39 - چی شد که حادثه 11 سپتامبر رخ داد ؟ ( منجی سلطه گر 12 )
تا الان حاکم تاریخ شمشیر بوده . حق با شمشیر بوده و انسانهای قدرت طلب بر سر مردم دنیا حکومت کرده اند . حاکم قدرت طلب برای حکومت شیطانی خودش نیاز به یک تاریخچه داره . گذشته ای که بتونه بهش تکیه کنه و به واسطه اون بر دیگران سلطه گری کنه . بعد میاد نظام حکومتی برای خودش دست و پا می کنه که طبق مباحث نظم نوین جهانی همیشه اول باشه . بعد میاد با ایجاد غارافلاطون و زندانی تحت کنترل خودش حقیقت رو از مردم دور می کنه و اونا رو به خواب غفلت می کشونه . بعد خودش رو به عنوان خیر معرفی می کنه و هر جا که خیر حقیقی برخواست و قیام کرد براش پاپوش درست می کنه و از را ه بدرش می کنه تا مزاحمی نداشته باشه . همه محکوم می شوند تا وی حاکم بمونه و ...
مسلما در این سالها موجودی به نام صهیونیست نماد همان تعریفی است که ما ازشیاطین زمان داشته ایم . جماعتی که به عنوان سربازان شیطان همه این سیاست ها را دنبال می کنند و قرار است به حکومت جهانی دست یابند که در آن خود مرکز فرماندهی شوند و بقیه رعیت شان .
مباحث پیرامون آرماگدون و آخرالزمان و حکومت جهانی و ظهور ماشیه و مسیح از نوع دیدگاه آنها مباحث مفصلی اند که شما را ارجاع می دهم به مطالعه دقیق مقالات اساتید محترمی چون سعید مستغاثی و مستند موجود ایشان در بازار یعنی راز آرماگدون و مستند در حال پخش دیگر ایشان ارتش سایه ها از شبکه 6 و مقالات و گفته های دکتر حسن بلخاری . پس از شناخت این شیطان زمان باید راهکاری یافت تا بتوان توطئه های ظالمان معاصر خنثی شود که موهبت انقلاب این فرصت را به ما داده تا برای طراحی های مذکور تلاش کنیم . بنده حقیر هم سعی می کنم با سری مقالات منجی سلطه گر به واکاوی راه و چاه این مقوله بپردازم که در قسمت های بعد جنبه های دیگر حکومت شیطانی غرب را آنالیز خواهم کرد . ولی همانطوری که می دانید این روزها سالگرد 11 سپتامبر می باشد و حادثه معروفی که در منهتن آمریکا رخ داد و دو برج دوقلوی مرکز تجارت جهانی توسط عواملی از بین رفت . در این مقاله کمی این مقوله را می خواهیم واکاوی کنیم که در راستای کدام هدف این اتفاق رخ داد .
اول نکاتی که باید گفت این است که این اتفاق به اذعان کشفیات گروه های حقیقت یاب خود آمریکا ساخته و پرداخته خود یهودیان اوآنجلیست آمریکا بود . آنهایی که قدرت خود را در آمریکا و جهان کمتر از قبل می دیدند و به تلنگری نیاز داشتند . تلنگری که 60 سال است هر چند وقت یکبار می زنند تا مظلومیت خود را به رخ بکشند و اینکه ما در خطریم و دنیا حسودی ما را می کند و دائما در حال ضربه زدن به ماست . این خود زنی بزرگ تاریخی بهانه ای بود که این وحشیان معاصر را به خاور میانه بکشاند تا بتوانند گلوگاه اقتصاد جهانی را در دست خود بگیرند و در کنترل داشته باشند و در ثانی امنیت رژیم غاصب اسراییل را تامین کنند . نکته جالبی که در مورد این حادثه رخ داد شماره پرواز هواپیمایی بود که به برج های دوقلو برخورد کرد . شماره پرواز این هواپیما ( QNY33 ) بود . شما اگر این رمز را در برنامه WORD با همین حروف بزرگ تایپ کنید و پس از بلوک گرفتن به فونت Wingdings تبدیل کنید شاهد شکل عجیب و غریبی می شوید که خود گواه همه چیز است :

همان سالها که این قضیه لو رفت شرکت مایکروسافت زیر سوال رفت و محکوم به همکاری در این عملیات شد که با پول و پارتی و پررویی این قضیه را حل و فصل کردند .
سوال بزرگی که از همان ابتدا در ذهن بود این بود که چرا به خاور میانه گیر دادند و به این سرزمین حمله کردند ؟ چرا افغانستان ؟ چرا عراق ؟ چرا ایران تهدید شد ؟
با فیلمهایی مثل یونایتد 93 که با حالت مستند گونه و گذاشتن صدای خواندن آیات قرآن توسط تروریست ها سعی کردند القا کنند این عملیات توسط مسلمانان رخ داده است .
نه در افغانستان موفق به کشف شدند و نه در عراق و اخیرا هم که در مقالات افشاگرانه ای لو رفت که مواد منفجره به کار رفته در برج های دوقلو سوپر ترمیت از مواد منفجره پیشرفته نانو تک بوده که فقط در اسراییل و آمریکا یافت می شود و نمی تواند شخصی مثل اسامه بن لادن آن را داشته باشد .
خب مسلم است که این دروغ های بزرگ و دیده شدن دم خروس ها همه از حقیقتی خبر می دهند که دنیایی را این شیاطین الاف خود کرده اند و 8 سالی است شاهد جنگولک بازیهایی هستیم که پایانش مبهم است . به نظر شما اگر انقلاب اسلامی در این منطقه نبود . روشنگری در این منطقه نبود و حس مقاومتی در برابر این دروغها ایجاد نمی شد آیا امید به بشر جاهل بود که این دروغ ها را قبول نکند ؟
چه طور می شود که 6 میلیارد انسان به هر دلیلی این دروغ ها را باور می کند ؟
ریشه این نابسامانی ها و حوادث کجاست ؟ چه عواملی باعث می شود همه بلاها و آمال غرب در این منطقه پیگیری شود ؟ وقتی پی گیری می کنیم و سرنخ را دنبال می کنیم به مقوله ای به نام هلوکاست می رسیم . واقعه ای که 60 سال است بر سر مردمان می کوبند و همه سیاست هایشان را هم پیرامون آن پیگیری می کنند . مسلما این حادثه یا بزرگ رخ داده است و یا دروغ بزرگی است . در هرصورت باید حلاجی شود که چرا زاینده این همه حوادث است . ( جالب اینکه بررسی این حادثه در غرب ممنوع است و پیگیران ان را زندانی می کنند و اتفاقا 11 سپتامبر هم به حوادث مقدسی پیوسته که دیگر کسی حق ندارد آن را بررسی کند و در آینده پیگیران آن هم زندانی خواهند شد . می گن یه اتفاقی بوده افتاده و تموم شده رفته . زیاد پیگیرش نشید وگرنه روح فوت شده ها آزار می بینه و .. )
یکی از کارهایی که باید در قبال این موجودات ضد بشر انجام داد بعد از مقاومت افشاگری است . بزرگترین افشاگری در این مسیر را هم دکتر محمود احمدی نژاد انجام دادند که دودمان همه چیز آنها را به باد داد . با دو سوال
اینکه شما در این منطقه چه می کنید ؟ پیگیر چه هستید ؟ احقاق حقتان ؟ انتقام جویی از ظلمی که به شما رفته ؟ اگر 6 میلیون نفرتان در آلمان و یا لهستان سوخته شده پس چرا در فلسطین به سر می برید ؟ چرا انتقامتان را از کسانی می گیرید که هیچ نقشی در آن حادثه نداشته اند ؟ یا اینکه چنین اتفاقی رخ نداده است . اگر بخواهیم با فرمول های ریاضی و منطق علمی هم این قضیه را حلاجی کنیم . هر انسان هم ده دقیقه طول بکشد بسوزد و خاکستر شود و حجمش کم شود تا برای سوختن بقیه انسانها جا باز شود حدود 114 سال زمان نیاز دارد . در حالی که این اتفاق در اواخر جنگ جهانی دوم انجام شده و هیتلر هم تو اون هیل و ویلی شاید کبریت هم پیدا نمی کرده تا آتیش درست کنه .
به هر جهت ظلمی که در جنگ بر سر یهودیان به وقوع پیوسته را کتمان نمی کنیم و در تاریخ ثبت شده که این ظلم بر سر کینه ای بوده که هیتلر از این جماعت داشته است . بحث ما این است که نسل سوزی بزرگتر در حال انجام شدن است . نسل سوزی هم فقط به کشتن انسانها گفته نمی شود . انحصاری کردن علم . گرسنگی . فاصله طبقاتی و ترساندن مردم دنیا وگسترش بیماریهای دست ساز و ... همه از ارکان نسل سوزی اند . هر عاملی که باعث شود بشر به تکامل نرسد و آگاه نشود و در غفلت بماند جزو نسل سوزی حساب می شود . از بدیهیات تا نامحسوسات این قضیه هم اگر نگاه کنیم اسراییل و صهیونیست در حد اعلی عملیات نسل سوزی را انجام می دهند و اتفاقا تمام این بلاها را هم بر سر مخالفان خود می آورند .
یکی از کارهایی که انجام می دهند اولا ایجاد اختلاف بین انسانهاست . بعد ایجاد تفرقه و به اوج رساندن تفرقه و بعد جنگ است . خشونت و جنگ را هم از بلاد خود به مناطق دلخواه می کشانند تا بسوزانند و سوخته نشوند . همه و همه این بلاها را هم با هلوکاست توجیه می کنند . اینکه ما را زدند و می زنیم . ما را کشتند و می کشیم . حالا اگر گذشته این معادله حقیقت داشته باشد باز دور از انصاف است که چنین انتقامی گرفته شود و اگر هم ثابت شود که گذشته مذکور افسانه ای بیش نیست دیگه خیلی نامردیست .
ما با هرنوع نسل سوزی و کشتار مخالفیم و دشمنان هم بهتر از هرکسی می دانند که شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل شعار مرگ بر انسان نیست . شعار مرگ برضد انسانیت و امپریالیسم سلطه گر است .
طبق اصلی که یهودیان افراطی و منحرف دارند این است که مظلوم نمایی کنند و انتقام بگیرند . در همه حوادث دنیا که این سیاست را دنبال کنید خونخواهی انگیزه اصلی دشمنی شان است . باید خونی ریخته شود تا انتقامی صورت بگیرد . در تاریخ اسلام ما هم پیراهن عثمان معروف است که بی اعتقادان به عثمان چه کارهایی که بعد از مرگش نکردند و چه اختلافاتی که نیانداختند و چه جنایت ها که نکردند .
در حوادث اخیر بعد از انتخابات ایران هم چنین سیاستی توسط سربازان شیطان دنبال شد . چه با تحریکات داخلی و چه با تحریکات خارجی برای نشان دادن حقانیت و ایجاد اشک تمساح فضایی ایجاد شد تا مظلوم نمایی بوجود بیاید و چهره ای کریه از نظام بوجود بیاید . صهیونیست با چنین فرهنگی که خودزنی و هوچی گری نام دارد دنیا را اسیر خود کرده و مخالفان خود را در محاق اتهام قرار می دهد .
برای خلق چنین فضایی باید ریشه سازی شود . مقدماتی آماده شود . داستانهایی ساخته شود و چه چیزی بهتر از هلوکاست .
در سینما نیز سعی شد به انواع مختلف این تاریخ خود ساخته و اغراق آمیز بر افکار مردم دنیا جا انداخته شود . بدون اینکه به اصل موضوع یعنی سوختن 6 میلیون انسان اشاره شود ( نه مدرکی هست و نه منطقی ) می توان حواشی آن را با پیاز داغ نشان داد و با احساسات بازی کرد .
مسلما برای هرچه تاثیر گذار تر شدن این مقوله از سینمای تاثیر گذار و هنرمندان نابغه نیز استفاده شد .

در سال 1982 کتابی به نام کشتی شیندلر نوشته توماس کنالی که برنده جایزه بوکر هم شده بود منتشر شد . سید شاینبرگ از مدیران یونیور سال امتیاز این کتاب را خرید . ساخت آن را به اسپیلبرگ پیشنهاد داد . اسپیلبرگ ابتدا به سه نفر ساخت آن را سفارش کرد . اول مارتین اسکورسیزی که به علت اینکه اعتقاد داشت این فیلم را یهودی باید بسازد ساخت آن را رد کرد . بعد از رومن پولانسکی یهودی خواسته شد که او آن زمان آمادگی ساخت این اثر را نداشت و بعد از بیلی وایلدر خواسته شد که او هم دوران بازنشستگی را طی می کرد و از خود اسپیلبرگ خواست تا بسازد و در آخر این نوشته به اسم شانزدهمین فیلم اسپیلبرگ ثبت شد . فیلمنامه استیون زیلیان وتدوین مایکل کان و بازی لیام نیسن و بن کینگزلی و رالف فاینس و موسیقی زیبای آهنگساز همیشگی اسپیلبرگ جان ویلیامز و فیلمبرداری یانوش کامینسکی که از این به بعد همکار همیشگی اسپیلبرگ شد فیلمی واقعا تکان دهنده و تاثیر گذار خلق کرده که الحق در راستای تحریک احساسات خوب عمل می کند . فهرست شیندلر ( SCINDLER’S LIST ) در سال 1993 با سبک سیاه و سفید و تنها مونو کروم قرمز لباس دختر بچه ای تنها به پرفروش ترین فیلم سیاه و سفید تاریخ سینما تبدیل شد و در مراسم اسکار مجسمه اسکار را برای بهترین فیلم و کارگردانی و فیلمنامه اقتباسی و موسیقی و تدوین و فیلمبرداری و کارگردانی هنری دریافت کرد و 61 جایزه دیگر را نیز نصیب خویش ساخت .
داستان در 1943 رخ می دهد و اواخر جنگ جهانی دوم و شهر کراکر لهستان . ده ها هزار نفر با قطار به این شهر اشغال شده می آیند . اسکار شیندلر( لیام نیسن ) فردی سودجو است که به منظور ساخت کارخانه ای به آنجا آمده است . بهترین راه رسیدن به سود بیشتر را استفاده از نیروی انسانی ارزان قیمت می داند . وی به این منظور به کافه نازیها و اس اس ها می رود و با آنها دوست می شود و عکس می اندازد و با دادن رشوه و .. مجوز تاسیس کارخانه می گیرد . با کتاب فروشی به نام ایزاک اشترن ( بن کینگزلی ) دوست می شود و با هم همکاری می کنند . ایزاک می شود معاون او با شدت گرفتن جو ضد یهودی یهودیان زیادی متقاضی استخدام در این کارخانه می شوند و کارخانه رونق می گیرد . یک نظامی به نام آمون گوت ( رالف فاینس ) سر می رسد که عقیده دارد نازی ها نژاد برترند و بقیه باید کشته شوند . کشتار بی رحمانه وی آغاز می شود و به بهانه های مختلف یهودیان را می کشد . ایزاک از شیندلر می خواهد که با استخدام کارگران بیشتر یهودیان بیشتری را از مرگ مصون کند . اسکار ابتدا نمی پذیرد چون عقیده دارد وظیفه او نیست که انسانها را از مرگ نجات دهد . البته شکایت خود را به گوت می برد که کشتن نشانه قدرت نیست . گوت اعتقاد دارد که اگر بتوانیم انسانها را کنترل کنیم قدرتمند شده ایم . شیندلر با دادن رشوه به گوت کارگران بیشتری می گیرد و کم کم همراه یهودیان می شود . اشترن در جایی از فیلم به زبان عبری از کتاب تلمود جمله ای را روی انگشتری حک کرده و به شیندلر می دهد : هر کس جان یک نفر را نجات دهد بشریت را نجات داده است .
فرمانده جدیدی آمده و خیلی قوانین آمون گوت را برمی دارد و پایان جنگ اعلام می شود و امون گوت به دلیل انجام جنایت های جنگی اعدام می شود و یهودیان نجات یافته برای تشکر به اسکار طلا می دهند و اینجاست که نمای اول فیلم یعنی شمع روشن معنی اسکارشیندلری را می دهد که امید یهودیان بود و نجات دهنده . لیست 801 نفره ای شیندلر که بعدها در استرالیا پیدا شد این مسئله را پررنگ تر کرد و شیندلر شد کوروش زمان که یهودیان به او هم ارادت دارند و نماد نجات دهنده یهودیان می دانند .
اسپیلبرگ به غیر این فیلم هیچگاه عزیز دردانه هالیوود نبود و تا نجات سرباز رایان هم مورد توجه قرار نگرفت . نگاهی هنرمندانه به یک مصیبت بشری یعنی جنگ و بدتر از آن نسل سوزی که به علت اینکه زر و زور صهیونیست بیشتر چربیده این فیلم ساخته شده است . اسپیلبرگ هدف از ساختن این فیلم را فقط اعتراض می دانسته . بابت ساخت این فیلم پولی نگرفت . در مصاحبه مطبوعاتی این فیلم اعلام کرد که (( همان وقایعی که در 1943 توسط نازیها رخ داد 50 سال دیگر نیز در بوسنی توسط صرب ها بر سر مسلمان ها رخ داد . من مخالف هر نوع نسل کشی هستم . )
بعدها اسپیلبرگ در فیلم مونیخ نگاه بی طرفانه و متمایل به ضد صهیونیست هم دارد که این نشان از استقلال فکری این کارگردان است . در ثانی به یاد داشته باشیم که هر کشوری نسبت به مسایل کشور خود تعصب بیشتری دارد . منفعت این فیلم بیشتر به سود متولیان و بانیان ساخت آن یعنی صهیونیست ها تمام شد و آنها تصویری دیگر از مظلوم نمایی خود را در کارنامه خود ثبت کردند .
در آخر این فیلم درست است که یادبود تحمیلی به یاد 6 میلیون انسان سوخته شده می بینیم ولی نه در این فیلم و نه در هیچ فیلم دیگری طرز سوختن 6 میلیون انسان دیده نمی شود . وگرنه مظلومیت و ستم دیدن در هر جنگی وجود دارد و در هیچ جنگی حلوا پخش نکرده اند که در این جنگ پخش کرده باشند .
مگر می توان مصیبتی بزرگتر از حادثه کربلا را در طول تاریخ یافت ؟ پس چرا اینان مدعی اند ؟ بیشترین ظلم را کدام مکتب دیده ؟ آیا مکتب اسلام به فکر انتقام است ؟
یهودیان با اغراق در سوخته های اجدادشان خواسته اند تا انگیزه فرزندانشان را برای انتقام بیشتر کنند ولی یادشان رفته بیش از حد خالی بندی هم روزی به ضد تبلیغ خودشان تبدیل خواهد شد .

بعدها که رومن پولانسکی آمادگی ساخت فیلم ضدنازی پیدا کرد فیلم پیانیست خلق شد با بازی آدرین برودی . داستان ولادیسلاو اشپیلمن پیانیستی که در ایستگاه رادیویی ورشو آثار شوپن را می نوازد و در گیر جنگ می شود و به اردوگاه تبعید می شود از خانواده اش دور می شود و به علت نفوذ داشتن و زرنگی و داشتن روابط متعدد با دوستان زیاد ، از زیر بار این اسارت فرار کرده و آواره و پیاده و گرسنه خود را از مصیبت دور می کند و در آخر زیر آوار توسط افسری آلمانی پیدا می شود و پس از مشخص شدن پیانیست بودن رها می شود و به زندگی عادی خود برمی گردد
این فیلم اتوبیوگرافی خود رومن پولانسکی است که مادرش را در این ماجرا ها از دست داد و در این فیلم جاودانگی هنر را هم در لایه دوم فیلم نشان می دهد
پولانسکی به علت تجاوز به یک دختر 13 ساله آمریکایی در 1978 از آمریکا اخراج شد و هنوز اجازه ورود به این کشور ندارد . در مراسم اسکار این فیلم جایزه کارگردانی اش را هریسون فورد گرفت و 5 ماه بعد به او رساند . این فیلم در دو رشته بازیگری برای آدرین برودی و فیلمنامه اقتباسی برای رونالد هاروود هم برنده جایزه اسکار شد .

فیلم مهم دیگر این مقوله از زاویه هلند ساخته شده با نام کتاب سیاه ( BLACK BOOK ) به کارگردانی پل ورهوفن هلندی با زبان مادری خودش ( هلندی ) که سازنده آثار اروتیزمی مثل غریزه اصلی 1 و شوگرلز و مسافران کشتی فضایی و مرد نامرئی است . در این فیلم نیز نگاه جنسی خود را دارد و در شخصیت دختری زیبای یهودی به نام راحیل اشتاین ( کاریس خان هوتن ) پیاده کرده که در مصیبت اشغال هلند از خصال دخترانه خود برای نجات و مصونیت استفاده می کند . البته فیلم ، فیلم بسیار خوش ساختی است . فیلمی شخصی از پل ورهوفن ولی پر از حادثه و تاثیر گذار . ده سال از عمر هنری خود را صرف این فیلم کرده و با وجود کمبود منابع مالی فراوان موفق به ساخت این فیلم شده و در نتیجه تبدیل به پرفروش ترین فیلم هلند شد . با این که پرخرج ترین فیلم هلندی نیز بود ( 17 میلیون یورو ) ولی تا 12 ژانویه 2007 یک میلیون نفر هلندی از این فیلم دیدن کردند .
البته این فیلم نامزد اسکار هم نشد ( از جانب هلند به عنوان فیلم خارجی ) ولی جایزه شیر طلایی ونیز را در 2006 به خانه برد . تفاوت فیلم با فیلمهای دیگر در نگاه بی طرفانه آن به مقوله جنگ جهانی است . دد منشی و خیانت و زور و ظلم و سیاهی را فقط در نازیها نشان نمی دهد . بلکه در انتهای فیلم این بی شرمی را به خودی ها نیز نسبت می دهد . ( فیلم قصد نژاد گرایی ندارد . )
دیالوگ جالب فیلم که به راحیل گفته می شود : اگر شما به حرف مسیح گوش داده بودید این همه دردسر نمی دیدیم و نمی کشیدیم .

فیلم دیگری که ریشه دیگر ددمنشی سپاه غرب را از زاویه مسیحیان نشان می دهد فیلم ملکوت آسمانها ساخته رایدلی اسکات است ( KING DOM OF HEAVEN )
در سال 2005 سازنده فیلم معروف گلادیاتور این فیلم را که مقطع جنگهای صلیبی را به تصویر می کشد را ساخت و پرداخت . دو قرنی که مسلمانان و مسیحیان بر سر اورشلیم مشکل داشتند . در قرن 7 این شهر بزرگ در تصرف مسلمانان بود که تا قرن 12 این تصرف ادامه داشت . مسیحیان هم آزادانه رفت و آمد می کردند . مشکلاتی موجب شد که حاکم اورشلیم دروازه شهر را به روی مسیحیان بست . مسیحیان سپاهی تشکیل دادند و به زور و با وحشی گری تمام و با گذر از دریای خون اورشلیم را فتح کردند . صد سال نیز آنان این شهر را در تصرف خود داشتند . حالا نوبت مسلمانان بود که به حق خود برسند . فردی به نام صلاح الدین ایوبی سپاهی 200 هزار نفری از کشور های مسلمان پیرامون جمع آوری کرد و اورشلیم را محاصره کرد ولی با روشی بسیار متفاوت تر از مسیحیان این شهر را تصرف کرد . تصرفی با لول و درجه کیفی بسیار کمتر از مسیحیان و تقریبا مصلحانه در راستای کرامت انسانی . اتفاقا اروپاییان را شیفته خود و اسلام کرد . البته این تصرف اورشلیم و محق دانستن مسیحیان برای زندگی در اورشلیم ادامه داشت ولی تاریخ ثابت می کند که این شهر بیشتر در اختیار مسلمانان بوده و مسلمانان ریشه ای تر و محق تر از مسیحیان برای سکونت در این محل می باشند . فیلم با اینکه داستانی آن سویی از بالدوین چهارم ( ادوارد نورتون ) پادشاه جذامی اورشلیم و تیبریاس حاکم اورشلیم ( جرمی آیرونز ) و داستان عشقی بین بالیان ( اورلاندو بلوم ) و سی بیلا ( اواگرین ) و خیانت وی به همسرش ( گی ) را نشان می دهد و سعی می کند با آن سویی ها همذات پنداری کنیم ولی حق را به مسلمانان می دهد .
فیلم پایان جالبی هم دارد . شهر اورشلیم فتح شده و صلاح الدین از مسیحیان می خواهد که بدون خونریزی شهر را ترک کنند .
طرف مسیحی : ما شما را کشتیم و اینجا را فتح کردیم . چگونه بدون انتقام به ما تضمین امنیت می دهید ؟
صلاح الدین : ما مسلمانیم و خشونت و کشتن در دین ما راهی ندارد .
با دوری از اطاله کلام و اضافه سخن قصد دارم ثابت کنم که دست دشمنان خالی است و کمی انصاف که با سخنانشان مخلوط می شود خود محکوم می شوند . پس از شناخت دشمن ضد حمله را آغاز می کنیم و خواهید دید خزانی اند که فروریختن ابهت پوشالی شان به نسیم بسنده است .
سوژه های فراوان الماس گونه در معادن معنوی داستانی فرهنگ کشورمان گوشه اش حریف همه غرب است . باید بیرون بکشیم و حقانیت خود را به رخ بکشیم . تا همه بار فشار دشمن بر گردن دولت نیافتد و نگویند انرژی هسته ای خواسته ای ملی نیست و مردم از آن حمایت نمی کنند .
همینک عقب نشینی ها را شاهد هستیم و تلاش غرب برای دیرتر سقوط کردن است و 11 سپتامبر همان بهانه ای بود که می خواست این روند را کند گرداند . وگرنه اگر غرب و آمریکا قدرتی داشتند برای بهانه جویی خودزنی نمی کردند و در حین غرق شدن دیگران را در این مرگ سهیم نمی کردند .
امیدوارم در قسمتهای بعدی تلاش خود را برای افشاگری ها بیشتر کنم و با یاری شما دوستان توطئه های آخرین و بزرگترین شیطان تاریخ را خنثی کنیم و این گونه انتقام ائمه اطهار را که بر سر به زمین آوردن حقیقت شهید شدند را بگیریم و خون شهدایی که جلوی تجاوز این ذاتا وحشی های خونریز را گرفتند تا ما در امن و امان باشیم هدر نرود .