55 - معنویت زدایی ( منجی سلطه گر 22 )
رو به آخریم ولی خب به جاهای حساس داریم می رسیم . منجی سلطه گر مباحثی را پیش کشیده که از زوایای مختلف سیستم حکومت شیطانی رو بررسی کرده و حالا به نقاطی دیگر می پردازیم .
از دیگر فرهنگ هایی که حکومت شیطانی جا می اندازد تا اراده و انگیزه مقاومت گرفته شود دور کردن مردم از معنویت است . این فرهنگ به ایران ما نیز نفوذ کرده است و اگر راهکاری پیدا نشود به مانند ویروس بلای جان امت اسلامی می شود . شیطان با پیش کشیدن منافع و دادن نا امیدی و ایجاد اختلال در امور زندگی مردم اعتقادات مردم را تحت الشعاع قرار می دهد . انسان ذاتا پرستشگر است . شیطان جای خدا را می گیرد و اصول و فروع شیطنت های خود را که ظاهرا جذاب و لذت بخش است را ارائه می دهد . پیروانی جمع آوری می کند و اهداف خود را پیگیری می کند . در چنین دنیایی که شیطان در روح همه حلول کرده سعی می شود خدا و قدرت خدا و مقدسات خدایی پست جلوه داده شوند . زمینی و بی تاثیر شوند و خلاصه اینکه به زبان خودمانی مردم از اعتقاد بیافتند . به اسم مدرنیسم و مدنیت و تمدن گرایی و ... هرکه پیگیر مقدسات باشد وی را تمسخر می کنند . با دست نشانش می دهند . از رده گروه های خود خارج می کنند . تحقیر می کنند . تا جایی که فرد مورد نظر از روند زندگی خود کناره گیری کند . همینکه راه راست را نرفت می شود متمدن و امروزی و ...
برای این منظور لطیفه های به هدف کم ارزش کردن ائمه ساخته می شود . ائمه تصویری می شوند تا از حالت معنوی خارج شوند . داستان ها و روایات دروغین خلق می شوند و یا روایات جزئی به کل زندگی ائمه بسط داده می شوند تا الگوی نجات بخش بشریت کم قدرت شود و میدان دار دنیا شیطان باقی بماند .
با هنر سینما هم اخیرا چنین کاری را کرده اند . پس از ساخته شدن کلیپها و عکس هایی پیرامون زمینی کردن مسیح و ... فیلمی هم ساخته شده که خداوند قادر و متعال را زمینی می کند . این فیلم نامش هست بروس توانا ( BRUCE ALMIGHTY ) ساخته تام شادیاک و بازی جیم کری . فیلم ظاهرا کمدی است و می خنداند و موضوع بکری را پیش می کشد و اگر غیر مغرضانه هم به فیلم بنگریم حرفهایی برای گفتن دارد . ولی این فرهنگ تصویری کردن همه چیز و به قول خودشان مردم را از یک سری خرافات خارج کردن شور تر از حد تصور می شود و تخریب گر است . نشان دادن خدایی سیاهپوست و عیاش که یک هفته مرخصی می رود و مردی شاکی را جای خود می گذارد در کل کوچک کردن عظمت خداوند است . در این شکی نیست که فیلم می خواهد بگوید بشر شکوه هایش بدون درک عظمت کارهای خداوند است و نمی تواند جای خدا باشد ولی خب این روند ادامه پیدا نکند خیلی خوب است . در صورت ادامه دادن به این روند اتفاقات ناگواری رخ خواهد داد . در قسمت دوم این فیلم که ایوان قدرتمند نام دارد . ایوان به مانند حضرت موسی کشتی می سازد و در کنار کاخ سفید نجات می یابد و در ضمن در آخر نعوذ بالله با خداوند رقص و پایکوبی می کند و بیریک می زند .
همه اینها در امتداد همان فرهنگ مدرنیست است که می گوید زندگی یعنی مادیات و همه آن چیزی که می بینیم . معنویات برای گذشته است و باید به موزه بروند .
زندگی بدون معنویت هم بی هویتی جوامع را به دنبال دارد و نا امیدی و بی عاطفگی و بی هدفی و بی احساسی و بی وحدتی و بی ارادگی می سازد .
در همین ایران ما اگر دیده باشید مد شده که برخی وابستگان شیطان و جماعت عقب افتاده فرهنگی و تازه به دوران رسیده های مثلا متمدن برای نشان دادن ارادت به شیطان در شروع کلام خود در همایش ها و ... بدون مقدمه کلام خود را آغاز می کنند ؟ این قضیه شاید شنیدنش برای شما تعجب بر انگیز باشد ولی باور کنید این افراد به حدی بی هویت و بی اعتقاد شده اند و پست و نوکر که قبل از شروع کلام یک به نام خدا را هم به زبان نمی آورند . چون خیال می کنند با اینگونه شروع کردن به امل بودن محکوم می شوند .
کلامی که به کار می برند تماما ماتریالیست و به دور از معنویت . در زندگی این افراد توکل به خدا و شکر خدا جایی ندارد . تقصیری هم ندارند . وقتی انسان حکومت شیطان را قبول کرد و بدون چشمداشت ، نوکر قدرت طلبان دزد شد و لقمه حرام به دست آورد نمی تواند معنوی فکر کند .
به هیچ وجه استثنا جایی ندارد . شاید یکبار هم انسان فراموش کند ولی اگر دل و جانت به خدا گرایش داشته باشد همان یکبار هم نام خدا را از یاد نخواهی برد . همان نفسی که می دمی تا با ان شروع به کلام کنی تو را باید به خالق نفس متوجه کند و نامش را به زبان بیاوری .
خلاصه اینکه در جامعه ای که معنویت منزوی شود یکی از نشانه هایش این است و باید به آن جامعه گریست . تنها دلیلش هم ارائه نشدن و یا تبلیغ نادرست دین است و یا نادرست بودن مبلغ دین که باعث فراری دادن مردم از معنویت می شود .
زمانی هم هست که همه چیز درست ارائه می شود ولی جماعت به سبک شیطانی عادت کرده اند . در این صورت باید پایداری و صبر کرد تا منحرفین پی به اشتباه خود ببرند و این کار سختی است .
البته در فیلم بروس توانا نتیجه گیری بچگانه ای هم می شود و آن اینکه آمریکا در هدایت دنیا شریک خداوند است و چون خداوند سرش شلوغ است با آمریکا تقسیم کار کرده اند . شیطنت آمیز جنگ ها و کشتن ها را تنظیم جمعیت و رسالتی در راه خدا معرفی می کند .
در فرهنگ غرب دو کار صورت می گیرد . این که مقدسات زمینی شوند که گفتیم و دوم اینکه زمینی ها را ستاره و دست نیافتنی و مقدس می کنند . این دو کار را می کنند و هوش از سر انسان می برند و بشریت را زمین گیر می کنند . همان کاری که در عصر جاهلیت قبل از پیغمبر می کردند یعنی بت سازی و بت پرستی .
مردم باید برای هر آنچه غیر خداوند است سر و دست بشکنند و پول پرداخت کنند و قربانی دهند و ... . همه آن اتفاقات بتکده های قدیم انجام می شود ولی مدرن و زرق و برق دار و ...
در غرب و اروپا اگر از خداوند انتقاد کنی و یا مقاله ای سرشار از ناسزا به خداوند بنویسی تو را تشویق هم می کنند و اعلام می کنند که این فرد از آزادی بیان استفاده بهینه کرده است و کشور خود را چند پله در جدول آزاد ترین کشورها بالاتر می برند . از این سو زمینی های بت شده را کافی است نقدی کنی . مسلما تو را از گود ماجرا اوت خواهند کرد . انتقاد از اسراییل و ... هم که جای خود دارد . کسی حق ندارد به مظلومیت صهیونیست ها توهین کند . دنیا باید تاوان آن 6 میلیونی را بپردازد که معلوم نیست عددش را از کجا آورده اند .
در حکومت شیطانی انسانهای کوچک بزرگ می شوند . بت می شوند . غیر قابل انتقاد می شوند . کسی حق ندارد بگوید بالای چشمت ابروست . مثال نمی زنم ولی از سینما و بزرگان بیخودش بگیر تا دوم خرداد و موج سبز همه در این مقوله می گنجند . حالا کسی حرف حق از دهانش خارج شود و یا صداقت در کلامش لبریز شود . هر چه بزرگتر، طوفان انتقاد هم بیشتر می شود و در این حالت همه موظفند و تکلیف دارند که انتقاد کنند . به قدری انتقاد شدت می گیرد که طرف در صورت نداشتن مقاومت نابود شود و از ریشه کنده شود .
در همین دنیای مدرن بنگرید رفتاری که با رییس جمهورمان می شود . چنین رفتاری را با یک قاتل بین المللی می کنند ؟ اگر کل ایران را شخم می زد چنین انتقادی از وی نمی شد ولی ببینید با وجود اینکه دائما در راه آبادانی کشور تلاش می کند و حداقل خرف شیطانی از کلامش خارج نمی شود چه تهمت هایی نثارش می شود .
در همین سینمای خودمان بنگرید رفتار با سینمای بی بخار و بی سود فلان کارگردان چگونه است و چه نامش را بزرگ کرده اند و از این سو ببینید با فلان کارگردان دیگر چه کار می کنند که جرمش حداقل فیلم پرفروش ساختن است . هنوز که هنوز است تنور انتقاد از وی فروکش نکرده است .
به نظر شما با چنین منتقدان نفهم و بی شعوری چه کار باید کرد ؟ تا کی باید مظلوم بود و بر علیه شان قیام نکرد ؟ تا کی باید دست روی دست گذاشت تا اینان باز به گفتن اراجیف خود ادامه دهند ؟ در چنین حالتی اعلام می کنند که فلان دولت دیکتاتور است و آزادی بیان ندارد و ...
در حالی که بزرگترین آزادی بیان تمسخر نکردن کلام دیگری است . همین افراد در برابر حرف حق چه رفتاری می کنند ؟
این چنین تفکری از زمانی آغاز شد که غرب از لحاظ علمی پیشرفت کرد . چگونه پیشرفت کردن غرب مقال دیگری می خواهد ولی هرچه باشد دلیل پیشرفت غرب بی بندوباری و دوری از معنویت نیست . چون اگر اینطور بود دانشمندان غربی باید انسانهای عیاشی بودند که نیستند . همه می دانند که دانشمندی که دغدغه اش کشف است مسئله ذهنی اش کیفیت دیسکوهای شهر نیست . او آرامش می خواهد و تشویق و فرصت برای تحقیق . متاسفانه برخی درکشور ما با چنین تفکراتی به غرب می نگرند . عامل دیگر هم استفاده از علم ماست . تا زمانی هم این توسعه ادامه داشت ولی شما در این سالها دستاورد جدیدی از غرب نمی بینید . فکر نکنم علم خداوند تمام شده باشد . وقتی قرن قبل هواپیما و یا سینما و یا تلفن اختراع شده است . هم اکنون باید چیزهای بزرگتری اختراع می شد . پس دلیل پیشرفت غرب سکولاریسم نیست . چون اگر این طور بود الان باید پیشرفته تر بودند چون سکولار تر هستند . همین صد سال پیش در آمریکا حجاب زنان رعایت می شد.
به طور کلی فرهنگ شیطانی غربی همه چیز را عینی می کند و چشم هم که هر آنچه نورش برسد درک می کند همه چیز را در سطح آن چیز خلاصه می کنند و در نتیجه ظواهر رعایت می شود و توخالی ترین چیزها مورد مقبولیت بشر مثلا پیشرفته قرن 21 قرار می گیرد .
دین و مذهب و معرفت و .... ظاهری می شود . جا می اندازند که هر آنچه را دیدید باور کنید . آنچه دیده نمی شود نیست . پس باور نکنید . پرستش نادیدنیها ، خرافات است . زندگی فقط پول است ، چون می توان با آن همه چیز را به دست اورد و دید . می گویند با معنویت بقالی بری چیزی بهت نمی دن ولی پول بدی هر چیزی را اراده کنی به تو تقدیم می کنند .
این تصویر کشیدن ها به کار دیگری هم می آید و آن به تصویر کشیدن شیطان است .

حتی در اسلام شیطان هم موجودی معنوی است و اثرش در بنده های خدا دیده می شود و نه خودش . ولی شما ببینید چه تعداد فیلمها پیرامون شیطان ساخته شده و شیطان به تصویر کشیده شده است ؟ شیطان را موجودی قرمز رنگ و بدقیافه و شاخدار و با عصایی سه شاخ به تصویر کشیده اند و خود این مسئله نیز سوای دور کردن مردم از معنویت قدرتمند نشان دادن شیطان است . با همین ایده چه فیلمها که نساخته اند و چه تحمیلاتی که نکرده اند .
در فیلم کنستانتین فردی هست که با شیطان مبارزه می کند . آنها هم مثل ما به مبارزه انسانهای خاص با شیطان عقیده دارند ولی نحوه ارائه شان گونه دیگری است .
سلاح این شکارچی برای شکست شیطان آب مقدس و آینه و صلیب و .. است . شیطان به صورت جسمی وارد بدن انسانها می شود و این شکارچی موظف است شیطان را خارج کند .
( دقت کنید چه تحریفاتی را پیرامون مبارزه با شیطان ایجاد کرده اند )
برخی شاید مخالفت کنند که این نوعی نماد است ولی شدیدا با این قضیه مخالفم . همین نمادین بودنش خطرناک است . نه تنها مبارزه باشیطان را به ما نشان نمی دهد بلکه ابهتی به شیطان می دهد که هر کسی جرئت طرف شدن با آن را نیابد . در چند صحنه کنستانتین وارد دنیای شیطانی آتشین می شود . آن روی شیطانی انسانها را قادر است ببیند . نور امیدی در فیلم دیده نمی شود . وجود شیطانی مردم بر وجود خدایی شان غلبه دارد . امیدی به خدایی شدن فطرت انسانها نیست . کنستانتین سرش شلوغ است و یک نفری نمی تواند همه شیطان ها را خارج کند .
دقت کنید . این مهمترین نکته فیلم است . بر خلاف اسلام که تاکید دارد هر کس خود را نجات دهد . در افکار انان نجات دادن انسانها بر گردن یک نفر است که خواهد امد . آن یک نفر هم که چون نمی رسد همه را نجات دهد ممکن است خود هزینه اش را بپردازد . البته آن فرد هم معلوم نیست کی خواهد آمد . ولی همه باید امید به او داشته باشند . اوست که فقط می تواند نجات دهد و از عامه مردم کاری ساخته نیست . در مهدویت ما اصلا چنین چیزی مطرح نمی شود . ما هم منتظریم ولی نه از نوع منتظر منفعل . باید فعال باشیم و مقدمات آماده کنیم . دستور اسلام است که باید خود را تطهیر کنیم و سرزمین ظهور آقا را آب و جارو کنیم .
اصلا در مهدویت وظیفه آماده سازی محل ظهور بر گردن مردم است . قرار نیست این کارها را آقا انجام دهد . ولی اینجاست که همان نابخردان سوال می کنند پس امام زمان چه کاری می کند . او که بدون زحمت و تلاش قرار است ظهور کند و زحمت را امت بکشند پس چه ارزشی دارد ؟ در جواب این افراد باید گفت که ارزش امام زمان در همین است که انگیزه تطهیر ما بوده است .
مهدویت یعنی همین .
همان انگیزه ای که ما را ملزم به پاکسازی و چیدن مقدمات می کند نتیجه مدیریت آقاست . اگر اینطور باشد نعوذ بالله خداوند بیکار ترین خواهد بود . در حالی که اینطور نیست . خداوند می فرماید از بنده حرکت و از من برکت . قرار است ما به جایگاه آقا امام زمان برسیم . او قبل از ما رسیده است . همین که راهنمای ماست و راه را به ما نشان می دهد بس است . خود به اندازه کافی برای رسیدن به آن نقطه زجر کشیده است . ما هم حداقل زجر او را باید بکشیم .
با این تفسیر متوجه شدید که اختلاف ما با غرب در چیست ؟ آنها در چه فکری هستند و ما در چه فکری هستیم . در قسمتهای بعدی هم پیشرفت غرب را زیر سوال خواهم برد . اگر بدانید آنچه که در غرب می بینیم به هیچ وجه پیشرفت نیست باز نخواهید گفت که راه آنها درست است .
وقتی دانش هسته ای را به بمب اتم تبدیل می کنند و یا از رسانه در جهت ترویج سکس استفاده می کنند و علمشان به این مقولات ختم شده است مطمئنا پیشرفت نکرده اند .
دقیقا نقطه مقابل عرفان ما را پیگیری می کنند . مشکل ما ضعیف پرداختن به عرفان و معنویات است . در آن صورت خواهید دید مخلوقات ما چگونه مخلوقات آنها را خواهد بلعید .
( مار موسی را حریفی نبود . چون مار موسی حقیقی بود و مار شیادان واقعی . مار حقیقی به راحتی مارهای واقعی را می بلعد )
اتفاقا تنها دلیل زیر یوغ رفتن ایران و اسلام توسط غرب هم در این نکته نهفته است . اینکه غرب هربار خواسته کشوری مثل ایران را زیر سلطه ببرد اول مردم آن کشور را از معنویت و حماسه و عرفان دور کرده است . تمام تلاش غرب در این 30 سال قطع معنویت از مردم بود . دو کار را انجام می دهند . اول اینکه مردم را از معنویت دور می کنند و دوم اینکه مادیات را الگو ارائه می دهند . اگر دقت کنید مخالفان سیاسی دولت دائما مادیات را مطرح می کنند . تمام تخریبات دولت ، محتوای اقتصادی دارد . از گرانی ها بگیر تا قضیه اسراییل . اینهمه دستاور دولت در ضعیف کردن اسراییل را نمی بینند ولی دائما می گویند پول مملکت به جیب حزب الله می رود و ...
نمی دانند که اسراییل قوی هزینه های بسیار گزاف تر بر سر مردم فرود می آورد .
در حکومت دور از معنویت که منبع و رییسش آمریکا و اروپا محسوب می شود مثلا می ایند سکس را مسئله حل شده کشورشان معرفی می کنند . این یعنی جنسی کردن روابط مردم . در اینجا تجملی تر و فریبنده تر برنده است و مرام و معرفت و ... همه به گور می روند . وقتی مرام انسانی از بین رفت و مسایل جنسی مبنا قرار گرفت گروه خاصی می توانند منافع ببرند و لیبرالیسم را تشکیل دهند . مسلما برای امنیت دنیای کثیف خودشان معنویت و فطرت خدایی انسانها را بیشتر سرکوب می کنند و تمام هم و غم خود را در تبلیغ جنسیت و مادیات معطوف می کنند . در این فضای شیطانی گناه توجیه می شود . انسان گناهکار غیر قابل اصلاح تصور می شود . برای بشر هیچ راهی جز گناه کردن و لذت بردن تصور نمی شود .
به طور کلی به تصویر کشیدن شیطان از بین بردن شیطان را منتفی می کند . اتفاقا آدم های شیطانی با آدم های زرنگ مترادف می شوند .
دقت کردید طرف دزدی می کنه می گن عجب زرنگیه ولی یکی کار خوب می کنه و مثلا پولی پیدا می کنه و می ده به صاحابش بهش می گن خاک بر سرت ؟
اگر میکروب ها هم به تصویر کشیده شوند دکتر ها هیچ بیماری را کشف نخواهند کرد . چون میکروب دیده نمی شود و دکتر ها از روی علائم بیماری پی به نوع میکروب می برند .
در یکسری فیلمهای هالیوودی شیطان کاملا بر انسان مسلط نشان داده می شود و هیچ حریفی ندارد
در فیلم آخرین وسوسه مسیح مارتین اسکورسیزی مسیح در زمینی ترین حالت خود دیده می شود .
شیطان مسیح را نیز وسوسه می کند . مسیح شک می کند . مسیح تردید می کند . شیطان را با فرشته اشتباه می گیرد . رفتار غیر معصوم از خود نشان می دهد .
در این فیلم قبل از به صلیب کشیده شدن مسیح اگاهی مسیح از مردن نشان داده می شود . خود مسیح مسبب به صلیب کشیده شدن معرفی می شود .
مسیح به خدا التماس می کند که گناهان مرا ببخش . وی فردی بسیار بی اختیار به تصویر کشیده می شود .
در فیلم کنستانتین قضیه سر نیزه سرنوشت مسیح شنیده می شود . همان سرنیزه ای که مسیح را به طور کامل کشت . در مصایب مسیح هم دیده بودیم . همین سرنیزه سرنوشت را چنان آب و تاب داده اند که همه باور کنند چنین چیزی بوده است و دوم اینکه مسیح کشته شد و ...
این سرنیزه را نگه داشته اند و البته در جنگ جهانی دوم مفقود شده است . روایتهای این فیلم و چند فیلم دیگر می گوید سرنیزه را هیتلر و آلمانی ها یافته بودند . یعنی هیتلر می خواست مسیحیت را ازبین ببرد . در کنستانتین هم سرنیزه لای پرچم آلمان توسط شیطان یافت می شود .
کار کنستانتین یافتن دورگه هاست . آنهایی که متمایل به شیطانند و فرزند شیطان اند .
کنستانتین : خداوند و شیطان بر سر انسان شرط بسته اند و سر کشیدن انسان به سمت خود سخت در رقابت به سر می برند .
در جمله ای از فیلم خدا بچه فرض شده است که برای زندگی انسان هیچ نقشه ای طراحی نکرده است . به گونه ای القا می کنند که شیطان با برنامه تر از خداوند است .
خلاصه اینکه این غربیها خیلی نامردند .....
این مبحث ادامه دارد .......