آقای روحانی باید 50 درصد به علاوه یک رای کل آرای ماخوذه را کسب می کرد تا در دور اول انتخابات به پیروزی برسد. او موفق به این کار شد اما تنها با اختلاف 261 هزار رای. یعنی اگر دکتر روحانی 261 هزار رای کمتر داشت، او باید به همراه محمدباقر قالیباف به دور دوم انتخابات می رفت و آن وقت ممکن بود سرنوشت انتخابات به گونه دیگری رقم بخورد.

با وجود اینکه مخالفان جمهوری اسلامی ادعا می کردند، نظام دید مثبتی به آقای روحانی ندارد اما خلاف این ادعای کذب، نظام پای آرای مردم و این 261 هزار نفر ایستاد و بار دیگر نشان داد که "جمهوری اسلامی اهل خیانت در آرای مردم نیست". تا روسیاهی به زغال بماند.

گرچه نظام 4سال پیش به اتهام ‌جابجایی "11میلیون رای" زخم فتنه آمریکایی- صهیونیستی 88 را تحمل کرد، اما پای 261 هزار رای نامزد پیروز ایستاد و نشان داد نمی توان در امانتداری و بی طرفی نظام تردید کرد. چنانکه بسیاری از کسانی که تحت القائات سردمداران فتنه قرار گرفته بودند، باز هم پای صندوق های رای آمدند و اعتماد قلبی و عملی خود را به انتخابات جمهوری اسلامی به نمایش گذاشتند.

.........................................

۴ سال قبل، وقتی کاندیدای محبوبمان با ٢٤ میلیون رأی رئیس جمهور شد، سخت طالب آن بودیم که شادی کنیم

دوست داشتیم به خیابان بیائیم و خستگی یک انتخابات داغ و پر تنش را از تن به در کنیم . اما وقتی به خیابان آمدیم جز آتش و دود و اعتراض چیزی ندیدیم . شیشه خیابان‌ها را شکستید و به مردم و نظام تهمت زدید و همه قواعد سیاسی و انسانی را زیرپا گذاشتید و ما «فقط» نظاره می‌کردیم

آمدیم برای شادی دل‌های دوستانمان «بوق» بزنیم؛ اما دیدیم که بوق زدن به نماد اعتراض تبدیل شد

شادی رأی آوردن کاندیدای محبوبمان را به زهر تبدیل کردید و در جلوی چشم ما، رأی ما را «دروغ» خواندید...

این خاطرات در ذهنم رژه می‌روند وقتی می‌بینم شما را که حالا، با شور و شعف وصف ناشدنی به خیابان‌ها آمده‌اید؛ شاد هستید و بوق و سوت و کف می‌زنید . ما فرصت شادی کردن را از شما نمی‌گیریم؛ این پیروزی گوارای وجودتان باد...

بغضم می‌گیرد وقتی یاد ۴ سال قبل و مظلومیت نظام می‌افتم . حسرت آن روزها و شادی نکرده خود را نمی‌خورم؛ اما نمی‌توانم آه نکشم.

.............................................

اگر دشمنان جمهوری اسلامی ایران ذره‌ای انصاف داشته باشند، باید بپذیرند که ایران دموکرات‌ترین انتخابات دنیا را برگزار کرد و هیچ شبهه‌ای نمی‌توانند به آن وارد کنند." اين اولين اظهارات اكبر هاشمي رفسنجاني بعد از پيروزي حسن روحاني در انتخابات است.

در حالي كه تنها ۴ سال از برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري مي گذرد و همچنان افكار عمومي ميزان "شبهه آفريني" هاي هاشمي رفسنجاني در سلامت انتخابات ۸۸ و نقش فرزندانش در آشوب‎هاي خياباني را فراموش نكرده است، وي بدون هيچ توضيحي درباره اينكه به چه علت در آن برهه در برابر راي مردم و رييس جمهور منتخب تمكين نكرد، انتخابات اخير را دموكرات ترين انتخابات دنيا توصيف كرده است.

البته موضع اخير آقاي هاشمي نه تنها محل خدشه نيست بلكه اعتراف به حقيقتي ديرينه است كه در سال ۸۸ توسط وي و همفكرانش زير سوال قرار گرفت. به عبارت ديگر هاشمي، همسرش، فرزندانش و ديگر حاميان وي بايد به اين سوال اساسي پاسخ دهند كه آيا روند برگزاري يا دولت برگزار كننده انتخابات سال ۸۸ تفاوتي با سال ۹۲ كرده است يا آنها دموكراسي را "به شرط چاقو" قبول دارند و زماني كه كانديداي مورد نظرشان توسط ملت انتخاب شود،‌ با ذوق زدگي هر چه تمام آن را "دموكرات ترين انتخابات دنيا" مي دانند و اگر فردي غير از آن كسي كه مورد نظر آنها باشد توسط مردم انتخاب شود، در آن انتخابات تقلب شده و بايد با حضور در كف خيابان ها به آشوب و كودتا عليه اراده ملت دست زد؟

از طرف ديگر بايد توجه داشت كه همان شوراي نگهبان و وزرات كشوري كه ۴ سال قبل در معرض اتهام تقلب ۱۱ ميليوني قرار داشت، امروز حتي حاضر نيست يك درصد آراي حسن روحاني ( تقريبا ۳۷۰ هزار راي) را جا به جا كند تا بواسطه آن، انتخابات را به دور دوم بكشاند و در نهايت با استفاده از اين ظرفيت، فرصتي براي ناکامی او در انتخابات فراهم سازد؛ نكته اي كه تامل در آن، اوج ميزان سلامت برگزاري انتخابات در ساز و كار جمهوري اسلامي را به خوبي به رخ جهانيان و تمامي كشورهاي مدعي دموكراسي و انتخابات آزاد مي كشاند.

گفتني است با آشكار شدن بيش از پيش ماهيت واقعي مدعيان دروغ تقلب در انتخابات، به نظر مي رسد بايد نسبت به محاکمه سران فتنه ۸۸ بصورت جدی مبادرت شود. چرا كه اين روزها خيانت بزرگ آنها به مردم و نظام در سال ۸۸ حتي بر دشمنان و رسانه هاي بيگانه نيز آشكار شده و دقيقا از همان ساز و كار انتخاباتي كه ۴ سال قبل آنها مدعي تقلب ۱۱ ميليوني در انتخابات شدند، حاميان آنها امروز توانسته اند بار ديگر در يك ساز و كار دموكراتيك و قانونمدارانه، قدرت را به دست گيرند.

....................................

فرق ما با شما اینست:

ما به این بدیهی ترین اصل هر انتخاباتی واقفیم که ممکن است به یک نفر رای بدهیم و آن یک نفر رای نیاورد یعنی کاندیدای محبوب ما شکست بخورد. 

ما به این اصل واقفیم که  کاندیدای محبوب گروه دیگر، حالا رئیس جمهور کشور ایران است و  ایران، کشور ما هم هست. پس دعا می کنیم رئیس جمهور جدید کشورمان خرابی ها را آبادسازد و آبادانی ها را آبادتر. او را تخطئه نمی کنیم، نسبت نمی دهیم و به طرفدارانش هزار انگ و رنگ نمی بندیم. 

ما بعد از این شکست هوچیگری نمی کنیم، به خیابان نمی ریزیم، به اموال عمومی آسیب نمی رسانیم، می دانیم کاندیداهایمان هم عاقلتر از آنند که هوادارانشان را بعد از شکست به نزاع خیابانی بخوانند و بیانیه های واهی پشت بیانیه صادر کنند. ما  به برادرمان، به خواهرمان، به خانواده مان، رفیقمان پشت نمی کنیم، نمی تازیم، فحش نمی دهیم و ادعای دزدیده شدن رایمان را نداریم! ضمن اینکه این بار تنها با چندصدهزار رای (کمی بیش از 50% آرا) کاندیدای مورد علاقه ی شما پیروز شد نه با چندین میلیون رای - که در مورد اول تقلب کردن بسیار ساده تر است نه؟

ما به این اصل هم واقفیم که انتخابات این دوره در همان سیستم و زیر سایه ی همان نظام و همان رهبری شکل گرفت که شما چهار سال قبل، دروغگو و متقلب خواندید در حالیکه خیلی از همان شمایان خیلی های دیگرتان را این بار به رای دادن ترغیب کردید و حتا از نظرات سفت و سختتان چند روزی مانده به انتخابات برگشتید و کاندیدای محبوبتان را هم به بقیه معرفی کردید. ما برعکس شما درباره ی این تغییرات قضاوت نمی کنیم. می گوییم انشاا... که خیر است و چه خیری بهتر از این که انتخاب همان کاندیدا به شما ثابت کرد همه ی بیانیه ها و ادعاها لزوما درست نیستند.

ما به شما و به رئیس جمهور کشورمان آقای روحانی - کاندیدای محبوب شما - تبریک می گوییم. به خودمان هم تبریک می گوییم که خداوند که لطف و ستایش او را سزاست به ما چنان سعه ی صدر و بینش و دانشی عطا کرده که بدانیم و بفهمیم هدف غایی همه ی این انتخابها آبادانی و سرافرازی ایران است و آسایش ملت ایران و این سرافرازی به دست نمی آید مگر در سایه ی اتحاد