43 - مدیریت کردن دنیا لیاقت می خواد که آمریکا نداره (منجی سلطه گر 15 )
در استار گیت ( STAR GATE ) رولند امریش سربازان آمریکایی به جنگ با گذشته می روند . این حمله به صورت نظامی هم به تصویر کشیده می شود تا دل مردمان آمریکایی از این همه غیرت نظامیان کشور غش برود . در ابتدای فیلم استاد دانشگاهی جوان که قرار است قهرمان فیلم شود به دانشجویان باستان شناس خود درس می دهد . مثل خیل زیادی از فیلمهای دیگر جمله کلیدی به دانشجویان می گوید . با این مضمون که اهرام مصر را مریخی ها ساخته اند . شاید از این جمله بخندید و فکر کنید این هم از آن حرفهایی است که یافته ام تا غرب را خراب کرده باشم ولی حقیقتا اینطور است . در جای جای فیلمهای دیگر شما این جمله را می بینید که به بیننده جا می اندازند که مصر گذشته ای ندارد و اهرام را هم مریخی ها ساخته اند . فیلم اخیری به نام گنجینه ملی (NATIONAL TREASURE ) با بازی نیکلاس کیج هم هست که در آن هم این جمله گفته می شود . در حالی که فیلم به زور می خواهد تاریخ و قدمتی برای آمریکا بسازد و دزدانی را نشان می دهد که آن را می خواهند چپاول کنند و فداکارانی که جلوی این کار زشت را می گیرند ( گنجینه ملی فیلمی است که صد درصد حسادت آمریکا از نداشتن گذشته در آن موج می زند ) .
در استار گیت این استاد رمز خوان باستان شناس برای خواندن رموز دروازه ای دایره ای شکل فراخوانده می شود تا بتوان از آن گذشت و به گذشته رفت . ( البته با این فیلمها قصد دیگری هم دارند اینکه بگویند گذشته را فقط آمریکا باید کشف کند . ) اینان به گذشته می روند و با قومی وحشی و عقب افتاده روبرو می شوند . این قوم سربازان آمریکایی را خدای خود می پندارند . در فیلم رهبر قوم گذشته فردی فوق العاده نشان داده می شود که قرار است با دروازه فضایی به آینده برود و نسل انسانهای آینده را از بین ببرند . البته این رهبران را هم موجودات فضایی نشان می دهند تا بیانیه ها و زود داوری هاشان کامل شود و دشمنی خود را با رهبران کشورهای جهان سوم کامل کنند که ای مردم جهان سوم رهبران شما انسان نیستند . افرادی از دنیای دیگر هستند که قصد دارند در ماجراجویی های خود شما را از بین ببرند .
( در جای جای بیانیه هاشان دقت کنید رهبران جهان سوم را از مردم آن کشور جدا می دانند و سعی می کنند القا کنند که کشوری مثلا مثل ایران را رهبران اشغال کرده اند و ایرانی نیستند )
در جایی از فیلم فرمانده نظامی از اینکه این قوم دروازه را کشف کرده اند ناراحت می شود چون این باعث می شود جماعت بی سواد این دنیا پی به زندانی بودن خود ببرند و علیه آینده قیام کنند .
گذشته ای شیطانی به تصویر کشیده می شود که آمریکا با آن می جنگد و جنگهای خود با جهان سوم را توجیه می کنند . می گویند گذشته دست و پا گیر است و هر چه هست در آینده است . در فیلم حامیان و طرفداران گذشته نیز نفی می شوند . ( در سیاستهایشان دائما روی این مسئله تکیه می کنند )
در صحنه ای سربازی کاکائو به یکی از اهالی می دهد و او را شیفته خود می کند . کاکائو محصولی از غرب و آینده تصور می شود که دل انسانهای عقب افتاده را می برد .
در فیلم سرعت ( SPEED ) ساخته جان دی بونت با بازی کیانو ریوز هم آمریکا به صورت برجسته ای منجی شرق می شود . اتوبوسی حامل بمب با مسافرانی تماما شرقی که در صورت بالا رفتن سرعتش از 50 به بعد دیگر بر نمی گردد و برگردد منفجر خواهد شد . راننده سیاهپوست سریع ناک اوت می شود و جایش را دختری آمریکایی ( ساندرا بولاک ) می گیرد که جسور است . وی را خدا رسانده است چون در اول فیلم وی در آخرین لحظه می رسد و کم مانده بود سوارش هم نکنند .
سرعت اتوبوس و نداشتن راه برگشت نماد سرعت سقوط شرق شمرده می شود که ایستادن ندارد و با توسل به نیروی نظامی آمریکا باید نجات یابد . البته خیالتان راحت باشد چون مسبب همه این بدبختی ها هم تروریستی سفید پوست و دیوانه تصویر می شود . آمریکا خود به چاه می اندازد و خود با منت از چاه خارج می کند و البته دوباره به چاه دیگر می اندازد .
صدام و طالبان را خود خلق کردند و خود بزرگش کردند و خود با آنها مبارزه کردند و می کنند و خلاصه سفره ای پهن است و همه با هم لقمه ای می زنیم .
روزی روزگاری ژاپن احمق شد و غافلگیرانه به بندر مروارید ( پرل هاربر ) حمله کرد . ( که البته در تاریخ ثبت است که فرماندهان نظامی از این حمله غافلگیرانه کاملا باخبر بودند ) این شده اوج مظلوم نمایی آمریکاییان که چندین نسخه تصویری از آن ساخته اند . از از اینجا تا ابدیت فرد زینه مان گرفته تا همین پرل هاربر مایکل مان خودمون . اصلا هم بحث نمی کنند که جوابیه این حمله دو تا بمب اتم با نام های پسر کوچک و مرد چاق بود که بر سر ناکازاکی و هیروشیما ریختند و در 9 آگوست 1945 در فاصله سه روز 220 هزار نفر را نابود کردند و هنوز هم عوارض جانبی دارد . توجیه شان هم همین است که به ما حمله شد و کسی حق ندارد به آمریکا بگوید بالای چشمت ابروست . وگرنه تیکه کوچیکه اش گوششه .
بعد اومدن با دستان ادوارد زوییک فیلمی ساختند به نام آخرین سامورایی ( LAST SAMURAI ) که به فرهنگ از بین رفته سامورایی ژاپنی ها ادای احترام کنند . سربازی آمریکایی ( تام کروز ) را به تصویر کشیدند که در درگیری با سرخپوست ها دستش به خونشان آغشته بوده و عذاب وجدان دارد . به جهت تربیت سربازان آمریکایی علیه سامورایی ها به ژاپن اعزام می شود و در همان حمله اول اسیر سامورایی ها ( کن واتانابه ) می شود و مرام و معرفت این قوم وی را نمک گیر می کند و در آخر در رکاب این جماعت سربازی می کند . یکی نیست بگه حالا که سامورایی ها نیستندچرا به آنها ارادت دارید ؟ ولی مردم بافرهنگ و مظلوم معاصر را با بمب اتم از بین می برید و اشک تمساح می ریزید ؟
( اصولا آمریکا عاشق آن چیزی است که نیست و دشمن آن چیزی است که هست . )
سالیان سال است که آمریکا در تلاش است مقدماتی را برای روز مبادای خود تدارک ببیند . روز مبادای این کشور آن روزی است که درصد جهل کم شود و از جانب قشر آسیب دیده مورد فشار قرار گیرد . پس باید توجهات را به دشمنانی معطوف کند که وجود خارجی دارند و قرار است آمریکا را تهدید کنند و نمی گذارند که آمریکا در راستای پیشرفت و مدیریت دنیا نقش آفرینی کنند . سالیان سال است که قدرت و صعود علمی و پژوهشی این کشور کند شده و در مقاطعی رو به سقوط است . پس تنها راه چاره ساختن دشمن و مشغول کردن دنیا به این افکار عمومی است . جالب این که همین سیاست را به اسلام و انقلاب نسبت می دهند .
مسلم است که ایران با هیچ کشوری دشمنی نمی کند و این آنان هستند که با ما دشمنی می کنند و 16 هزار کیلومتر راه را طی کرده اند و به سرزمین ما آمده اند . در کدام منطق شما دیده اید دزد به خانه فردی برود و صاحبخانه به دشمن سازی و وحشی گری محکوم هم بشود . وقتی شیطان به پیرامون انسان نزدیک شود باید دائما وجودش را هشدار داد و در راستای دور کردن شیطان تلاش کرد که به این دشمن سازی گفته نمی شود . ولی جامعه آمریکا دائما نژاد پرستی کرده و غیر خود را بیگانه و مهاجر و دشمن معرفی کرده و خود را تافته جدا بافته پنداشته است . نامی هم برای این دشمنان گذاشته اند که به دو دسته تقسیم می شوند . تروریست و هوادار تروریست و کلا به این مقوله تروریسم گفته می شود . می گویند هر که با ما نیست دشمن ماست ولا غیر .
گفتیم که زمانی کمونیست را برای خود خطر می دیدند و جدیدا هم اسلام ناب را . چون لیبرالیسم را کامل ترین ایده برای مدیریت می دانند فکر می کنند اسلام نیز در لیبرالیزم هضم خواهد شد . نمی دانند که این اسلام است که لیبرالیسم و همه افکار کوچک را در خود هضم می کند . جهت دهی اکثر داستان ها در راستای نشان دادن چهره ای خشن و بی منطق و خرافی و ضد بشریت از اسلام است که خود شما بیشتر از من پیرامون این قضیه اطلاعات دارید .
نه سالیان قبل کسی آمریکا را تهدید کرده و نه الان خطری این کشور را تهدید می کند . توهم توطئه و ترس از دست دادن قدرت و به زیر آمدن از مقام سلطانی این کشور را در تلاطم قرار داده و برای از دست ندادن این موقعیت دشمن سازی وسیعی را تدارک دیده است . خود می دانند مسبب بدبختی کشورها هستند و قدرت خود را از ضعف کشورها دارند پس کشوری بخواهد پیشرفت کند و از زیر یوغ این کشور خارج شود همسان هوو و رقیبی می شود که تک دانه بودن ابر قدرتی همچون آمریکا را زیر سوال خواهد برد . شرق هم که آش نخورده دهنش سوخته محکوم می شود به مشکوک بودن و بی اعتبار بودن . هر حرکتی باید زیر نظر آمریکا صورت بگیرد و خارج از زیر نظر اذیت می شود و به قول خودشان تنبیه می شود . شروع می کنند به پاپوش دوزی و دغل بازی و جرزنی و تهمت زدن و به کمک رسانه این توهم و سرکوب خود را تصویری و تئوریزه می کنند .
در فیلمهای بیشماری می بینید که افرادی غیر مسئول و وحشی و خطرناک در جای جای شهر بمب گذاری می کنند و پلیسی آمریکایی در لحظات آخر بین سیم قرمز و زرد مثلا قرمز را انتخاب کرده و آن را قطع می کند و مردمی را نجات می دهد . مثلا فیلمی به نام صلح جو است که جرج کلونی نقش پلیسی بازی می کند که دائما کارش خنثی کردن بمب است و ... و یا سری فیلمهای جان سخت که بروس ویلیس در برابر تروریست های هوشمند می ایستد و تیزهوشانه تر توطئه آنها را خنثی می کند .
در فیلم XXX که وین دیزل بازی می کرد . فردی بمبی جهان خراب کن را اختراع می کند و توسط رییسش کشته می شود و این رییس دیوانه از بمب مذکور استفاده غلط می کند و می خواهد دنیا را نابود کند . در همه فیلمها هم نابود کردن دنیا مطرح می شود تا دنیا را بترسانند و اینکه آمریکا با این کارهایش دنیا را نجات می دهد . در همین فیلم سه ایکس وین دیزل با چتر به رنگ پرچم آمریکا از آسمان به روی بمب فعال می رود و آن را خنثی می کند . همه می دانیم که در راستای این فرهنگ جا انداخته شده به خاور میانه حمله کردند تا دنیا را از مثلا خرابکارانی مثل ایران نجات دهند . جالب اینکه چون در فیلمها نشان داده اند خرابکارها از بمب استفاده می کنند به هر قیمتی شده کشورهایی مثل ایران را دارای بمب اتم معرفی می کنند و مثل ثانیه شمار بمب های فیلمهایشان حرکت ایران را مانند بمب ساعتی قلمداد می کنند که قبل از رسیدن به صفر باید خنثی شود . جالب این جاست که چه در فیلم و چه در واقعیت و چه در حقیقت باز خودشان محکوم هستند . دشمن سازی به زور شاید چندسالی جواب دهد و آنهم از جانب افراد جاهل پذیرفته شود ولی تا ابد پایدار نخواهد بود . آیا در عراق بمب اتم پیدا کردند ؟ آیا مدرکی دال بر بمب اتم داشتن ایران دارند ؟ اگر مقاوت و تدبیر مقامات ایران نبود و مردم در راستای تحریم و ارعاب غرب به پشتوانه دولت خود نمی شتافتند نه تنها به بهانه نجات دنیا به ایران حمله می کردند بلکه همه می دانید قرار بود کشورمان را از ریشه یزنند تا در آینده هیچ حرکتی در این سرزمین رخ ندهد .
وقتی از دنیای ماتریکسی و غار افلاطونی خارج می شویم اتفاقا خودشان به نابود گران دنیا محکوم می شوند . خودشان دانشمندان دیوانه قلمداد می شوند . خودشان به کسانی که بشریت را نابود می کنند محکوم می شوند . چه کشوری از علم دانشمندان جهت منفی استفاده می کند ؟ چه کسی پول و ثروت خود را جهت سرکوب دیگر ملت ها به کار می برد ؟ چه کسی همیشه حمله را شروع کرده و زور گفته است ؟
انگلستان هم به تبع ارباب خود برای اینکه از قافله عقب نماند . سالیان سال است که شخصیتی به نام جیمز باند خلق کرده که با ظاهری بریتانیایی تبهکاران دنیا را شکست می دهد . هر سال و یا هر دو سال محصولی جدید از این ابر قهرمان می سازند و تحویل دنیا می دهند و چقدر هم طرفدار دارد . ( یکیش خودمم ) . این قهرمان جذاب با شماره 007 که نماد مجوز کشتار اوست در هر داستان به کشور دشمن انگلستان نفوذ می کند . ( هر وقت با کشوری سر شاخ می شن سال بعد جیمز باندی می سازند که به اون کشور بره ) . امکانات عجیب و غریب این ابر قهرمان نماد امکانات پیشرفته غرب است که به جهان سوم هشدار دهند هیچی نیستید .
( این شخصیت نتیجه تراوشات ذهنی افسر نیروی دریایی سابق انگلیس با نام یان فلمینگ است . مثلا در چشم طلایی که پیرس برازنان آن را بازی می کند ضد شوروی کار شده است . در تیتراژ فیلم زنانی را می بینید که با پتک به جان داس و چکش نماد شوروی می افتند و آن را نابود می کنند . در فیلم با تانک تی 72 در خیابانهای مسکو راه می رود و نماد شوروی را نابود می کند . در فیلم روزی دیگر بمیر به کره شمالی گیر می دهند . به کره ای ها خیلی فحش می دهند طوری که این کشور را شاکی کرد . در صحنه ای تحقیر آمیز سرباز کره ای را داخل کیسه ای کرده اند و شدیدا او را میزنند . البته در ابتدا ما فکر می کنیم که کیسه بوکس است . جیمز باند زندگی آمریکایی دارد . در همه فیلمها قماربازی می کند و شراب خوار است . بهترین شراب های غرب را در بهترین و بدترین شرایط مصرف می کند تا تبلیغی هم برای کارخانجات شرافتمند شراب سازی داشته باشد . همه درجات نظامی را دارد . در فیلمی درجه کاماندر ( فرمانده ) نیروی دریایی را می گیرد . ( در تمام فیلمهیای جیمز باند از مشاوره سیاسی و نظامی و دستگاههای امنیتی و نظامی آمریکا و انگلیس استفاده می شود )
و اما بزرگترین و رویین تن ترین ابر قهرمان طول تاریخ سینمای آمریکا که صراحتا داد می زند تبلیغی است برای نشان دادن قدرت امریکا و مدیریت جهانی و .....
سوپر من ( SUPER MAN )
این قهرمان کمیک استریپی با بازی مرحوم کریستوفر ریو دستمایه صنعت سینما قرار گرفت تا در رویا هم که شده به ملت از همه جا بی خبر خود بگویند که ما قدرتمندیم و چشم دنیا به دستان قدرتمند ماست و ما ناجی دنیا هستیم و ...
( سوپر من یعنی ابر انسان . لباس سوپر من هم ترکیبی از رنگهای پرچم آمریکاست . )
منجی گری مثل همه دوران جزو آرزوهای دیرینه آمریکا بوده است . مدیریت دنیا و به عبارتی اربابی دنیا.
چهارصد سال است که برای رسیدن به این آرزو زحمت می کشند و می کشند (دومی از مصدر کشتن )
منجی گری که یک دنیا معنی و مفهوم مقدس دارد محدود شده به پرواز و نجات و ... ( همسان شغل آتش نشانی ) . سوپر من خیر مطلق و یک سری شر مطلق در دنیا جولان می دهند و باید از بین بروند . مثل مرد عنکبوتی و دیگر ابر قهرمان ها دشمنی را تعقیب می کند که قصد نابودی دنیا را دارد . جالب این که سوپر من موجودی است آمده از آن سوی آسمان ها ( ستاره کریپتون ) و این هم کنایه از این دارد که آمریکا قدرتش را از آسمان ها دارد و فرستاده خداوند است و .... و خیلی ابر قدرت است و حریفی ندارد . در سوپر من 3 صحنه بسیار مسخره ای هست که در آن بمب های اتمی دشمنان را در داخل توری قرار داده و از جو بیرون می برد ( انگار که می برد آشغالی تا شهرداری بیاد ببره . )
و اما این سوپر من آخری به کارگردانی برایان سینگر و با بازی بازیگر جوانش براندان راث که 3 سال پیش ساخته شد و با نام بازگشت سوپر من به پرده سینما ها رفت یه چیز دیگه بود . سازندگان هم فهمیده اند که دیگر این جنگولک بازیها نمی تواند تبلیغ باشد و در صورت استمرار در تبلیغ به ضد آن نیز تبدیل خواهد شد . به این دلیل نقدی بر این گونه نجات دادن را در این فیلم شاهدیم . تمام سری فیلمهای سوپر من و قهرمان بازیها و آمریکا و جد و آبادش را با یک دیالوگ زیرکانه به باد می دهند و آن این که در جایی می گویند : این نوع مدیریت فایده نداره . سوپر من هرچه قدر قوی باشه و در اسرع وقت به محل حادثه برسه ممکنه یه وقت دو حادثه هم زمان به وقوع بپیونده . اون موقع که از دست سوپر من کاری بر نمیاد . دقت کنید که این دیالوگ زیرکانه چه بار معنایی دارد . اینکه آمریکا با همه قدرتش بنده ای بیش نیست وفوقش ابرقدرت مادی است .پس نمی تواند مدیریت خدایی را داشته باشد تا همه دنیا را راضی کند و از مصیبتها نجات دهد . اگر می بینید که ما نیز منجی گری را دنبال می کنیم به این دلیل است که منجی گری ما سلطه گرانه نبوده و امپراطوری مادی نیست و ما به دنبال حکومت الهی هستیم .
به جمله ای از رهبر معظم انقلاب اشاره می کنم که به صورت بسیار جالب مدیریت اسلامی را تشریح کردند . ایشان گفتند ما به هدف پیشرفت کشور خود تلاش می کنیم و دخالتی در امور دیگر کشورها نخواهیم داشت . هر کشوری خود صلاح خویش را خواهد دانست و پیشرفت خواهد کرد .
به واقع نیز همینطور است .مدیریت اسلامی و لایق همین است . خدا به هر کس قدرتی داده که بتواند خود را نجات دهد . منجی ما مسلمانان آن کسی است که از بند رها کند نه اینکه در بند کند .
و این است که دکتر محمود احمدی نژاد هم می گوید مدیریت آمریکایی به آخر عمر خود رسیده است و بشر نیاز به نظریه های جدید دارد و راهکارها و ساختار ها باید عوض شود و انسانها عادلانه و صلح آمیز به اندازه حقشان پیشرفت کنند و در رفاه باشند و همه جهان سهمی از سعادت ببرد . مطمئن باشید در آینده نزدیک این مدیریت پیروز است . چون اسلام پیروز است .
ادامه دارد ...