امیدوارم تا اینک خط سیری مقالات منجی سلطه گر را متوجه شده باشید که از کجا شروع کرده است و تا کجا آمده است . پس از نگاه های اخلاقی و سیاسی و ... زوایای دیگری از حکومت شیطانی را که متاسفانه فرصت تئوریزه شدن را پیدا کرده است را باز خواهیم شکافت و به واسطه مباحث فیلمهایی که خودشان ساخته اند مثال تصویری به شما معرفی خواهیم کرد که با دیدن خود فیلمها نگرش بهتری نسبت به مباحث پیدا کنید  .

همانطوری که گفتیم شیطان در دل همه علوم نفوذ می کند و در همه مسیر تلاش خود قصد دارد انسانها را زمین گیر کند تا متوجه خدا نشود . غار افلاطونی تشکیل می دهد تا انسان خدا را نبیند  . نردبان آسمان را به سمت خود منتهی می کند تا فرمانده زمین شود و انسانها پیرو خط او باشند تا به وعده خود عمل کند  . به آرزوی دیرین خود یعنی منقرض کردن نسل بشر و انسانیت نائل شود و موفق شود راه رسیدن انسان به خدا را خراب کند . هدف این است که انسان در فساد غرق شود و انسانها همدیگر را از روی جهل بدرند  . دوستی نباشد . صلحی هم اگر باشد صلح از روی تسلیم باشد . انسانها از روی منفعت و نیاز به هم احترام بگذارند و نه از روی ایمان و معرفت . خلاصه اینکه در حکومت شیطانی دروغ  و ریا و کلک و ظلم و جور باید حاکم باشد و سنت خداوند راهی در آن نیابد  . پس سنت خودشان که سیاست نام دارد را ملکه ذهن مردمان کرده اند و راه زندگی را فقط در سیاست بازی ها دنبال می کنند  . انسانهای نماینده شیطان وظیفه دارند برای بشر طراحی کنند  . سیاسی بازی کنند  . او را دائما فریب دهند  . حکومت ها ی جهان سوم هر 30 سال یکبار باید عوض شود  . هیچ حکومتی به اصلاح خود نپردازد  . تفرقه بیانداز و حکومت کن باید جاری و ساری شود  . هر که زرنگ تر و بی رحم تر بهتر  . هر که حرامزاده تر برتر . هر که نامرد تر بالا تر هر که دروغگو تر مورد توجه تر  . به حدی روی این قضایا مانور می دهند و با رسانه ها این مقولات را تبلیغ می کنند تا نوع دیگری از زندگی برای بشر قابل باور نباشد  .

همان عصر جاهلیت قبل از ظهور پیامبر را پیاده می کنند  . بت پرستی هست . زنده به گور کردن دختران هست . کتمان خدا و پیغمبر هست . زور گویی و جنگ هست . همه با ظاهر مدرن شده هست . دیگر چه چیزی باید باشد که بیشتر باور کنیم در دنیای تاریک و شیطانی زندگی می کنیم .

مسلما در این دنیا تا وقتی که تابع سیستم باشی تو را دوست خواهند داشت ولی کافی است ساز مخالف بزنی . مطمئنا سرکوب خواهی شد  . در حکومت شیطانی اقلیت بر مردم حکومت می کنند  . روش زندگی از بالا به پایین است . مردم هیچ نقشی در روند زندگی ندارند  . مردم مصرف کننده و جاهل ، تابع آن چیزی هستند که برایشان بخشنامه می شود  . در حکومت شیطانی مردم اصلا سیاسی نیستند  . کاری با سیاست نباید داشته باشند . سیاست فقط از بالا بر آنها غالب می شود . مردم برایشان مهم نیست که چه بلایی سرشان می آید  . متوجه بلا هم نمی شوند که مبارزه کنند مردم تحت نظر شدید هستند.  به بهانه ایجاد نظم اراده ها از مردم گرفته می شود  . معنی آزادی قلب می شود  . یک سری بی بند و باری به نام آزادی جا انداخته می شود  و آزادی مردم در نحوه زندگی سلب می شود  .

منابع مالی حکومت شیطانی از حق خوری دیگران به دست می آید  . مردمان حکومت شیطانی دائما به دنبال منفعت شخصی هستند  و خلاصه اینکه در جامعه شیطانی باید گرگ بود . در غیر اینصورت خورده خواهی شد  .

اول باید ببینیم چنین جامعه ای ایده آل است؟

 این روند ما را به مدینه فاضله می رساند و یا مدینه نازله؟

مسلما این جامعه ایده آل نیست . پیشرفت هم نمی کند  . انسان را به سقوط می کشاند  . جامعه ای که مردمانش روز به روز از هم دور می شوند و اختلاف ها بیشتر شود جامعه ایده آل نیست .

راهکار چیست ؟

راهکار رعایت روش الهی است .

روش الهی چیست ؟

 روش الهی روش دینی است که از جانب فرستاده آخر خداوند به طور کامل تبیین شد  . دین اسلام به دلیل کامل فرود آمدنش بهترین اسلوب بر قراری انسانیت بین انسان ها است .

پس دین و مخصوصا دین اسلام آمده که روش درست زندگی کردن را به ما هدیه دهد  . همه دین ها به این هدف آمدند ولی خب اسلام فرقش کامل بودنش می باشد  . اصلا خصوصیت اصلی اسلام حکومتی بودن آن است . پس برای رسیدن به انسانیت باید دین در زندگی مردم جاری شود  .

به این دلیل است که دین با اهداف مشخص در تقابل با سیاست قرار می گیرد  .

شیطان آنتی ویروسی نابود گر در برابر خود می بیند . آنتی ویروسی که 360 در جه فرق اسلوب دارد  . مسلما برای ورود دین به داخل زندگی مردم فرش قرمز نخواهد انداخت . مسلما به جنگ با دین خواهد رفت . از این جنگ بحث جدایی دین از سیاست بیرون می آید  .

افرادی که این شعار را تبلیغ می کنند مسلما سربازان شیطان اند  . اینان قصد ندارند معادلات نا جوان مردانه که به موجب آن به مقام رسیده اند فروپاشیده شود . پس تا می توانند با دین مبارزه می کنند  . در این میان افرادی دیگر که آنان نیز منحرفند با اجرای غلط دین به شیاطین زمان بهانه داده اند که دین برای حکومت ساخته نشده است . دین عنصری فردی است و نباید داخل سیاست شود  . به تبع تجربه قرون وسطی و رفتار شیاطین مذهبی نفهم ورود دین به سیاست را مساوی با ظلم و جور و فقر و گرسنگی می دانند .  به دلیل اینکه همه ابزار در دوران غفلت اسلام به دست شیاطین افتاده تا جایی هم موفق بوده اند مردم را از عدالت و دینداری و .... دور کنند  . ولی خب زمان موعود زمانی است که تفکر الهی به چنان قدرتی پیش می رود که ارتش دنیا هم در تقابلش عاجز خواهد بود و هم اکنون در دوران قدرت گیری و رشد و نمو حکومت حق قرار داریم و اندکی صبر سحر طلوع خواهد کرد و انسان از این غار افلاطون شیطان ساخته خارج خواهد شد  .

رشد و نمو منجیان زمان همیشه با سختی همراه بوده است ولی خداوند به مانند موسی منجی را در بالین حکومت شیطان بزرگ می کند و این از معجزات الهی است .

معجزه هم فقط به شکاف رود نیل و زنده کردن مردگان نیست . معجزات هر زمانی مخصوص زمان خودشان است . خود بنگرید و بیابید . مهم این است که شیطان در برابر همه معجزات یک موضع می گیرد و آن دست کم گرفتن معجزات است . سیلی می خورد باز دست کم می گیرد  . قدرتش را با تمسخر و فرافکنی خنثی می کند  . وسوسه می کند  . به هر کاری دست می زند تا معجزات انسانها را متوجه خداوند نکند  . به حدی این سیاست ادامه دارد تا اینکه مومنین به عوام و بی سواد  و ساده هم محکوم می شوند  . یک مثال بارز معجزات این قرن این است که حاکمی بتواند پشتوانه مردمی ایجاد کند  . حضور پرشور مردم در انتخابات عین معجزه است . دقت کنید چه بلایی سر معجزات می آورند  . هنوز هم که هنوز است این خیل استقبال محکوم می شود  . می گویند حضور مردم واقعی نیست و مردم با پول و جیره به خیابان ها کشیده می شوند . هنوز مردم جو گیر هستند و بدتر اینکه مردم فریب می خورند و سرشان شیره مالیده می شود و ما هستیم که عقل داریم  و مردم باید به حرف ما گوش دهند. خوبی معجزات انقلاب این است که به قدری بزرگ و حقیقی و چشم گیر است که مخالفان را خفه می کند . ولی چه بسا مقاومت نکردن در برابر هجمه ها مساوی است با باور کردن تحمیلات آنها و دلسرد شدن و نا امید شدن مردم .

پس سیاست چیزی نیست جز روش حکومت شیطانی . اصولا اطلاق نام سیاستمدار به حاکمان حکومت اسلامی درست نیست . به نظر بنده همین واژه مسئول و دیانت مدار و .... واژه های بهتری هستند  . جالب این است که طرفداران این سیستم بعد از انتخابات بیشترین تهمت هایشان به رییس جمهور منتخب و مردمی ایران دروغ گو بودن بود  . توجه کنید . کسانی که سیاست را از دین جدا می دانند با دروغ گو بودن رییس جمهور مخالف هستند  . جالب نیست ؟

اگر رییس جمهور دروغ گو نیست پس اینان دنیا را برعکس می بینند و اگر هست پس چرا مخالفت می کنند ؟ کسی که دیگری را دروغ گو خطاب می کند باید خودش صادق باشد  . در صورت اثبات صداقت خودشان دروغگو بودن رییس جمهور هم مشخص می شود  .

خواهان جدایی دین از سیاست به زبان اعلام می کنند که ما خواستار حکومت دروغ و زرنگی بر مردم هستیم و دین و صداقت باید منزوی شود و فردی شود .اینان با چه رویی با مخالف دروغ گویی رییس جمهورند  . اینان همان کسانی اند که موجبات فقر و نکبت می شوند و بعد می گیوند مردم ایران فقیرند و گریه می کنند و سوز و گداز به لحن خود می دهند که مثلا ما حقوق بشر می دانیم .  باید مستقیما با سربازان شیطان برخورد کرد  . مردم بی گناه باید از زیر بار ظلم و حق خوری ها خارج شوند و زیر بار حکومت دینی و عدالت همه ظرفیت های درونی شان استخراج شود

مسلما کسانی که دوست دارند از دختران به عنوان بازیچه و از مردم به عنوان ملعبه خود استفاده کنند و یک شبه با پا گذاشتن بر روی حقوق هزاران انسان به مال حرامی برسند و به واسطه جهل مردم کسی خبر دار نشود نخواهند خواست روابط انسانها آزادانه و انسانی شود و حکومت دینی و صادقانه شود  . پس دائما شعار جدایی دین از سیاست سر می دهند و قبل از رسیدن موعد می خواهند مردم را از حکومت دینی فراری دهند و به تبع با قدرت گرفتن حکومت دینی و چشیده شدن طعم شیرین حق و عدل فعالیت این گروه آدمخوار آدم کش بیشتر می شود و با تفرقه افکنی و آدم کشی و خودزنی تبلیغات منفی را آغاز می کنند ( تقصیری ندارند  . فدایی شیطان بودن هزینه هم دارد ) . به تبع افراطیان شیطان پرست که اعتقاد دارند شیطان حقش بهشت بوده و خداوند نباید ابلیس را اخراج می کرد و انسان را اشرف معرفی می کرد . سعی می کنند شیطان را به جایگاه خود برسانند و پس ماموریت دارند انسانیت را بکشند تا برتری شیطان حفظ شود  .

طرفداران جدایی دین از سیاست دلیل عمده شان این است که دین در حکومت داری سوء سابقه دارد  . قرون وسطی را مثال می زنند  . القاعده را نشان می دهند  . فقر و نکبت جهان سوم مسلمان را ادله می کنند که رفتن به سمت دین این می شود و از این سو جزایر هونولولو و سواحل مدیترانه را نشان می دهند و دنیا را شیفته نتیجه حکومت سکولار معرفی می کنند  .

در حالی که دین اسلام کامل ترین دین است و علوم 100 ها سال دیگر ما را 1400 سال پیش عنوان کرده است و فقط کافی است کشف شود . اصلا نمی گذارند حکومت دینی واقعی اجرا شود که بتوان از آن دفاع هم کرد . یک سری مسایل ظاهری از دین رافقط جار می زنند و به غیر آن را هم دین نمی دانند . نکته جالب اینکه خارج از تعریف خود را فرقه معرفی می کنند و بعد نتیجه گیری می کنند که فرقه حق حکومت ندارد . فرقه ها فقط باید در زیر سایه حکومت سکولار جولان دهند  . به طور مثال هر خرافاتی را که به نظر خود منطقی است را نظر ایده آل و بزرگ و انسان ساز معرفی می کنند . همین که فردی نظریه جهان شمول اسلامی را مثال می زند می گویند نظر شخصی . شیطان کارش افراطی کردن امور است . شیطان کارش خارج کردن مسیر انسان ها از خط راست و مستقیم است . اسلام دین اعتدال است . وقتی اسلام معتدل قدرتمند و همه نوع قشر شمول رشد کند . قدرت طلبان دکان باز کرده افراطی ناراحت خواهند شد  .

دنیای شیطانی دنیای سطحی است . دنیای پوشالی است . ولی دنیای اسلامی دنیای عمیق و ذاتی و فطری و معنوی است . وحدت انسان ها دلی است .

قدیمی ترین فیلمی که دنیای سیاسی را غالب بر دنیای الهی نشان می دهد فیلم ده فرمان سیسیل ب دومیل است . تعجب نکنید  . ده فرمان داستان حضرت موسی است ولی مسلما هدف سازندگان نشان دادن قدرت الهی موسی نیست . در طول فیلم اولا موسی فردی بسیار زمینی نشان داده می شود و فقط شعبده بازی می کند  و ... فقط فریاد یهودی ها را می بینیم که می گویند پیامبر ما موسی بود  . همان رفتاری که با موسی کردند امروز هم می کنند  . اینکه دائما حرف حق را مسخره می کنند تا به فساد بپردازند . فیلم نوعی عربده کشی سیاسی است . اینکه رسالت و پیامبری و ... خرافات و بی ارزشند  . موسی موفق نشد پس کس دیگر هم نمی تواند  . دنیا ذاتا شیطانی است و مالکش شیطان است . راه فراری نیست . همه مردم در برابر گناه نکردن عاجزند  . خداوند طرفدار ندارد  . این شیطان است که دائما در جنگها پیروز می شود  . جهل بشر بزرگترین سلاح شیطان است . در فیلم تاکید خاصی بر صحنه آخر شده است . اینکه حضرت موسی پس از برگشت از بالای کوه و آوردن ده فرمان می بیند که مردم دوباره به گناه پیوسته اند  . موسی مردم بنی اسراییل را نفرین می کند . خشمی از موسی را شاهدیم که به صورت سند همیشه بیان کرده اند و عکس معروف این صحنه نیز نماد فیلم می باشد  . این صحنه می گوید خداوند هم نمی تواند حریف شیطان شود  .

در فیلم ده فرمان  موسی از طبقه فقیران مشخص می شود و وی را طرد می کنند . طبقه بورژوا هم طبقه خود را برتر دانسته و می داند و فقط خودش را لایق حکومت کردن می داند و این است بدبختی بشریت

دیالوگ جالبی در سریال امام علی ( ع) می باشد بین معاویه و عمروعاص .

مرگ عثمان معمایی حل ناشدنی می شود و از این به بعد این پیراهن عثمان است که بهانه خونخواهان دروغین قدرت طلب می شود تا به عمر ننگین خود تداوم ببخشند . پیراهن را به نزد معاویه می برند تا اشک تمساح بریزد و از مرگ خلیفه افسوس بخورد معاویه دستور می دهد پیراهن عثمان را همه جا بزنند و زین پس شود نماد پرچم سپاه . از این سو دستور می دهد عمرو عاص از فلسطین بیاید . مرثیه خوانی هم می کند و عمرو عاص هم می آید تا زین پس بشود یار و معاون معاویه برای حل مشکلات عدیده پیش رو . عمرو عاص : چه کرده ای ؟ برای خودت نمرود شده ای . چه جلال و جبروتی اگر اعلام کنی انا ربکم اعلا من به تو سجده می کنم    معاویه : فعلا امیر مخلوع هستم تا وقتی می توانم خدایی کنم که ذوالفقار علی به شام نرسیده باشد .

عمر : بعد چه می کنی ؟   معاویه : ما قبل از امارت تجارت می کردیم و شاید تجارت کردیم . البته مردم شام امیر فرستاده علی را از دروازه راه نداده اند    عمر : می دانستم که این مرد مصالحه نمی کند    . از پیراهن خونین رفیقمان چه خبر ؟

معاویه : برای خودش کعبه ایست خلق الله به خون جگرشان شمشیرشان را آب می دهند

عمر : الان 4 خلیفه داریم و 4 کعبه  - یکی بانوی سوار بر اشتر سرخ موی . دومی امیری پیراهن خونین به دست . سومی خلیفه ذوالفقار دو دم به دست  و چهارمی خانه گلین و سنگ . الم ترکیف فعل ربک باصحاب لفیل . تو سپاه ابرهه را باور می کنی ؟

معاویه : ختم رسل را به شوخی مگیر و گرنه کارمان به عوام الناس مقدس مآب گره می خورد . ذوالفقار علی را دست کم نگیر . فتح خیبر را بیهوده نگمار . ما سحر و جادو چه داریم که معجزات علی را باطل کند  ؟

عمر و عاص : جهل جماعت را داریم . نه ؟ ذوالفقار علی آن چنان معجزه ای هم نیست . دیدی که همین جهل جماعت سال های سال ذوالفقار علی را بر روی دیوار آویخت و کلنگ چاه کنی دستش داد . عایشه هم که اول کسی بود که خون خلیفه خواست . این مردم فقط پوست انداخته اند . تو فلسطین را به من بده تا من تو را در امان نگه دارم  . به مسجد برو و هرچه حدیث از مظلومیت و خون خواهی می دانی بخوان . کمتر بخور و کمتر بخواب تا تکیده تر شوی

...................................

تا زمانی که جهل است سیاست مدار قدرت دارد . پس با هر آنچه انسانها را آگاهی دهد مخالفت می کنند و این است دلیل زیر ذره بین قرار گرفتن اسلام

اسلام همان کارهایی را می کند که شیطان نمی خواهد  .

فرق حکومت صالح و باطل هم در این است . باطلیون ظالم ها را حاکم می کنند و صالحیون صالحان را . چون سلاح صالحیون دین است و آگاهی دادن به عوام و مردمی بودنشان همیشه مورد دشمنی سیاست مداران قرار گرفته اند و مورد تخریب قرار گرفته اند  .

صالحان مردم را متوجه خداوند می کنند و باطلان مردم را متوجه خدایان و بت ها .

اگر آگاهی در مردم بوجود نیاید بت ها را خدای خود می پندارند و به حقیقت پی نمی برند . بت ها روز به روز اشکال جدید می یابند و مدرن تر می شوند . ستاره سازی ها و تکنولوژی زرق و برق دار سلاح حقانیت حکومت باطل است . همین الان هم عده ای بیشمار انسان جاهل حقانیت را به ابر قدرت ها می دهند و ضرب المثل حق با شمشیر است را قدرت می دهند  . همین الان احترام فراوان و ترس بیشمار نسبت به امپریالیسم می بینیم که همین احترام و ترس را نسبت به خداوند نمی بینیم . اینان نماد هایی اند که بتوان درصد جهل مردم را سنجید  .

در جامعه ای که مردم اراده ضعیف و ایمان سست نسبت به راه ائمه دارند و دائما از غرب و تفکرات غربی حساب می برند می توان نتیجه گرفت که آنچنان باید و شاید شیطان ضعیف نشده و فرهنگ شیطانی غلبه دارد . جامعه ای که این فرهنگ را با اراده و ایمان نابود کرد و تحت تاثیر هجمه ها قرار نگرفت ، جامعه مستعد برای ظهور منجی صالح آخرین است که خوشبختانه مردم ایران فاتح این امتیاز والا می باشند . زیرا راه دین انتخاب شده است و هنوز شیاطین و خادمان شیاطین اندر کف شکست سنگینشان به سر می برند و با ناله و فغان آخر عمر خویش را اعلام می کنند و از این که اقلیت اند و کسی دوستشان ندارد بسیار عصبانی اند  .

پایان مقدمه را با مثالی بامزه به پایان می رسانم .

می گویند سلطان محمود غزنوی به هندوستان رفته بود . هر چه بت بود شکست و از اینکه توانسته بود بت های بی اراده و ضعیف و پوشالی را نابود کند بسیار خوشحال بود  . به معبدی رفت و بتی را به صورت معلق در هوا دید و تمام اراده اولیه اش سست  شد  . سلطان محمود به شک افتاد و فکر کرد این بت به واقع قدرت دارد  و وقتی قابلیت معلق شدن روی هوا را دارد چطور می توان بت را پوچ دانست . تحقیق کردند و متوجه شدند بت مذکور آهنی است و تمام دیوار های اطراف بت هم آهنریا است . این جاذبه همه جانبه و تعادل جذب و دفع همه جوانب ،  بت مذکور را روی هوا معلق کرده است . پس با شکستن دیوار یک سمت بت مذکور افتاد و شکست .

می توان نتیجه گرفت بت ها و اطرافیان با آگاهی قابل شکستنند . دیندار شوید تا شکاک نشوید .

 

ادامه دارد  ...