محمد جوادی

بنده تصمیم به ورود به این بحث را نداشتم و اصولا با اختلافات اینچنینی به شدت مخالفم و ضرر آن را بیشتر از نفعش می‌دانم. اما با خواندن چند مطلب در سایت نکات پرس و دولت بهار، تصمیم گرفتم نکاتی را خدمت همه دوستان احمدی‌نژادی بیان کنم.

اصولاً پیشنهاد برادر عزیزم آقای مشایخی راد، را پیشنهادی مثبت می‌دانم ولی به دلایل مختلف در نیت ایشان شک دارم. بنظر می‌رسد این دوستان بیش از آنکه به دنبال کشف حقیقت باشند که باید نتیجه اینگونه نقدهای درون‌گفتمانی باشد، به فکر تحمیل عقیده و نظر خود به دیگران هستند هرچند که آن نظر از صواب به دور باشد.
حتما می‌دانید که دکتر احمدی‌نژاد در ایام انتخابات امسال گفتند احمدی‌نژاد یعنی مشایی و مشایی یعنی احمدی‌نژاد و این به این معنی است که همه کسانی که خود را احمدی‌نژادی می‌دانند یا باید این حرف را منطقاً و قلباً بپذیرند و یا اینکه به جرگه پایداری‌ها پیوسته و در برزخ بین این دو گرفتار نشوند.
اگر شما خود را احمدی‌نژادی می‌دانید باید منطقا بپذیرید که دکتر بر پایه استدلال عقلانی گفته است که احمدی‌نژاد یعنی مشایی و مشایی یعنی احمدی‌نژاد که اگر فرد دیگری نیز از سوی دکتر احمدی‌نژاد معرفی شده بود، قطعاً قلبا و منطقا او را بیش از سایرین پذیرا بودیم و یا دیگر احمدی‌نژادی نبودیم.
اما منطق ما چیست؟
دوستان به این مطلبی که می‌خواهم عرض کنم خیلی دقت کنند: وقتی احمدی‌نژاد سال 82 قبل از انتخابات شورای شهر، به اطرافیانش گفت که شهردار آینده تهران خواهد بود و یا سال 83 می‌گوید سال آینده بنده رئیس جمهور ایران هستم، شما این را چگونه تعبیر می‌کنید؟ آیا او واقعا با رمالها و اجنه در ارتباط بوده و یا الهامات الهی را دریافت کرده و یا براساس تحلیل و شرایط زمان به این واقعیت پی برده است.
وقتی همین سال 92 پس از رد صلاحیت مهندس مشایی، همان روز دکتر داوری براساس تحلیل احمدی‌نژاد گفتند که حسن روحانی رئیس جمهور آینده ایران است، چه؟ او هم با رمالها در ارتباط بوده است؟
و یا هنگامیکه رئیس جمهور قلبها، یکسال قبل از انتخابات ریاست جمهوری امسال گفتند که هر کسی به عنوان رئیس جمهور راهی پاستور شود قطعا این فرد قالیباف نخواهد بود، قالیبافی که هرچه در توان داشت برای کار، تلاش و تبلیغات صرف کرد تا به این مقام دست‌یابد و پشتوانه سیاسی بسیار قوی هم او را حمایت می‌کرد، آیا اجنه و کف‌بینها این خبر را به دکتر داده بودند؟
برادران عزیز! المؤمن کیس! پاسخ همین است و بس. صرف عدالت‌طلبی و عدالت‌خواهی برای پیشبرد امور، کافی نیست. شما باید بدانید این مهم در کدام بستر به نتیجه می‌رسد. اگر هزار بار دیگر انتخاباتی با حضور جلیلی، قالیباف و حتی دکتر الهام، یا مهندس نیکزاد و غیره در شرایط سال 92 و پس از هشت سال دولت دکتر احمدی‌نژاد برگزار شود رئیس جمهور منتخب هیچکدام از این آقایان نخواهند بود. کما اینکه اگر هزار بار انتخابات سال 76 پس از هشت سال دولت سازندگی تکرار شود، نتیجه‌اش ناطق نوری نخواهد بود و اگر هزار بار انتخابات سال 84 پس از هشت سال دولت اصلاحات با شرایط سال 84 برگزار شود، پیروزش هاشمی رفسنجانی نخواهد بود.
اینها از مسلمات وضعیت جامعه ایران است. این مهم را دوستان پایداری اصلا نمی‌توانند تحلیل کنند و شما نیز به آن اعتقادی ندارید. چون سطح تحلیلهای شما به سطح تحلیلهای دکتر و مهندس نرسیده است.
احمدی‌نژاد انصافاً بیش از آنچه فکرش را بکنید باهوش است. هر تصمیمی که تاکنون گرفته، دو نتیجه بیشتر نداشته، یا پیروز است و یا پیروز. همین طرح هدفمندی یارانه‌ها را ببینید. اگر ادامه پیدا کند احمدی‌نژاد پیروز است و اگر قطع شود احمدی‌نژاد پیروز است. این یعنی بازی برد برد نه برای طرفین، بلکه برای یک طرف. این در همه تصمیمات احمدی‌نژاد به نوعی قابل مشاهده است. یکشنبه به اصلاح‌ سیاه مجلس، پیشنهاد مناظره به روحانی، سفرهای استانی، مسکن مهر و حمایت از مهندس مشایی در انتخابات امسال از این دست تصمیمات مهم اوست.
درخصوص حمایت از مهندس مشایی، اگر ایشان تایید صلاحیت می‌شد، بی‌شک رئیس جمهور ایران بود و اگر نمی‌شد که نشد ‌می‌بینید که احمدی‌نژاد و تفکر عدالت‌خواهی در بهترین شرایط ممکن قرار گرفت. شرایط امروز احمدی‌نژاد را با لیدر جریان پایداری، اصولگرایان و حتی اصلاح‌طلبان مقایسه کنید. آیا قابل مقایسه است؟
نمی‌دانم سخنان مهندس مشایی پس از انتخابات سال 88 و تحلیل آن انتخابات را خوانده‌اید یا خیر؟ مهندس در آن سخنرانی، دغدغه دکتر احمدی‌نژاد را آن 13 میلیونی می‌داند که به او رای ندادند؟ این عدد برای احمدی‌نژاد خیلی سنگین بود. چرا؟ آن سیزده میلیون نفر مگر چهار سال دوندگی و تلاش و خدمت او را ندیدند؟ پس چرا به او رای ندادند؟ دلیلش همان چیزی است که خیلی‌ها از آن غافلند. امروز این سیزده میلیون به 18 میلیون افزایش یافته است و هر روز بر تعداد آن افزوده می‌شود. جامعه جوان ما، امروز با ادبیات تحکمی مشکل دارد؟ باید با ادبیاتی دیگر با آنها صحبت کرد. ادبیات دوستانه و جوان‌پسند. این واقعیت را اصلاح‌طلبان بد فهمیده‌اند و اصولگرایان تا پانصد سال دیگر هم نخواهند فهمید. اصلاح‌طلبان خیال می‌کنند مردم از خدا، دین، اسلام و حکومت دینی بریده‌اند و برای تکیه‌زدن بر قدرت بوسیله رای مردم، کلا به تفکر لیبرالی پناه برده‌اند. همانها که در دهه 60 مخالفان خود را دارای اسلام آمریکایی می‌نامیدند، پس از یک دهه فلش حرکتشان صد و هشتاد درجه تغییر کرد. نامهایی همچون خاتمی، بهزاد نبوی، حجاریان، خوئینی‌ها و حتی خود هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی از این دست تفکر پیروی می‌کنند.
اصولگرایان هم که تکلیفشان مشخص است. همین مسیر امروز را به سمت بیراهه به پیش‌میروند و خدا می‌داند کجا و چه وقت بفهمند که این ره که می‌روند به ترکستان است.
اما، دکتر احمدی نژاد واقعیت جامعه را آنطور که هست درک کرد. یعنی مردم همچنان مسلمان و معتقدند ولی بنابه دلایلی ادبیات صحبت کردن با آنها را باید تغییر داد.
وقتی مهندس مشایی می‌گوید مکتب ایرانی، ذهن مخاطب را به سمت خود جلب می‌کند وقتی صحبتهایش را کامل می‌شنویی، می‌بینی جمع‌بندی حرفهایش می‌شود اسلام. نمی‌دانم صحبتهای ایشان در خردادماه امسال درخصوص حجاب را شنیده‌اید؟ تیتر صحبتهای ایشان این بود که حجاب اصل نیست. که اگر این صحبتها را در جمع عمومی بیان کرده بودند خوراک خوبی برای رسانه‌های غوغا سالار بود. با این تیتر شروع کرد و مخاطبان همه میخ‌کوب شدند ولی در پایان حرفهایش ایمان آوردیم که هر خانمی که به حجاب اعتقاد نداشت و در آن مجلس حضور داشت، نظرش تغییر می‌کرد و حجاب را با افتخار پذیرفته است. آنجا که ایشان در توضیح صحبتهایشان اصل را حجاب ندانستند و اصل را حضور زن در اجتماع را 50% توان اجتماعی جامعه دانستند و حجاب را وسیله این حضور.
این بحثهای درون گفتمانی که مطرح می‌کنید اگر بر پایه نقد همین صحبتها باشد مفید خواهد بود. بشرط اینکه شما وقتی این منطق را دیدید که جمع‌بندی بحثها همه اسلام است و جز اسلام نیست، بر عقیده نادرست خود پافشاری نکنید و اگر روش را اشتباه می‌دانید که می‌توان تعداد آرای جلیلی در انتخابات امسال را بهترین دلیل برای اثبات درست بودن این روش دانست و باز به هوش سرشار احمدی‌نژاد پی برد.
دوستان نکات‌پرسی باید بدانند یک نعمتی که ما احمدی‌نژادیها داریم و اصلاح‌طلبان بسیار کمرنگ‌تر دارند و پایداری‌ها و اصولگرایان اصلا ندارند، نعمت داشتن فردی با کاریزمای بسیار بالا و مدیریت بسیار قوی و هوشی سرشار در راس جریان عدالت‌طلبی بنام احمدی‌نژاد است.
به شما پیشنهاد می‌کنم منطق کارهای احمدی‌نژاد را از شخص خودش بپرسید و او را منطقا و قلبا بپذیرید که شرط احمدی‌نژادی بودن همین است و بس!
اما اگر هدفتان از مباحث نقد درون گفتمانی، به خیال خود، اصلاح احمدی‌نژاد و بازگشت او به قدرت به روش خودتان است، مطمئناً کاری عبث و بی‌نتیجه خواهد بود.
امیدوارم این نقد درون گفتمانی بنده را تکفیر کردن خود ندانید.