81 - چگونه می توان وارد این سینمای مشکل دار شد ؟ ( بخش اول )
قبل از هر چیز باید بگویم خود شخص بنده در موانع ورودی سینما گیر کرده ام و به هزار و یک دلیل چشم دیدن فعالیت امثال من در سینما وجود ندارد ولی حداقل کاری که کرده ام موانع را شناسایی کرده ام و راهکارها را می دانم .
سعی می کنم در این مقاله تجربیات شخصی خودم و تحقیقاتی که کرده ام را به شما انتقال دهم .
سینمای ایران یک سینمای مشکل دار است . ظاهر و باطن این سینما نشان دهنده وضع نا مرغوب و بی نظمی و غیر اصولی بودن ساختار سینماست . خود ورود به سینما مصائب بیشماری دارد . اگر موانع و مشکلات را اضافه کنید متوجه پیچیده تر بودن فعالیت سینمایی می شوید .
مسلما وقتی در سالن تاریک سینما می نشینیم و فیلم تماشا می کنیم دوست داریم نام ما در یکی از عناوین دیده شود . از این که رابطه ای با یکی از عوامل داشته باشیم لذت می بریم . با اینکه می دانیم فلان بازیگر ما را نمی شناسد ولی از اینکه امضایی از او گرفته ایم و یا عکسی با او در فلان مکان انداخته ایم احساس غرور داریم . از اینکه به بغل دستی خود بگوییم این صحنه رو پشت صحنه اش رو من دیدم افتخار می کنیم . علاقه به بازیگری هم که فراوان وجود دارد . اگر قرار باشد روزی تست بازیگری بدون محدودیت گرفته شود . مطمئن باشید 75 میلیون نفر متقاضی خواهد داشت .
سینمایی که اینقدر جذابیت دارد چگونه باید باشد ؟ ایده آل این سینما چیست ؟ ورود به آن به چه طریقی است ؟
تعریفی برای ایده آل همه عرصه ها دارم که نوعی آرمان هم محسوب می شود . آن این است که روزی که هر کسی در سر جای خود باشد و به شغل خود افتخار کند . در زمینه سینما هم می توان گفت علاقه مندان واقعی سینما در آن فعالیت کنند و همه دلسوز باشند و برای پیشرفت سینما تلاش کنند . ایده آل این است که در خود سینما هم هر کسی سر جای خود باشد و برای این عرصه تاثیر گذار باشد . مهمترین آرزوی من این است که تک تک عوامل سینمایی تاثیر گذار باشند و کار گروهی و تیمی در سینمای ایران به تکامل برسد و تک خوری ها بر چیده شود .
مسلما از هر کسی بپرسید چه ابزاری برای ورود به سینما نیاز است به شما از استعداد یاد خواهد کرد . استعداد مانند جنین است . باید کشف ( خلق ) و نگه داری و پرورش داده شود تا به فعلیت و عینیت در بیاید . اگر امور پرورش استعداد به موقع و به درستی انجام نشود اصطلاحا می گویند استعداد در نطفه خفه می شود .
چند مدتی است که در وبلاگ خودم روشنگری نکرده ام و بدن درد گرفته ام . دلم می خواهد در حین بحث سخنانی من باب لابی ها و باندها و ظلم ها و شیطنت های سینمایی بزنم . یکی از مصیبت ها این است که همین استعدادی را که در موردش سخن گفتم مظلوم ترین عنصر محسوب می شود . روزانه استعدادهای بسیاری است که در نطفه خفه می شوند . اصلا برخی چنین مقوله خدادادی را به حساب هم نمی آورند . برخی مواقع پیش خود می گویم نیازی به تلاش و پشتکار و ... نیست . همه اینها جمعا پشیزی ارزش ندارد . چون برای برخی این مقولات یک توهم فکری کودکانه است . شما شیرین زبان و چاپلوس و بی رحم باش و البته کمی آدم نامرد و شیطان باش فرش قرمز ها برایت پهن می شود .
به نظر من مشکل سینمای ایران اصلا مدیریت نیست . مدیری که کارکنانش از خودش قدرت بیشتری دارند و به راحتی با هیاهو و نافرمانی و هزار کوفت و زهر مار بی نظمی های عمدی ایجاد می کنند چگونه مدیریت کند؟ مدیران کشور انتخاب منتخبین مردم اند . مشکل سینمای ایران آنهایی اند که نام مدیر ندارند ولی بیشتر از مدیران شناخته شده قدرت دارند و قدرتشان هم مخوف و پنهان است . دیکتاتورهایی که خداوند قادر را هم به مبارزه می طلبند و بندگی قدرت لایزال را هم کسر شان می دانند .
همیشه هم هستند و نوچه هایشان شدیدا فعال هستند و از هیچ احدالناسی هم ابایی ندارند . 30 سال انقلابی هم که توانسته کمر آمریکا و ایادی اش را خم کند حریفش نیست . اتفاقا دائما از اینکه حریفان مدعی را ناک اوت می کند می خندد . ریشه کیلومتری دوانده و هیچ بولدوزری توانایی ریشه کن کردن کاملش را ندارد .
در چنین وضعیتی که گفته می شود . جوان همه چیز تمام یارای مقاومت دارد ؟ اصلا فرصت رشد می یابد ؟
اگر کمی وابسته و بله قربان این سیستم باشی شاید بتوانی چند صباحی دوام بیاوری و تغذیه کنی وگر نه کاری می کنند که همه چیز را از یاد ببری .
من شرایط سینمای ایران را مانند زندان می دانم که همه زندانی اند . عده ای هم که خیال می کنند نگهبان زندان اند و داخل قفس نیستند هم زندانی اند .
راهکارهای بسیاری در ذهن حقیر من می گذرد . یکی از راهکارهای جسورانه بنده برای شکست این سیستم شیطانی غلط این است که یک سال قوانین معلق شوند . نه اینکه هردنبیل شود . بلکه قوانین دست ساز سنتی و دست و پاگیر شکسته شود . مدیران تا یکسالی معاون نداشته باشند و مستقیما و بدون واسطه با امت سینمایی ( جماعت فعال در عرصه سینما ) در ارتباط باشد و اگر معاونی جهت انجام امور می خواهد در انتخاباتی داخلی انتخاب شود .
دائما نظر سنجی شود . از کارشناسان و مردم . رای گیری کیفی در سینماها دائمی شود . مردم از ته دل خواسته های خود را بگویند . در این صورت فیلمی فروش کرد جماعتی نمی گویند مردم را جوگیر کردند و فیلمی هم فروش نکرد با ز جماعت نخواهند گفت که مردم سرکوب می شوند . فیلمی که به سینما می اید هم از لحاظ کمی ( تعداد بلیط ) مورد ارزیابی قرار گیرد و هم از لحاظ کیفی ( نظر سنجی )
فعالیت آموزشگاههایی که خروجی ندارند و قادر به کشف استعداد نیستند منحل شود .
بعد از اینها کمی هم به خودمان بپردازیم . در قبال سینما ما چه وظیفه ای داریم ؟ چون اعتقاد شدید دارم که همه شغلها را مردم به وجود می آورند . امتی که برای شغل هم وابسته دولت است عقب افتاده است . دولت فقط نقش حمایت داشته باشد و اصل کار را ما و خانواده ما انجام دهند . وقتی خود مان نمی دانیم چه کاره هستیم چه توقعی از دولت باید داشت . وقتی وزیر کار می گوید 70 درصد کسانی که بیکارند کاری بلد نیستند مقصر را باید دولت دانست و یا خود جوان ؟
اول ببینیم در چه عرصه ای قلبمان به تپش می افتد . در چه عرصه ای روابط عشقولانه داریم .
هنر ؟ صنعت ؟ تجارت ؟ ورزش ؟ علم ؟ کشاورزی ؟ هوا فضا ؟ .... ؟ .... ؟
اول ببینیم کلا به چه شاخه ای گرایش داریم و بعد به بررسی زیر شاخه بپردازیم . وقتی احساس کردیم در روزنامه مثلا همشهری بیشتر متمایل به صفحه هنری هستیم و در تلویزیون سریالها و فیلمها را بیشتر دنبال می کنیم و هزار اتفاق مربوطه دیگر می توان به این نتیجه رسید که گرایش ما به هنر است .
قبل از ورود به عرصه تعهداتی به خود بدهیم . از رقابت نترسیم . از زیر آب زنی و غیبت نفرت داشته باشیم . به جای ضربه زدن به دیگران خودسازی کنیم . با کاستی ها مبارزه کنیم و خوبی ها را تبلیغ کنیم . روابط عمومی بالا یادمان نرود . هدف داشته باشیم . تقریبا به همه اعتماد کنیم تا زمانی که خلافش ثابت شود . مهربان باشیم تا با نا مهربانی مبارزه کرده باشیم . کسی را دست کم نگیریم . از همه یاد بگیریم حتی زمانی که استادیم . همیشه منتظر بهتر از خود باشیم . حسادت نکنیم . بهتر ها تلاش بیشتری کرده اند . اگر می خواهیم بهتر باشیم تلاش بیشتر باید بکنیم . کمک به دیگران یادمان نرود . تک خوری نکنیم . جای گاه کسی را نگیریم . ولی برای تصاحب جای نالایقین شدیدا بی رحم باشیم . سینما عرصه محدودی نیست پس هیچ کس فاتح و پادشاه آن نیست . بیشتر بدانیم و افتاده تر باشیم . خیلی چیزها روی زمین یافته می شوند . نگران تنگ شدن جا نباشیم . برای همه جا هست .
در این مسیر پدر و مادر ها هم نقش بسیاری دارند
والدین فرزند خود را با کسی مقایسه نکنند . به فرزندانتان تاکید کنید که رفتگری هم شغل شریفی است . رفتگر خوب بهتر از دکتر قاتل و مهندس شیاد است . کار پست و سخیف وجود ندارد . جامعه به همه کارها نیاز دارد . هر کس در کارش بهترین باشد . در حین ثروت فرزندان خود را فقیرانه بزرگ کنید . فرزندان را همیشه طلبه بار بیاورید . فقط در صورت وجود تقاضا امکانات عرضه کنید . راههای مختلف را پیش روی فرزندان باز کنید . هدایت و مشورت باشما . انتخاب و تصمیم آخر با فرزندتان . گرایشات خودجوش فرزند را رصد کنید . کاشف باشید . نقش بزرگ و مهم خود را ایفا کنید . وظیفه والدین فقط سیر کردن بچه نیست . عقیده مزخرفی که می گوید فرزند را از 20 سالگی به بعد باید رها کرد را کنار بگذارید . تا زمانی که فرزندتان حق خود را از جامعه نگرفته وظیفه مسلم شما حمایت از اوست . اساسی ترین نیاز های کار راه انداز فرزندتان را مهیا کنید . فرزندتان را قانع بار بیاورید . نه لوسش کنید و نه از گرسنگی و فقر او را از بین ببرید . تشویق در کنار دست کم گرفتن فرزند را از یاد نبرید . استقلال فکری و مکانی بدهید . بی توجه هم نباشید و توجه زیاد هم نکنید . کنترل شده و نامحسوس فرزندتان را تنها بگذارید .
یکی از پادشاهان سربازانش را در جزیره ای پیاده کرد تا دشمنانش را شکست دهد . برای موفقیتش در جنگ کشتی ها را آتش زد . سربازان در جنگ پیروز شدند . به پادشاه گفتند چرا کشتی ها را سوزاندی ؟ گفت : اگر نمی سوزاندم سربازان راه برگشت داشتند و تلاش نمی کردند . نبود کشتی ها باعث شد سربازان به هدف پیروزی بجنگند تا کشته نشوند . چون راه فراری نداشتند .
فرزندانتان را به آینده امیدوار کنید و از گذشته بترسانیدشان . برای اینده جایزه بگذارید و برای گذشته تنبیه .
نصایح دیگر نسبت به فرزند که خودم جزو آنان هستم .
به فکر پول کار نباید بود . تعجب نکنید . من هم به پول و سرمایه و پشتیبانی مادی احتیاج دارم ولی این را یاد گرفته ام که باید اول به فکر این باشم که کارم را درست انجام دهم . کمی صبر نیاز است ولی عاقبتش خوشبختی است . می گویند خوشبختی به مانند پروانه است . هر چه قدر دنبالش بگردی از دستت فرار می کند . سعی کنید گلی خوشبو باشید تا پروانه خود بر شانه های شما بنشیند و در ضمن رهایتان هم نکند . به خود قول بدهید در صورت رسیدن به پول هم همان فرد سابق باشید . نیاز خود را بردارید و اضافه را در جهت پیشرفت کار هزینه کنید . بهترین کار سهیم کردن دیگران در این عرصه است . استعدادهای جدید را کشف کنید . زکات علم و پول بدهید . برکت زندگی تان بیشتر می شود . دلیل بدبختی خیلی از افراد فعال سینما این است که تلاش می کنند به پول برسند و وقتی می رسند خرچ چیزهایی می کنند که به هیچ دردی نمی خورد .
سعی کنید اوقات بسیار زیادی را به مطالعه و فکر کردن بپردازید . سرتان را بی خودی شلوغ نکنید . به کیفیت اهمیت دهید . افتخاری نیست که دائما سر صحنه فیلمبرداری باشید . یک کار خوب بهتر از 10 کار مزخرف است . هم خود رشد کنید و هم اجازه دهید دیگران رشد کنند . از دیده نشدن نترسید . قدم درست برداشته باشید دیده هم خواهید شد .
انبوه ساز نباشید . زیاده خواه نباشید . به توانایی های خود اشراف داشته باشید . برنامه ریزی مدون داشته باشید . اعتماد پدر و مادرتان را جلب کنید . در تصمیم گیری ها بزرگترها را سهیم کنید . شورا بینهم سفارش دین ماست . مشورت کردن با دیگران را به هیچ وجه فراموش نکنید . نه وابسته کسی باشید و نه کسی را وابسته خود بکنید . اگر گروهی را تشکیل می دهید حتما به هدف همکاری باشد . رییس بازی و تک خوری مشکل گروه های ماست . با پدید آمدن غرور مبارزه کنید . آدمهای بسیاری را می شناسم که خیلی بزرگ بودند ولی غرور کوچک و حقیرشان کرد . مواظب هندوانه ها باشید که زیر بغلتان گذاشته می شود . دین ما سرشار از قوانینی است که غرور انسان را می شکند . خود کفا باشید . تا می توانید یاد بگیرید . با همه تبادل اطلاعات کنید . خواهشا برای کسی قیافه نگیرید چون هیچی نیستید . هر روز ده بار به خود بگویید هیچی نیستم . چیزی را انحصاری نکنید . با انحصار کردن دانش و توانایی دنیای خوشبختی را برای خود برهوت می کنید . در صورت بخشندگی کائنات در خدمت شما خواهند بود . اگر فیلمسازید و توقع دارید فیلمتان دیده شود پس باید آثار دیگران را ببینید . توقع بیجا از کسی نداشته باشید . دکتر الهی قمشه ای جمله جالبی داره : every body is some body ( هر کسی برای خودش کسی است ) . به فکر پیشرفت باشید ولی نه به هر قیمتی . مطالعه زندگی نامه های هنرمندان موفق از یادتان نرود . اول تحقیق کنید و بعد وارد عرصه ها شوید . به مشکلات بخندید . باج به کسی ندهید . خط فکریتان را مشخص کنید و به آن وفادار باشید . اگر در تفکراتتان تجدید نظر می کنید حتما به دیگران و مخصوصا یارانتان اعلام کنید . بخشنده باشید ولی همه چیز خود را ارائه ندهید . گرگها می رقصند و هنوز هستند . به نصیحت کوچکتر از خود هم گوش دهید . تصمیم آخر را خود خواهید گرفت . قرار نیست همان بچه شما را هدایت کند .
ادامه دارد