در دنیای شیطانی که در آن شیاطین و بی رحم ها و قدرت طلب ها زنده اند و با ظلم کردن بر ظالم حیات دارند یک اتفاق بزرگی رخ می دهد . این اتفاق بزرگ از بین رفتن انسانیت است . مسلما قدرت طلب هر چه دارد از دیگران است و اتفاقا قدرت طلب ها آنهایی اند که اعتقادی به نیروی درونی خود ندارند . پس سعی   می کنند از دیگران بهره کشی کنند و دیگران را به استثمار خود در بیاورند . نظم نوین جهانی و یا شیطانی که از آن دم می زنند امنیت و ثروت و رفاه را برای خودشان و ظلم و اضطراب و ترس و ... را برای دیگران می خواهد . صلح از دیگاه اینان یعنی تسلیم شدن . بدانید هر کشوری که از لحاظ آنان صلح دارد و کشور ایده آل است حتما تمام ارکانش تسلیم امپریالیسم شده اند . این همه دعوا بر سر این است که ایران قدرتمند ما تسلیم آنان شود و عصبانیتشان هم از این مقاومت جانانه است . فشارهایی که بر کشور ما وارد می کنند یک صدمش کشورهای وابسته را از ریشه کن فیکون می کند . این مقاومت نشانه دو چیز است . یکی استقلال حقیقی ایران و دولت ایران است و دوم قدرت مادی و معنوی سرزمین مقدسمان است که دست هر متجاوز شیطانی را قطع  می کند . هیچ کدام از معادلاتشان در سرزمینمان کارساز نیست .

این پست من اختصاص دارد به یک آینده نگری . مطلب جالبی است که شما هم می توانید در کامل تر کردن آن یاری دهنده ما باشید .

این سوال را از خود پرسیده اید که اگر ایران و مقاومت ایران نباشد دنیا چه شکلی می شود ؟ این همه مقاومت برای رسیدن به چیست ؟ تا کی باید این مبارزات بی نتیجه ادامه داشته باشد ؟ چرا این قدر لجبازی می کنیم ؟ چرا حرف کشورهای متمدن و پیشرفت کرده را گوش نمی دهیم ؟ چرا خود را در خطر این همه تهدیدات قرار داده ایم ؟ چرا های دیگر

بحث گرفتن حق از ظالم و ... را خیلی کرده ایم . می خواهیم از زاویه دیگر ببینیم که اگر گفتمان غرب بر دنیا جاری شود دنیای ما چگونه دنیایی خواهد بود ؟ آیا ارزشش را دارد برای نرسیدن به این دنیا این همه خود را در معرض خطر قرار دهیم ؟

برای بحث در مورد این موضوع نیز دست به دامن مثال های تصویری خلق شده هنرمندان خود آنها می شویم که طبق عقیده ابتدایی مان که گفتیم به مانند آشپز ضحاک برای آنها کار می کنند ولی برای حقیقت طلبان تلاش می کنند .

امپریالیسم با سرکوب های گوناگون استعدادها را در نطفه خفه می کند . به گونه ای این عمل را انجام می دهد که انسان متوجه آن نمی شود . یک نظام طبقاتی بزرگ جهانی ترتیب داده است و هر کس باید به اندازه کوپنی که آنها داده اند صحبت کند . دنیا باید شدیدا تحت کنترل قرار بگیرد . هر کونه جنبشی که اختلال در این دنیا ایجاد می کند باید خاموش شود . دنیا باید آنچه آنها می خواهند را بپذیرد و انتقادی هم نکند .

مسلما از انسان سرکوب شده ساکت و بی اراده که با هزاران دستاورد شیطانی رنگ و وارنگ مبهوت هم گشته است چه توقعی می توان داشت . برای اینکه این زورگویان بین المللی دنیایی به ظاهر به صلح رسیده و آرام خلق کنند چشم ها را کور می کنند و گوش ها را کر . مسلما برای عدم حرکت نیز باید انسانها فلج هم بشوند  . آن علمی که برای آنها مهم است و به آن اهمیت می دهند و برایش امکانات هم تدارک می بینند علمی در جهت این سیاست هاست . مسلما از مغزها و نخبه هایی بهره می برند که دنیای مورد نظرشان را پیشرفت دهند . هنر و اقتصاد و علم و همه چیز باید به دست این افراد بیافتد که من نامشان را نخبه های شیطانی گذاشته ام . خلاصه کلام اینکه همه در خدمت علم شیطان باشند و بس . یکی از دلایل اصلی مخالفت غرب با انرژی هسته ایران ما این است که انرژی هسته ای ما صلح آمیز است . قرار است این علم در خدمت حکومت الهی باشد . به این دلیل بزرگترین تناقض طول تاریخ بشر را شاهد هستیم که در کتابهای تاریخ خواهند نوشت . اینکه خود هزاران بمب اتم ساخته اند و تهدید هم می کنند و استفاده هم کرده اند ولی این علم بی خطر مظلوم را نمی گذارند رشد کند . قاطعانه اعلام می کنم که همین جمهوری اسلامی هم بمب اتم بسازد این غربیان کاری با ما نخواهند داشت . قرار است جلوی رشد علم خدایی گرفته شود . دلایل عمده تحریم ها و ... این است که از دید آنها علم غربی و شیطانی شان اسلامی و الهی نشود . این همه تهدید و ارعاب و ... برای این است که حکومت نمونه اسلامی تشکیل نشود و جایگاه مستحکم پیدا نکند . مسلما در صورت تحقق چنین عملی تمام دستاوردهای آنها و همه آنچه که به آن رسیده اند بی ارزش خواهد شد . نمونه کوچک این مبارزه را بین دو نفر تصور کنید که یکی با خرج کردن میلیون ها تومان پول به مهارت کشیدن نقاشی رسیده باشد و یکی فقط به واسطه استعداد خدادادی و با کمترین هزینه . بدانید که دستاورد انرژی هسته ای زیر فشار شدید غرب و فقط در 15 سال کامل شده است . دستاوردی که در غرب صدها سال برایش تلاش کرده اند . جالب تر اینکه چرخه کامل ان را در کشورمان داریم در حالی که خود آمریکا همه چرخه را در خودش ندارد .

پس هدف ما رسیدن به آن حکومتی است که بر پایه حقانیت مان است و استعداد و اراده خدا جاری باشد .

سوال ما این است که اگر مقاومت و مبارزه نکنیم . آنان ما را به چه سمتی می برند ؟

نمود ظاهری که به آن هم  هر از چند گاهی اشاره می کنیم کم شدن عاطفه و از بین رفتن رابطه محبت آمیز بین انسانهاست . بی اعتمادی رو به مطلق بین همه ایجاد می شود و اختلاف و تفرقه بین انسانها بوجود می آید . برای مثلا پیشرفته نشان دادن دنیای خودشان روز به روز تکنولوژی را جایگزین بشر می کنند و کم کم تکنولوژی  و ماشین از حالت همکاری و کمک خارج شده و ما را اسیر خود می کند .

چارلی چاپلین با امکانات محدود زمان خودش در فیلم عصر جدید تا حدودی این قضیه را هشدار می دهد و با گیر کردن لای چرخ دنده ها و آن تیک های مهره سفت کنی خودش به حال انسان آینده گریه می کند که برای راحتی خودش زندگی را از خود می گیرد و مثل ماشین می شود  .

این مسئله را در کارخانه ها و اداره های مخصوصا آمریکا به خوبی مشاهده می کنید که کارخانه هایی با ظاهر غول پیکر دارند و از بیرون  کشوری متمدن و بزرگ هستند و به قول دیالوگی در یکی از فیلمها در آمریکا بیشتر از آسمان آسمان خراش دیده می شود ولی انسانها چه ؟ آیا انسانها نیز بزرگند ؟ ابهت دارند ؟ مثل یک انسان مختار مستقل زندگی می کنند  ؟ عمرها تلف می شود تا کارخانه ای کار کند و با کوچکترین تلنگری همین کارخانه ورشکست شود . آیا این زندگی است ؟انسانی که مسخ شده بود و فقط وظیفه اش سفت کردن پیچ داشبورد ماشین بوده است وقتی اخراج شد چه کار کند ؟ استعدادی دارد که با تکیه بر آن از زندگی لذت ببرد ؟ این واقعیت تلخ غرب است و آنهایی که مهندسی ایران را رها کرده و گارسون رستوران های غربی می شوند بدانند که فریب خورده اند . باز مجبورم که به سیاست تیزهوشانه دیگری از دکتر محمود احمدی نژاد اشاره کنم که بنگاه های زودبازده و کوچک را داروی درد بیکاری و شعف زندگی مردم و جوانان می داند و چه سنگهایی که بر سر راه تثبیت این قانون که نمی اندازند ؟ قانونی که باراک اوباما نیز اخیرا راهکار نجات اقتصادشان دانست . قانونی که هم اشتغال زاست و هم انسان ساز است .

به واقع حقیقت این است که انسانها بر سر جای خود قرار گیرند و مستقل تلاش کنند . آیا سیستم سرمایه داری چنین دنیایی را به ما هدیه داده است ؟ برج ایفل و منهتن و جزایر هونولولو و تکنولوژی غرب را خواهشا مثال نزنید . این را بدانید که اگر ظلمی در دنیا نبود خیلی وقت بود که به این دستاوردهای مادی رسیده بودیم و سوای آن همه رسیده بودند  ونه یک کشور خاص . سوال من این است که آیا به آن دنیای ایده آل و مدینه فاضله رسیده ایم ؟ به فرض که تمام دستاوردهای غرب مفید باشد که خدا کتمان کننده دستاوردهای مفید غرب را لعنت کند . آیا لیاقت بشریت چنین دنیایی است ؟ آیا قرار بوده مدینه فاضله بسازیم و یا مداین فاضله ؟ مشکل خانواده ها حل شده است ؟ اختلاف عقاید حل شده است ؟ خصلتهای بد شیطانی برداشته شده است ؟

جنگ و خونریزی از بین رفته است ؟ آزادی واقعی و الهی و صلح جهانی پدید آمده است ؟ آیا باید دنباله رو حرف غرب باشیم که بیشتر از همه وعده آزادی و .. می دهد و یا باید پیرو انقلاب خویش باشیم که ادعای خارج کردن بشریت از این تاریکی را دارد ؟

می رویم به سراغ سینما و هالیوود که بهترین مثال های تصویری را در مورد هر مبحثی را خلق کرده است .

قبلا هم گفته ام که هنرمند هالیوود نمی تواند مدینه فاضله ای که ما در سر داریم را به تصویر بکشد و مثلا فیلمی با مضمون عدالت اسلامی بسازد . همه چیزشان مادی و در حد سرگرمی و خیلی سطحی ساخته می شود ولی در مورد آینده بشریت یک کاری می توانند انجام دهند . وقتی نمی توانند مدینه فاضله نشان دهند و دنیای پر از معنویت را نشان دهند پس عاقبت دنیای شیطانی را به تصویر می کشند و اصطلاحا مدینه نازله را به ما نشان می دهند . بلید رانر را حتما دیده اید که جزو فیلمهای کلاسیک این مبحث است . وقتی هریسون فورد را دائما در حال فرار می بینید چه حالی به شما دست می دهد ؟ این دنیا را می پسندید ؟ مسلما نه . کارگردان قصد دارد ما را از این دنیا منزجر کند و به ما هشدار بدهد که همین دنیای فعلی ما پیشرفت کند می شود آن چیزی که من پیش بینی کرده ام . فیلم کوچک ولی آینده نگرانه دیگری هم هست به نام NET  ( شبکه ) که ساندرا بولاک در آن بازی می کند . زمانی را نشان می دهد که هویت همه الکترونیکی شده است و انسانها را دیگر از روی مرام و معرفت نمی شناسند . هر کس کارتی دارد که هر آنچه آن بگوید آن آدم شناسایی می شود . حالا تصور کنید در این دنیای ماشینی اشتباهی هم رخ می دهد و این خانم نجیب هویتش با یک زن فاحشه اشتباه می شود . این خانم تحت تعقیب قرار می گیرد و دائما فرار می کند تا اینکه موفق شود خود را ثابت کند .

گزارش اقلیت ( MINORITY REPORT ) ساخته استیون اسپیلبرگ

دیگر اثر بدیع از اسپیلبرگ که آینده نگر است و از زاویه های مختلف می توان آن را دید . اولا مثل سایر فیلم های اینده نگر این فیلم نیز ابری و مات و تاریک است  و با مشاهده آن به تاریک بودن آینده از دیدگاه آینده نگرها می توان پی برد  . در این فیلم آینده بدون قتل و گناه می بینید . عجب . چطور می شود که در آینده تاریک و بی درو پیکر شیطانی گناه نداشت و قتل ندید ؟ راهکاری که ارائه می شود این است که سه پیشگو را پلیس استخدام کرده است که زمانی جلوتر را می بینند و گزارش می دهند . اگر قرار باشد فردی کسی را بکشد . سریعا در محل حضور پیدا میشوند و جلوی انجام شدن قتل را می گیرند  . در ظاهر ایده جالبی است که در آینده علم به این قدر پیشرفت می کند که قبل از وقوع جرم قاتل دستگیر شود ولی با ادامه دیدار از فیلم و وارد شدن به دنیای ساخته شده خالقان اثر پی به این موضوع می بریم که این آینده بسیار پوچ است . اتاق اداره پلیس شیشه ای است و یعنی اینکه صداقت و روراستی در آینده موج می زند  . در حالی که صداقت این نیست و جرم زدایی آن نیست . حتی فردی که زنش به او خیانت کرده است نمی تواند کاری بکند . قبل از انجام عملی وی را می گیرند که جرمی انجام ندهد  . پیشگیری از وقوع جرم اثبات نشده بزرگترین دیکتاتوری است .

همان استثارتی که در پستهای قبل گفتم در این فیلم موضوع اصلی قرار گرفته است . حملات آمریکا به کشور ها نوعی پیشگیری قبل از اثبات است . شنیده اید که آمریکا دائما حملات خود را در راستای حملات پیشگیرانه قلمداد کرده است ؟احتمال می دهند کشوری دنیا را خراب خواهد کرد . دنیا را بر سرش خراب می کنند و مدعی آرام کردن دنیا هم می شوند  .

داستان اصلی فیلم که کشش روایی را ایجاد می کند داستان کارآگاه اصلی فیلم جان اندرتن ( تام کروز ) است که پیشگوها پیشگویی می کنند که او قتلی را انجام خواهد داد . پس اندرتون باید فرار کند تا دستگیر نشود تا هم محکوم نشود و هم برای خودش ثابت شود که چنین چیزی صحت ندارد . همان فردی که بر مبنای پیشگویی ها کار می کرد مدعی می شود که اینان اشتباه کرده اند . لایه دوم فیلم همینجاست که مدعیان حقوق بشر و .. خود در ردیف اول هستند . اگر قرار باشد پیشگویی هم باشد خود این مجریان هم تحت تعقیب قرار خواهند گرفت .

ولی در کل آینده شیطانی که مقدماتش را با اعمال امروز می چینند  بسیار تاریک است و در صورت تداوم این روال زندانی تشکیل خواهد شد که انسانها نفس هم نخواهند کشید . به اسم پیشرفت و تکنولوژی  ، اراده های مختار انسانی از آنها سلب خواهد شد  . وقتی قبل از وقوع هر اتفاقی قرار باشد محکوم شویم پس انسانیت و متفاوت فکر کردن کجا خواهد رفت ؟ قدرت گیری امپریالیسم مساوی خواهد شد با ساخته شدن تخت هایی که انسانهای بلند تر از آن را خواهند برید و کوتاه ها را خواهند کشید تا به معیار مد نظر آنها برسند و همین الان هم چنین کاری با اهرم هایی مثل سازمان ملل و شورای امنیت و  .... و رسانه ها دنبال می کنند  .

البته بهترین آینده نگر که قرآن نام دارد با طریق مختلف چنین مساله ای را منتفی دانسته است و فرموده است که اوضاع بر وفق مراد شیطان نخواهد بود . نمایندگان خدا و در آخر چکیده راز خلقت ظهور خواهد کرد و نه تنها حرکت این روند رابه طور کلی مختل خواهد کرد بلکه پرجم حکومتی را بر زمین خواهد کوبید که همه خوبیها را در خود داشته باشد .