محمد حسین صفار هرندی در جدیدترین سخنان خود حملات متعددی را متوجه دولت و شخص رئیس جمهور کرده و در عین حال به تعریف و تمجید های قابلی تاملی از حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی پرداخته است. جدای از منطق عجیب آقای هرندی در نقد دولت، وی یک بار دیگر به اتخاذ ادبیات موهن در برخورد با رئیس جمهور روی آورده است؛ ادبیاتی که در کنار هتاکی های این روزهای حسین شریعتمداری، نشان از وفاداری سردبیر سابق کیهان به خوی خصلت شناخته شده کیهانی دارد.

در همین زمینه مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلابی اسلامی طی سخنرانی خود در دانشگاه امام صادق (ع)، به اظهارات رئیس جمهور در همایش قانون اساسی واکنش نشان داد و در شرایطی که به نظر می رسد تفاوت "دادگاه قانون اساسی" را با "هیئت نظارت بر اجرای قانون اساسی" نمی داند، گفته است:« چرا آقای احمدی‌نژاد به هشت سال پیش خود پشت کرد و خلاف عهدی که با مردم بسته بود حرکت می‌کند؟ ایشان دادگاه قانون اساسی را که آقای خاتمی درست کرده بود منحل کرد و کار درستی هم بود اما دوباره در اواخر دولتشان آن را احیا کردند. به قیافه ایشان نمی‌خورد که از این مواضع حرف بزنند.»

حسین مرعشی با هوش تر است یا محمد حسین صفار هرندی؟
بیان سخنان توهین آمیز علیه رئیس جمهور و حامیانش از سوی آقای هرندی، اتفاقی مسبوق به سابقه است و وزیر اخراجی دولت نهم نشان داده آنگاه که عصبانی می شود، ابایی از هتاکی ندارد. به عنوان نمونه وی خرداد ماه سال گذشته با حضور در نماز جمعه قم، گفته بود:«می‌بینیم، طرف می‌آید و برای پیروی نکردن از ولی فقیه بازی در می‌آورد و برای طفره رفتن از فرمان نائب امام زمان (عج) به دروغ به امامت ولی عصر (عج) توسل می‌جوید و می‌گوید وقتی ما خود امام زمان (عج) را داریم به حجت و نائب او نیازی نداریم.تو غلط کردی؛ تو بی‌سر و پا و بی‌مقدار از معرفت و بی‌مقدار از ایمان و بی‌مقدار از تقوا...»

مشاور فرهنگی فرمانده سپاه در در ادامه درباره شان نزول خود در نماز جمعه قم و بیان سخنان موهن علیه رئیس جمهور، گفته بود:« من این حرف‌ها را برای این می‌زنم که دیدم چند روز پیش مصاحبه فاسدی [بهمن شریف زاده]، در یکی از نشریات زنجیره‌ای [روزنامه شرق] منتشر شده بود و اشاره‌ای به اعتقادات این بیماردلان و کسانی داشت، که برای توجیه بد عملی  خودشان، متوسل به استدلال‌های سست می‌شوند.»

اگر چه آقای هرندی هنگامی که بغض و عصبانیتش فروکش کرد، متوجه زشتی سخنان خود شد و تاکید کرد که منظورش رئیس جمهور نبوده است، اما تعابیر زننده ای که او برای بهمن شریف زاده و حامیان رئیس جمهور در نظر گرفته بود، غیر قابل اغماض است.

به نظر می رسد از تند خویی و سیاست ورزی تعصبی آقای هرندی مهمتر، گیر افتادن او در مدار صفر درجه و ارتجاع به مشی و روشی است که 8 سال قبل امثال حسین مرعشی به کار برده اند. باید به مشاور فرهنگی فرمانده سپاه که معتقد است سخن گفتن از قانون اساسی "به قیافه محمود احمدی نژاد نمی آید" یادآوری کرد که حسین مرعشی - از نزدیک ترین یاران حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی - نیز در سال 84 در مناظره با محمد خوشچهره گفته بود: «قیافه احمدی نژاد به ریاست جمهوری نمی خورد!» و احمدی نژاد هم بعدها پاسخ داده بود:«به درد نوکری مردم که می خورد.»

اما سوال مشخص از وزیر اخراجی دولت نهم این است که برای سخن گفتن از حقوق مردم و تبیین قانون اساسی، اصولا قیافه رئیس جمهور باید چگونه باشد؟ مگر از نظر آقای هرندی قانون اساسی جمهوری اسلامی از متون مقدس جریان روشنفکر مآب است که رئیس جمهور باید برای سخن گفتن از آن تغییر چهره بدهد؟

وقتی توجه به سخنان رهبری صرف نمی کند!
آقای هرندی در بخش دیگری از سخنانش با تکرار ادعای کهنه و نخ نمای عدول احمدی نژاد از آرمان های سال 84 می گوید:« شگفت‌زدگی که شما درباره تغییر منش دولت‌ها در دور دومشان از آن صحبت می‌کنید، در مورد آقای احمدی‌نژاد بیشتر است؛ چراکه خود آقای احمدی‌نژاد هم گفت که دولتشان برآمده از نذر و نیازها بود. شخصی که بالا می‌آید نباید فراموش کند که خاستگاه او از کجا بوده است. چرا آقای احمدی‌نژاد به هشت سال پیش خود پشت کرد و خلاف عهدی که با مردم بسته بود حرکت می‌کند؟»

این ادعای در حالی مجددا توسط آقای هرندی مطرح شده که بنا به اعتراف مخالفان رئیس جمهور، پس از دیدار رهبر معظم با هیئت دولت، گزاره عدول رئیس جمهور از ارزش های سال 84 و جدایی دولت دهم از دولت نهم باطل شده است. رهبر معظم انقلاب در دیدار دوم شهریور ماه خود با هیئت دولت، افزایش دشمنی ها در 3 سال گذشته را نتیجه ایستادگی دولت دهم بر ارزش های انقلاب دانسته و فرمودند:
 
«در این سالهائى که دولت نهم و دولت دهم بر سر کار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزشهاى‌‌انقلاب و چیزهائى که امام به آن توصیه میکردند و ما آنها را از انقلاب آموختیم، خوشبختانه برجسته شده: مسئله‌‌ى ساده‌‌زیستى مسئولان، استکبارستیزى، افتخار به انقلابیگرى. یک دوره‌‌اى بر ما گذشت که اسم انقلاب و انقلابیگرى و اینها به انزوا افتاده بود؛ سعى میکردند به عنوان یک ارزش منفى یا ضد ارزش، از این چیزها یاد کنند؛ مقاله مینوشتند، حرف میزدند، گفته میشد. امروز خوشبختانه اینجور نیست، درست بعکس است؛ گرایش عمومى مردم و مسئولان کشور به حرکت انقلابى، جهتگیرى انقلابى، ارزشهاى انقلابى و مبانى انقلاب است...
خب، هر بیننده‌‌اى احساس میکند و مى‌‌بیند که تلاش دشمنان در مقابله‌‌ى با جمهورى اسلامى در این سالهاى اخیر، در همین شش هفت سال گذشته و بخصوص در این دو سه سال اخیر، بیشتر شده. به نظر من دو سه عامل تأثیر دارد که ما اگر بدانیم انگیزه‌‌هاى دشمن از کجا ناشى میشود، تکلیف خود را در برنامه‌‌ریزى‌‌هامان بهتر میفهمیم. به نظر من یکى از علل این دشمنى‌‌ها، همین پیشرفتهاى شماست؛ یعنى میخواهند این پیشرفتها کند شود. جمهورى اسلامى با داعیه‌‌ى اسلام‌‌خواهى، با داعیه‌‌ى مردم‌‌سالارى اسلامى، با داعیه‌‌ى رد و نفى مستدل لیبرال دموکراسى، براى تشکیلات استکبارى دنیا یک خطرى است. هرچه شما بیشتر پیشرفت کنید، این خطر براى آنها بیشتر خواهد شد. میخواهند جلوى این را بگیرند.
عامل دوم این دشمنى‌‌ها، زنده شدن شعارهاى انقلاب است. وقتى شعارهاى انقلاب کمرنگ شود، پنهان شود، آنها طبعاً بیشتر خوششان مى‌‌آید و چهره‌‌ى همراه‌‌ترى میگیرند؛ هرچه شما شعارهاى انقلاب را پررنگ‌‌تر کنید، آنها چهره‌‌شان عبوس‌‌تر و خصمانه‌‌تر میشود؛ این چیزِ طبیعى است»

اکنون باید از مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران پرسید، ادبیات و منطق برخورد او با دولت دهم چه تناسبی با فرمایشات رهبر معظم انقلاب ندارد؟ آیا همین سخنان رهبری حجتی روشن و برهانی قاطع برای امثال صفار هرندی نیست تا با توبه از رفتار و گفتار کنونی شان در پی اصلاح بر آیند؟ آیا اگر او اگر از دولت نهم اخراج نشده بود و در دولت دهم نیز جایی داشت، باز هم دولت را اینچنین می دید؟

اگر پایگاه اجتماعی احمدی نژاد 13 درصد است برای چه نگرانید؟
«باعث تاسف است برای دولتی که این‌قدر خدمت کرده، اما به دلیل رفتارهای اخیرش وقتی درباره تداوم این دولت پرسیده می‌شود، تنها 13 درصد با آن موافقند. این اتفاق [ادامه یافتن دولت] چندان شدنی نیست؛ چراکه بر اساس نظرسنجی یک موسسه معتبر که در اوایل آذر انجام شد، تنها 13 درصد طرفدار امتداد دولت احمدی‌نژاد بوده‌اند.»

به راستی اگر اوضاع چنین است که آقای صفار هرندی می گوید، باید پرسید پس این همه تکاپو و به در و دیوار زدن از برای چیست؟ اگر دولت را رقیب انتخاباتی نمی دانید پس چرا تخریبش می کنید؟ اگر عدالتخواهی و گفتمان انقلاب اسلامی بر اساس نظرسنجی "یک موسسه معتبر" قرار است خرداد ماه 92 دفن شود، پس چه عاملی است که هرچند وقت یک بار محمد حسین صفار هرندی را آنگونه بر می آشوبد که عنان از کف داده و ناگریز از هتاکی و توهین می شود؟