Opening   ( سکانس افتتاحیه ) فیلم یکی از تکان دهنده ترین سکانسهای تاریخ سینمای ایرانه .  می شه در برابر نمونه های خارجی هم قرار داد (  مگه اونا چی کار می کنند ؟ )

انفجار مهیب و سینمایی ما قبل تیتراژ هم که قلب را به تپش می اندازد و با آمدن آرم اخراجی های 2 به سمت تیتراژ می رویم . موسیقی دل نواز امیر توسلی که حس غربت و اسارت را به ما القا می کند و فضای فیلم را به ما معرفی می کند  و سرود این تم هم که اواسط فیلم اسرا می خوانند شنیده می شود که اگر احساس را آرامش ندهد مشخص می شود که احساس  نداری . هر چند دقیقه یک حادثه دیده می شود . ایده ها در طول فیلمنامه پخش شده اند . یعنی اصول اصلی فیلمنامه نویسی  ( عدم تراکم حوادث در گوشه ای از فیلم ) رعایت شده که اساتید این امر هم از آن عاجزند . بیننده خسته نمی شود . پاساژها ( آنتراکت های مابین حوادث ) به موقع می آیند . موسیقی در جای خودش شنیده می شود و به خوبی فضا را تکمیل می کند . پاس های دیالوگی به خوبی داده می شود . دکوپاژ عالی است . تنوع فراوان دیده می شود . تنها فیلم ایرانی است که بیننده را معطل آب بندی ها نمی کند تا تایم فیلم بالا رود . کات ها توسط بیننده پیش گویی نمی شود و نا محسوس کادر ها عوض می شوند . ( در سایر فیلمها حتی در آثار اساتید ما صدای اکشن  اول پلان و کات آخر پلان را هم حس می کنیم )ارتباط سکانسی به واسطه باد در صحنه گزینش عراقی ها وبعد انتقال به هواپیما عالی است . هم نوعی معنویت در آن غالب است که انگار پرواز هواپیما و دزدیده شدن آن به اینان هم الهام می شود و هم فکر شده دو صحنه متفاوت به هم وصل می شوند . از این باد در صحنه متوجه شدن شهادت مجید سوزوکی هم استفاده شده است . ارتباط سکانسی جالب دیگر فیلم :بیلاخ بعثی به منافق و عکس انداختن رضویان و به صورت عکس انتقال یافتن به روزنامه در حال خوانده شدن در صحنه اردوگاه بسیار بدیع بود و مسلما فکر شده و خلاقانه

فیلمبرداری عالی تورج منصوری میخکوب کننده است . تجربه وی انکار نشدنی است ولی تاثیر وی در کارگردانی نمی تواند دیده شود چون وی تجربه کارگردانی به نام ( انتخاب ) دارد و در ضمن اگر سینما بشناسید می دانید که دخالت فیلمبردار در امور کارگردان ضعف بزرگ وی محسوب می شود . فیلمی با این حجم فرصت دخالت هم نمی دهد چون همه عوامل سرشان شلوغ است . رنگ فیلم در هر صحنه فضای آن صحنه را به ما القا می کند . اصلاح رنگ فیلم توسط استاد بلا منازع اتالوناژ ایران یعنی مجید وفایی صورت گرفته است که آشنایی نزدیک با وی داشتن ابهتش را درک شدنی می کند که بنده سعادتش را دارم . بازی عالی حسام نواب صفوی ثابت کننده این جمله معروف است که کارگردان از چوب لباسی هم بتواند بازی بگیرد کارگردان است .

دیالوگ : اگه رزمنده ها جبهه نمی رفتند شما الان باید به صدام می گفتید آقا دایی – همتون تو یه جبهه در برابر یک دشمن باید بایستید –

صحنه های حماسی که کف زدن خلق کرد = شلیک توپ در پنالتی و سوراخ شدن عکس صدام – سیلی زدن دختر منافق به صورت مرد منافق  - جیب بعثی ها را در تونل وحشت زدن امین حیایی  - درود بر صدام یزید کافر گفتن بایرام – دیالوگ مرد مسیحی که می گفت من مسلمون نیستم ولی ایرانی که هستم و تکبیر سید جواد  -  سرود ای ایران آخر فیلم

صحنه های تکان دهنده که افسوس بیننده را در سینما خلق کرد =  انفجار تانک حامل زخمی های ایرانی – تیر خلاص زدن به مجروح های نیمه زنده – انفجار تونل بیمارستان صحرایی – تا گردن زیر خاک رفتن اسرا برای معرفی کردن روحانی بین خود

گریه آور ترین جای  فیلم = مشخص شدن شهادت مجید و گریه مادر مجید –

صحنه های خنده آور معنی دار بدون لوده بازی  و عمیق = رقص بچه ها در اردوگاه – کل صحنه فوتبال – خوانده شدن اسامی بچه ها و سر کار گذاشته شدن بعثی ها با عمو زنجیر باف – لو دادن اینکه عمامه قالب کله حاجی گرینفه – عاشق شدن یکباره غلام به مهماندار – صحبت های مرد آذری در مورد بمبهای زیر صندلی - قلقلک بایرام در حین تفتیش بدنی  -  

بازم می شه یافت که باید بیشتر دید و یافت . ولی اینو بدونیم که کسی که مومنه و دلش قرصه و ایمانش رو در عمل ثابت کرده و قرص و محکم پای عقیده اش وایساده و در برابر خدا بنده راستین بودنشو ثابت کرده و نه برادریشو برای بنده خدا مجاز هست که قدرت مانور بیشتری از بی جنبه ها و ریاکاران و سطحی نگران داشته باشه و خطوط قرمز رو فراختر کنه و راه باز کن بشه و خط شکنی کنه . رفتن به حوالی شیطان کار آدمای با خداست . اگر جا هایی مسایلی دیده می شه کنترل شده است و مخاطب هم می دونه که نباید از اونا سوء استفاده کنه . دیالوگ عبدی در زمینه نفس دادن لب به لب مورد ی نیست که اسلام را زیر سوال ببرد چون همه می دانیم که نفس مصنوعی را لب به لب می دهند و اسلام اینقدر ضعیف نیست که با این چیزا متزلزل بشه .  البته در فیلم خارجی بود و بدون هیچ دلیلی زنی پیدا می شد و این کار را می کرد آنوقت می گفتند که ببینید . به این می گن فیلم طبیعی

در زمینه مسایل دیگه هم باید پای صحبتهای مسعود خان ها نشست و یاد گرفت . اینا بودن که تجربه زندگی در کنار خالص ترین آدما رو داشتند و تا چند کیلومتری خدا رفتند و حداقل با خدایی ها هم نشین بودند . حداقل اینه که حرفشون خیلی بهتر از جوونای بی هویته که تجربه ای ندارن . سینما محل جولان آدمای هنرمند و با تجربه و حرف در سینه داره . درسته گفتند دوربین همون قلمه ولی چه کسی پشتش ایستادن هم باید برامون مهم باشه .

کاری شده کارستون . کلیشه دفاع مقدس شکسته شده . الان مردم براشون دفاع مقدس خودمونی شده . این فیلم در برابر جریانی ایستاد که در آخر می خواست کمر انقلاب رو بشکنه و یواش یواش داشت گفته می شد که امام خمینی نباید انقلاب می کرد که این همه جوونمون برن شهید شن . این اواخر هر موقع تلویزیون از شهدا نشون می داد کانال عوض می شد و مردم ماهواره دار افشین و اندی و کامران هومن و بهش ترجیح می دادند . استقبال از یک فیلم جنگی دیوا نگی محث شمرده می شد . ( همین جشنواره امسال کودک و فرشته هم داشت و جنگی هم بود  که قاسم زارع اخراجی ها هم در آن بازی می کرد ولی تماشاگران بسیاری گفتند بسه دیگه . زمان این فیلما دیگه گذشته )

این اواخر هم مخالفت هایی برای عدم تدفین شهدا در دانشگاه  صورت گرفت که جای بسی تاسف است

بزرگترین دلیل این وقایع یک چیز بزرگ بود . اینکه تبلیغ و تبیین و دفاع از ارزش ها به دست نا اهلان افتاده بود . انقلاب مردمی کم کم تبدیل می شد به سلطنت دینی و گردانندگان محدود شدند به آدم های خاص و خودی و بقیه شدند غیر خودی . شهدا همه مقدس و دور و فضایی شدند . آنالیز نشدند که چطوری رفتند بلکه گفته شد چرا جنگیدند .

عدم استقبال از آثار بی هنر و بی پشتوانه اعتقادی آقایان تلنگری بر آنان نزد و تنها جوابی که گرفتند اینکه مردم از این جور سخنان خسته شدند . حماسه ودلیری و دفاع از انقلاب را شعار دانستند . در حالی که اسلام دین شعار است و امام خمینی تاکیدش بر این بود که شعار دهید تا موفق شوید . بزرگترین شعار که الله اکبر است مخصوص مسلمانان است . مرگ بر آمریکا را امام تاکید کردند که هر سال گفته شود که این انسان نما ها هرجا محکم صحبت می شد می گفتند فلانی کله خر است و ..

ده نمکی در اخراجیها 1 بزرگترین انتقاد را با یک کلمه انجام داد . متاسفانه امثال این کلمه بسیار گفته شد که از جانب افراد نفهم به لودگی و بازی با کلمات تعبیر شد . مثلا واژه گوزینش  . گوزینش را همه می شناسند . همه می دانند که دور از فطرت ترین واژه ای است که بعد از انقلاب توسط افراد کوته فکر خلق شد و انسانهای خالق انقلاب را جدا کرد و تبعیض ایجاد کرد . ورود به عرصه ها فیلترینگ شد و دفاع از انقلاب به استخدام خواصی در آمد که در بحران فرار می کنند . سردار رضایی بزرگترین مصیبت جنگ را همین گزینش ها می دانست که اگر می بود نمی توانستیم لشکر ها ایجاد کنیم . مردم از زیر بار سلطه رها نشده بودند که دوباره توسط افرادی زیر سلطه بروند وآنهم به نام دینی که هیچ تبعیضی را بر نمی تابد و هیچ یونیفورم خاص را قبول ندارد و معیارش تقوا و توانایی خدادادی انسانهاست نه ساخته های دست بشر .

اسلام آمریکایی که امام با آن مخالف بود و مقابل اسلام ناب محمدی می دانست غلبه کرد . چراغ سبز ها به دشمنان داده شد . اراده جوانان طبق خواسته غربیان سست شد . افراد مصلح کنار زده شدند و افراد قدرت طلب ریاکار گرداندن انقلاب مردمی را به دست گرفتند .

استقبال مردم :

استقبال مردم از اخراجی ها خیلی معنادار است . مخاطب عام را جمیع مردم غیر سینمایی تشکیل می دهند که دکتر ها و مهندس ها را نیز شامل می شود .

در ضمن این فیلم در جشنواره که تخصصی تر دیده می شود هم مورد پذیرش قرار گرفت و در همه سینما ها سانس فوق العاده داشت . در حوزه هنری هم که اکران شد در عرض 10 دقیقه تالار اندیشه پر از آدم می شد .

مخالفت ها با این فیلم ارزش فیلم رو کم نمی کنه . تو ژنو هم یک سری صهیونیست و بی خبر سخنرانی رییس جمهور را ترک کردند که این دلیل بر نا حق گویی وی نمی شود

امام (ره) می گفت : هرگاه دیدید باهاتون بدجوری مخالفت می شه بدونید با اعتقاد درست کارتونو انجام دادید

این فیلم ساخته شده که لج انسان های مورد هدفش رو در بیاره

به گفته آیت الله مطهری هم : جماعت جاهل یک خصلت مشترک دارن . هرگاه قطاری در سکونه بهش دست دراز می شه ولی همین که حرکت می کنه بهش سنگ انداخته می شه