79 - پایان دوم و جهان موازی
پایان دوم فیلمی است از یعقوب غفاری که تجربه دستیاری چند فیلم سینمایی و سریال دارد و همینک اولین ساخته وی بر روی پرده سینما ها در گروه آزاد در حال اکران می باشد . در اولین تجربه فیلمسازی خود سراغ سوژه ای پیرامون جهان موازی رفته است . بازی با زمان در قالب سوژه ای بکر نشان از جسارت کارگردان جوان دارد که قصد دارد با قدمی محکم وارد عرصه فیلمسازی شود . البته این فیلم اریژینال نیست و بازسازی نمونه هالیوودی خودش با نام the lake house ( خانه کنار دریاچه ) ساخته آلخاندرو آگریستی می باشد که در آن کیانو ریوس و ساندار بولاک بازی می کردند و در اینجا دانیال عبادی و آنا نعمتی جایگزین شده اند .
داستان هر دو فیلم در مورد دختری در آینده است که با پسری از دو سال گذشته از خود رابطه عشقی دارد . در آن فیلم خارجی ارتباط با نامه صورت می گرفت و البته بسیار نا واقعی ولی در این فیلم از طریق ایمیل و اندکی با جهان داستانی سازگار .
مبحث جهان موازی مدتی است در سینمای هالیوود مورد توجه قرار گرفته است و تولیدات زیادی برای تفهیم این نظریه ساخته شده است . در ایران برای اولین بار است که سراغ این سوژه رفته شده و با وجود اینکه بازسازی و کپی محسوب می شود ولی انگیزه موجود و اراده حضور در این وادی تحسین برانگیز است .
مسلم است که چنین واقعه ای صحت ندارد و ارتباط دو آدم در دو زمان مختلف به صورت آنلاین در حقیقت جای نمی گیرد . ولی از لحاظ مفهومی به کمک سینما می شتابد تا هر آنچه به عنوان نظریه در ذهن بشر در جریان است به تصویر کشیده شود .
عشقی که در این فیلم در جریان است یک عشق فرا باور و فاصله دار از لحاظ زمانی است . در سکانسی از فیلم پسر نقش آول ( آرمان ) با دو سال قبل دختر روبرو می شود ولی چون زمان عشقشان فرا نرسیده احساسی بینشان نیست . در نمونه ایرانی نام پسر آرمان است و پسری که موفق به خواستگاری از دختر می شود امید نام دارد . سعی شده با این نام گذاری مفهومی دیگر بیان شود اینکه آرمان از امید عقب تر است و برداشت های دیگر هم پیرامونش خلق می شود .
زمان زیست دختر و پسر یک جابجایی دو ساله پیدا کرده و عقب و جلو شده است . دختر در زمان نتیجه است و پسر در زمان شروع به سر می برد . نتیجه و شروع با هم در ارتباطند ولی به هم نمی رسند . پس عشق فی مابین در حد رویا می ماند . حتی اگر مرگ آخر آرمان هم رخ ندهد طبق آنچه برداشت کرده ایم امکان رسیدن نیست . البته سوژه فیلم به قدری جسورانه و جذاب و هیجان انگیز است که در پس ذهن هر بیننده ای می توان علاقه به این مقوله را جست . اینکه چه می شد چنین مقوله ای صحت داشت .
سوژه ای که در خانه کنار دریاچه و این فیلم پرداخته شده نمی تواند متعالی باشد . بیش از هر چیز سرگرم کننده است و علم نمایی بیش نیست . در بهترین حالت می تواند مفهوم عشق و زمان عشق ورزی و ... را برای ما معنی کند . با این سوژه های بکر و سرگرم کننده فقط قوه تخیل است که فراخ تر می شود . اینکه چه می شود اگر چنین شود . هیچ مبنای علمی در این مقوله وجود ندارد . البته جایگاه ما در جهان هستی به خوبی بررسی می شود و شما با دیدن این فیلم به خوبی درک این مطلب را می کنید که مهره ای در دست تقدیر هستید که شما را به سمت خواسته های از قبل تعیین شده به پیش می برد . به خوبی تسلط زمان بر بشر دیده می شود و اینکه بشر در برابر آنچه مقدر شده ناچیز است و مهره ای بازیگر گونه است که از عاقبت خود خبر ندارد . حتی از آینده خود هم خبر داشته باشد به دلخواه خود نمی تواند به آن برسد چون به هر آینده ای نمی توان رسید . آن که جلوتر از زمان است هم فاقد چیزی است که باید داشته باشد . حلقه گمشده اش در گذشته است .
از زاویه ای دیگر مفهوم جلوتر از زمان بودن و عقب تر از زمان بودن هم مطرح است . ثمره آنچه توسط دستان آرمان آرشتیکت ساخته می شود در آینده است . ساخته شده آن چیزی که طراحی شده است را دختر می بیند . آنکه در آینده است آرمانش در رسیدن به گذشته است . راه وصل به گذشته هم سردیس باستانی موقتا قرض داده شده به ایران است . برای رسیدن به آرمان باید به گذشته رفت و ....
همه این تفاسیر و مشغولیت ذهنی که مطرح می شود صدقه سری نظریه جذاب جهان موازی است که در این فیلم و فیلمهای دیگری چون اینسپشن و ... مطرح می شود .
ساخته شدن فیلمهایی همچون پایان دوم که بر مبنای ساختار مدرن و مضامین متفاوت استوار است نیاز بخشی از سینمای ایران است . با اندکی فکر و اجازه ورود به ایده های نوین می توان مفاهیم دینی خود را نیز در این نوع ساختار پایه ریزی کرد و به زبان سینما به جهانیان عرضه کرد . البته نمی توان به این نظریات به چشم نظریات قابل قبول نگریست ولی می توان به چشم یک نظریه قابل بحث در موردش بحث کرد . شاید غربی ها از این مضامین جهت مبارزه با وحدانیت فطری بشر بهره ببرند ولی ما می توانیم اولا تفاسیر حق به جانب بگیریم و یا بومی این نظریات را تولید و عرضه کنیم .
فیلم پایان دوم به نسبت کار اولی بودنش قابل قبول و خوش ساخت شمرده می شود . همینکه در بازسازی یک محصول خارجی خوش ساخت موفق عمل کرده و تا حد ممکن از گاف ها و نقص ها به دور است موفق عمل کرده و اثر شریفی شمرده می شود . البته باید به مرور از تقلید محض و پیروی از سینمای غیر بومی دوری جست و هر چه سریعتر به آنچه داریم بیاندیشیم . آنچه که سینمای ایران دارد منبعی عظیم است که نیاز به استخراج کننده های قهار دارد .