49 - مقدمه ای بر آنالیز چرایی جدایی دین از سیاست (منجی سلطه گر18)
امیدوارم تا اینک خط سیری مقالات منجی سلطه گر را متوجه شده باشید که از کجا شروع کرده است و تا کجا آمده است . پس از نگاه های اخلاقی و سیاسی و ... زوایای دیگری از حکومت شیطانی را که متاسفانه فرصت تئوریزه شدن را پیدا کرده است را باز خواهیم شکافت و به واسطه مباحث فیلمهایی که خودشان ساخته اند مثال تصویری به شما معرفی خواهیم کرد که با دیدن خود فیلمها نگرش بهتری نسبت به مباحث پیدا کنید .
همانطوری که گفتیم شیطان در دل همه علوم نفوذ می کند و در همه مسیر تلاش خود قصد دارد انسانها را زمین گیر کند تا متوجه خدا نشود . غار افلاطونی تشکیل می دهد تا انسان خدا را نبیند . نردبان آسمان را به سمت خود منتهی می کند تا فرمانده زمین شود و انسانها پیرو خط او باشند تا به وعده خود عمل کند . به آرزوی دیرین خود یعنی منقرض کردن نسل بشر و انسانیت نائل شود و موفق شود راه رسیدن انسان به خدا را خراب کند . هدف این است که انسان در فساد غرق شود و انسانها همدیگر را از روی جهل بدرند . دوستی نباشد . صلحی هم اگر باشد صلح از روی تسلیم باشد . انسانها از روی منفعت و نیاز به هم احترام بگذارند و نه از روی ایمان و معرفت . خلاصه اینکه در حکومت شیطانی دروغ و ریا و کلک و ظلم و جور باید حاکم باشد و سنت خداوند راهی در آن نیابد . پس سنت خودشان که سیاست نام دارد را ملکه ذهن مردمان کرده اند و راه زندگی را فقط در سیاست بازی ها دنبال می کنند . انسانهای نماینده شیطان وظیفه دارند برای بشر طراحی کنند . سیاسی بازی کنند . او را دائما فریب دهند . حکومت ها ی جهان سوم هر 30 سال یکبار باید عوض شود . هیچ حکومتی به اصلاح خود نپردازد . تفرقه بیانداز و حکومت کن باید جاری و ساری شود . هر که زرنگ تر و بی رحم تر بهتر . هر که حرامزاده تر برتر . هر که نامرد تر بالا تر هر که دروغگو تر مورد توجه تر . به حدی روی این قضایا مانور می دهند و با رسانه ها این مقولات را تبلیغ می کنند تا نوع دیگری از زندگی برای بشر قابل باور نباشد .
همان عصر جاهلیت قبل از ظهور پیامبر را پیاده می کنند . بت پرستی هست . زنده به گور کردن دختران هست . کتمان خدا و پیغمبر هست . زور گویی و جنگ هست . همه با ظاهر مدرن شده هست . دیگر چه چیزی باید باشد که بیشتر باور کنیم در دنیای تاریک و شیطانی زندگی می کنیم .
مسلما در این دنیا تا وقتی که تابع سیستم باشی تو را دوست خواهند داشت ولی کافی است ساز مخالف بزنی . مطمئنا سرکوب خواهی شد . در حکومت شیطانی اقلیت بر مردم حکومت می کنند . روش زندگی از بالا به پایین است . مردم هیچ نقشی در روند زندگی ندارند . مردم مصرف کننده و جاهل ، تابع آن چیزی هستند که برایشان بخشنامه می شود . در حکومت شیطانی مردم اصلا سیاسی نیستند . کاری با سیاست نباید داشته باشند . سیاست فقط از بالا بر آنها غالب می شود . مردم برایشان مهم نیست که چه بلایی سرشان می آید . متوجه بلا هم نمی شوند که مبارزه کنند مردم تحت نظر شدید هستند. به بهانه ایجاد نظم اراده ها از مردم گرفته می شود . معنی آزادی قلب می شود . یک سری بی بند و باری به نام آزادی جا انداخته می شود و آزادی مردم در نحوه زندگی سلب می شود .
منابع مالی حکومت شیطانی از حق خوری دیگران به دست می آید . مردمان حکومت شیطانی دائما به دنبال منفعت شخصی هستند و خلاصه اینکه در جامعه شیطانی باید گرگ بود . در غیر اینصورت خورده خواهی شد .
اول باید ببینیم چنین جامعه ای ایده آل است؟
این روند ما را به مدینه فاضله می رساند و یا مدینه نازله؟
مسلما این جامعه ایده آل نیست . پیشرفت هم نمی کند . انسان را به سقوط می کشاند . جامعه ای که مردمانش روز به روز از هم دور می شوند و اختلاف ها بیشتر شود جامعه ایده آل نیست .
راهکار چیست ؟
راهکار رعایت روش الهی است .
روش الهی چیست ؟
روش الهی روش دینی است که از جانب فرستاده آخر خداوند به طور کامل تبیین شد . دین اسلام به دلیل کامل فرود آمدنش بهترین اسلوب بر قراری انسانیت بین انسان ها است .
پس دین و مخصوصا دین اسلام آمده که روش درست زندگی کردن را به ما هدیه دهد . همه دین ها به این هدف آمدند ولی خب اسلام فرقش کامل بودنش می باشد . اصلا خصوصیت اصلی اسلام حکومتی بودن آن است . پس برای رسیدن به انسانیت باید دین در زندگی مردم جاری شود .
به این دلیل است که دین با اهداف مشخص در تقابل با سیاست قرار می گیرد .
شیطان آنتی ویروسی نابود گر در برابر خود می بیند . آنتی ویروسی که 360 در جه فرق اسلوب دارد . مسلما برای ورود دین به داخل زندگی مردم فرش قرمز نخواهد انداخت . مسلما به جنگ با دین خواهد رفت . از این جنگ بحث جدایی دین از سیاست بیرون می آید .
افرادی که این شعار را تبلیغ می کنند مسلما سربازان شیطان اند . اینان قصد ندارند معادلات نا جوان مردانه که به موجب آن به مقام رسیده اند فروپاشیده شود . پس تا می توانند با دین مبارزه می کنند . در این میان افرادی دیگر که آنان نیز منحرفند با اجرای غلط دین به شیاطین زمان بهانه داده اند که دین برای حکومت ساخته نشده است . دین عنصری فردی است و نباید داخل سیاست شود . به تبع تجربه قرون وسطی و رفتار شیاطین مذهبی نفهم ورود دین به سیاست را مساوی با ظلم و جور و فقر و گرسنگی می دانند . به دلیل اینکه همه ابزار در دوران غفلت اسلام به دست شیاطین افتاده تا جایی هم موفق بوده اند مردم را از عدالت و دینداری و .... دور کنند . ولی خب زمان موعود زمانی است که تفکر الهی به چنان قدرتی پیش می رود که ارتش دنیا هم در تقابلش عاجز خواهد بود و هم اکنون در دوران قدرت گیری و رشد و نمو حکومت حق قرار داریم و اندکی صبر سحر طلوع خواهد کرد و انسان از این غار افلاطون شیطان ساخته خارج خواهد شد .
رشد و نمو منجیان زمان همیشه با سختی همراه بوده است ولی خداوند به مانند موسی منجی را در بالین حکومت شیطان بزرگ می کند و این از معجزات الهی است .
معجزه هم فقط به شکاف رود نیل و زنده کردن مردگان نیست . معجزات هر زمانی مخصوص زمان خودشان است . خود بنگرید و بیابید . مهم این است که شیطان در برابر همه معجزات یک موضع می گیرد و آن دست کم گرفتن معجزات است . سیلی می خورد باز دست کم می گیرد . قدرتش را با تمسخر و فرافکنی خنثی می کند . وسوسه می کند . به هر کاری دست می زند تا معجزات انسانها را متوجه خداوند نکند . به حدی این سیاست ادامه دارد تا اینکه مومنین به عوام و بی سواد و ساده هم محکوم می شوند . یک مثال بارز معجزات این قرن این است که حاکمی بتواند پشتوانه مردمی ایجاد کند . حضور پرشور مردم در انتخابات عین معجزه است . دقت کنید چه بلایی سر معجزات می آورند . هنوز هم که هنوز است این خیل استقبال محکوم می شود . می گویند حضور مردم واقعی نیست و مردم با پول و جیره به خیابان ها کشیده می شوند . هنوز مردم جو گیر هستند و بدتر اینکه مردم فریب می خورند و سرشان شیره مالیده می شود و ما هستیم که عقل داریم و مردم باید به حرف ما گوش دهند. خوبی معجزات انقلاب این است که به قدری بزرگ و حقیقی و چشم گیر است که مخالفان را خفه می کند . ولی چه بسا مقاومت نکردن در برابر هجمه ها مساوی است با باور کردن تحمیلات آنها و دلسرد شدن و نا امید شدن مردم .
پس سیاست چیزی نیست جز روش حکومت شیطانی . اصولا اطلاق نام سیاستمدار به حاکمان حکومت اسلامی درست نیست . به نظر بنده همین واژه مسئول و دیانت مدار و .... واژه های بهتری هستند . جالب این است که طرفداران این سیستم بعد از انتخابات بیشترین تهمت هایشان به رییس جمهور منتخب و مردمی ایران دروغ گو بودن بود . توجه کنید . کسانی که سیاست را از دین جدا می دانند با دروغ گو بودن رییس جمهور مخالف هستند . جالب نیست ؟
اگر رییس جمهور دروغ گو نیست پس اینان دنیا را برعکس می بینند و اگر هست پس چرا مخالفت می کنند ؟ کسی که دیگری را دروغ گو خطاب می کند باید خودش صادق باشد . در صورت اثبات صداقت خودشان دروغگو بودن رییس جمهور هم مشخص می شود .
خواهان جدایی دین از سیاست به زبان اعلام می کنند که ما خواستار حکومت دروغ و زرنگی بر مردم هستیم و دین و صداقت باید منزوی شود و فردی شود .اینان با چه رویی با مخالف دروغ گویی رییس جمهورند . اینان همان کسانی اند که موجبات فقر و نکبت می شوند و بعد می گیوند مردم ایران فقیرند و گریه می کنند و سوز و گداز به لحن خود می دهند که مثلا ما حقوق بشر می دانیم . باید مستقیما با سربازان شیطان برخورد کرد . مردم بی گناه باید از زیر بار ظلم و حق خوری ها خارج شوند و زیر بار حکومت دینی و عدالت همه ظرفیت های درونی شان استخراج شود
مسلما کسانی که دوست دارند از دختران به عنوان بازیچه و از مردم به عنوان ملعبه خود استفاده کنند و یک شبه با پا گذاشتن بر روی حقوق هزاران انسان به مال حرامی برسند و به واسطه جهل مردم کسی خبر دار نشود نخواهند خواست روابط انسانها آزادانه و انسانی شود و حکومت دینی و صادقانه شود . پس دائما شعار جدایی دین از سیاست سر می دهند و قبل از رسیدن موعد می خواهند مردم را از حکومت دینی فراری دهند و به تبع با قدرت گرفتن حکومت دینی و چشیده شدن طعم شیرین حق و عدل فعالیت این گروه آدمخوار آدم کش بیشتر می شود و با تفرقه افکنی و آدم کشی و خودزنی تبلیغات منفی را آغاز می کنند ( تقصیری ندارند . فدایی شیطان بودن هزینه هم دارد ) . به تبع افراطیان شیطان پرست که اعتقاد دارند شیطان حقش بهشت بوده و خداوند نباید ابلیس را اخراج می کرد و انسان را اشرف معرفی می کرد . سعی می کنند شیطان را به جایگاه خود برسانند و پس ماموریت دارند انسانیت را بکشند تا برتری شیطان حفظ شود .
طرفداران جدایی دین از سیاست دلیل عمده شان این است که دین در حکومت داری سوء سابقه دارد . قرون وسطی را مثال می زنند . القاعده را نشان می دهند . فقر و نکبت جهان سوم مسلمان را ادله می کنند که رفتن به سمت دین این می شود و از این سو جزایر هونولولو و سواحل مدیترانه را نشان می دهند و دنیا را شیفته نتیجه حکومت سکولار معرفی می کنند .
در حالی که دین اسلام کامل ترین دین است و علوم 100 ها سال دیگر ما را 1400 سال پیش عنوان کرده است و فقط کافی است کشف شود . اصلا نمی گذارند حکومت دینی واقعی اجرا شود که بتوان از آن دفاع هم کرد . یک سری مسایل ظاهری از دین رافقط جار می زنند و به غیر آن را هم دین نمی دانند . نکته جالب اینکه خارج از تعریف خود را فرقه معرفی می کنند و بعد نتیجه گیری می کنند که فرقه حق حکومت ندارد . فرقه ها فقط باید در زیر سایه حکومت سکولار جولان دهند . به طور مثال هر خرافاتی را که به نظر خود منطقی است را نظر ایده آل و بزرگ و انسان ساز معرفی می کنند . همین که فردی نظریه جهان شمول اسلامی را مثال می زند می گویند نظر شخصی . شیطان کارش افراطی کردن امور است . شیطان کارش خارج کردن مسیر انسان ها از خط راست و مستقیم است . اسلام دین اعتدال است . وقتی اسلام معتدل قدرتمند و همه نوع قشر شمول رشد کند . قدرت طلبان دکان باز کرده افراطی ناراحت خواهند شد .
دنیای شیطانی دنیای سطحی است . دنیای پوشالی است . ولی دنیای اسلامی دنیای عمیق و ذاتی و فطری و معنوی است . وحدت انسان ها دلی است .
قدیمی ترین فیلمی که دنیای سیاسی را غالب بر دنیای الهی نشان می دهد فیلم ده فرمان سیسیل ب دومیل است . تعجب نکنید . ده فرمان داستان حضرت موسی است ولی مسلما هدف سازندگان نشان دادن قدرت الهی موسی نیست . در طول فیلم اولا موسی فردی بسیار زمینی نشان داده می شود و فقط شعبده بازی می کند و ... فقط فریاد یهودی ها را می بینیم که می گویند پیامبر ما موسی بود . همان رفتاری که با موسی کردند امروز هم می کنند . اینکه دائما حرف حق را مسخره می کنند تا به فساد بپردازند . فیلم نوعی عربده کشی سیاسی است . اینکه رسالت و پیامبری و ... خرافات و بی ارزشند . موسی موفق نشد پس کس دیگر هم نمی تواند . دنیا ذاتا شیطانی است و مالکش شیطان است . راه فراری نیست . همه مردم در برابر گناه نکردن عاجزند . خداوند طرفدار ندارد . این شیطان است که دائما در جنگها پیروز می شود . جهل بشر بزرگترین سلاح شیطان است . در فیلم تاکید خاصی بر صحنه آخر شده است . اینکه حضرت موسی پس از برگشت از بالای کوه و آوردن ده فرمان می بیند که مردم دوباره به گناه پیوسته اند . موسی مردم بنی اسراییل را نفرین می کند . خشمی از موسی را شاهدیم که به صورت سند همیشه بیان کرده اند و عکس معروف این صحنه نیز نماد فیلم می باشد . این صحنه می گوید خداوند هم نمی تواند حریف شیطان شود .

در فیلم ده فرمان موسی از طبقه فقیران مشخص می شود و وی را طرد می کنند . طبقه بورژوا هم طبقه خود را برتر دانسته و می داند و فقط خودش را لایق حکومت کردن می داند و این است بدبختی بشریت
دیالوگ جالبی در سریال امام علی ( ع) می باشد بین معاویه و عمروعاص .
مرگ عثمان معمایی حل ناشدنی می شود و از این به بعد این پیراهن عثمان است که بهانه خونخواهان دروغین قدرت طلب می شود تا به عمر ننگین خود تداوم ببخشند . پیراهن را به نزد معاویه می برند تا اشک تمساح بریزد و از مرگ خلیفه افسوس بخورد معاویه دستور می دهد پیراهن عثمان را همه جا بزنند و زین پس شود نماد پرچم سپاه . از این سو دستور می دهد عمرو عاص از فلسطین بیاید . مرثیه خوانی هم می کند و عمرو عاص هم می آید تا زین پس بشود یار و معاون معاویه برای حل مشکلات عدیده پیش رو . عمرو عاص : چه کرده ای ؟ برای خودت نمرود شده ای . چه جلال و جبروتی اگر اعلام کنی انا ربکم اعلا من به تو سجده می کنم معاویه : فعلا امیر مخلوع هستم تا وقتی می توانم خدایی کنم که ذوالفقار علی به شام نرسیده باشد .
عمر : بعد چه می کنی ؟ معاویه : ما قبل از امارت تجارت می کردیم و شاید تجارت کردیم . البته مردم شام امیر فرستاده علی را از دروازه راه نداده اند عمر : می دانستم که این مرد مصالحه نمی کند . از پیراهن خونین رفیقمان چه خبر ؟
معاویه : برای خودش کعبه ایست خلق الله به خون جگرشان شمشیرشان را آب می دهند
عمر : الان 4 خلیفه داریم و 4 کعبه - یکی بانوی سوار بر اشتر سرخ موی . دومی امیری پیراهن خونین به دست . سومی خلیفه ذوالفقار دو دم به دست و چهارمی خانه گلین و سنگ . الم ترکیف فعل ربک باصحاب لفیل . تو سپاه ابرهه را باور می کنی ؟
معاویه : ختم رسل را به شوخی مگیر و گرنه کارمان به عوام الناس مقدس مآب گره می خورد . ذوالفقار علی را دست کم نگیر . فتح خیبر را بیهوده نگمار . ما سحر و جادو چه داریم که معجزات علی را باطل کند ؟
عمر و عاص : جهل جماعت را داریم . نه ؟ ذوالفقار علی آن چنان معجزه ای هم نیست . دیدی که همین جهل جماعت سال های سال ذوالفقار علی را بر روی دیوار آویخت و کلنگ چاه کنی دستش داد . عایشه هم که اول کسی بود که خون خلیفه خواست . این مردم فقط پوست انداخته اند . تو فلسطین را به من بده تا من تو را در امان نگه دارم . به مسجد برو و هرچه حدیث از مظلومیت و خون خواهی می دانی بخوان . کمتر بخور و کمتر بخواب تا تکیده تر شوی
...................................
تا زمانی که جهل است سیاست مدار قدرت دارد . پس با هر آنچه انسانها را آگاهی دهد مخالفت می کنند و این است دلیل زیر ذره بین قرار گرفتن اسلام
اسلام همان کارهایی را می کند که شیطان نمی خواهد .
فرق حکومت صالح و باطل هم در این است . باطلیون ظالم ها را حاکم می کنند و صالحیون صالحان را . چون سلاح صالحیون دین است و آگاهی دادن به عوام و مردمی بودنشان همیشه مورد دشمنی سیاست مداران قرار گرفته اند و مورد تخریب قرار گرفته اند .
صالحان مردم را متوجه خداوند می کنند و باطلان مردم را متوجه خدایان و بت ها .
اگر آگاهی در مردم بوجود نیاید بت ها را خدای خود می پندارند و به حقیقت پی نمی برند . بت ها روز به روز اشکال جدید می یابند و مدرن تر می شوند . ستاره سازی ها و تکنولوژی زرق و برق دار سلاح حقانیت حکومت باطل است . همین الان هم عده ای بیشمار انسان جاهل حقانیت را به ابر قدرت ها می دهند و ضرب المثل حق با شمشیر است را قدرت می دهند . همین الان احترام فراوان و ترس بیشمار نسبت به امپریالیسم می بینیم که همین احترام و ترس را نسبت به خداوند نمی بینیم . اینان نماد هایی اند که بتوان درصد جهل مردم را سنجید .
در جامعه ای که مردم اراده ضعیف و ایمان سست نسبت به راه ائمه دارند و دائما از غرب و تفکرات غربی حساب می برند می توان نتیجه گرفت که آنچنان باید و شاید شیطان ضعیف نشده و فرهنگ شیطانی غلبه دارد . جامعه ای که این فرهنگ را با اراده و ایمان نابود کرد و تحت تاثیر هجمه ها قرار نگرفت ، جامعه مستعد برای ظهور منجی صالح آخرین است که خوشبختانه مردم ایران فاتح این امتیاز والا می باشند . زیرا راه دین انتخاب شده است و هنوز شیاطین و خادمان شیاطین اندر کف شکست سنگینشان به سر می برند و با ناله و فغان آخر عمر خویش را اعلام می کنند و از این که اقلیت اند و کسی دوستشان ندارد بسیار عصبانی اند .
پایان مقدمه را با مثالی بامزه به پایان می رسانم .
می گویند سلطان محمود غزنوی به هندوستان رفته بود . هر چه بت بود شکست و از اینکه توانسته بود بت های بی اراده و ضعیف و پوشالی را نابود کند بسیار خوشحال بود . به معبدی رفت و بتی را به صورت معلق در هوا دید و تمام اراده اولیه اش سست شد . سلطان محمود به شک افتاد و فکر کرد این بت به واقع قدرت دارد و وقتی قابلیت معلق شدن روی هوا را دارد چطور می توان بت را پوچ دانست . تحقیق کردند و متوجه شدند بت مذکور آهنی است و تمام دیوار های اطراف بت هم آهنریا است . این جاذبه همه جانبه و تعادل جذب و دفع همه جوانب ، بت مذکور را روی هوا معلق کرده است . پس با شکستن دیوار یک سمت بت مذکور افتاد و شکست .
می توان نتیجه گرفت بت ها و اطرافیان با آگاهی قابل شکستنند . دیندار شوید تا شکاک نشوید .
ادامه دارد ...