اندیشمند باید پوپولیست باشد!

جواد درويش

شهید مطهری در مقدمه کتاب داستان راستان مینویسد:

 این داستان‌ها هم برای «خواص» قابل استفاده است و هم برای «عوام»، ولی منظور از این نگارش تنها استفاده عوام است، زیرا تنها این طبقاتند که میلی به عدالت و انصاف و خضوعی در برابر حق و حقیقت در آنها موجود است و اگر با سخن حقی مواجه شوند حاضرند خود را با آن تطبیق دهند.

صلاح و فساد طبقات اجتماع در یکدیگر تأثیر دارد. ممکن نیست که دیواری بین طبقات کشیده شود و طبقه‌ای از سرایت فساد یا صلاح طبقه دیگر مصون یا بی‌بهره بماند، ولی معمولاً فساد از «خواص» شروع می‌شود و به «عوام» سرایت می‌کند و صلاح برعکس از «عوام» و تنبه و بیداری آنها آغاز می‌شود و اجباراً «خواص» را به صلاح می‌آورد، یعنی عادتاً فساد از بالا به پایین می‌ریزد و صلاح از پایین به بالا سرایت می‌کند.[...]

مولای متقیان حضرت علی(ع) در نامه خطاب به مالک اشتر می‌نویسد:

باید بهترین کارها در نزد تو اعتدال در راه حق و همگانی بودن در عدل و داد و آن عملی که بیشتر باعث خشنودی عوام می‌شود، باشد. زیرا خشم توده مردم خشنودی خواص را از بین می‌برد اما خشم خواص در برابر خشنودی عموم مردم قابل چشم پوشی است. هیچ کس از رعیت برای فرمانروا در موقع رفاه سنگین‌تر و پرخرج‌تر، در موقع گرفتاری کم فایده تر، در موقع عدالت ناراضی‌تر، در موقع درخواست مصرتر، در موقع بخشش کم سپاس‌تر و در شدائد روزگار کم صبر تر از خواص نیست. در صورتی که ستون دین، اجتماع مسلمانان و نیروی در برابر دشمن همین توده مردم جامعه هستند. بنابراین باید با آنها همراه و میل قلبی‌ات به آنها باشد.

 به نظر بنده امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت و اهمیت کار فکری برای توده مردم احساس میشود. جامعه ای اگر بخواهد به سعادت برسد، جز این نیست که سطح فهم مردمش بالا برود. در دین اسلام سعادت فرد در گرو عمل اختیاری اوست و عمل اختباری هرکس هم بنا به فهم و درک اوست. اگر اینطور نبود حضرت امام(ره) از همان ابتدا میگفت که من با بنی صدر مخالفم!  نه در ماه های پایانی عمر شریفشان. امام میدانست که آن زمان قد و قامت درک مردم به این نرسیده که بنی صدر با آن همه دانش و ظاهر دینی و سابقه انقلابی، به درد انقلاب نمی خورد. همچنین بازرگان، همیچنین آیت الله منتظری، همچنین...

نقل می کنند که عده ای می آمدند و به پیامبر(ص) میگفتند، ای رسول خدا این منافقین را به ما نشان بده تا آنها را بشناسیم. پیامبر(ص) در جواب برایشان آیات سوره منافقون را میخواندند. باز میگفتند این آیات را میدانیم، به ما بگو مصداق این آیات کیست؟ باز پیامبر آیات سوره توبه را میخواندند. این یعنی پیدا کردن مصداق کار خودتان است. باید عقل خود را پرورش دهید تا پیدا کنید منافق کیست و الا به سعادت نمی رسید. سعادت انسان در گرو عمل اختیاری اوست.

و دقیقا به همین دلیل است که مقام معظم رهبری اصرار دارند، رای خودشان را مخفی نگه دارند. جامعه ای که با رای و نظر مصداقی رهبرش بخواهد جلو برود، هیچگاه مردمش بزرگ نمی شوند و هیچ گاه نمی توانند در افق فکر رهبرشان مسائل را ببینند و تحلیل کنند .

دوست عزیزی، در یک جلسه علمی میگفت ما برای اصلاح اقتصاد، فرهنگ، دین و ... ابزاری غیر از «قانون» در اختیار نداریم؛ لذا باید تمام این‌ها را از مجرای قانون تنظیم کنیم و برای هرکدام یک سند قانونی بنویسم و تصویب کنیم! اما آیا میتوان با ابزار قانون جامعه ای را به کمال رساند؟ به نظر من قانون برای یک جامعه ای تشکیل شده از روبات ها یا حیوانات! می تواند کافی باشد. ولی برای جامعه ی انسانی قانون هرچند لازم، به هیچ وجه کافی نیست. قانون برای جامعه یک دستِ ماشینی است که اصول اعتقادی و احکام عملی مردمش از تلویزیون و سینما و اینترنت و ماشین و وسایل مصرفی گرفته شده باشد. تا انسجام بین «هست‌های اعتقادی» و «بایدهای قانونی» حفظ شود.

جامعه برای ارتقاء و تحول به چیزی بیش از قانون احتیاج دارد. به عاملی که فکر مردم را متحول کند، با عقل مردم حرف بزند، سطح انسانیت مردم را بالا ببرد. و در شرایط فعلی جامعه ما که زمان بسط ید فقیه است و زمان بیرون آمدن حوزه های علمیه از مهجوریت و انزواست، این کار، کار حوزه است.

 اینکه حوزه علمیه در میان مردم امروز ما مهجور شده ، نه فقط به خاطر این است که خودش به میان مردم نیامده و در گوشه‌ای کنج عزلت گزیده است، بیشتر به خاطر این است که محصولات و تولیدات و منافعش هم به مردم نرسیده است. برای حوزه، بین قبل از انقلاب که دوره عسر و حرج او بوده والان که همه درخواست  می‌کنند به جامعه برگردد و عنان علم و فرهنگ و سیاست را به دست گیرد، انگار تفاوتی نیست. بلکه دقیق‌تر که نگاه می‌کنیم، حوزه ی قبل از انقلاب، در این زمینه فعال‌تر و پرثمرتر هم عمل کرده است. لااقل یک مفاتیح‌الجنانی تدوین شد که هرکس روی طاقچه‌اش بگذارد، یک تفسیر المیزانی نوشته شد، یک رساله توضیح المسائلی برای مردم جمع آوری شد، یک شهید مطهری بود که بلند شود بیاید تهران و در دانشگاه با دانشجویان سروکله بزند تا نیازهای واقعی مردم را احساس کند، هرکس هرکجا بود یک روحانی در محله و روستایش داشت که قبل از دادگستری و دادگاه و مشاور خانواده! به او مراجعه کند و دردش را بگوید...

امام زمان(عج) در نامه‌ای به آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی می‌فرماید: «ارخص نفسک و اجعل مجلسک فی الدهلیز و اقض حوائج الناس نحن ننصرک؛ خودت را سود رساننده (به مردم) قرار بده، در دسترس مردم باش، نیازهای مردم را برآورده کن، (در این صورت) ما هم یاری‌ات می‌کنیم»

الآن وضعیت بخشی از حوزه شده مانند همان چیزی که شهید مطهری می‌گفت: «هر مدعی فضلی حاضر است ده سال یا بیشتر صرف وقت کند و یک رطب و یابس به هم ببافد و به عنوان یک اثر علمی، کتابی تألیف کند و با کمال افتخار نام خود را پشت آن کتاب بنویسد، بدون آنکه یک ذره به حال اجتماع مفید فایده‌ای باشد».

البته این انتقاد فقط به حوزه نیست. هرکسی که مسیر اصلاح فرهنگ را صرفاً از قوانین و قوا، یا کتاب‌ها و مقالات علمی، یا سازمان‌ها و نهادهای دولتی، یا همایش‌ها و سمینارها جستجو کند، دچار همان آفت حوزه شده است؛ و اتفاقاً این آفت میان کارگردانان و هنرمندان و اساتید علوم انسانی و محققین اجتماعی بسیار بیشتر و البته مشمئز کننده تر است! لااقل حوزه در گذشته خودش گیر کرده، این حضرات که در گذشته غرب مانده‌اند. شهید آوینی یک نقد تندی دارد به فیلم هامون ساخته داریوش مهرجویی که در بخشی از آن می‌نویسد: 

«در میان روشنفکران جهان سوم، هستند کسانی هم که مثل مرحوم جلال آل احمد خود را باز یافته‌اند و از دور باطل اسب عصاری بیرون آمده‌اند. این‌ها از روشنفکر جماعت قطع امید کرده‌اند و به نوعی، کم و بیش دریافته‌اند: کسی باید بیاید که گردنش گیر افسار تمدن اروپایی نیست و ریش پرفسور بزی (!) و یا سبیل نیچه‌ای هم ندارد و در میان حرف‌هایش هم، بی مناسبت یا با مناسبت، کلمات فرنگی بلغور نمی‌کند؛ او کسی است که وقتی می‌آید مردم جلوی پایش بلند می‌شوند و صلوات می‌فرستند. آنها می‌گویند روشنفکری یک وصله ناجور است که به عبای کهنه ما جور نمی‌آید. قبله نمای روشنفکر» اینترنت، دانشگاه «ژوسیو» و یا بنیاد فرهنگی ـ هنری «فراهوله» در هلند را نشان می‌دهد و قبله نمای ما خانه‌ای سنگی در حجاز را ...».

یعنی حاشا به کرَم همان حوزوی که باز عقیده و شرافت و عزت و غیرت و ملیت! خود را نمی‌فروشد به ثمن بخس و اینقدر به کار خودش و موضوع علمش که قران و کلام معصوم باشد ایمان دارد که آن را با چیز دیگری جایگزین نکند. اگر حوزوی از کنار درد جامعه با بی اعتنایی عبور می‌کند، هنرمند و استاد دانشگاه داروی دردی(و چه بسا زهری) دیگر را برای این درد تجویز می‌کند! و طبیعی است که درد قبلی به دردی بدتر مبدل شود و مرگ جامعه را نزدیک کند. بگذریم از بعضی هنرمندان که تازه بعد از مرگ کارشان آغاز میشود، چون تخصصشان سلاخی جامعه است و بیرون آوردن و نشان دادن امعاء و احشاء و نجاسات و کثافات جامعه...!!

 هرچند می‌دانم این قضاوت و حتی این هم‌جواری، بی انصافی است ولی چه باید کرد وقتی این همه خلاء و این همه نیاز در جامعه هست و حوزه علمیه هنوز نتوانسته یک رساله عملیه به زبان فارسی سلیس تدوین کند!

تمام این سیل انتقاداتی که مطرح میشود برای این است که ما تکلیف خودمان را فراموش نکنید. چون همه ما گرفتار همین مسئله هستیم. اگر می‌خواهید شاخصی برای میزان گرفتاری به این درد بدست آورید، در خلوت خودتان جواب این سوال‌ها را بدست آورید: چقدر رشته تحصیلی من در میزان و کیفیت خدمت به مردم و انقلاب موثر است؟ چقدر اسم دانشگاهم موثر است؟ چقدر محل تحصیلم موثر است؟ چقدر مدرکم موثر است؟ چقدر تلاش برای بومی‌سازی رشته و فعالیت علمی‌ام کرده‌ام؟ چقدر به مطالعه تاریخ و مسائل حقوقی و سیاسی موضوع علمی خودم در جامعه ایران پرداخته‌ام؟ چقدر مطلب همه فهم در این جهت نوشته‌ام و سخنرانی همه فهم کرده‌ام و بحث و جدل کرده‌ام؟ چقدر ضرورت رشته و دانشگاه و آینده علمی و شغلی خودم را در این مسیر و با این نگاه تنظیم کرده‌ام؟ و...

نسبت آوینی و صدا و سیما

علی فروغی 

به ذهنم آمد از قدیمی‌ها بپرسم آنهایی که «سید مرتضی» را از سازمان بیرون انداختند؛ شش تیغه بودند یا مثل مدیران فعلی ریش داشتند؟ به ذهنم آمد بپرسم آدم‌های صدا و سیما در این سال‌های اخیر انقلابی شدند یا ما در این دوران بی‌تفاوت؟ «آوینی»‌ها کم شدند که دیگر بر اساس مقاله و اعتراض به دفتر رهبری «محمد هاشمی»‌های سازمان عوض نمی‌شوند و از آن تحقیق وتفحص نمی‌شود یا اتفاق دیگری افتاده؟ (رجوع شود به نوشته‌های «آوینی» در کیهان بر علیه صداوسیما و تغیر رییس سازمان و تحقیق و تفحص از آن به فاصله‌ي کمی بعد از شهادت آقا مرتضی). فکر کردم کسی را پیدا کنم و از او درباره‌ي افرادی که در تلویزیون تحریک کردند تا برخی به اسم گروه «روایت فتح» بر علیه «آوینی» بیانیه بدهند و در سروش چاپ کنند بپرسم که امروز کجا هستند؟ نکند همان‌ها ویژه‌برنامه‌ي شهادت «سیدمرتضی» را تولید کنند؟
 
دوست داشتم از دوستانم بپرسم کجاست مقاله‌های به تعبیر «مهدی نصیری» شلاقی و انقلابی مرتضی؟ دوست داشتم یکی از مدیران سیما جواب بدهد که چرا صدای انقلابیون را از صدا و سیما حذف می‌کنند؟ ولی از طیف لاابالی بازیگران تا خوانندگان لس‌آنجلسی در تلویزیون و رادیو رژه می‌روند؟ علاقه‌مند بودم از آقای «مهندس ضرغامی» بپرسم آیا در صداوسيماي شما مي‌شود نقدهای «آوینی» را با برنامه‌های روی آنتن شما که عیناً همان مشکلات را دارد مقایسه کرد؟ برایم سوال است که چرا هیچ وقت حرف‌های انقلابی و این نوع از جملات آوینی را نمی‌شود از تلویزیون شنید: «وجه مشترك تلويزيون و سينماى پس از انقلاب در آن جاست كه هيچ كدام غرب را دشمن فرهنگى خويش نمي‌دانند و علت اين امر را نيز بايد در آن جا جست و جو كرد كه از يك سو اصلاً غرب را نمي‌شناسند و از سوى ديگر اصلاً انگيزه‌اى براى مبارزه ندارند.»
 
به نظرم این عبارت «آوینی» یکی از کلیدهای فهم مشکلات تلویزیون است. برخی مدیران ریش‌دار غیر انقلابی! مدیرانی‌اند که اهل مبارزه نیستند. انقلابی نیستند، فکر نکنید نماز نمی‌خوانند یا مشکلات اخلاقی دارند و یا نظام را قبول ندارند؛ نه در پیشگاه خدا شهادت خواهم داد که همگی واجبات عبادی را رعایت می‌کنند. اما مشکل اصلی «محمد هاشمی» با «آوینی» مشکل امروز حزب‌اللهی‌ها با «ضرغامی» است. «هاشمی» به سید جنگ‌دیده‌ي ما می‌گفت: مستند ساختن از جنگ بس است، بیا از سازندگی بساز! مردم را در حالت جنگ قرار نده. جنگ تمام شده. و همین‌ها را دقیقاً از صداوسیمای امروز می‌شنویم. گویی انقلابی بودن میکروبی است که اگر وارد صداوسیما شود، راه تنفس برخی را می‌گیرد و برای مردم که نه، ولی آسایش برخی را برهم می‌زند.
 
اگر در نسبت اسلام سازش و روشنفکران سخن نگوییم جفا به آوینی است. مرتضی در جایی گفت بر خلاف آنچه بسیاری می‌پندارند آخرین مقاتله‌ي ما -ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﺳﭙﺎﻩ ﻋﺪﺍﻟﺖ- ﻧﻪ ﺑﺎ ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﻲ ﻏﺮﺏ که با اسلام آمریکایی است... اگر چه سید شهید ما دمار از روزگار جریان روشنفکری درآورد و راه نفس‌های وابسته و غرب‌زده‌ي این طیف را با تمام توان بست، اما یکی از برجستگي‌های او مقابله با جریان اسلام سازش است که مرتبه‌ای بالاتر از آن است. اسلامی که اتفاقاً با روشنفکران سر سازش دارد و محمل رشد روشنفکری است. نمود بارز آن را در همین صدا و سیمای امروز می‌بینیم. از عجایب خلقت نیست که روشنفکرترین طبقات هنری تا این حد‌ با آرامش در تلویزیون حضور پیدا می‌کنند؟
و البته این ماجرا پیچیده شده. آدرس غلط حضور برخی چهره‌های انقلابی در موضوعاتی که یا مجبورند و یا خطر کمتری برای آنها دارد. اگر راست می‌گویند برنامه‌های هنری را به بچه های تیپ فکری «عمار» بدهند، نه اینکه در موضوعات بی‌خطر، برای نقد فرهنگی کشور و نقد گفتمانی جریان‌ها، انقلابیون را دعوت کنند؟ و یا برای نقد برنامه‌های صداوسیما آنها را بیاورند؟ لااقل صادقانه فضای مناظره را ایجاد کنند. و اگر نه لااقل «مرتضی» را تحریف نکنند. بگذارند این، برای خودمان بماند.

بی ترمز ها . به کجا چنین شتابان ؟

سیاوش سلوکی 

آقایون پر جنب  و جوش  که دوست دارن به خیال باطل قدرت دستشون باشه و رییس قوه مجریه آینده بشن 

قابل توجه

اولا بدونید با نقد احمدی نژاد بیشتر خودتون رو منزجر می کنید   و تفکر احمدی نژاد رو محبوب تر و به مظلومیت بیشتر دکتر کمک می کنید 

دوما فکر می کنید ریاست جمهوری مثل همین نقد کردن آسونه و کیلومتر نداره خالی بندی توش  . بدونید در مقام اجرا نقد می شوید . توان تحملش را دارید ؟ 

سوما به فرض محال رییس جمهور شدین . فکر نکنید تمام مخالفان احمدی نژاد که الان مثلا هم طیفتونن همراه شما خواهند شد  . مهمترین خصوصیت مخالفان احمدی نژاد اینه که با هم دیگه مخالفن و اغلب با خودشونم مشکل دارن . پس مقام اجرایی مورد حملات سهمگین قرار خواهید گرفت . چون جسارت و لیاقت و بزرگی احمدی نژاد رو ندارین یک روز آرام هم نخواهید داشت 

چهارما . جمیعتون اگه انتخاب مردم بشین از ذوق زیاد هفته اول سکته هه رو زدین . چون غریب به اتفاقتون مراحل اولیه محبوبیت رو هنوز طی نکردین . بچه های خودتون هم مخالفتونن و تو جمیع خویشاوندی هم محبوب نیستین . مسلما اگه معجزه ای شد  و انتخاب مردم اکثریت ایران شدین حتما جان به جان آفرین تسلیم خواهید کرد 

پنجما . به فرض محال ، حال ما طرفدارای احمدی نژاد رو گرفتین و به خیال باطلتون خواستید جریان انحرافی و دنبله رو ها شو از صحنه مدیریت حذف کنید . بدونید که از عهده حذف زیر پایه ترین طرفدار احمدی نژاد هم عاجز خواهید بود . چه برسد به متفکرین بزرگی چون بهمن شریف زاده و ... 

ششم . بهتره بی خیال مبارزه سیاسی بشید  . چون جنازه طرفدار احمدی نژاد هم از شما محبوب تره 

هفتم . لحن احمدی بای بای که الان کورکورانه می گید همون لحن احمدی بای بای دوستداران فتنه و ایادی استکبار است . درس عبرت بگیرید که هر کی احمدی رو بای بای خواسته خودش بای بای کرده و به درک رفته . نمونه هاش هم موجوده . 

هشتم . حضرت آقا فرمودند نکات مثبت این دولت را باید داشته باشید  . حتی یک مورد از نکات مثبت این دولت را نمی توانید داشته باشید چه برسد بهترش هم بکنید . اگر هم مثل متحجر خوارج مسلکی چون کوشکی هیچ نکته مثبتی از احمدی نژاد ندیده اید . پس آماده لگد مال شدن از جانب مردم باشید  . چون خوارج بعد از اینکه سخن علی نشنیدند . بالاخره تقابل با علی را اجرا کردند 

و آخر اینکه

 زنده باد بهار .

در دهه ای که دهه امام زمان است و انسان های کامل و مصلح و 313 یار آن غایب قرار است حکمران جامعه باشند که هستند . تفکر شما جایی ندارد . در این هشت سال هم با شباهت ظاهری احمدی نژاد با خودتون چند صباحی زنده بودید . هیچ قدرتی برای بقا نخواهید داشت و همه محکوم به مرگ سیاسی هستید 

توبه کنید  . اسلام بیاورید و ته آبروی داشته را به حراج نگذارید  . 

مشایی سنبل مادی  و دیده شدنی احمدی نژاد است که همه تان را سر کار گذاشته و وظیفه اش افشای چهره پلید شماست . مهم این است که تفکر احمدی نژاد حاکم است و روز به روز قویتر هم می شود و مردم تابع ان تفکرند . 

همه هم و غمتان رد صلاحیت مشایی است . ما طرفداران اتفاقا همین رد صلاحیت را می خواهیم 

با رد صلاحیت مشایی دستاوردهای دوست داشتنی ما چند برابر زمان تایید صلاحیت خواهد بود  . 


ما در انتخابات پر شور شرکت خواهیم کرد . حماسه سیاسی را رقم خواهیم زد . اگر تفکر طرفدار احمدی نژاد حاضر بود که به او رای خواهیم داد و اگر همه نامزد ها مخالف احمدی نژاد بودند ( ننگ بزرگ سیاسی نظام جمهوری اسلامی پدید می اید ) ما به نام نمادین مشایی رای خواهیم داد و رای باطله را پیروز انتخابات خواهیم کرد . 

البته زهی خیال باطل . این مملکت امام با بصیرتی دارد به نام حضرت ایت الله خامنه ای . به هیچ وجه من الوجوه اینده مملکت نازنین و حکومت انقلابی و بزرگ اسلامی ایران را با این شانتاژ ها به تفکر نااهلان نمی سپارد 

همه تفکر ها در انتخابات شرکت خواهند کرد و آن وقت ندای فتنه گرانه تقلب و رای ما رو پس بده و سفرهای خارج از کشور  و پناه بردنتان به آغوش روسایتان در دنیای استکبار را خواهیم شنید  و خواهیم دید . فقط خواهشا سطل آشغال آتش نزنید . 


مدح ایران، مدح اسلام است

دکتر اکبر جباری 

1- مسألۀ اسلام و نسبت آن با ایران، اولاً مسأله ای سیاسی بود که اهل نظر به اشتباه آن را مسأله ای فکری و تاریخی تلقی نمودند. چرا اهل نظر از خود نمی پرسند که در طول تاریخ هزار و چهارصد ساله هیچ دانشمندی و هیچ متفکری هرگز درباب بالاتر بودن یا پایین تر بودن و یا برابر بودن شأن و مقام اسلام و ایران سخن نگفتند! برای پیشینیان ما هرگز چنین مسأله ای طرح نبود و هرگز به دنبال مقایسه میان ایران و اسلام برنیامدند. بزرگترین دانشمندان عالم اسلامی که ایرانی بودند، هرگز به دنبال کشف این معما نبودند که آیا ایران به اسلام خدمت کرده است یا اسلام به ایران؟ برای آنکه چنین مسأله ای را اساساً ابلهانه و نابخرادنه می دیدند.

2- دلیل دیگر بر اشتراک ماهوی میان این سه جریان آنکه، هر سه گروه تلقی شیءگونه از اسلام و ایران دارند. از نظر هرسه جریان، اسلام و ایران دو چیز هم جنس و همگون هستند که میتوان آنها را مقایسه نمود و حکم به برتری یا تساویشان داد. اساساً مقایسه میان اسلام و ایران مبتنی بر این تصور است و اگر دو موضوع را هم جنس ندانند هرگز نمی توانند به قیاسشان بنشینند. در حقیقت میتوان گفت که بزرگترین خطای هر سه گروه قیاس نابجای این دو موضوع نامتجانس بوده و در چنین قیاسی دیگر هیچ فرقی ندارد که خکم به سنگینی کدام کفه بدهید و یا برابرشان بدانید. مقایسه اسلام و ایران کاریست از بن اشتباه.

با توجه به دلایل فوق، معتقدم که چنانچه درصدد کشف نسبت این دو موضوع نامتجانس هستیم باید بدانیم که اسلام یک دین است و ایران یک سرزمین و خاک. اسلام درختی است که درون این خاک و سرزمین ریشه دوانده و به ثمر نشسته است. کدام عقل سلیم خاک را با درخت مقایسه می کند؟ البته می توان مدعی بودکه خاک ایران، خاک حاصلخیزی است که درخت تنومند اسلام در آن به بار نشسته است. خاک ایران حاصلخیزترین سرزمینهاست. تاریخ گواهی می¬دهد که درخت اسلام در این سرزمین و خاک به بار نشسته است و بسیاری از بزرگان دین و تمدن اسلامی از خاک ایران برخاسته اند.

گرچه همواره جاهلانی پیدا می شوند که ذره بین بردارند و درون این خاک دنبال حشره باشند. و چه مضحک و جاهلانه خواهد بود اگر کسی بگوید «این خاک کرم دارد یا حشره دارد و یا آمیب دارد»!

پیداست که در خاک حاصلخیز نیز حشره و آمیب یافت می شود. اساساً آیا می توان خاکی را پیدا کرد که حشره نداشته باشد؟ بر همین سیاق بسیار سخیف خواهد بود که کسی بگوید، این درخت گاهی آفت داشته و شاخه ای از آن خشکیده و یا پوسیده شده است. مسلم است که هر درختی در معرض آفت و خشکیدگی قرار دارد. مدح ایران، مدح اسلام است. تاریخ ایران تاریخ عفت، معرفت، حق پرستی و عدالت طلبی است. خاک ایران حاصلخیز است چراکه درخت اسلام در آن به بار نشسته است. آنانکه از مدح ایران هراس دارند و به گمان خود اسلام را در تقابل با ایران می بینند، بی ریشه هایی هستند که خاکی برای ریشه دواندن نیافته اند، لذا هیچ نسبتی با آسمان ندارند. هرکه ریشه در خاک دارد، با آسمان هم نسبتی دارد. قوم بنی اسرائیل چون خاک ندارد، راهی به آسمان نمی یابد.

مباحثی که آقای مشایی در باب ایران طرح کرده اند، به نظرم از چنین منظری است. او به خوبی دریافته است که خاک حاصلخیز ایران، درخت تنومند اسلام را به بارنشانده است. او می داند که اگر حب این زمین نباشد، حب دین توهمی بیش نیست. او به درستی از تاریخ پاک و قدسی این سرزمین یاد می کند.

285 -  ایرانیها به عنوان یک قوم، بیشتر از تمام اقوام دیگر مسلمان برای اسلام کار کردند

(حضرت آیت الله خامنه ای در مراسم افتتاحیه سمینار زبان فارسی در سازمان صدا و سیما، بهار 1367 / مجله نشر دانش، مورخ خرداد و تیر 1367، صفحات 5 تا 8)

«زبان فارسی، زبان انقلاب است. زبان اسلام راستین است و زبان اسلامی است که می تواند ملتها را بیدار کند. قرآن و احادیث و متون اسلامی مایه حیات هر مسلمانی است، در این هیچ شکی نیست. همانطور که می دانید ما در قانون اساسی خود، آموزش زبان عربی را لازم و واجب دانسته ایم. ارادت ما و علاقه ما به زبان عربی چیزی نیست که برای کسی روشن نباشد و احتیاج به اثبات داشته باشد. اما من می خواهم بگویم آن زبانی که امروز می تواند مفاهیم اسلام انقلابی را به دنیا منتقل کند زبان فارسی است. زبان انقلابی و زبان اسلام انقلابی، زبان فارسی است. زبان فارسی ذاتا یک زبان کارساز است…

البته زبان عربی هم یقینا زبان پرظرفیتی است لیکن بنده مطمئن نیستم ظرفیت زبان عربی به قدر ظرفیت زبان فارسی باشد و در مواردی شک دارم که برخی از مفاهیمی که در زبان فارسی است در زبان عربی جا بگیرد. یعنی من نمی دانم که آیا حقیقتا می شود بعضی اشعار حافظ را در قالب عربی آورد، یا در اشعار عربی شعری پیدا کرد که دارای این همه ظرافت و معنویت باشد؟…

یک زبان کامل و به این خوبی در اختیار ماست و بهترین مفاهیم و دقیق ترین آنها را می توان در این زبان گنجاند. ما باید قدر این زبان را بسیار بدانیم، چیز فوق العاده ای است، یک نعمت الهی است در اختیار ما. همانطور که کشور ما از لحاظ موقعیت جغرافیایی یکی از استثناهای دنیا است. همچنانکه از لحاظ اقلیمی نیز کشور ما چیزهای ممتاز زیادی دارد، یکی از خصوصیات ما داشتن این زبان است و ما چه می دانیم، شاید یکی از عوامل افتخارات بزرگ این ملت همین زبان باشد. نمی توان از این نکته غافل ماند. می دانیم که در دنیای اسلام، ایرانیها به عنوان یک قوم، بیشتر از تمام اقوام دیگر مسلمان برای اسلام کار کردند و در گسترش فرهنگ اسلامی تلاش کردند. اینکه چیز واضحی است. شکی نیست که در حدیث، تفسیر و حتی در لغت عربی، بهترین آثار را ایرانیها و فارسی زبانان نوشته اند. در فلسفه و عرفان که غوغاست و غیر ایرانی، انگشت شمار و معدود است، اکثرا همه ایرانی اند. این خصوصیاتی که ما در قوم ایرانی و ملت خودمان مشاهده می کنیم شاید یک مقداری از زبان این ملت ناشی شده باشد، از ظرفیت زبانی که در اختیار داشته نشأت گرفته باشد.»


آنانی که خدا دوستشان دارد با معرفت هستند


حجت الاسلام ˈبهمن شریف زادهˈ مدیر مسوول روزنامه الوفاق و مدیر گروه مطالعات دینی مرکز ملی مطالعات جهانی شدن در گفت و گو با ایرنا در خصوص مسایلی پیرامون حضور اسفندیار رحیم مشایی برای شرکت در انتخابات آتی ریاست جمهوری مطالبی را بیان کرده است که در ادامه می خوانید.

در ادامه متن این پرسش و پاسخ را با هم مرور می کنیم؛ 

سوال: شما پیشتر گفته بودید قلب مهندس مشایی محل جوشش معرفت است .از آنجایی که دین یک تکلیف عام است ولی عرفان بر اثر ریاضت و خودسازی به دست می آید آیا می توانیم بگوییم که آقای مشایی بعد از صبر در برابر تهمت ها به مقام رضا رسید ه اند . نمونه آن خوش رفتاری با مردم و شادمانی و بهجتی است که بعد از آن می بینیم و اینکه ادب و فروتنی را با همه رعایت می کنند وحتی فراتر از آن بگوییم که ایشان به مقام فتوت رسیده اند و نشانه آن این است که خوشان را برتراز کسی نمی دانند و به مخالفان خود بیشتر محبت می ورزند و کسانی که آزار رسانده اند را مورد رحمت قرار می دهند؟ 

جواب : در زندگی با کسانی روربه رو می شویم که تنها به خود می اندیشند و با نادر افرادی روبرو می شویم که به خود نمی اندیشند. 

کسانی که خود را می بینند فکر و ذکر آنها خودشان است و در عرصه های مختلف تدابیر گوناگونی برای ارائه خود به دیگران می اندیشند و به کار می بندند برای اینکه خود را نه فقط به دیگران ارائه کنند که بر دیگران تحمیل کنند تدابیری که می اندیشند از تصریح بر کمالات خود است که تا تخریب دیگران ادامه پیدا می کند. 

این افراد هر اندازه که در این خود بینی و خود خواهی ترقی می کنند تخریب دیگران در تدابیر آنها بیشتر مشاهده می شود. در عرصه های گوناگون سیاسی نوع تدبیر آنها در ارائه خود کاملا روشن و هویدا است. 

برای مثال در عرصه انتخاباتی که به زودی با آن روبه رو خواهیم شد می بینیم که از ماهها قبل خود را ارائه می کنند، گاه به صراحت، گاه به اشاره و کنایه و خود را حلال مشکلات کشور معرفی می کنند. 

برخی از چند سال قبل به مطرح کردن خود پرداخته اند و برخی از ماهها قبل، اینها همه تدابیر معمولی است که بر پایه نگاه به خود شکل گرفته است اما من این نکته را به عنوان یک مقدمه گفته ام برای برسی یک مطلب مهم و پاسخ به یک پرسش مهم. 

امروز ما پیوسته با این پرسش روبه رو می شویم که کاندیدای مورد حمایت دولت بویژه شخص آقای احمدی نژاد کیست؟ آیا آقای مشایی پا به عرصه انتخابات می گذارند یا خیر ؟ 

این پرسش قابل توجهی است ، به ویژه وقتی که با این پرسش در بین هواردارن دولت و هوادارن مهندس مشایی روبه رو می شویم مهم تر است، پیوسته از ما می پرسند بالاخره آقای مشایی خواهند آمد یا خیر؟ 

به دنبال این پرسش ابراز نگرانی هواداران را می شنویم که دیر شده، چرا وی چیزی بیان نمی کند؟ فرصت کمی باقی نمانده است. 

مطلب مهمی که می خواهم بگویم این است که این پرسش و این نگرانی در فضای معمول انتخابات به وجود می آید. 

فضای معمول کدام فضاست؟ فضای نگاه به خود، انسانها اغلب به خود می اندیشند و چون به خود می اندیشند در فضاهای گوناگون مانندفضای انتخابات ، تدابیرشان این است که از ماه ها پیش چگونه خود را عرضه کنند و اگر میزان خود بینی بالا باشد چگونه دیگران را تخریب کنند. و از فضیلت خود و از کاستی های رقبای خویش بگویند. 

اما برخی از انسانها همان گونه که در آغاز سخن بیان کردم که تعدادشان هم نادر است به خود فکر نمی کنند و به خود نمی اندیشند بلکه برای آنها آرمانها مهم است و اصل آنها ، خود آنها نیست بلکه آرمانهای آنهاست. 

چون برای آنها آرمانها مهم است و در حوزه های گوناگون تدابیری متفاوت با تدابیر دیگران دارند، این ها از خود رها شده اند، فارغ از خود اند و وقتی فارغ از خود باشند به عنوان مثال در حوزه انتخابات شما تدبیری همانند تدبیر دیگران مشاهده نمی کنید. 

من یک بار در یک جایی گفته ام شما هرگز از آقای مشایی نخواهید شنید که من کاندیدا خواهم شد و دلیل صدق سخن چند ماه پیش من این است که تا امروز هیچ کس نشنیده، حتی نزدیکان وی هم ابراز بی اطلاعی می کنند از اینکه مشایی خواهد آمد یا خیر ؟

این تدبیر برخواسته از نوع نگاه آقای مشایی است، نوع نگاه وی برخلاف برخی، نگاه به آرمان است البته من نمی خواهم بگویم کسانی که خود راعرضه کرده اند نگاهی به آرمان ندارند، نه عرض من این نیست جسارت نمی کنم به کسانی که وارد این عرصه شده اند. اما می خواهم فضیلت آقای مشایی را عرض کنم که وی فارغ از خود شده، به خود فکر نمی کنند لذا گریزان است از مناصب، مگر آنکه منصب تکلیف او بشود. 

این هم شعار نیست و فریب هم نیست چون هیچ تدبیری دال بر این که وی به خود توجه دارد در حوزه های مختلف از آقای مشایی دیده نمی شود، من یک حوزه ای را مثال زدم حوزه کاندیداتوری و شما یک حوزه را مثال زدید حوزه اهانت ها، به وی خیلی اهانت شده، بهتان های فراوان، من نمی گویم تهمت چون فرق بین تهمت و بهتان این است که در تهمت ظن به بدی وجود دارد اما در بهتان با ضرس قاطع به فرد بدی ها را نسبت می دهند آقای مشایی مورد بهتان های گوناگون در چند سال اخیر قرار گرفته است . 

بی تردید می توانم بگویم در طول انقلاب اسلامی یعنی در طول این 34 سال جمهوری اسلامی بی نظیر است، در میزان بهتان هایی که وارد شده و تا حالا به هیچ شخصیتی این اندازه بهتان زده نشده که به آقای مشایی زده شده است. 

اما شما می پرسید من از خیلی از هوادران وی می پرسم چرا آقای مشایی از خودش دفاع نمی کند. ببینید نه فقط وی از خود دفاع نمی کند بلکه وقتی شما با این فرد روبه رو می شوید می بینید به قول امروزی ها چقدر آرام است. یعنی اثری از نگرانی و اضطراب در مشایی نمی بینید. مگر می شود به انسان یک بهتان زده شود و آن هم بهتانی که نه تنها در همه کشور شنیده می شود بلکه در همه دنیا شنیده می شود؟ بهتانی نیست که بگویند این را به من زد و کسی آن را نشنید بهتانی است که به گوش همگان رسیده و می رسد.

 وقتی شما به انسانهای معمولی یک بهتانی می زنید مضطرب می شوند ، نگران می شوند به هم می ریزند ما بهتان های گوناگونی در حد و اندازه تکفیر، انحراف، ضد اسلام بودن، ساحر بودن ، جادو گر بودن، رمال بودن ، مفسد اقتصادی بودن، جاسوس بودن و انواع و اقسام بهتان ها . 

چرا آقای مشایی این قدر آرام است ؟ تحلیل روانشناختی این ماجرا چیست؟ آرامش یک انسان که نزدیک است از هستی ساقط شود. جز این نیست که وی از خود فارغ است و به خود نمی اندیشد به آرمان های خود می اندیشد او مرد آرمان ها است. لذا افکار تبیین می شود، آرامان ها تبیین می شود ، بدون اینکه دفاع از خود صورت گیرد. 

فارغ شدن از خود دشوارترین کار است البته فارغ شدن از خود یک اندازه و یک رتبه ندارد اندازه های گوناگون دارد. عرض بنده این است که آنچه ما مشاهده می کنیم از آرامش روحی وی در برابر سیل بهتان های خانمان برانداز، نشانگر درجه بالای از فراغت این فرد از خود است. 

این که به هواداران مشایی می گویم اصلا تدبیر وی متفاوت با تدبیر دیگران است، از وی تبیین فکر ، آرمانها و تشریح افکار را می بینید. آرمانهای همدلی جهانی، گسترش مهر در سراسر گیتی ، گسترش عدالت در سراسر جهان ، نزدیک شدن به ظهور خورشید جهان اما کوچکترین تدبیری در معرفی خود به عنوان کاندیداتوری ریاست جمهوری نخواهیم دید.

اگر آن گونه که ما خواهان آن هستیم مشایی وارد عرصه کاندیداتوری شد باز هم در آنجا شما تبیین افکار می بینید نه عرضه فضیلتهای خود و با تبیین افکار و روشن ساختن فضای فکری جامعه قطعا جامعه فرد مناسب را پیدا خواهد کرد. 

زمانی که شما به میزان امیدواری و ایمان دکتر احمدی نژاد و آقای مشایی به انتخاب مردم برخورد می کنید باز تعجب می کنید چرا اینها به مردم و انتخاب مردم ایمان دارند. 

ممکن است از دیگر کاندیداها به این اندازه ایمان به انتخاب مردم را نبینید. آیا مردم درست انتخاب می کنند و آیا مردم درست انتخاب نمی کنند؟ پیوسته با این سوال از خیلی ها روبه رو می شویم . 

می گویند مردم برای اینکه درست انتخاب کنند باید مهندسی شوند. مهندسی انتخابات! بعد که می آیند درستش کنند می گویند منظور ما این است که مردم را سوق دهیم به این که مردم درست انتخاب کنند! 

این هم خودش گویای این است که ایمانی به انتخاب و سلیقه مردم وجود ندارد اما شما می بینید وجود دکتر احمدی نژاد و آقای مشایی لبریز از ایمان به انتخاب صحیح مردم است. آن هم از کسانی که تا الان خود را معرفی نکرده اند که ما می خواهیم کاندید بشویم، هراس در دل هوادارن است که دیر شده هنوز خودشان را معرفی نکرده اند؟ الان وقت تبلیغ است. این ها همه نشان دهنده این است که وجود، وجود دیگری است . روحیه، روحیه ی دیگری است. 

کار خوبان را قیاس از خود مگیر، آن کار خودشان است و با مقیاس وجودی خودشان فقط قابل تفسیر و توجیه است نه با مقیاس معمول. با مقیاس معمول بله باید ابراز و ارائه و عرضه از یک سال پیش شروع می شد نه اینکه یک ماه نیم مانده به انتخابات، نه کمتر یک ماه مانده تا ثبت نام و هنوز هیچ کس نمی داند آیا خواهد آمد یا نخواهد آمد؟ 

بلکه بحث این است که باید این فکر ارائه بشود فضا باز بشود برای مردم و مردم ببینند خودشان مردم می توانند درست انتخاب کنند . 

برای کسی که به خود فکر نمی کند به خود نگاه نمی کند نه این اندازه اگر دهها برابر این بهتان ها را هم بزنید در او انفعالی پدید نمی آید. احساسی پدید نمی آید چون اصلا دارند به کسی بهتان می زنند که او نیست وقتی خودشان را نمی بینند شما به او هی بهتان بزن او که اصلا خود را نمی بیند که بهتانها بخواهد بر وجود او تاثیر بگذارد.

برای همین است که وقتی همان بهتان زنندگان می آیند برای پوزش طلبیدن و عذر خواهی می بینید دوستانه با آنها روبرو می شوند. من از یکی از افراد نزدیک به مشایی شنیده ام، یک ماه پیش آمده بود برای حلالیت طلبیدن از آقای مشایی ، گفت انگار نه انگار اصلا چنین چیزهایی را شنیده است چنان با وی برخورد کرده بود دوستانه یعنی انگار اولین بار بود که وی را می دید آنهم با این سابقه تهمت. 

این ها گویای همان مطلبی است که عرض کرده ام وقتی کسی فارغ از خود بشود همین حال بهش دست می دهد . بر بهتان های دیگران می خندد و از سویی افسوس می خورد به خاطر خود آنهاکه مبتلا شده اند به آتشی که خود در این آتش می سوزند.

کسی که از خود فارغ شود در برابر لرزش دیگران برای خودش ناراحت نمی شود برای همان کسانی که لغزیده است ناراحت می شود و افسوس می خورد . 

وقتی آنها برگردند به آسانی از آنها می گذرد و آغوش مهر و رحمت را بر آنها را می گشاید این وضعیتی است که ما در رفتار وی دیده ایم . ما دیده ایم که این فرد غیبت هیچ یک از آنهایی را که بار تهمت و بهتان ها را بر وی ریخته اند، نمی کند، ما دیده ایم نه فقط غیبت آنها را نمی کند که جالب است بدانید وقتی دیگران نقل می کنند که فلانی ضد شما این چنین کرد ، حمل بر خیر می کند، ساده لوح نیست ولی روالش این است که حمل بر خیر می کند.

خوب اینها گویای روحیه والاست و من به این می گویم معرفت. برای این هم می گفتم قلب ایشان محل جوشش معرفت است. الان هم با ضرس قاطع همین را می گویم و هر چه قدر ایشان را بیشتر می بینم ایمانم به این مطلب بیشتر می شود که همین است و جز این نیست که وی به سبب فراقی که از خود پیدا کرده حقایق زیادی بر زبانش جاری شده. بصیرت و معرفت پیدا کرده و متاسفانه محسود به حسد بسیاری است وبدانید که یکی از ریشه های مهم مخالفت با آقای مشایی حسد است، حسد در روایات ما هم به آتش تعبیر شده. آتشی که صاحبش را می سوزاند . 

مهندس مشایی : اعتماد سازی در مردم حماسه ملی را می آفریند

ˈاسفندیار رحیم مشاییˈ در جدیدترین گفت و گوی اختصاصی خود با رسانه ها گفت : دولت دهم تمامی تلاش خود را برای برگزاری انتخاباتی پرشور و با نشاط همانند انتخابات برگزار شده در 33 سال گذشته در سراسر کشور بکار می گیرد.


مشاور رییس جمهوری با اشاره به انتخاب اعضای هیات های اجرایی و نظارت که برای صندوق های اخذ رای تعیین می شوند، گفت: درمیان بسیاری از عوامل اجرایی انتخابات که از معتمدان مردم هستند و در انتخابات گذشته هم حضور داشتند، اقشار مختلف مردمی از جمله کارمندان و معلمان حضور خواهند شد.

وی با بیان اینکه معلمان در طول برگزاری انتخابات گذشته اعم از ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و سایر انتخابات حضوری فعال و بسیار مهم داشته اند، افزود: حضور این معلمان تنها به اعتبار آموزشی و پرورشی بودن آنها نیست بلکه به عنوان یک فردی که امین و امانت دار مردم هستند، انتخاب شده اند.

رحیم مشایی یادآورشد: حضور معلمان در کمک به برگزاری پرشور انتخابات در جمهوری اسلامی ایران یکی از امتیازات ما در این عرصه است که سلامت انتخابات را نیز افزایش می دهد، کما این که تا به حال هم این گونه بوده است و خواهد بود.



*** هرجا شائبه ای نسبت به تامین سلامت انتخابات باشد رییس جمهوری برخورد می کند 

مشاور رییس جمهوری با بیان این که دولت در کنار سایر دست اندرکاران برای سلامت برگزاری انتخابات تلاش می کند، افزود: رییس جمهوری تاکید جدی بر این امر دارد و حتی بیان کرده است که اگر احساس کنم به طور پنهان و آشکار شائبه ای به تامین سلامت انتخابات وجود داشته باشد با جدیت با آن برخورد خواهم کرد.

رحیم مشایی ادامه داد: رییس جمهوری، وزیر کشور و سایر دستگاه ها در دولت هرجا به تناسب نیاز، نسبت به تضمین سلامت انتخابات، بسیار کوشا خواهند بود؛ چرا که اعتماد سازی در مردم در قبل و در بعد از انتخابات، موجب شکوه این حماسه ملی خواهد شد.



*** دولت های نهم و دهم براجرای قانون هدفمندی یارانه ها تاکید داشتند

مشاور رییس جمهوری در ارزیابی از اجرای قانون هدفمندی یارانه ها در کشور، ضمن موفقیت آمیز خواندن فاز اول این قانون به ایرنا گفت: دولت های نهم و دهم همواره بر ضرورت اجرای آن تاکید داشتند.

رحیم مشایی افزود: تمامی گروه ها در سالیان گذشته بطور مفصل بر ضرورت اجرای قانون هدفمندی یارانه ها در کشور تاکید داشتند، اما جسارت لازم را برای اجرای این قانون نداشته و یا شرایط را مهیای این امر نمی دیدند.

وی یادآور شد که دکتر احمدی نژاد رییس جمهوری وارد عرصه شد و موجب شد تا این تحول اقتصادی بزرگ در کشور اجرا شود.

رحیم مشایی ادامه داد: شماری افراد در سال های پایانی دولت نهم به رییس جمهوری گفتند که چرا مسئولیت سنگین اجرای قانون هدفمندی یارانه ها را به عهده می گیرید؟ که دکتر احمدی نژاد در پاسخ گفت که اگر فدای این کار شوم، ارزش دارد.

وی یادآور شد با اجرای فاز اول قانون هدفمندی یارانه ها هیچ کدام از پیش بینی های منفی که در باره آن از سوی گروه های مختلف مطرح بود، محقق نشد و دولت توانست تورم را که به عنوان خطری در اجرای قانون هدفمندی یارانه ها مطرح شده بود، کنترل کند.

مشاور رییس جمهوری با بیان این که در ماه های اول اجرای قانون هدفمندی یارانه ها، تورم در جامعه افزایش یافت اما بعد این تورم کنترل شد، اظهار داشت: متاسفانه در پاییز سال 90 فضایی مهیا شد که نوسان جدی در بازار ارز و طلا ایجاد کرد و موجب برهم خوردن تعادل در بازار شد.

رحیم مشایی توضیح داد: این برهم خوردن تعادل بازارعده ای را تحریک کرد که به سمت خرید ارزهای خارجی از جمله دلار بروند که این روند تاثیر منفی بر اقتصاد کشور داشت و دشمن با استفاده از این اتفاق تحریم های بیشتری را اعمال کرد تا بدین وسیله وضعیت عدم تعادل در اقتصاد کشور را تثبیت کند.



***متهم کردن دولت خدمتگزار به ایجاد مشکلات اقتصادی بی انصافی است

رحیم مشایی در ادامه با بیان این که بیشترین تحریم های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران در دولت های نهم و دهم اعمال شد، افزود: اعمال این تحریم ها در این مدت بی سابقه بود. اما متهم کردن دولت به ایجاد مشکلات اقتصادی از سوی برخی ها در داخل واقعا بی انصافی است.

وی با بیان این که امروز جزییات تحریم ها به مردم گفته نشده و آنها فقط از کلیات آن با خبر هستند، اظهار داشت: هر چند لازم بود ملت از این موضوع مطلع شوند، اما بطور یقین مردم ما همانند گذشته از این عقبه نیز عبور خواهند کرد.



***پایه پولی کشور در هدفمندی افزوده نمی شود

رحیم مشایی با بیان این که اجرای قانون هدفمندی یارانه ها اقدام خوبی است که از سوی دولت احمدی نژاد صورت گرفت، افزود: این که مخالفین می گویند اجرای این قانون موجب افزایش نقدینگی و تورم در جامعه است، منطقی نیست و هدفمندی یارانه ها پایه پولی کشور را اضافه نمی کند.

وی ادامه داد: قانون هدفمندی یارانه ها با حذف یارانه ها در حوزه های مختلف مانند انرژی، پول را از دست کسانی که مصرف بیشتری دارند و توانگرند خارج می کند و به کسانی که از حق خود استفاده نکرده اند می دهد.

مشاور رییس جمهوری تصریح کرد بدین ترتیب با اجرای این قانون یک تعادل در جامعه ایجاد می شود و موجب افزوده شدن پایه پولی کشور نمی شود.

رحیم مشایی یادآور شد کسانی که تا پیش از این در تبلیغات، مصاحبه و سخنرانی های خود بیان می کردند که نباید قانون هدفمندی یارانه ها اجرا شود چرا که نقدینگی را در جامعه افزایش می دهد، اما در ماجرای پرداخت عیدانه در اسفند ماه سال 1391، پذیرفتند که این پرداختی انجام شود و بدین ترتیب مشخص شد که برخورد با این قانون، کارشناسی و علمی نبوده، بلکه سیاسی است.



***اظهارات ضد و نقیض برخی رسانه ها

رحیم مشایی در ادامه به اظهارات ضد و نقیض برخی افراد و رسانه ها در باره اجرای فاز دوم قانون هدفمند سازی یارانه ها اشاره کرد و افزود: این افراد در سخنرانی های خود می گویند که نباید فاز دوم هدفمندی یارانه ها اجرا شود.

وی با بیان این که این اظهارات سوال برانگیز است، اظهار داشت: به اعتقاد آنها با اجرای فاز دوم قانون هدفمندی یارانه ها محبوبیت دولت بیش از پیش افزایش می یابد.

مشاور رییس جمهوری با طرح این پرسش که مفهوم این که با اجرای فاز دوم قانون هدفمند سازی یارانه ها محبوبیت دولت افزایش می یابد، چیست؟، گفت: اگر اجرای این قانون به نفع مردم نیست، چرا آنها بطور مکرر در سخنرانی ها، مصاحبه ها و مقالات خود مطرح می کنند که مردم اجرای قانون هدفمندی را دوست ندارند؟ و اگر این چنین است، چرا نگران افزایش محبوبیت دولت هستند؟

رحیم مشایی ادامه داد: دولت دکتر احمدی نژاد فقط به دنبال اجرای فاز دوم قانون هدفمند سازی یارانه ها و ارائه خدمت به مردم است و هدفی غیر از این ندارد، اما متاسفانه برخی افراد در جهت مخالف جریان آب حرکت می کنند که با این روند آنها راه به جایی نخواهند برد. 

وی با بیان این که این گونه اظهار نظرهای متناقض دارای رویکردی سیاسی است، گفت: دولت یارانه ها را از جیب خود پرداخت نمی کند، بلکه از دهک های بالا می گیرد و به دهک های پایین جامعه می دهد تا این تعادل ایجاد شود و از سویی نیز منجر به صرفه جویی در مصرف انرژی در جامعه می شود.

رحیم مشایی با اشاره به برخی اظهار نظرات در باره اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها، گفت: دولت از این که مجلس بیاید و پرچمدار هدفمندی یارانه ها شود استقبال می کند، چرا که برای دولت مهم است که مردم همیشه در صحنه ایران اسلامی در وضعیت بهتری زندگی کنند.



***رسانه ملی در آستانه انتخابات خوب عمل نکرده است

مشاوررییس جمهوری در ادامه ضمن تشکر از رسانه ملی در آگاهی بخشی و اطلاع رسانی در خصوص فعالیت ها و خدمات رسانی دولت های نهم و دهم، در عین حال از عملکرد این رسانه در آستانه انتخابات انتقاد کرد و گفت: رسانه ملی در این عرصه عملکرد خوبی نداشته است.

رحیم مشایی که پیش از این از پرسنل رسانه ملی بوده است، افزود: از خدمات خوب رسانه ملی آگاه هستم اما این رسانه در آستانه انتخابات از لحاظ جانبداری از نامزدهای انتخابات آتی ریاست جمهوری خوب عمل نکرده و این سابقه خوبی برای آن نیست.

وی اظهار داشت: مردم عملکرد رسانه ملی را در انتخابات دوره های گذشته به خوبی به یاد دارند و بر این اساس صدا و سیما باید کاملا مراقبت کند و مشی معتدل تری را در این عرصه دنبال کند.



*** لازمه شکست دشمن برگزاری انتخاباتی پرشور در کشور است

مشاور رییس جمهوری در ادامه گفت: در مقابله با تحریم ها و مشکلات اقتصادی که دشمنان علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال کرده اند و لازمه شکست آنها در این مصاف برگزاری انتخابات پرشور و گسترده در کشور است.

رحیم مشایی با بیان این که مردم باید بدانند که دولت خدمتگزار ذره ای در برابر هر تلاشی و لو مذبوحانه برای ایجاد خدشه به سلامت انتخابات کوتاه نخواهد آمد، افزود: این وظیفه رسانه ملی است که در این مسیر بتواند دولت را یاری کند.



*** عزل و نصب برای دولت کار آسانی است

مشاور رییس جمهوری در ادامه با بیان این که دکتر احمدی نژاد نشان داده است که عزل و نصب افراد در بالاترین سطوح برای این دولت کار آسانی است، یادآور شد رییس جمهوری حتی یک روز مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نیز ممکن است تغییراتی را انجام دهد.

رحیم مشایی افزود: سلامت انتخابات عمومی است، چون ممکن است فردا دولت را متهم کنند که به سمتی گرایش دارد و به همین دلیل دولت در فعالیت های انتخاباتی حضور نیافته، گرچه خیلی تحت فشار است و از سویی این که علاقه مندی در کشور به دولت زیاد است.

وی یادآور شد دکتر احمدی نژاد در جلسه هیات دولت و همچنین در نشست با استانداران تاکید داشته است که اعضای دولت به هیچ وجه نباید به گونه ای عمل کنند که شائبه جانبداری از نامزدی ایجاد شود.



***دولت خود را موظف به تبعیت از رهبری می داند

مشاور رییس جمهوری در ادامه با اشاره به این که در دین مبین اسلام بر اصل ولایت فقیه تاکید شده است، تصریح کرد اعضای هیات دولت همانند سایر اقشار جامعه و شاغل در دستگاه های اجرایی خود را موظف می دانند که از رهبری تبعیت داشته باشند و همواره نیز در این راستا گام برداشته اند.

رحیم مشایی افزود: میزان تبعیت دولت دکتر احمدی نژاد از رهبر معظم انقلاب نیز با هیچ یک از دولت های پیشین قابل مقایسه نیست و نیازی به توضیح در این زمینه وجود ندارد.

وی خاطرنشان کرد دولت دهم نیز امروز خود را موظف دانسته و می داند که از رهبری تبعیت کند و جایگاه ولی فقیه نیز در نزد این دولت محفوظ بوده، هست و خواهد بود.

میزان رای ملت است

حضرت آقا در مشهد فرمودند همه افکار در انتخابات شرکت کنند . برای بار صدم از این دولت حمایت کردند و فرمودند دولت بعدی باید ویژگیهای مثبت این دولت را داشته باشد و البته ویژگیهای منفی را نداشته باشد  . 

( مسلما در مورد مصداق ویژگیهای مثبت و منفی نمی توان وارد شد  و رهبر انقلاب هم وارد نشدند ) 

منتظریم تا ببینیم مدعیان ولایتمداری چه بلایی را سر این سخن گهر بار خواهند آورد  . 

( در مورد قریب به اتفاق بیانات رهبر انقلاب فعالیت های تخریبی صورت گرفته است . آن سخنانی که ایشان صراحتا گفته اند کمرنگ می شود ( مثل قضیه مبارزه با بدحجابی ) و آن سخنانی که ایشان اصلا نگفته اند به مردم حقنه می شود ( مثل جریان انحرافی ) ) 

رهبر انقلابی که بزرگترین پروژه فاخر ( فیلم حضرت محمد (ص) ) را به مجید مجیدی می سپارد . 

( همه می دانید که بودجه بیش از 100 میلیاردی این پروژه از طرف بنیاد مستضعفان به دستور شخص رهبر انقلاب به کارگردانی که فیلم انتخاباتی میر حسین موسوی را ساخته بود داده شده است )  

  مسلما خط قرمزی برای پیشرفت اسلام و انقلاب قائل نمی باشد  . 

تنها نکته ای که از سخنان معظم له می توان به عنوان خطوط قرمز اعلام شده  استخراج کرد نقد ایشان به تکنوکرات ها ( تخصص گراهای مخالف تعهد ) بود که مدعی احیای گفتمان فوق الذکر که قبلا در دوران سازندگی  و اصلاحات پیگیری می شد دکتر قالیباف در آنجا حضور داشت . 

حالا شاهد این خواهیم بود که مدعیان ولایتمداری  فقط  و فقط برای از میان برداشتن تفکر احمدی نژاد  از قالیباف حمایت خواهند کرد در حالی که صراحتا جهان بینی این نامزد انتخاباتی توسط رهبر انقلاب زیر سوال رفته است . 

( آقای خاموشی که رییس سازمان تبلیغات اسلامی می باشد صراحتا از قالیباف حمایت می کند و مدعیان ولایتمداری از عملکرد غیر قانونی این سازمان و حوزه هنری زیر مجموعه اش پیرامون سینما و اکران به دلیل منتصب بودن ایشان از جانب رهبری حمایت کردند . در حالی که باید بدانیم هر کس منتصب رهبری است لزوما هم نظر رهبری نیست . رهبری دیدگاه خویش را دارند و فقط و فقط در برهه ای به افرادی اعتماد کرده و در جاهایی آنها را منتصب می کنند ) 

مدعیان ولایتمداری که نشان داده اند تابع هر کسی جز رهبری هستند واژه خود ساخته ای به نام انحراف خلق کرده اند و دیکتاتور مآبانه آن را دیدگاه رهبری هم می دانند در حالی که یک کلام و رگه کمرنگی از این واژه از زبان رهبر انقلاب خارج نشده است . 

رهبر انقلاب بارها اعلام کرده اند که اسلام را تبلیغ کنید  . به هر روشی اسلام را تبلیغ کنید  . باید ببینیم مدعیان ولایتمداری چقدر در تبلیغ اسلام نقش داشته اند  . چقدر در صدور انقلاب تاثیر گذار بوده اند  . چقدر در جذب اکثریت جامعه فعال بوده اند  . 

نکته جالبی که در جمع بندی درجه مخالفان احمدی نژاد می توان یافت این است که اکثریت قریب به اتفاقشان وابسته و جناحی  و منفعت دار  هستند و هیچ کدام در میان مردم محبوب نیستند و اگر هم قلیلی مورد توجه اند  و معروف شده اند صدقه سری مدتی منتسب بودن به احمدی نژاد بوده است و حالا نمک خورده نمکدان شکن شده اند  . ولی طرفداران احمدی نژاد عموما از مردم عادی و سیاستمداران پاک و بی آلایش تازه رویشی هستند . کسانی که در محدوده قدرت جای نمی گرفتند  و حالا با بازتر شدن عرصه ها ( به مدد فعالیت های دولت نهم و دهم ) بروز پیدا کرده اند و باعث ریزش خزانی ها شده اند . 

در ضمن حضرت آقا فرمودند گرانی ها را نباید معیار سنجش کار دولت قرار داد  . یعنی نباید گرانی ها را اغراق آمیز فریاد زد   و به واسطه همین یک دلیل کل اقدامات دولت را زیر سوال برد  . دقیقا بعد از سخنرانی رهبر انقلاب از جانب یکی از فضلا گرانی در نتیجه بی لیاقتی دولت قلمداد شد ) 

این داد و فغان از پس اسقاط  و سقوط است