89 - راهکارهای شکست شیطان و قدرت طلبان و آمریکا ( منجی سلطه گر 31 بخش اول )
به بخش آخر منجی سلطه گر رسیدیم . با مروری کلی آخرین مبحث مقالات خود را هم به نگارش در می آورم که هم اصولا باید حسن ختام باشد و هم واقعا حسن ختام باشد و مطالب بسته شوند . جالب اینکه این روزها فشار غرب بر ایران با تحریم های جدید باراک حسین اوباما مثلا بیشتر شده و قرار است شیطان کشور خود باور خدایی را شکست دهد و اصلا هم روی این مسئله مانور نمی دهند که آمریکا به چه روزی افتاده است . همه چیز خود را رها کرده اند و فقط با ایران سر جنگ دارند . خب این نمایانگر ضعف بزرگ آنهاست و به همین دلیل هیچ غلطی نمی توانند بکنند .
در 30 قسمت مقالات منجی سلطه گر قبل ما از شیطان گفتیم که نه به عنوان رقیب خدا بلکه به عنوان مانعی جهت رسیدن بشر به خداوند درکنار ما هست و قرار است اشرف نبودن ما را بین مخلوقات خداوند اثبات کند . در طول تاریخ چه بلاهایی که بر سر بشر نگون بخت وارد نشده و چه غم ها و چه مصیبت ها و چه جنگهایی که بشر به چشم ندیده است . درست است که خیر و شر بوده و هست و خواهد بود ولی بالاخره باید خیر بر شر و حق بر باطل پیروز شود و سعادت دنیوی و اخروی را بشریت به چشم خویش ببیند . عقیده ای که به انسان تحمیل می کند که باید سوخت و ساخت باید از بین برود . دنیای ما باید دنیای الهی باشد . دنیای ما باید به حاکمیت الله برسد . ارزشهای الهی باید بر روابط مردم جاری و ساری شود . صلح و دوستی و عشق باید حاکم شود و همه خوشبخت باشند و باید بصیرت همه مردمان بالا برود و همه بیدار باشند .
در قسمتهای قبل سیاست هایی که یک حکومت شیطانی دنبال می کند را آنالیز کردیم . مثالهایی هم از فیلمهای خودشان زدیم تا تصویری این گفته ها را به شما گفته باشیم . گفتیم آمریکا و مشترکا همه قدرت طلبان عالم از یک سری راهکارهای مشخصی برای رسیدن به قدرت و زر و زور بهره می برند . اول گفتیم که دنیای زیر مجموعه خود را طبقه بندی می کنند و بین طبقه ها فاصله ایجاد می کنند و حسرت و ضعف را به طبقات ضعیف شده هدیه می دهند . رابطه را به جای ضابطه بر فرآیندهای جامعه تزریق می کنند . گفتیم ظالمین انسانها را به جان هم می اندازند . تفرقه و اختلاف را موجب می شوند . گفتیم جهل را با ایجاد جنگ و ترس بر بشر تحمیل می کنند . جلوی آگاهی مردم را می گیرند . با فقر و نکبت تحمیلی انسان را از رسیدن به آگاهی و بصیرت دور و بشر را از حقیقت غافل می کنند و اصطلاحا بشر را در غار افلاطون شیطانی ساخته شده به دست خودشان اسیر می کنند . گفتیم ظالم واقعیتی خود ساخته و به نفع خود را با تبلیغ و هیاهو در کادوی حقیقت به بشریت اهدا می کند و به خوردش می دهد . گفتیم ظالمین دائما فتنه به پا می کنند . انسانها را در تشخیص حق از باطل به اشتباه می اندازند . اجازه اثبات حقانیت را به حق مداران نمی دهند . گفتیم دنیا را به واسطه این سیاستهای شیطانی اسیر جماعتی اقلیت کرده اند که هدفشان پیاده کردن آرمانهای شیطانی در جهان است . گفتیم ظالمین کارشان تمسخر حقیقت و دشمن سازی و بدبین کردن انسانها نسبت به هم است . گفتیم تلاش غرب سیطره سیاست و دروغ بر حاکمیت حاکمان است . با دیانت مبارزه می کنند . مظلوم کشی می کنند . نخبه کشی می کنند . رسیدن انسان به خدا را روز به روز عقب می اندازند . انسانها را به طرق مختلف الاف می کنند و وقت و انرژی بشریت را صرف زیاده خواهی های خود می کنند . اصرار دارند انسانها را اسیر خودشان بکنند . آزادی و اختیار و رهایی فطری انسانها را جهت منافع خود سلب می کنند . گفتیم غرب با معنویات به مبارزه می پردازد و مادیات را ارزشهای انسانی قرار می دهد . گفتیم اگر در برابر این اقدامات ایستادگی نشود روال زندگی ما را به آینده تاریکی خواهد برد که همه انسانها را به نابودی خواهد کشاند . مسئولیت این نابودی هم بر گردن همه خواهد بود . مطمئن باشید نخواهید توانست شیطان را بازخواست کنید . نه بشری هست که به محاکمه بکشد و نه شیطانی . انسان را در جهل و توهم نگه می دارند تا سقوطش را حس نکند . دقیقا زمانی انسان جاهل به سقوطش پی می برد که نابود شده است . باید مردان خدا تلاش کنند و به کمک ایمان آورندگان و مومنین روند سقوط را کند و سپس متوقف کنند . گفتیم این روال در صورت ادامه انسان اشرف مخلوقات را به پست تر از حیوان می کشاند . گفتیم تکنولوژی فریب غرب است . گفتیم هر کس تافته جدا بافته بود برتر نیست . هیچ انسانی برتر از انسان دیگر نیست . برتر ها به متن مردم نزدیک ترند . بر تر افتاده تر و بخشنده تر می شود . به فرموده امام علی ( ع) تکبر برترین آدم ها را پست ترین می کند . گفتیم هر کس که خود را ازمتن مردم دور می سازد و ضعف های خود را به طرق مختلف می پوشاند شیطان است . گفتیم فریب زرق و برق ها را نخوریم . گفتیم فریب شیاطین را نخوریم . این همه گفتیم که شیطان را بشناسیم . گفتیم شیطان آن موجودی که به صورت تصویری نشانمان می دهند نیست . شیطان را از اعمال انسان شیطانی باید تشخیص داد و حالا که مراحل تشخیص شیطان را هر چند به صورت ناقص فهمیده ایم در آخرین مبحث از مباحث منجی سلطه گر راهکارهای نابودی قدرت طلبان را آموزش خواهیم داد و برای هر راهکار اصلی مثالی از فیلمهای خودشان هم می زنیم تا هم هیجان حرفمان حفظ شود و هم خلاقیت و شیرینی و هم جذابیت آن .
همه قدرت طلب ها نقاط ضعف دارند . اصولا قدرت طلب از روی نقطه ضعف است که انرژی و توانایی انسانهای دیگر را اجیر می کند . کافی است نقاط ضعف شناسایی شود . مطمئنا قدرت طلبی نخواهد توانست شیطانی شود . اسلام برای همه نقاط ضعف راهکار دارد . اصلا اسلام آمده که شیطان را از بین ببرد . مسلمان واقعی به جنگ با شیطان می پردازد . بلا استثناء هر کس از مبارزه با شیطان فرار می کند مسلمان نیست . اصلا اسلام در این حال تعریف می شود و به این منظور است که می گوینداسلام آوردن کار آنچنان آسانی نیست ولی متاسفانه شیاطینی اسلام روبنایی و تظاهر را معیار قرار دادند و همین معیارها شیاطین را قدرتمند کرد . مسلمان واقعی آن کس است که همیشه باظلم مبارزه کند و البته قبل از مبارزه ظالم را بشناسد .
قدرت طلب با قدرتمند فرق زمین تا آسمان با هم دارند . قدرت طلب قدرتش پوشالی است . نمایشی و ظاهری است . تو خالی است . قدرت طلب پهلوان پنبه است . کف روی آب است . قدرت طلب را فقط قدرتمند می تواند تشخیص دهد . تنها راه تشخیص هم دست و پنجه نرم کردن با قدرت طلب است . به این دلیل قدرت طلب همیشه لاف می زند و تهدید می کند و رجز خوانی می کند و سعی می کند تا حد ممکن با قدرتمند روبرو نشود . هیچ کس به اندازه قدرت طلب بر ضعف های خود آگاه نیست و سریعا هم پی به قدرت قدرتمند می برد . قدرت طلب از قدرتمند دوری می کند . پاپوش برای براندازی او می دوزد . نوچه های جاهل پیرو خود را در ابتدا به جان قدرتمند می اندازد . غوغا سالاری می کند . با پول امکاناتی برای خود می خرد . مخالفان و موافقان نمایشی برای خود دست و پا می کند . دعواهای ساختگی به پا می کند و در دعواهای ساختگی مثلا پیروز می شود . قدرت طلب دائما می ترسد و در اضطراب به سر می برد . به دنبال راهکاری است تا رقبای آتی خود را حذف کند . بی رحم است . هرکاری از دستش بر بیاید برای فلج کردن رقبای احتمالی می کند .
قدرتمندی و قهرمانی لیاقت می خواهد . خیلی ها دوست دارند به این لیاقت برسند ولی چون ابزار آن را ندارند از راههای دیگر سعی می کنند به آن مرتبه برسند . قهرمان لایق را پهلوان می گویند . کسی که از قدرت خدادادی اش در راه درست استفاده می کند . خلاف همه خصال قدرت طلب را در شعری می خوانیم که مختص پهلوانان است
گر بر سر نفس خود امیری مردی گر بر دگری خرده نگیری مردی
مردی نبود فتاده را پای زدن گر دست فتاده ای بگیری مردی
در دنیای سیاسی امروز تنها دوقدرت مانده اند که یکی اصل قدرت است و دیگری کپی آن . یکی حقیقی است و یکی واقعی و یکی راست است و دیگری دروغین . ایران و آمریکا تنها رقبایی هستند که به فینال مسابقات مدیریت دنیا رسیده اند . هر کدام با ابزارهای مختص به خود و هر کدام با ادعاهایی سر به فلک کشیده . این همه مطلب گفتیم که ثابت کنیم قدرت دروغین این مسابقه آمریکا است و قدرت مظلوم و حقیقی و الهی این رقابت ایران ماست . حالا که به فینال رسیده ایم و همه داشته ها در حال رو شدن است ما به عنوان وجود و درون این قهرمان باید تلاش کنیم تا حریف شکست بخورد . در جام جهانی 2010 قبل از بازی انگلیس و آلمان که به شکست 4 بر 1 انگلیس منجر شد خبری در سایتها امد با این مضمون که دانشگاه تربیت بدنی آلمان از نخبه های خود خواسته تا تیم ها را آنالیز کنند و برداشتهای خود را با ایمیل به مربی تیم بفرستند تا بتواند برای شکست حریفان آلمان برنامه ریزی کند . ما هم چنین ایده ای را در سر می پرورانیم و از دیدگاه سینما و آن چیزی که تخصصکی در ان داریم می خواهیم به حاکم کشورمان کمک کنیم تا در شکست حریف قدر خود سهمی داشته باشیم .
البته بهترین آنالیز ها و راهکارها در قرآن است و هر کس که می خواهد مسلمان باشد و اسلامی زندگی کند و شیطان را ضعیف و خوار کند باید این کتاب آسمانی را مطالعه و درک کند .
و اما راهکارهای مقالات منجی سلطه گرمن باب شکست قدرت طلبان ....
در فیلم گلادیاتور که قبلا هم از آن نام برده بودیم دیدیم که ماکسیموس فقط به جرم قهرمان بودنش از دربار پادشاه تبعید شد و بعدها با زور بازوی خود مراحل ترقی را طی کرد و در تقابل با امپراتور قرار گرفت. درست است که پایان سفارشی فیلم در جهت استراتژی غرب است و قهرمان کشته می شود ولی با چشم پوشی از این مقوله می توان پی برد که تاریخ هم سرشار از این داستانهاست . از موسی (ع) بگیرید تا محمد ( ص) تاامام خمینی کبیر ( ره) همه در ابتدا یک نفر بودند . در برابر پادشاهی دد منش لب به اعتراض گشودند . طرد شدند و در هجرت قدرتی تشکیل دادند و پوزه امپراتور زمان خود را به خاک مالیدند .
کسی که قدرتمندو قهرمان است از قدرت طلب پوشالی هیچ ترسی ندارد چون قهرمان است و قدرت خدایی دارد . تماما بر نقاط ضعف حریف آگاه است . همیشه هم تبعید شده اند چون قدرت طلبان بهتر از هر کسی به قدرت انها واقف بوده اند . داستانی مثل داستان گلادیاتور که تقریبا کولاژگونه و برگرفته از حقایق تاریخی است یک اصلی را رعایت می کنند و آن اینکه ایده مورد نظر خود را هرچند سطحی است ولی بیان می کنند . ماکسیموس قهرمان واقعی است که تبعید می شود و امپراتور که لیاقت مدیریت و ریاست کشورش را ندارد این جایگاه را اشغال کرده است . قدرت طلب همیشه از برتر از خود ترسیده است . این قدرتمند است که همه را به همکاری و رفتن به سمت خدا دعوت می کند . قدرت طلب دائما از من می گوید و سعی می کند همه چیز به من ختم شود . می خواهد همیشه اول باشد . چون هدفش من است برتر از خود را در حریم خود راه نمی دهد . حتی شده به قیمت سقوط و از بین رفتن اعتبارش تمام شود از تک روی اش دست بر نمی دارد . عشق شهرت و قدرت و ثروت وجودش را می گیرد و برای حفظ قدرت پوشالی اش هر کاری که لازم باشد می کند ولو کشتن بنده ای از بندگان خدا . تنها زمانی به رقابت با قهرمان می پردازد که قهرمان ضعیف شده باشد . الان بین ایران و آمریکا رقابت است ولی 31 سال است که ایران را تحریم می کنند و با جنگ خواستند آسیب بر آن وارد کنند و هزاران اقدام می کنند تا اگر روزی رقابت آخر فرا رسید توان تحمل ضربات قهرمان را حداقل داشته باشند . در همین فیلم گلادیاتور قبل از مبارزه آخر بین امپراتور و ماکسیموس دست و پای ماکسیموس قهرمان را می بندند و امپراتور با میله ای پهلوی ماکسیموس را سوراخ می کند تا دنده های بغل وی سوراخ شود . هم درد بکشد و هم تنفسش به سختی پیش برود تا با یک حریف ضعیف شده بجنگد ولی این هنر نیست . با این وجود قهرمان اگر قهرمان باشد با این جرزنی هم پیروز می شود که البته باز می گویم در این فیلم سفارشی قهرمان کشته می شود ولی در حقیقت اینطور نیست . اگر قهرمان خود را باور کند و ضد خود را بشناسد و این دو به درستی همیدگر را تشخیص داده باشند پیروزی حتما با قهرمان است .
پس از مبارزات فراوان و شکست ایدئولوژیهای ضعیف و کوچک و پس از گذر از مراحل یک هشتم و یک چهارم و نیمه نهایی هم اکنون دو مدعی باقیمانده اسلام و لیبرال دموکراسی در برابر هم قرار گرفته اند و اعتقادات ما به ما می گوید که اسلام پیروز است . آمریکا ابر قدرتی است که به مانند ناو جنگی در اقیانوس مه آلود دائما یکجانبه حرکت کرده و قایقهای کوچک را له کرده و کشتی ها را نصف کرده و به اکثر کشتی ها هشدار داده که بروید کنار و خیلی ها زده اند کنار و حالا با مانعی روبرو شده که هر چه می گوید برو کنار نمی رود . چون صخره اسلام در برابرش ایستاده است و برخورد با این صخره نه تنها آسیبی برای صخره به بار نمی آورد بلکه کشتی مغرور شیطانی آمریکا را پودر خواهد کرد .
پس عامل اول پیروزی بر شیطان قدرت است و آنهم قدرتی از نوع ریشه دار
فیلمی فانتزی به نام فوتبال شائولین است که در ان گروهی رزمی کار تیم فوتبال تشکیل می دهند و با داشته های رزمی با دیگران بازی می کنند و در همه میادین پیروز می شوند . مهمترین نکته این فیلم شرقی این است که بگوید شرق و کشورهای با قدمت داشته هایی دارند که اگر فقط و فقط آنها را کشف و تئوریزه کنند پیروز خواهند بود . اصولا هر انسانی باید بر داشته های خودش تکیه کند . چه برسد داشته های الهی و قدرتمند داشته باشد . در این فیلم یک کشور شرقی که داشته هایش هنرهای رزمی است از داشته خود در جهت ورزش بی ربطی استفاده می کند و پیروز می شود . حداقل اینکه خود را باور می کنند و فطری مبارزه می کنند . مهمترین نقطه ضعف آمریکا این است که از خود هیچ چیز ندارد و داشته های بومی اش خیلی ناچیز تر از آن چیزی است که می بینیم . همین که غیرت قدرت خود را ندارد خود بزرگترین معضل است . پس به قهرمان پروری و اسطوره سازی متوسل شده اند و سعی دارند با تاریخ سازی و گذشته سازی داشته های شرق را به صورت کاریکاتور هم که شده داشته باشند . اقداماتی که در ایران ما صورت می گیرد همه در جهت استخراج داشته هاست و البته به رخ کشیدنشان به جهان . ظرفیت های بومی و فردی ایران اسلامی ما به قدری زیاد است که به هیچ وجه نباید بر کشوری دیگر تکیه کنیم . (( ما می توانیم )) همان شعاری است که باید ملکه همه ایرانیان بشود . در این صورت هیچ قدرتی نمی تواند با ما مقابله کند . پس در این حالت جوشش داشته های معنوی و مادی ایران بوجود می آید و ما با قدرتی بومی و ناشناخته برای آنها به مقابله با آنها می پردازیم و مطمئنا پیروز خواهیم شد
پس عامل دوم پیروزی بر شیطان غیرت و خود باوری است
در فیلم دروغ گو دروغ گو ( liar liar ) تام شادیاک که در آن جیم کری بازی می کند یکی از نقاط ضعف قدرت طلب رونمایی می شود . جیم کری وکیل است و ظاهرا بسیار موفق ولی مشخص می شود که همه موفقیتش از روی دروغ است . مشکلات خانوادگی دارد و دائما دروغ می گوید و روزی که تولد پسرش است و وی مثل همیشه بد قولی می کند و به جای حاضر شدن در این جشن مشغول خیانت به همسرش است پسر بچه اش آرزو می کند که پدر راستگو شود و به صورت فانتزی چنین امری محقق می شود و زین پس وکیل موفق هیچ وقت نمی تواند دروغ گویی کند و سقوطش آغاز می شود و همه دستاوردهایش را از دست می دهد . همه قدرت طلبان با دروغ بزرگ می شوند و فرهنگ جامعه را طوری چیدمان می کنند که دروغ ارزش شود و دروغگو برتر از دیگران شود . همان سیستمی که در سیاست داخلی و خارجی سردمداران آمریکایی حاکم است . برای مقابله با این خصلت قدرت طلبان باید معیار جهانی را به سمت شفاف سازی و صداقت برد و همان آرزوی پسر بچه را کرد تا هیچ کس نتواند دروغ بگوید . حالا متوجه خواهید شد که چه کسی واقعا موفق است . همین تشخیص دروغ گو از راستگو هم بصیرت بالایی می خواهد ولی اگر حقیقت تبلیغ شود و مردم از دنیای غارافلاطونی خارج شوند همین رسانه های دروغگو که قدرت و ابهت برای غرب به ارمغان آورده اند همه دستاوردها یشان به باد می رود . در حوادث پس از انتخابات یکی از خواسته های مخالفین تحت فشار قرار دادن صدا و سیما بود . صدا و سیمایی که اگر بلندگوی نظام هم شمرده شود که هست صدایی بس کوچکتر و کمتر از رسانه های غول پیکر دنیا دارد ولی چشم دیدن همین یک رسانه را نداشتن نشانگر ضعف بزرگ غرب است که تحمل عوض شدن فضا را ندارند و دوست دارند اخبار و همه چیز را خودشان یک طرفه اعلام کنند . دروغ نگفتن بزرگترین سفارش پیغمبران است . هر کس راستی را در زندگی خود سرمشق قرار دهد مطمئنا در جنگ با ابر قدرتان دروغگو پیروز خواهد شد و ایران مدعی این ادعا است . اصلا یکی از دلایل مخالفت آمریکا با ایران این است که ایران همه کارهای خود را قانونی انجام می دهد و صادقانه ولی این آمریکا است که دائما از امضای پروتکل ها و انجام قانونی امور شانه خالی می کند . فقط در فضای شیادی و دروغین قدرتمندند و دائما فضا را غبار آلود می کنند و از شفاف سازی شدیدا فرار می کنند . مثلا می گویند ایران باید وارد میز مذاکره شود ولی نمی گویند میز مذاکره هدفش تعلیق فعالیتهای هسته ای ایران است . همین نگفتن بخش دوم و جاروجنجال به دنیا القا می کنند که ایران اهل مذاکره نیست و دروغ می گوید و ....
پس عامل سوم پیروزی بر شیطان صداقت و شفاف سازی است .
فیلمی انیمیشن و بسیار جالب به نام شرکت هیولاها ( Monster Inc ) ساخته شد که اصلا مفهوم اصلی اش مورد توجه منتقدین مدعی قرار نگرفت و بر روی پشت پرده مفاهیم فیلم کسی مانور نداد . فیلم ظاهرا کودکانه است و کارتون محسوب می شود ولی نباید فقط به خاطر این عامل از بررسی آن چشم پوشی کرد . انیمیشن فوق شرکتی را به تصویر می کشد که هیولاها در آن مشغول کارند . کارشان هم این است که در حین شب که همه بچه ها خواب هستند وارد خانه آنها شوند و موجبات ترسیدن بچه ها شوند . هدفشان به وجود آوردن جیغ بچه هاست تا بتوانند از جیغ آنها انرژی بگیرند . ترسیدن بچه ها و غافل بودن آنها از حقیقت باعث می شود این شرکت بسیار پر رونق شود و هیولاهای ستاره و درجه یکی همچون سالیوان هم دارند که به آن افتخار می کنند . ما که حقیقت این شرکت را می بینیم متوجه هستیم که این هیولاها نه تنها ترسناک نیستند بلکه بسیار با مزه هم هستند . این مسئله را بچه ها نمی دانند ولی بچه ای پیدا شده که از روی کنجکاوی و نترسی وارد شرکت می شود و پشت پرده این شرکت را متوجه می شود و اصلا هم از این جماعت نمی ترسد و این شکسته شدن تابو باعث می شود که بچه های دیگر هم نترسند و شرکت به دوره بحران اقتصادی و سیاسی و ... برسد . دیگر بچه ای جیغ نمی کشد و ترساندن بچه ها به کاری بسیار سخت و غیر ممکن تبدیل شده است . به مرور شرکت فوق به کمبود انرژی و کم شدن قدرت دچار می شود تا اینکه راهکاری می یابد که حداقل فوت نکند و آن اینکه بچه ها که دیگر نمی ترسند و برعکس می خندند از خنده شان انرژی کسب کنند و همه هم و غم خود را به خنداندن بچه ها معطوف کنند و این کار را هم می کنند و اتفاقا دو برابر قبل انرژی کسب می کنند .
این فیلم دقیقا صهیونیست و آمریکا را آنالیز کرد و کسی توجه نکرد . به نظر من نه تنها موضوع فیلم در مورد روشنگری و افشاگری و ... است بلکه خود فیلم هم نوعی افشاگری بود . اولا امپریالیسم دنیا را تاریک می کند و دوما با تبلیغات و ترساندن و ... سعی می کند هیبتی هیولایی پیدا کند تا کشورها باج بدهند ( جیغ بکشند ) ولی ایرانی پیدا می شود که در سال 1357 انفجاری را در این دنیای تاریک به وجود می آورد و دنیای تاریک را روشن می کند و همه دنیا متوجه می شوند که این موجود ترسناک نه تنها ترسناک نیست بلکه دلقک هایی خنده دار همچون جرج بوش و کلینتون و اوباما دارد که کارهایشان خنده دار است . این نترسیدن و کم کم بیدار شدن کشور های دنیا باعث شده که آمریکا کسب درآمد نا مشروع سابق را نداشته باشد و روز به روز ضعیف تر شود و البته طبق راهکار فیلم آمریکا باید متوجه شود که این جنگولک بازیها خریدار ندارد و بهتر است به فکر کسب انرژی از راههای دیگر باشد که بهترینش خنداندن مردم دنیاست .
پس عمل چهارم پیروزی بر شیطان روشنگری و شهامت است .
ادامه دارد ....