دلایل فروش اخراجی های ۱ و ۲ :

۱ - مسعود ده نمکی در ابتدا باید مدیون دشمنانش باشد و هر آدم موفقی اصولا موفقیتش مدیون دشمنانش است  . به واسطه سنگ اندازی دشمن است که قهرمان ورزیده می شود و به میانبر ها متوسل می شود و سریع به مقصد می رسد . در جهت خلاف آب حرکت کردن هنر است وگرنه هر ماهی مرده ای می تواند در جهت آب شنا کند .

حاشیه های پیرامون ده نمکی و دو فیلم مستند و متفاوت وی ذهنیتی ایجاد کرد که موجبات کنجکاوی مردم شد ( بریم ببینیم فیلم سینمایی رو چطوری ساخته است . بریم ببینیم چی می خواد نشون بده )

2 – تبلیغ دهان به دهان فیلم که کارشناسان آن را بهترین نوع تبلیغ یک فیلم قلمداد می کنند . این نوع تبلیغ بهتر از هزاران بیلبورد و آنونس و تیزر شناخته شده است ولی شرایطی دارد که هر فیلمی آن را دارا نیست . فیلم باید طوری ساخته شود که ارزشش بیش از هزینه بلیط باشد . بیننده احساس کند به فیلم مدیون است و سرش کلاه نرفته و وقتش تلف نشده است . اینجاست که برای جبران بدهکاری به تشویق دیگران برای دیدن فیلم می پردازد . این نوع تبلیغ شدن فیلم به خود ده نمکی برمی گردد که فیلم خوبش تبلیغات چی غیر مستقیم استخدام کرده است

3 – خود شخصیت ده نمکی و گذشته اش که می گفتند وی جزو گروه فشار تندرو است که در روزنامه شلمچه به زمین و زمان گیر می داده و در حادثه 18 تیر دستی بر چماق داشته و حزب اللهی و بسیجی بی ترمز است و .... آدمی که نترسی و شجاعتش برای موافق و مخالف اثبات شده می تواند عنصر مهمی در ایجاد کاریزمای جنجالی قلمداد شود 

جملات خود ده نمکی ( من در برابر قدرتمندان می ایستم – هر جا دیدم به بیت المال دست دراز شده و دزدی شده فریاد زدم – سخنان من پر خیلی ها رو گرفته است )

این شخصیت نیز مثل تمام متعهدین و غیور مردان انقلاب که تنها گناهشان  اعتقاداتشان است در تیر رس اتهام ها ی واهی سازمان یافته دشمنان بودند ولی به یکباره مردم سخنان فرهنگی در قالب طنز در فیلمی به نام اخراجی ها دیدند که تمام تصوراتشان را خود به خود باطل می کرد

4 – جنجال هایی که از جشنواره آغاز شد . سخنانی که وی به زبان آورد

( من نه مرغ می خوام نه سیمرغ – فیلم من پوز روشنفکرا و متحجرا رو با هم زد -  حالا که قضاوت رو دیدم دوست ندارم که قاضی بشم – نخبگان همیشه عقب تر از مردمان ما حرکت می کردند  )

اکران فیلم در نوروز بعد از جشنواره و پخش سی دی و شناخته شدن فیلم توسط جمیع خانواده ها

5 – مضمون فیلم که برای اولین بار زاویه کاملا متفاوت را برای دیده شدن جنگ انتخاب کرده بود . POV یک سری لوتی مسلک و اراذل آسمون جل که به دلایل کاملا زمینی و قابل لمس و  شاید بچگانه به دیار مقدس ترین عرصه آزمایش انسانیت رفتند تا در برابر دشمن میهن بایستند . در حالی که هیچ ایدئولوژی نداشتند . هدف هم نداشتند . شاید موقعیت خود را هم نمی دانستند کجاست ولی خب تا خط مقدم پیش رفتند و حتی تعدادی شان شهید هم می شوند  . در این فیلم با اینکه نمی خواهد بگوید شهدای ما همه لات بودند ولی با اطمینان می گوید که همه شهدای ما آسمانی هم  نبودند و همین نکته را مردم گرفتند و نه اولی را که مدعیان درک فیلم آن را جار می زنند . فیلم می گوید که جمیع عقاید کشور ما را از تجاوز دشمن نجات داد . همانطوری که انقلاب ما اینگونه پیروز شد

ستار خان هم از مبارزین بزرگ دوران بوده  ولی از مشروطه و مبارزات ضد استعمار و .. هیچ چیز نمی دانسته . چوپانی بوده که 100 راس ازگوسفندانش را در هرج و مرج ها گم می کند و در راه یافتن گوسفندهایش وارد مبارزات مشروطه می شود و هم اکنون شده قهرمان ملی ما . 

به دوران صدر اسلام هم که بر گردیم  می بینیم که پیروزی اسلام مدیون امت گوناگونش بود . پیامبر از همه عقاید و قبیله ها استفاده کرد . حتی از هر نوع قبیله همسری هم داشت تا روابط مستحکم شود .

شب هجرت به مدینه امام علی ( ع) در بسترش خوابید و ابوذر غفاری وی را درون کیسه ای قرار داد و تا بیرون شهر برد و از آنجا به بعد ابوبکر ایشان را به بیابان برد .

نکته جالب اینکه وقتی پیغمبر درون کیسه پشت ابوذر بود . در راه ،  کفار جلوی ابوذر را می گیرند و درون کیسه را از ابوذر می پرسند که ابوذر راستگو از روی صداقت ذاتی که داشت می گوید درون کیسه محمد است و کفار به خیال دیوانگی  وی را رها می کنند و کیسه را هم نمی گردند .

تصور کنید با حرکتی دیگر گونه از ابوذر کیسه گشت می شد . آیا اسلام پیروز می شد ؟

پس پیروزی اسلام نیاز مند ناچیز ترین عوامل هم هست . همه می دانیم که بیشتر از خیل عظیم یاران آسمانی و بزرگ پیامبر ،مانند سلمان فارسی و بلال حبشی برده و ابوذر غفاری بیابان گرد متعلق به اصحاب صفه   در پیروزی اسلام همین کیسه و تار عنکبوت درب غار و موریانه خورنده عهد نامه و صداقت ابوذر و .... خیلی نقش داشتند . این از عجایب اسلام است  

اسلام دین وحدت و همکاری عقاید مختلف است . در همین انقلاب هم خیلی اراذل و انسانهای اصولا بی سواد هم بوده اند که سلاحشان فحش و ... بود ولی امام خمینی آنها را طرد نکرد و اعتقاد داشت که اینان از راه خودشان به اسلام خدمت می کنند

مخالفان مضمون اخراجی ها از کدام اسلام صحبت می کنند که پیروانش همه پاستوریزه هستند و خارج از آن را زیر سوال بردن ارزش ها می دانند ؟

6 – دیالوگ های فیلم : دو گونه دیالوگ در این فیلم وجود دارد . دیالوگ های خنده دار محاوره ای و دیالوگهای معنی دار طنز

گونه اول تا آن زمان کم و با ترس و لرز به کار می رفت و به دلیل متعهد نبودن اکثر کارگردانان جزو خطوط قرمز محسوب شده بودند . ولی ده نمکی با روشن بودن اهداف قلبی اش ، به صورت نا خود آگاه مجاز به استفاده از این کلمات شد و هیچ کس هم نباید خرده بگیرد

کلمه گوزینش و شوخی با نماز جمعه و سوالات شرعی و ... مسائلی نیستند که یک امتحان پس نداده بتواند تا حوالی شان برود

دیالوگ های دیگر فیلم هم به پشتوانه تجربه و پختگی و سختی کشیدگی های شخص ده نمکی است . دیالوگهایی که از زبان صاحبانشان شنیده و خودش را زمانی تحت تاثیر قرار داده است ولی باز به دلیل نبودن قفل باز کن حرفه ای این کلمات هم در پشت گنجه مانده بودند و تابو شده بودند

 7 – صحنه های فیلم : این هم به تجربیات کارگردان بر می گردد که تکان دهنده ترین صحنه ها را می تواند به تصویر بکشد . صحنه تکان دهنده شهادت ها که تا حدودی مرحوم رسول ملاقلی پور به آنها نزدیک شده بود 

 

فروش اخراجی های 2 به علاوه بالایی ها

 

1 – کنجکاوی برای دیدن دنباله داستان اولی

 2 – ساختار بهتر دومی و عدم ایجاد دلزدگی نسبت به اولی

 3 – تراکم بیشتر صحنه های تراژیک و کمدی توام در روایت فیلم که خستگی ایجاد نمی کند 

4 – دیدن چندباره فیلم توسط یک نفر

 5 – رعایت اصول زیبایی شناسی و قواعد سینمایی

6 – وجود عناصر اولین زیاد در این فیلم که بیننده ها برای بار نخست آنها را تجربه می کردند مثل جلوه های ویژه  کامپیوتری و .....

7 – پاراله ( تداخل ) دو داستان موازی و ساده به دور از ساختار شکنی های وقیحانه تماشاگر دفع کن

8 – جنجال های بیشتر این فیلم نسبت به اولی مخصوصا پیرامون اسارت

9 – مخالفت های سیاسی بیشتر با فیلم به خاطر نزدیک تر شدن ده نمکی به مغز فتنه های کمر انقلاب شکن

10 – عناصر تبلیغی سهل التعریف برای تبلیغ نوع دهان به دهان ( عجب صحنه فوتبالی داره و ....)

11 – تنوع بازیگران و تعداد زیاد آنان با بار نقش متناسب و لازم در راستای کشش بیننده

12 – روایت ساده و صادق و بی غل و غش فیلم و نزدیک بودن به مردم

13 – حماسی تر بودن دومی و ایجاد حس وحدت که خواست ذاتی و تاریخی ایرانی است و ملی گراتر بودن فیلم

14 – عدم تکثیر غیر قانونی سی دی دومی و گرایش بیننده ها برای دیدن فیلم در سالن سینما . هم به دلیل جا افتادن فرهنگ سینما رفتن و حمایت از سینمای ملی صادق و هم به خاطر افزایش سالن سینماها

 

در کل اخراجی با مردم است و به منتقد جماعت پوئن نمی دهد و دست گدایی برای گرفتن ستاره و صد آفرین و ... به منتقدین دراز نمی کند و جایزه خود را از صاحبان اصلی فیلم یعنی مردم می گیرد . مردم راضی نیز این مسئله را درک کرده و احساس تکلیف می کنند و خانوادگی برای دیدن این فیلم به سالنهای سینما می روند – فیلم نظر شخصی کارگردان نیست . برای دلش ساخته نشده و تک تک عناصرش را مردم درک کرده اند  . کاراکترها مثل مردم حرف می زنند و مریخی دیالوگ نمی گویند و همه ایرانی اند و نه بیگانه . عکس العمل ها در برابر حوادث طبیعی است و بر مبنای خصلت افراد است . فیلم ریاکارانه نیست و همه نوع عقیده را راضی می کند .

راضی کردن همه نوع عقیده فقط از جانب سخن حق میسر است . حرف حق شنونده را راضی می کند و گوینده را شاکی . حرف حق منافع و خواسته و روحیات همه اقشار و آدم ها و تفکر و دین و نژاد ها را در خود دارد .

مخالفت با این فیلم هم باید باشد و نباشد باید شک کرد . چون انقلابی که ضد انقلاب نداشته باشد .........