42 - چرا مدیریت منجیان سلطه گر رو به مرگ است ؟ (منجی سلطه گر 14 )
یکی دیگر از سیاست های زیرکانه قدرت طلبان سیاست دشمن سازی است که با آن حکومت خود را بر جوامع تحت سیطره ادامه می دهند و متداوم می کنند . در دشمن سازی هم همیشه باید شروع کننده را مورد بررسی قرار داد . انگیزه ها را سنجید . کیفیت را بررسی کرد و با ریشه یابی ، دشمن ساز واقعی و تفرقه افکن حقیقی را پیدا کرد .
آمریکا با تمام وجود دوست دارد در همه چیز اول باشد و در این راستا هر کاری انجام می دهد .
( نمونه بزرگ و الگوی تمام قدرت طلبان عالم که دوست دارند همیشه اول باشند و رقیبی نداشته باشند) .
این غول خود بزرگ بین بیشترین تلاش خود را می کند تا اراده را از کشورهای دیگر بگیرد و خود برتر باشد یک چشمی است که در صورت کور بودن رقبا می تواند پادشاهی کند پس کورمی کند و مسخره می کند و دست کم می گیرد . ( انسانهای ضعیف و کشورهای ضعیف با تهمت و تمسخر به جای تلاش رو به جلو غیر خود را پس می زنند )
در این راستا بیشترین سرمایه را بر سر تخریب کشور های دیگر به کار می برد .گویی رقابت و مسابقه ای است که در آن امیدی به پیروزی ندارد و تنها راه اول شدن سنگ اندازی است و چون در این حالت هم در حال عقب افتادن است پس به هیچ وجه در زمینه رقابت جوانمردانه تلاش ندارد و فقط چاه بر سر راه دیگران قرار می دهد . در نتیجه تمام علوم و فنون و پول و سرمایه آمریکا بر سر عقب راندن کشور ها به کار برده می شود
آمریکا وقتی کشف شد هدف این نبود که روزی برسد که آمریکا بشود مهد شیطان و منفور انسان های جهان . آن روزها اهداف و آرمان ها اگر خیر هم نبود شر هم نبود . ( هیچ کس به طور طبیعی دوست ندارد منفور باشد ) رهبران اولیه آمریکا در جهت ساختن جامعه ای مدرن و الگو تلاش می کردند و البته با چشم پوشی از وقایع خونین و دهشتناک تاریخ اولیه شان ، از ابتدا هدف این بود که آمریکا بشود پایتخت دنیا و این کشور مدیریت دنیا را در دست گیرد و حتی در این راستا با دل و جان هم کار شد و تمام شهرهای آمریکا نیز پسوند هاو پیشوندهای مقدس دارند . ولی بعد ها و زمانی که یهود انحرافی ،امنیت سرمایه داری را در این سرزمین دید . این سرزمین را نشانه گرفت و در آن نفوذ کرد و آرمان های این سرزمین را به سمت اهداف خود کشاند.
به نوعی همیشه بشراز روی فطرت خواسته است که ذاتا اسلام را پیشه کند و لی شیاطین تاریخ به آن نفوذ کرده اند و آن را آلوده کرده اند . تا اینکه به امثال جرج بوش رسیدند . امثال وی آمریکا را به حدی ضعیف کردند که در این 100 سال بیشترین جنگ ها و کشته شده های تاریخ را شاهد بوده ایم و یک طرف همه این جنگها آمریکا بوده است و به منفورترین کشور دنیا شبیه شده است .
واما سینما :
سینما نیز که از ابتدا در جهت ارتقای این هنر در آمریکا مورد توجه قرار گرفت و در این راستا هم تلاش های بیشماری شد و نوابغ زیادی از آن معرفی شد تحت نفوذ شیاطین قرار گرفت و آلوده شد و به طور کلی ابتدا مردم آمریکا و بعد مردم جاهل دنیا تحت تاثیر این نابخردان قرار گرفتند .
سینما به دلیل قدرت فراوانش برای نفوذ بر افکار ، مورد توجه خاص لابی یهودی قرارگرفته و می گیرد . از ابتدا که آمریکا برای اشغال آمریکا سرخپوستان را کشت تا الان که اسلام هدف قرار گرفته مورد توجه هالیوود قرار گرفته است .
سینمای دهه های 30 تا 40 و 50 آمریکا مملو از فیلم های ضد سرخپوستی است که در این فیلم ها سرخپوست مثبت و خوب سرخپوست مرده بود . بقیه وحشی بودند که نمی گذارند مردمان سفید نژاد برتر راحت زندگی کنند.
آثار مثلا بی طرفانه ای هم ساخته شد . مثل پاییز قبیله شاین ساخته جان فورد که در فیلم جنایت بی سابقه و تاریخی ژنرال کاستنر و سر بازانش در حق سرخپوستان به تصویر کشیده شده است . بعد ها سیاه پوستان مورد توجه قرار گرفتند این فیلمها در اسکار هم جایزه می گرفتند تا وجه هنری هم بیابند . مثل بر باد رفته که در آن رابطه ارباب و برده یک رابطه مقدس شمرده می شود و در آن برده ای که بیشتر وفادار به اربابش باشد مقدس شمرده می شود . ( اینطوری مورد توجه قرار می گیرند )
از دهه 60 و 70 به بعد آمریکا جبهه اش را به مرور تغییر می داد و با هرکه مشکل داشت دست به دامن سینما می شد و برای آن داستانی خلق می کرد و به خورد جهانیان می داد .
در مورد ویت کنگ ها که خود مورد تجاوز وحشیانه آمریکا قرار گرفته بودند در فیلم های رمبو . در مورد ویتنامی ها در فیلم شکارچی گوزن ، که جماعت و حشی دیده می شوند .
در فیلم واینک آخرالزمان که ژنرال مخالف آمریکا ارتشی تشکیل داده است به صورت فردی دیوانه نمایش داده می شود .
و اینک اسلام است که مورد توجه آمریکا قرار گرفته و این اسلام است که در برابر زیاده خواهی آمریکا ایستاده و البته آمریکا این دشمن را هیچ گونه نمی تواند تحریف کند و برایش توطئه بچیند ولی تا حدودی دست به دامان تکنولوژی هالیوود شده تا هر طوری است پرچمدار این دین یعنی ایران را مورد تمسخر قرار دهد . ایران باستان که در آن نقاط سیاه تا حدودی وجود دارد را هدف قرار داده و با این کار مردمان دنیا را می خواهد از این قوم بترساند که ای مردم دنیا این ایرانی است که می خواهد بمب اتم بسازد . این کشور گذشته تاریک و متجاوز گرانه دارد و می خواهد دنیا رانابود کند .
آمریکا خود در زمان شاه از دوره شاه باستان و جشن های 2500 ساله حمایت می کرد و هم اینک هر وقت که از جانب مردم می خواهند حمایت بگیرند مردم ایران را شایسته و با گذشته ای درخشان می دانند ولی در سال 2007 یک سال پس از اسکندر فیلمی در ادامه سیاست های خصمانه ساختند به نام 300 که در آن ایران زمان خشایار شا قومی وحشی قلمداد می شود . قومی که اگر به قدرت برسد به دنیا حمله می برد .
در فیلم دیگری به نام شبی با پادشاه درباره استر و مرد خای ( اسطوره های یهودی ) نیز خشایار شاه مردی بی شعور و عقب افتاده و وزیر فرهیخته اش هامان فردی خونخوار و ددمنش به تصویر کشیده می شود . در این فیلم هم مردم ایران مردمی وحشی و بی فرهنگ نشان داده می شوند که توسط هامان سپاهی تشکیل می دهند که یهودیان را قتل عام کنند .
این جماعت خود بزرگ بین همان طور که گفته شد در کشور خود نیز در راستای تبعیض تلاش فراوانی می کنند . هر کس در آمریکا می خواهد مورد توجه قرار گیرد باید از فیلتر یهود بگذرد . پس ستارگان سیاه پوستی مثل سیدنی پواتیه . دنزل واشینگتن . دنی گلاور . ویل اسمیت . ادی مورفی . ووپی گلد برگ . کریس تاکر و مارتین لارنس و هالی بری و ... به طور خودکار ستاره نشده اند . اوباما هم همینطوری دیمی رییس جمهور نشد . این افراد تا مدت ها مورد تمسخر قرار می گرفتند و الان هم می گیرند و لی کسانی مثل ادی مورفی وقتی از سیاه بودنشان اظهار پشیمانی می کنند می شوند ستاره هالیوود . مثل ضد انقلاب هایی که صراحتا دین و ملیت خود را فروخته اند تا فقط به آن ها گفته شود آمریکایی تا مورد توجه قرار بگیرند .
در ابتدا هالیوود بر روی هرکس انگشت گذاشت مورد شکایت آن کس و یا آن قشر قرار گرفت . روزی رسید که تهیه کنند گان بیانیه ای صادر کردند با این مضمون (( از روزی که به ما دستور داده شده است که آدم بد ها را در چهره آدم های مشهور خارجی نشان ندهیم تنها آدم منفی که ما می توانیم امروز نشان دهیم آمریکایی سفید پوست است ))
بعد ها تصمیم گرفتند که هرگاه آمریکا با کشوری و یا قومی مشکل داشت آن قوم بشود مهد آدم بد فیلم ها
و اینجا سوالی پیش می آید
آیا آمریکا برای تامین کاراکتر های فیلم هایش با کشور ها دشمنی می کند ؟ و یا از روی دشمنی با کشورها کاراکترهای منفی اش تامین می شود ؟
خطر تروریسم را سالیان سال است که جار می زنند . تمام کشورهایی که برخلاف سیاست های آمریکا قدم برمی دارند محکوم به خرابکار می شوند . البته ما به شخصه خرابکاری کشور خود را قبول داریم چون دنیای طبقاتی و ریاست نژادپرستانه آنها را خراب می کنیم ولی نه با آن تعریفی که آنها دارند . آنها سعی می کنند با جهت دهی به افکار این خرابکاری را به کل جهان و آنهم با بمب اتم و .. نسبت دهند . کشورهای توسعه نیافته را نژاد ناقص می دانند . شرقی را نژادی می دانند که مورد توجه خداوند نیست . کلا با کشورهای با قدمت مشکل دارند . از هر راهی سعی در تخریب گذشته کشورهای قدیمی دارند . هالیوود در آثاری سفارشی سعی می کند گذشته ای ترسناک از شرق نشان دهد . ( لازم به ذکر است که کشور شرقی که وابسته آمریکا شود به ناگه می شود کشور در حال توسعه و فهیم و ... )
گذشته کشورها را به قدری ترسناک نشان می دهند تا مردم آن کشور به آن نپردازند . هدف این است که کشورها متوجه مدرنیته شوند و به قولی فرمان هدایت افکار عمومی دست خودشان باشد . آنچه شرق دارد را وحشتناک و دروغین معرفی می کنند و آنچه خود دارند را تبلیغ می کنند . با اینکه علم مدرنیزم از همان گذشته شرق است ولی ریشه کار را به جوان شرقی نمی دهند تا بتوانند جیره جیره و با منت به ما بدهند . بیشتر از علم از تکنولوژی استفاده می کنیم و ما را با نسلهای جذاب و کادو شده و مدرن تجهیزات خود مشغول و به گفته کارشناسانی مریض خود می کنند .
هیچ ملتی بدون شناخت گذشته خود به سمت آینده نرفته است و نمی رود . ولی غرب جار می زند که اتفاقا همین گذشته شرق است که آنها را عقب افتاده کرده و تا زمانی که رها نکنید نجات نمی یابید .
فاز دیگر دشمنی آنها ایجاد مانع برای به قدرت رسیدن گذشته است . اعتقاد دارند که اگر گذشته قدرت یابد به جنگ باآینده خواهد رفت . شرق قدرت یابد به جنگ با غرب خواهد رفت . شرق بیدار شود دنیای پوشالی غرب را نابود خواهد کرد . پس همه باید آمریکایی و مدرن صحبت کنند . وگر نه بی کلاس و متحجر و عقب افتاده فرض می شوند . همین هندوستان اولین منطقه ای بود که مردمان باهوشش اعداد را کشف کردند . استعمار به چه روزی انداخته اش ؟ با این وجود اکثریت کارمندان مایکرو سافت هندی هستند و می گویند که 50 درصد جوانان هندی برنامه نویسی بلد هستند . در همین ایران خودمان دانشمندانی بودند که علوم زمان را یکجا بلد بودند و رقابت دانشمندان در فتح علوم بوده و نه تخصص در یک علم .
در تبلیغات ضد اسلامی می گویند که اسلام مردم را به گذشته می برد . خرافات را ترویج می کند و چون کامل تر از یهود دینی نیست پس اسلام انسانها را به انحراف می برد .
به طور کلی قبول دارند که شرق است که بیداری را بر جهان مستور خواهد کرد و به خاطر همین دشمنی شان رو به شرق است .
وله کمپانی یونیور سال رو ببینید چیز عجیبی هست . حرف من رو جدی هم نگرفتید مشکلی نیست ولی نور از شرق منفجر می شود و قاره آمریکا در تاریکی است . اونا هم قبول دارند که نور از شرق خواهد آمد .( در یک جامعه سرمایه داری قیام از جانب قشر ضعیف شروع می شود . قشری که مورد ظلم معنوی و مادی قرار گرفته . در جهان نیز رهبران قیامهای جهانی مطمئنا از نقاط مورد ظلم و به قول غربی ها جهان سوم ظهور می کنند . این قانون طبیعت است )

رابین هود شخصیتی ساخته و پرداخته غرب است . اگر دقت کرده باشید نسخه های زیادی از این داستان ساخته و پرداخته شده است . سعی این است که قیام و شورش قشر ضعیف بر اشراف را رابین هودی معرفی کنند . یکی از دلایلی که با اسلام مخالفت می شود این است که می گویند اسلام مانند رابین هود حق فقرا را از اشراف می گیرد . از مخاطبان عزیز می خواهم این متن تحقیق شده بنده را خوب مطالعه کنند . اسلام دین رابین هود نیست . ما یعقوب لیث صفارنیستیم . ما مریدان علی ( ع) هستیم که عدالت را ریشه یابی می کند . ما پیرو شیعه ای هستیم که شرایط جامعه را طوری چیدمان می کند که فاصله طبقاتی ایجاد نشود . نه اینکه پس از ایجاد فاصله و شیطانی کردن جامعه به مجازات بپردازیم . شرط اسلامی شدن جامعه برگشت انسانها به فطرت است و نه انتقام جویی و به جان هم انداختن پایینی ها و بالایی ها . راههای دزدی باید بسته شود و نه اینکه زندان ها باز شود . اسلام رابین هودی همان اسلام مدنظر آنهاست . اسلامی که احقاق حق خود را از راه خشونت بخواهد و نه منطق و پس از این تبلیغات است که بر بوق و شیپور می زنند که ایران چون ادعای اسلام دارد و راهی منطقی برای عدالت وجود ندارد ( عدالت نشدنی است ) پس مطمئنا به بمب اتم احتیاج دارد تا با آن دنیا را تلکه کند . ما باید با تئوریزه کردن اسلام و عمل راستین و صادقانه به اسلام عدالت بدون خشونت را ارائه دهیم تا گرایشات زیاد شود و خود به خود فاصله ها کم شود . دلیل اعمال فشار بیش از حد غرب بر اسلام هم این است که ری اکشن خشن بگیرند و جار بزنند . مسلمان واقعی به این فشار ها می خندد و با تلاش و کوشش و تحمل مومنانه خود تحریم را به راحتی می گذراند و با کمترین امکانات شگفتی می آفریند و با اراده قوی خود فاصله ها را کم می کند . با این کار هم به آنان ضربه می زنیم و هم ضربه نمی خوریم و قویتر هم می شویم . غرب منتظر است پس از ایجاد تنش فوران خشونت را شاهد شود و در رسانه ها داد بزند که این است اسلام نجات بخش آدم کش .
اسلام به جای ضربه زدن فیزیکی به استکبار ، طبقه ضعیف را بیدار می کند . دیانت را بر سیاست پیروز می کند و مسئولین مومن و بی کلک را به مردم معرفی می کند و با تلاش موجه ، خود را به مراتب بالا می رساند . اسلام با افکار عمومی و قدرت مخفی ملت ها کار دارد و بر توانایی های انسانها اعتقاد دارد .
اسلام دلیل عقب افتادن را کندی ذهن نمی داند بلکه کشور و فرد مذکور را گمراه شده می داند .
اسلام ناب محمدی منجی اصلی را خود انسانها می داند . بمب اتمی واقعی اراده جوانان است و نه دو الی سه ترقه دست ساز . اگر ما به سمت اسلام واقعی نرفته بودیم هزاران بار به سمت ساخت بمب اتم و محکوم شدن می رفتیم . صددرصد سفارشات نظامی اسلام در دفاع محدود می شود و اشاره ای به حمله نمی شود.
حرفی از حمله وجود ندارد . حرفی از شروع کردن به کشتن وجود ندارد . هیچ دینی چنین سفارشی ندارد ولی در اجرا همه گمراه شده اند و این اسلام است که تحریف نشده است .
اوج دفاع و از خود گذشتگی در شهادت تعریف می شود که این را نیز غرب در جاروجنجال تعاریف انحرافی خود قرار می دهد و شهادت را دیوانگی و ارزش قائل نشدن انسان به خود معرفی می کند .
اراده ملت ها قدرتی است که اگر به وجود آید ارتش دنیا هم از مقابله با آن عاجز می شود .
اسلام هیچگاه حمله نکرده است . این آنان هستند که تجاوز میکنند و بعد اسلام را به خشونت محکوم می کنند . اسلام برای تسخیر قلوب به حمله نیازی ندارد . پس بیاییم با مطالعه دقیق چهره واقعی اسلام را معرفی کنیم تا آنان سوء استفاده نکنند .
یکی از آثار سفارشی استیون اسپیلبرگ ایندیانا جونز است که در لوای ظاهر سرگرم کننده خود چهره عقب افتاده از شرق نشان می دهد . البته در لابه لای فیلم قدمت و گذشته پیچیده شرق را می بینم ولی مرد غربی دیده می شود که باستان شناس است و تیزهوشی و جسارت و نبوغ و شجاعتش در برابر خنگی و خرافاتی گری و تنبلی و بی سوادی صاحبان اصلی آثار باستانی قرار می گیرد .
در قسمت دوم این فیلمها پس از ورود غربی ها به عمارت بزرگ قبیله ای هندی صحنه غذا خوری خلق شده است که در آن مغز میمون و چشم و سوسک و مار صرف می شود . ایندی باید سنگهایی به نام سانکارا را بیابد . سه سنگ از پنج سنگ را روحانی بزرگ مولارام یافته است . دو سنگ دیگر در معدنی است که کودکان در اردوگاه کار اجباری در حال کار هستند تا بیابند . اگر سنگها پیدا شود می توانند با قدرت پنج سنگ برجهان سلطه پیدا کنند و این ایندی است که به نمایندگی از غرب لیاقت رسیدن به این منبع قدرت را دارد . در صحنه ای دیده می شود که در مراسمی به نام تاگی انسانهایی را برای خدایشان کالی قربانی می کنند . در جهت دفاع زوری از اسپیلبرگ نیستم ولی صحنه ها مشخص است که ساختگی و دور از حقیقت است و البته وجود چنین خرافاتی را هم در شرق کتمان نمی کنم . مسببش همان استعمار گرانی هستند که برای تصاحب ثروت ملی کشور ها خرافات به آنها هدیه دادند .
مومیایی ( MUMMY ) اثر استفن سامرز
سری فیلمهایی که پیرامون اهرام مصر و ابوالهول و مومیایی ها ساخته شده و می شود قرار نیست قدرت سابق کشوری با قدمت مثل مصر را به رخ بکشد . دستاویز برنامه های شیطانی صهیونیزم شده تا بتوانند گذشته ای ترسناک و مخوف از آن نشان دهند . هدف این است که القا کنند اگر گذشته زنده شود آینده را نابود خواهد کرد . حتی قضیه غرق شدن تایتانیک را به یکی از این اهرام شوم ربط دادند تا به دنیا جا بیاندازند که مصر و گذشته اش و همه گذشته ها خطرناکند و نباید آن را زنده کرد و نگه داشت . (تقابل شدید مدرنتیه با سنت ) . جالب تر از همه این مباحث اینکه وجود اهرام مصر را چون نمی توانند کتمان کنند ساخته شدنشان را افسانه ای بیش نمی دانند . صراحتا حسادت غربی ها را از نداشتن گذشته می بینید . داستان فیلم مربوط به 65 قرن پیش است . آمن هوتپ ( آرنولد وسلو ) پس از خیانتی از جانب نزدیکان به صورت زنده مومیایی می شود . به زمان حال می آییم و عده ای با سهل انگاری این مومیایی کینه ورز را زنده می کنند . این مومیایی با ازبین بردن انسانها روح و جسم آنها را تصاحب کرده و کامل می شود و قصد می کند با تشکیل امپراتوری دنیا را تسخیر کند . اریک اوکانل ( برندان فریزر ) و همسرش اولین کارناهان ( راشل وایس ) سربازانی از غربند که در کاوش شرق به سر می برند و قرار است دنیا را از این گذشته زنده شده نجات دهند . توجه کنید که آمریکا نماینده مدرنیته است و قرار است از منادیان سنت انتقام گیری کند . در قسمت دوم که راک قهرمان کشتی آمریکایی برای اولین بار نقش آفرینی در نقش عقرب شاه را به دست گرفت داستانی دیگر خلق می کند و در آخر تمام سربازان و سبزی و خرمی اطراف اهرام به داخل اهرام برمی گردند و با این تصاویر خیالی بودن و شوم بودن آبادانی مصر باستان را القا می کنند در قسمت سوم جت لی بازی می کند و به شرق دور می آیند و اینبار زنده شدن چین باستان را خطرناک نشان می دهند .
ادامه دارد .....