقلانی با مضامین دینی کنند تا جامعه از دلیل عقلی و احساس خوشایند نسبت به مضامین دینی اشباع شود.

وی معتقد است که هر زمان جامعه از نظر عقلی و قلبی اشباع شد، آن وقت می‌توان گفت هرگونه مخالفت با مضامین دینی نوعی مبارزه، عناد و سرکشی است، اما در حال حاضر مخالفت با حجاب از روی عناد و لجاجت نیست.

حجت‌الاسلام شریف‌زاده ادامه می‌دهد: رفتارهای قهرآمیز برای دشمنی با لجاجت و سرکشی افراد است، بنابراین ما باید اول فضای جامعه را از نظر عقلی و قلبی اقناع کرده و سپس لجاجت‌ها را سرکوب کنیم. در حالی که ما متأسفانه از برخورد آغاز کرده‌ایم که این ستمی در حق حجاب است.

وی با اشاره به آیه‌ای از قرآن درباره اخلاق نیکو و حسن خلق در رفتار با مردم می‌گوید: خداوند در قرآن به پیامبر(ص) می‌فرماید: «اگر این خلق نیکوی تو نبود، عرب از دور تو پراکنده می‌شد» این یعنی پیامبر(ص) با خلق نیکو مردم را دور خود جمع کرده است، در واقع پیامبر (ص) نه با الزام که با اخلاق نیکو، اعراب را به اسلام نزدیک کردند، چرا که وقتی مردم قلبشان از احساس و عقلشان از استدلال سرشار شود خود به خود به سمت اسلام گرایش پیدا می‌کنند.

 به گفته این کارشناس دینی، رسول اکرم(ص) ابتدا عقل و قلب مردم را فتح و سپس به آنها تکلیف کرد، اما متأسفانه شیوه برخورد با مردم در حال حاضر از همان ابتدا با زور و فشار است.

سیاست غلط را باید تغییر داد

 دکتر سید حسن حسینی، جامعه‌شناس نیز معتقد است که شیوه برخورد کنونی با بدحجابی در حقیقت یک سیاست غلط است که ادامه‌دار شده و متأسفانه با موفقیت همراه نبوده است. درحالی که اگر کسی ثابت کند این سیاست موفقیت‌آمیز بوده ما هم می‌پذیریم که در سال‌های آتی با جدیت بیشتری تداوم یابد.

وی با تأکید بر این‌که اگر این سیاست جواب نمی‌دهد باید تغییر کند، می‌گوید: برخورد قهرآمیز با پدیده بدحجابی در شرایطی صورت می‌گیرد که شواهد درباره پوشش بانوان چیز دیگری را نشان می‌دهد.

 این جامعه‌شناس ادامه می‌دهد: انسان دارای عقل است و مطمئناً هر موضوع مسئله‌دار و مضری را نمی‌پذیرد، اما به شرط آن که از نظر عقلی و نه با تهدید و فشار قانع شود، در این صورت خود را مکلف به اجرای هر نوع قوانین و مقرراتی خواهد کرد.

دکتر حسینی معتقد است که اگر شیوه‌های قهری در پذیرش مضامین دینی جواب می‌داد، پیامبر اکرم(ص) نیز در هزار و چهارصد سال پیش با زور و تهدید مردم را به اسلام سفارش می‌کردند.  

چهره پلیسی شهر را پاک کنید

 دکتر لهسایی‌زاده، جامعه‌شناس نیز با تأکید بر اینکه از نظر جامعه‌شناختی نباید با پدیده‌ای فرهنگی به شیوه اجباری برخورد کرد، می‌گوید: وقتی می‌توان یک پدیده فرهنگی را با شیوه‌های فرهنگی اصلاح کرد چرا باید به سمت اجبارهای فیزیکی و شیوه‌های سلبی مثل پلیس و مأمور انتظامی رفت.

وی می‌افزاید: برخورد فیزیکی با پدیده‌های فرهنگی واکنش‌هایی را به وجود می‌آورد که به جای تأثیر مثبت، تأثیر منفی به دنبال دارد و در حقیقت نه تنها آن معضل را برطرف نمی‌کند که حتی یک معضل جدید و بزرگ‌تر را به وجود می‌آورد.

لهسایی‌زاده تأکید می‌کند: این شیوه برخورد موجب ایجاد مقاومت‌های منفی در برابر مأموران می‌شود و مردم را واکنشی می‌کند. در حالی که مأموران از احترام بالایی برخوردارند و نباید به آنها توهین و بی‌احترامی شود.

این جامعه‌شناس اضافه می‌کند: با این توصیف اگر مأموری در حین اعمال وظیفه برخورد تند و دور از ادبی به شهروندان داشته باشد باعث می‌شود تا در اذهان مردم دید بدی نسبت به مأموران انتظامی ایجاد شود و مردم ناخودآگاه از این افراد زده می‌شوند.

 وی با بیان اینکه معضلات اجتماعی را باید ریشه‌یابی کرد، می‌افزاید: اگر موضوعی نابهنجار است، باید دید که ریشه آن کجاست نه اینکه شاخ و برگ‌های آن را چید. متأسفانه در مسائل اجتماعی به جای علت‌یابی به راه‌های ساده‌تر مثل پاک کردن صورت مسئله می‌پردازیم در حالی که عوامل باید در کنار هم بررسی شوند. از طرفی مسائل اجتماعی بسیار پیچیده است و نمی‌توان با یک مسکن مقطعی درد را از ریشه درمان کرد. اگر ما به این نتیجه رسیده‌ایم که بدحجابی یک نابهنجاری است باید یک منبع قانونمند نیز برای حل آن در نظر بگیریم.

وی با انتقاد از نبود یک مرجع مشخص در برابر رفتارهای عمومی و اجتماعی در کشور می‌گوید: متأسفانه در جامعه ما یک منبع تعیین‌کننده برای رفتارهای عمومی وجود ندارد و در مقابل ناهنجاری‌ها، گروه‌های مختلف اظهارنظر می‌کنند، همین مسئله باعث شده تا اصل ناهنجاری تحت‌الشعاع سلیقه‌های مختلف قرار بگیرد و در واقع آن نگرش واحد درباره مسائل اجتماعی را از بین ببرد. در این صورت جامعه دچار سردرگمی شده و بالاخره نمی‌داند که چه تکلیفی در برابر این نابهنجاری دارد!

 این جامعه‌شناس تأکید می‌کند: ما باید بپذیریم اگر مرجعی درخصوص مسئله‌ای مثل بدحجابی در دولت، مجلس، قوه قضائیه یا هر ارگان مسئول دیگری تصمیم‌گیرنده بود واکنش‌های احساسی و هیجانی نداشته و هر حرف خلاقی نزنیم و از دستور آن سازمان تبعیت کنیم.

 وی با ابراز نارضایتی از چهره پلیسی شهر و حضور مأموران ارشاد در نقاط مختلف می‌گوید: ما هم قبول داریم که بدحجابی یک ناهنجاری است اما آیا ناهنجاری‌های زشت‌تر در سطح جامعه وجود ندارد، آیا گشت ارشاد نباید کارهای اساسی‌تر انجام دهد. شما فکر می‌کنید با یک تذکر و تعهد ساده، کار فرهنگی پیچیده انجام می‌شود؟ نه، فرد خاطی صرفاً یک ترس کوتاه‌مدت پیدا کرده و در انجام عمل خود جری‌تر می‌شود چرا که غرور او هم خدشه‌دار شده است.

برخورد با پدیده فرهنگی با ابزار فرهنگی امکانپذیر است

 یک آسیب‌شناس اجتماعی نیز در این‌باره می‌گوید: گسترش پدیده بدحجابی محدود به یک دوره زمانی خاص نیست، متأسفانه کم‌کاری 22 سازمان و نهاد فرهنگی در 30 سال گذشته منجر به بروز این ناهنجاری اجتماعی شده است.

مجید ابهری ادامه می‌دهد: هر زمان که انتقادها از افزایش بدحجابی‌ اوج می‌گیرد نیروی انتظامی به مقابله با آن همت می‌گمارد. در حالی که این نیرو به لحاظ محدودیت‌های سخت‌افزاری و کمبود نیرو در برخورد موضعی قرار گرفته و بعضی از حرکت‌های آنها توسط رسانه‌های بیگانه و حتی داخلی به چالش کشیده می‌شود.

وی تأکید می‌کند: برخورد با یک پدیده فرهنگی نیاز به ابزار مشابه دارد، همان طور که مقام معظم رهبری فرمودند در جنگ نرم باید با اندیشه و ابزار مشابه دشمن وارد شد. بنابراین برخوردهای سلبی، مقطعی و فصلی با پدیده‌هایی مثل بدحجابی نه تنها مفید نمی‌باشد که حتی نتایج منفی آن در 30 سال گذشته باعث آزار احساسات عمومی شده است. بسیاری از زنان و دختران جوان با برخوردهای سلبی و هجمه شخصیتی در موضع انفعالی قرار می‌گیرند و از این به بعد حتی اگر تمایل اندکی نیز برای حجاب در آنها وجود داشته باشد در موضع رفتاری لجاجت واقع می‌شوند.

این کارشناس آسیب‌های اجتماعی تصریح می‌کند: دستگیری بعضی از بانوان با ظواهر مختلف چه از سوی مأمور زن و چه از طریق مأمور مرد باعث اضطراب و نگرانی خانواده‌ها شده و شخصیت‌شان جریحه‌دار می‌شود. در حالی که نیروی انتظامی باید پناهگاه و مورد اعتماد مردم باشد.

مقاله دو سال قبل من 

http://www.sinama-hl.blogfa.com/post-113.aspx