رنگ عوض کردن به سبک جواد لاریجانی

سخنان جواد لاریجانی درباره احمدی نژاد در 5 مقطع مختلف:

 (17 اردیبهشت 1389): حیف است که رئیس‌جمهوری فقط دو دوره است چون عملکرد احمدی‌نژاد در این دوره بهتر از دوره قبل بوده است. 

(1 آبان 1390): من هنوز به ایشان بسیار علاقه دارم و معتقدم احمدی‌نژاد یک کپی اصلی دارد و یک کپی زیرا کسی؛ کپی اصلی همان است که هست و همان است که باید باشد. 

(13 آذر 1391): ما نباید انتقادی از دولت احمدی‌نژاد و عملکرد آن داشته باشیم زیرا این چیزی است که اصلاح‌طلبان به دنبال آن هستند.

بعد از پیروزی حسن روحانی:
(2 شهریور 1392): عملکرد احمدی‌نژاد به ‌خصوص در یک سال و نیم و دو سال آخر که اقتصاد را به ‌طور کامل رها کرده و از صبح تا غروب دنبال این بود که زیر بغل آقای مشایی را بگیرد و وی را معرفی کند و کار مملکت تنها معرفی‌کردن آقای مشایی شده بود، ضربه بزرگی به مملکت و به‌خصوص به رضایت مردم زد. 

 (19 مهر 1392): احمدی‌نژاد در سال‌های آخر خدمتش کفران نعمت کرد.

برخورد دوگانه با دو رئیس جمهور

حسین امیری/ سید بزرگوار یوسفعلی میرشکاک همیشه می گفت اگر قرار است به توسعه تکنیکی برسیم به جای اینکه لقمه را دور دهانمان بچرخیم با خود آمریکا که اصل کاری است کنار بیاییم ، به راستی که نفس استاد حق است اگر کعبه آمال ملتی رسیدن به توسعه تکنیکی تمتع مادی باشد گریزی نیست جز اینکه با شیطان بزرگ کنار بیاید تا شیوه حقیقی شیطان پرستی را از او یاد بگیرد چه نیازی است که دست با دامن کره جنوبی و چین و مالزی شویم ، وقتی قرار است هدف مان دنیا و بهشتمان زمین باشد مگر مغز فلان خورده ایم که با چند شعار بی فایده ی حمایت از ملت های مسلمان و استکبار ستیزی آب خودمان را گل آلود کنیم ، اتفاقا خیلی هم خوب است که پرزیدنت روحانی با پرزیدنت اوباما مذاکره کرده چه ایرادی دارد در راستای منافع دو کشور دو مقام منیع ریاست جمهوری با هم گفتگو کنند ، دیدیم که خط قرمز مذاکره با آمریکا شکست و هیچ اتفاقی نیافتاد نه کسی کفن پوشید و نه شهری به هم ریخت ، نه اغتشاش شد و نه کسی را هو کردند ... 
و اما بعد! بنده بعنوان یک جوان ایرانی که خوشبختانه یا متاسفانه هنوز آنقدر خام جنجال های سیاسی نشده و در مورد پدیده های سیاسی سوال مطرح می کند، این سوال برایم پیش آمده است که اگر رئیس جمهور دیگری باب مذاکره با امریکا را باز می کرد چه اتفاقی برایش می آقتاد، بطور مثال اگر محمود احمدی نژاد با بوش یا اوباما مذاکره می کرد آیا قبل از اینکه پایش به ایران برسد استیضاح غیابی نمی شد؟ اگر جواب این است که شرایط عوض شده است باز این سوال می ماند که شرایط از چه زمانی عوض شده است، شرایط سیاسی کشور در چند ساله ی اخیر که تفاوت چندانی نکرده، از 22 بهمن پارسال تا به حال چه اتفاقی در روابط ایران و امریکا رخ داده و چه شرایطی عوض شده است، مگر همین 22 بهمن 91 نبود که عده ای از سیاسیون و رسانه های به بهانه کشف اشاراتی از سخنرانی احمدی نژاد مبنی بر مذاکره با آمریکا او را به باد تهمت و افترا گرفتند؟! در این فاصله کمتر از یک سال چه تغییر بنیادینی غیر از رفتن احمدی نژاد و آمدن روحانی اتفاق افتاده؟ غیر از این است که همه موانع و محدودیت هایی که برای دولت قبل بود از پیش پای دولت جدید برداشته شده و هر امری که برای دولت قبل نقطه ضعف و رذیلت محسوب می شده برای دولت جدیده فضیلت است؟ این دوگانگی از کجا آب می خورد ؟ نکند دعوا فقط سر امتیازاتی بوده که احمدی نژاد از برخی آقایان و آقازاده ها دریغ کرد؟ نکند دعوا بر سر لحاف ملانصرالدین بوده که اگر اینگونه است همه ی لحاف های عالم ارزانی شما! لطف کنید دست از سر مستضعفین بردارید و بیماران لاعلاج و قشر آسیب پذیری را که قربانی بر زمین زدن دکتر احمدی نژاد وتضعیف همه جانبه ی اقتصاد کشور شد به حال خود رها کنید  حالا که همه چیز به دست شما افتاده بگذارید کشور نفس بکشد . 
اینکه چرا دکتر احمدی نژاد در این 8 سال مورد بغض و نفرت آمریکایی ها بود و چرا روحانی از همان ابتدا مورد لطف قرار می گیرد نباید موجب تفاخر و توهم جماعت تدبیرو اعتدالی شود چرا که عرصه ی سیاست جهانی مانند کشور ما بر اساس روابط فامیلی نمی چرخد که سیاستمداری عاشق چشم و ابروی سیاستمدار دیگری باشد و هر انچه از وی سر می زند را بستاید، دیپلماسی در سطح کلان کاملا بر مدار منافع ملی می چرخد و حضور احمدی نژاد بعنوان احیا گر گفتمان انقلاب اسلامی و آرمان های امام خمینی منافع آمریکا را در همه جای جهان به خطر انداخته بود. بنابر این از اولین نوبت حضور وی در نیویورک رفتار مقامات آمریکایی با وی با بغض و عداوت همراه بود و برعکس وی حسن روحانی بعنوان یک تکنوکرات متعهد به تعاملات رایج جهانی  نه تنها هیچ خطری برای منافع امریکا ندارد بلکه تا حدودی کاتالیزور آرمان های انقلاب به نفع نظم نوین جهانی نیز هست، پس آمریکا بدون شک منافعی در خوشرویی با او دارد.
اما مهمترین تفاوت دکتر احمدی نژاد با روحانی که باعث شده غرب چنین از انتخاب روحانی ذوق زده شود این است که احمدی نژاد معتقد به یک تمدن معنوی خارج از تعاریف و چهارچوب تمدن مادی غرب بود ، تمدنی که حتی شنیدن اسمش تهدیدی برای تمدن حاضر محسوب می شود، حرف زدن امام عصر عج برای پیروان همه ی ادیان و در تریبون های بین المللی، اصرار و پافشاری بر دشمنی با مخوف ترین قدرت سیاسی عصر حاضر رژیم صهیونیستی، کاغذ پاره دانستند مهم ترین خروجی شورای امنیت یعنی قطعنامه و توجه به وعده ی پیروزی نهایی مستضعفین و حکومت جهانی و مدیریت جهانی همه و همه نشانه ی اعتقادی بودن شیوه سیاسی احمدی نژاد بود و سیاست مبتنی بر اعتقادات دینی، یعنی چیزی که غرب چند قرن است از آن فرار می کند و همواره سعی کرده آن را ناکارآمد جلوه دهد. پس موفقیت های احمدی نژاد اگر برای اصحاب زر و زور در ایران بواسطه کوتاهی دستشان از بیت المال ناراحت کننده بود برای دنیای غرب بواسطه زیر سوال بردن اساس تفکر آنان ویران کننده محسوب می شد.

لذا همراه تریبون های داخلی و سیاسیون تکنوکرات و غرب زده ظاهر المسلمان داخل، نظام های سیاسی غربی نیز دشمنی خود با احمدی نژاد را به قدرت تمام آغاز و هر روز بیش تز از پیش قدرت بخشیدند تا جایی که فشارهای روانی و اقتصادی بسیاری بر مردم ایران در این مدت وارد شد. تفاوت احمدی نژاد با همه دولت مردان چند سال اخیر آن بود که به تعاملات سیاسی وقعی نمی نهاد و به دست حق که بالاترین دست هاست بیشتر از نظم نوین جهانی اعتماد داشت و تا جایی که اختلافات داخلی به کمک تحریم های خارجی نیامده بود پیروزی و سعادت همراه وی بود و تا نیمه دوم سال 90 به حقیقت تحریم ها کاغذ پاره هایی بیش نبود. احمدی نژاد به طور اکمل گفتمان امام خمینی و رهبر معظم انقلاب را در حوزه سیاسی مطرح و اجرا کرد و طبیعی است که پابرهنگان و ستم دیدگان جهان بر مدار این گفتمان متحد شدند در حالی که مخالفان احمدی نژاد بواسطه ی حمایت همین پابرهنگان و سفر به کشورهای فقیر وی را مورد تمسخر قرار دادند چرا که این سیاسیون به ظاهر مسلمان نه اعتقادی به گفتمان امام خمینی داشتند که انقلاب را متعلق به پابرهنگان می دانست و نه اعتقادی به این وعده ی صادق الهی که و نرید ان من علی الذین استضعفو فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین.

احمدی نژاد اگر چه دغدغه آسایش و رفاه تک تک ملت ایران را داشت ولی رفاه مادی و آسایش این جهانی تنها دغدغه او نبود و برای همین به مخاطره افتادن چند ماهه ی این رفاه او را متزلزل نکرد و طریق مقاومت را پیش گرفت، اما مقاومت برای چه؟ این سوال را کسانی می پرسیدند که اصل و اساس انقلاب اسلامی را درک نکرده بودند، اینها از انقلاب به ظاهر اجرای احکام اسلام در قوه ی قضاییه و اجباری شدن حجابی نصه و نیمه برای زنان قانع بودند و باقی آمالشان همان توسعه تکنیکی عاریتی بود که در دوره طاغوت هم بود اما اگر قرار بود به دوره طاغوت برگردیم چرا انقلاب کردیم؟ اگر قرار شد تمام معادلات حاکم بر عرصه ی دیپلماسی بین الملل را بپذیریم و بر اساس ان به خواسته هایمان برسیم برای چه در این 34 سال این کار را نکرده ایم؟ پذیرفتن رفتار دیپلماتیک حسن روحانی و وزیر خارجه ی پروفشنالش چه معنایی دارد؟ اگر در این چند دهه ما با جهان غرب چنان رفتار نکرده ایم که دو روز قبل اتفاق افتاد بواسطه ی جهان بینی متفاوت مان بود بواسطه ی این بود که ما دنبال ان چیزی نیستیم که مالزی و سنگاپور و کره جنوبی به دست آوردند، حالا که قرار است صورت مسئله را پاک کنیم ممکن است نسل آینده اینگونه فکر کند که تنها در ماجرای برخورد دوگانه با احمدی نژاد و روحانی ب دعوا بر سر لحاف ملا نبوده است و قضاوتشان در این باره را به مسائل دیگر تعمیم دهند.

آسوده باشید، آن "مرد" دیگر به حاکمیت باز نمی گردد

م.ح/ آن "مرد" که هولوکاست را انکار می کرد رفته است، همچنین است حکایت "مرد"ی که یارانه می داد، مسکن مهر می ساخت، سفر استانی می رفت، در دهان امپریالیسم می زد، دزد می گرفت، زیاد شوخی می کرد، اللهم عجل لولیک الفرج می خواند، رفیق چاوز بود و کاسترو و آبش با شاه جماعت در یک جوی نمی رفت؛ چه عالیجناب ملک عبدالله چه ورژن های وطنی اش. مردی که زیر میز می زد، نه سرهنگ بود و نه آخوند، فقط آهنگر زاده بود، هیچ بستگی الیگارشیکی نداشت، مادر انقلاب نبود، ساکن پاستور بود، منم منم نداشت، گاهی وقت ها انتحاری می رفت، چپ و راست را داخل آدم به حساب نمی آورد، باج نمی داد، هوای تخت جمشید را داشت، آنقدر پررو نبود که انقلاب را مثل فرزندش دوست داشته باشد، حتی از به تاخیر افتادن سریال جمعه شب ها به دلیل پخش مصاحبه تلویزیونی اش شرمنده می شد، و صد البته بد اخلاق بود و بی تقوا.


آن "مرد" با همه انحرافاتش رفته است اما کابوس بازگشت او آرام و قرار را گرفته است از اسطوره های تدبیر  وخداوندگان اخلاق، آنان که تقوا ریزه خوار سفره شان است و قانون تکیه بر قامت رعنایشان دارد، آنان که حقوق دانند، عمارند، وکیل اند، بصیرالدوله اند، استوانه اند، نخ تسبیح اند، علامه اند، کلیدند و ... همگی می ترسند مبادا بازگشت یک "مرد" رویایشان را بر باد دهد. "مرد"ی که رفته است! 

هر یک بهانه ای برای ترسیدن دارند. مثلا همین سعد آباد مگر کم بهانه ای است؟ سعد آباد در منطق "ما رایت الا جمیلا" زشت ترین بنای خلقت است، آنقدر کریه که حتی لایق میزبانی از سلطان قابوس کار چاق کن و جفری فلتمن یهودی هم نباشد. مدبران "لیل و النهار" اما فریفته آنند و حس زیبایی شناسی شان دوباره تحریک شده است. نمی خواهند مستاجر 4 ساله کاخ باشند. به درستی خیالشان از عمار جماعت راحت است و اشباه الرجال را در تعطیلاتی ابدی می بینند اما خاطره سوم تیر و 22 خرداد، شرنگ مداومی است در کامشان. پس همچنان رقیبشان را "مرد"ی می دانند که خود می گویند رفته است. 

انتخابات 96 از فردای 24 خرداد کلید خورده است، استثنائا کلید در این مورد کارآمد است. «حمله به میراث احمدی نژاد البته با رعایت اخلاق و تقوا». پس یک روز خبر سکته احمدی نژاد را منتشر می کنند و روز دیگر از حمله قریب الوقوع به سرکردگی اکبر ترکان به ساختمان لادن و بازگرداندن اموال به بیت المال مسلمین سخن می گویند. مردم را مخیر کرده اند به انتخاب بین تورم و مسکن مهر، حتی به اللهم عجل لولیک الفرج پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری هم رحم نمی کنند، همه دغدغه شان لغو مجوز دانشگاه ایرانیان است، گری سیک شان می گوید احمدی نژاد برای ایران یک فاجعه بود، سایت های حامی دولت تدبیر و امید میراث احمدی نژاد را "نحس" و احتمالا به زودی که کمی بیشتر رویشان باز شود "نجس" می نامند. اخیرا زاهدان شبگرد فاش کرده اند که محمود احمدی نژاد اولین رئیس جمهوری است که دارایی اش پس از ریاست جمهوری افزایش یافته و سخت نگران شکاف طبقاتی اند. راستی آن "مرد" رفته است اما آن برادر با تقوا و اخلاقمدار همچنان مصوباتش را باطل می کند. 

اوضاع خرس خاله ها هم همین است، با آنکه خود بهتر از هرکس می دانند چه کرده اند اما لا حکم الا لله همچنان ورد زبانشان است چه رسد به آنکه فکر جبران مافات به مخیله شان راه یابد. خرس خاله ها که پس از سی و اندی سال اندکی قواعد انتخابات را آموخته اند، در آرزوی آنند که 4 یا 8 سال دیگر، زمانی که شعار های دولت مستقر مصرف شد، از درِ مخالفت با وضع موجود و اخذ پوزیشن "تغییر" درآیند و ریاست جمهوری را به دست آورند، پس آن ها هم می ترسند که بازگشت یک "مرد" بازی شان را خراب کند. 

این موارد به همراه صد ها نمونه دیگر بازتابی هر چند کوچک از بزرگی های یک "مرد" است که رفته است اما رفتنش قابل باور نیست حتی برای دشمنانش. همچنان جبهه نه به احمدی نژاد فعال است. در مردانگی آن "مرد" همین بس که چون محمد جواد ظریفی می گوید آن "مرد" رفته است. آن "مرد" اما پیغام داده است که به حاکمیت باز نخواهد گشت، حتی سفارش کرده این پیغام رسانه ای شود. مخالفان آن "مرد" اگر احمدی نژاد را بشناسند، باید قلبشان آرام گیرد، اضطرابشان فرو نشیند و کمتر انرژی مصرف کنند. حرف آن "مرد" یکی است. پس خیالتان تخت باشد، مثل خیال ظریف.

اما سخنی با هواداران آن "مرد"، با شهدای تهمت و زخم خوردگان از واعظان شهر: 
«ما در انتخابات نباخته ایم، مثل یک "مرد" حذف شده ایم. ما آنقدر خفیف نبوده ایم که اعلام تقلب کنیم و 4 سال بعد در غیاب رقیب به صحنه بازگردیم و آن انتخابات را دمکراتیک ترین انتخابات از صدر اسلام تاکنون بنامیم. ما هواداران احمدی نژادیم، با دیگران متفاوتیم. ما بر خلاف خرس خاله ها میفهمیم که فعالیت سیاسی باید معطوف به کسب قدرت باشد نه سردادن شعار و اعلام حضور، با این وجود کسب قدرت برایمان وسیله ای بیش نیست، این هردو در فقه سیاسی مان ثبت است. از نظر ما، تشکیل حکومت انسان کامل آرمان مرکزی انقلاب اسلامی است. ما معتقدیم ظهور یک فرآیند است نه حادثه، فرآیندی که مردم می سازندش و زمان تحققش را تعیین می کنند نه حادثه ای که از آسمان به صورت ناگهانی نازل می شود. فعالیت سیاسی ما در نسبت با این آرمان تنظیم می شود. گاه نیاز است در حاکمیت باشیم گاه میان مردم. در روزهایی که ذکر نام مولایمان یکی از اتهامات رئیس جمهور سابق است، در روزگاری که نام بردن از موعود (عج) برابر است با انگ وابستگی به بهاییت و انجمن حجتیه آن هم به صورت همزمان، همان به که در میان مردم باشیم. جای ما آنجاست که بتوان بهتر به آرمان حکومت جهانی کمک کرد. مخالفان ما شاید بتوانند صدها سال دیگر به همزیستی مسالمت آمیز با حاکمان فعلی عالم ادامه دهند، همچنان که هرگاه دعای فرج خوانده ایم، فریاد برآورده اند که دل خوش ندارید، چه بسا فرج 10 هزار سال دیگر باشد! ما اما برایمان ننگ است که 4 سال منتظر بمانیم تا احمدی نژاد بازگردد. ما معتدل و اصولگرا و اصلاح طلب نیستیم. آرمان ما بازگشت آن "مرد" به پاستور نیست، حق حاکمیت بر عالم باید به انسال کامل بازگردد. این آدرسی است که آن "مرد" به ما می دهد. هر بار که از ظلم های رفته بر او گفته ایم، ابروهایش در هم رفته است، همواره گفته باید از درد خانه نشینی 1170 ساله امام (عج) خون گریست، احمدی نژاد کیلویی چند؟ 12 قرن است که علیه امام ما سیاه نمایی شده است، امام در غربت است. 2 سال است از ظلم های رفته بر عدالتخواهان خواب نداریم، در حالی که 12 قرن است حجت خدا همه پلیدی های عالم را باچشم می بیند و خون به جگر دارد. با نگاه به این آرمان است که باید حرکت کرد. در این باره گفتنی هایی است که آن "مرد" به زودی خواهد گفت.

یادمان باشد کمک به فرآیند ظهور عالی ترین و حیاتی ترین ماموریت رئیس جمهور ایران است، اما زمانی که نه اختیار تام بلکه حتی حق دخالت در مدیریت پرونده هسته ای از آن "مرد" سلب می شود، هیچ علامت سوالی در برابر تصمیم بازنگشتن به حاکمیت باقی نمی ماند.»

چرا انحراف یابان از شایعه دیدار روحانی و اوباما ذوق زده اند؟

حجت الاسلام مسعود شفیعی کیا/ در حدیثی قدسی خداوند متعال به حضرت داود پیامبر علیه السلام می فرماید :
«اگر در نیّت یکی از بندگانم ببینم که رفع مشکلاتش را فقط از من بخواهد و فقط به من پناهنده شود و به احدی از مخلوقاتم چشم یاری نداشته باشد ، اگر تمام آسمان ها و زمین و هرچه در آن است بر علیهش مکر و حیله کنند من راه گریز از میان آن ناملایمات را به او می دهم .ولی اگر در نیّت یکی از بندگانم ببینم که به یکی از مخلوقاتم تکیه کرده و پناه جسته سبب های فیض آسمان را بر او قطع می کنم و زمین را بر او تنگ می گردانم و برایم فرقی نمی کند که کجا هلاک می شود.»
 (کلّیات حدیث قدسی – باب 8 / شیخ حرّعاملی)

حرکت توحیدی و ماهیّت إلهی انقلاب اسلامی ،‌ چون نشان الله بر پرچممان نماد هویّت ملّی و روح جمهوری اسلامی است،‌ بنابراین اگر اتکای خود به خدا را از دست دهیم و ازهمه زشت تر اگر بر «شیطان بزرگ» تکیّه بزنیم علاوه بر خیانت به هزاران شهید و ایثارگر به خُسران دنیا و آخرت نیز دچار شده و با تنزّل از قله رفیع اقتدار مانند دیگر وابستگان به مستکبران به کهنه ی مستعمل جهانخواران مبدّل می شویم و این همانی است که امام راحلمان را نگران کرده بود.

 امام خمینی (ره) :
«آن روز که اتکا به غیر خدا کردیم رو به شکست خواهیم رفت. شما گمان نکنید که اتکا به ماوراى خدا براى ما بتواند یک کارگشایى بکند، اتکا به خدا بکنید. اگر ما یک روز اتکاى خودمان را از خدا برداشتیم و روى نفت گذاشتیم یا روى سلاح گذاشتیم، بدانید که آن روز، روزى است که ما رو به شکست خواهیم رفت ... اخلاص پیدا کنید در کارهاى خودتان، اتکاى خودتان را به خداى تبارک و تعالى قوى کنید که نصر و نصرت بدون اتکا به او حاصل نمى‏شود. شما ملاحظه کنید الآن قدرتهاى بزرگى که اتکا دارند به آن سلاحهاى عجیب و غریب خودشان، در اضطراب دارند زندگى مى‏کنند. گمان نکنید که کاخ سفید یا کرملین الآن آرام نشسته‏اند و با وضع آرام زندگى مى‏کنند. آن‏ها با اضطراب زندگى مى‏کنند و این اضطراب براى این است که آنها تبع شیطان هستند و شیطان نمى‏گذارد که طمأنینه پیدا بشود در قلب انسان. شما بخواهید که اضطراب نداشته باشید و بخواهید که ایمانتان را قوى بکنید، بدانید که نصرت دنبالش است. اول باید اخلاصتان را قوى بکنید.» 
(صحیفه نور ج‏20 ص77 )

مسلماً ابزار پرستان وقتی که می بینند نمی توانند نفت صادر کنند به جای اتکا به سبب ساز عالم به دیگر ضعیفان ابرقدرت نما دست دراز می کنند .به راستی به کجا رفته ایم که با شایع شدن ملاقات احتمالی مقامات ایرانی با سران استکبار در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل شادمانی را در چهره نخبگان مدعی مقابله با انحراف می بینیم؟! آیا این نشانه ی دوری از نور و انس گرفتن با طاغوت نیست ؟!

یاد آن مرد که دست در دست خدا داشت به خیر !
یاد آن مرد به خیر که 8 سال در مجمع عمومی سازمان ملل و درمصاحبه با دهها رسانه از توحید، از مشترکات انسانی و مسیر انبیا و نوید صلح جهانی در پرتو ولایت انسان کامل می گفت و مشام مشتاقان را با «بهار انسان ها» آشنا می کرد. مگر امام راحلمان نفرمود غفلت مسئولان از زمینه سازی انقلاب جهانی مهدی علیه السلام "خطرى بزرگ و خیانتى سهمگین" است ؟!

 فضای کشور و سکوت مرگبار نخبگان به گونه ای است که گویا قرن ها از پایان یافتن دوره هشت ساله دولت دکتر احمدی نژاد و آن آرمانخواهی ها گذشته است .همان مرد که چون دستش در دست خدا بود هیچگاه در آرزوی فشردن دست مستکبران نبود، همان مرد که روسای جمهور آمریکا را نه به مذاکره پشت درهای بسته بلکه به مناظره جهانی برای اثبات حقانیّت راه حل انقلاب اسلامی در برابر راه حل جنگ افروزانه و تروریست پرورو ناعادلانه ی آمریکا فراخواند و بی منطق های افراطی عالم را مرعوب خود ساخت و پاسخی نشنید. با رفتن آن مرد چه شده است که شاهد اشتیاق کاخ سفید و ردو بدل شدن نامه هستیم؟!

به راستی اوباما به عنوان رئیس جمهور کشوری که خود با چالش های عدیده دست وپنجه نرم می کند و مردم کشورش هم به توانش برای مقابله با مشکلات روز افزون آمریکا اعتماد ندارند،‌ چگونه می تواند برای ملّتی که تا همین چند ماه گذشته تا قله عزّت و امامت جهانی پیش رفته بود مشکل گشا باشد؟!

آیا «مرسی» انقلاب بزرگ مردم مصر را به پای آمریکایی ها نریخت؟ و برای تعامل سازنده با واشنگتن دولت تکنوکرات تشکیل نداد و نیروی متراکم جوانان اسلام گرا را برای حذف اسد به کار نبرد؟! پس چرا سران ینگه دنیا نتوانستند برای وی کاری کنند بلکه پس از برگشتن ورق در قاهره، کاخ سفید حمایت از کودتاچیان را دنبال کرد؟! مسلماً اگر کسان دیگری مانند مرسی به هر میزانی با آمریکاییها همگرایی کنند همان اندازه از چشم ملّت خود وملّت های آزاده می افتند و کرامت ایرانیان هم تحمل چنین اهانتی را ندارد.

در این میان عده ای خواب نما شده و توهماتی را با نام امام (ره) به اذهان جوانان تزریق می کنند و گمان می کنند مکتب امام را می شود تحریف کرد به ایشان نیز سخن آن سفر کرده را یادآور می شویم که فرمود :
« ایران دستش را پیش امریکا ان شاء اللَّه تا ابد دراز نمى‏کند، ولو اینکه فانى بشود. آنها گمان مى‏کنند که ما براى- فرض کنید که- یک نفت و یا براى چیزى تسلیم امریکا مى‏شویم، در صورتى که نه، ما تا فناى خودمان تسلیم دیگر نمى‏شویم.»
(صحیفه نور ج ‏18 ص140)  

فراموش نکنیم که ما بر سر سفره امام عصر علیه السلام  نشسته ایم و اگر خطری از ما دفع شده و به اقرار بیگانگان (رادیو فرانسه ) در تحریم هایی که دوبرابر خسارت جنگ تحمیلی بوده است زندگی عادیمان را در امنیّت و رفاه نسبی ادامه می دهیم، به برکت آن مرد است که " بیمنه رزق الوری"؛ به برکت او موجودات روزی می خورند. کسانی که سر سفره آن امام مظلوم هستند و بلکه لباس سربازی او را بر تن کرده اند اگر از چراغ های سبز انسان های ناتوان و ظالمان عصر ذوق زده می شوند باید از این اسائه ی ادب به ولی الله الأعظم توبه کنند چرا که گره گشایی مشکلات تمام عالم حتّی دولت آمریکا در دست اوست.
اللهم إنّا نرغب إلیک فی دولةٍ کریمةٍ

دلنوشته ای برای احمدی نژاد

به نام مهربان دادگستر
در ابتدای سخن از این که شما دکتر عزیز را "تو" خطاب کرده ام بسیار عذر می طلبم 
برای انسجام سخن چاره ای جز این نبود
این دلنوشته تقدیم حضور پر برکت شما با عنوان وقتی که "توآمدی" 
وقتی که توآمدی بوی رجایی آمد و ما سرشار از رجا شدیم که دولت باز از ماست
وقتی که تو آمدی عدالت دوباره شد معیارمان چنان که از جزء تا به کل را به عیار عدل سنجیدیم و آنجا بود که فهمیدیم شعار عدالتت بزرگترین خدمت به نظام اسلامیمان بود
وقتی که تو آمدی ولایت حاکم تر شد و همه دیدند که ولایتمداری واقعی در دولت تو نمود عینی پیدا کرد
وقتی که تو آمدی و یادآور شدی پیام اماممان را که (ما میتوانیم) ما توانستیم و به پیش رفتیم
وقتی که تو آمدی انرژیمان دو چندان شد:همه هسته ای شدیم و انرژی هسته ای شد حق مسلم ما
وقتی که تو آمدی امریکا لرزید،اسرائیل عقب تر رفت و ما جسورتر بر شعار استکبار ستیزی انقلابمان ایستادیم
وقی که تو آمدی مهدی باوریمان تقویت شد بس که نامش بردی بس که یادش کردی تریبون ها متبرک شد و جهان دریافت که موعودش از ماست
وقتی که تو آمدی در شگفت شدیم از مثل روحانیون سخن گفتنت با اینکه در کسوتشان نبودی و در شگفتی ماند جهان از نطق های معنویت و چه احساس فخر و غروری به ما دست میداد وقتی میپرسیدند تو که روحانی نیستی چگونه مانند روحانیون سخن میگویی؟!
وقتی که تو آمدی مظلومان دست یاری به سویمان دراز کردند و ظالمان به خشم آمدند
وقتی که تو آمدی آزادگان شاد شدند،به دیدارمان آمدند و الگویشان تو شدی و تنها امیدشان ایران
وقتی که تو آمدی نقاط قوت ما فراوان شد و ضعف هایمان را پوشاند با همان پوششی که از سادگی و خدمت و صداقت بر تن داشتی
وقتی که تو آمدی ما همه آمدیم جمعه به جمعه،قدس به قدس،بهمن به بهمن،انتخابات به انتخابات و مشارکت ما حداکثری شد
وقتی که تو آمدی تفسیر آیات طالوت را بیش از پیش فهمیدیم که میشود امیر شد بدون وابستگی به حزب و مقامی و میشود امیر ماند بدون پشتوانه ی ثروت و غلامی! 
آفرین بر همت بلندت،نیرومندی اندیشه و دستانت و قدرت درایت و ایمانت
اینهاست که میشکند طاغوت ها را و از پا در می آورد جالوت ها را


http://nocutpress.com/files/fa/news/1392/6/31/2680_950.jpg