38 - کی راست می گه ؟ کی دروغ می گه ؟ (منجی سلطه گر 11 )
در تاریخ خیر و شر زیاد بوده
هابیل و قابیل – نوح و پسرش کنعان – ابراهیم و نمرود . موسی و فرعون . محمد و ابوسفیان . علی و معاویه و البته عمرو عاص - حسین و یزید .
با مطالعه این افراد که همیشه در حال مبارزه بوده اند و هستند می توان با عملکردشان پی به شرارتشان برد . چه بسا انسانهایی که در زمان اینها می زیسته اند به خاطر وجود شرایط محیطی در راستای اهداف شیطان شروران را خیر دانسته اند و خیر را تنها گذاشته اند . در بعضی مواقع در رکاب شروران به مبارزه با حقیقت و راستی هم پرداخته اند . یکی از چیزهایی که دین اسلام به ما یاد می دهد دیدن عمل انسان هاست و نه حرف انسانها . اسلام دین تحلیل اعمال است . هیچ آیه ای ندارید که شناختن را از ظاهر به ما دیکته کند . به این دلیل است که در اسلام ترسیم ظاهر ائمه و پیغمبر اصلا سفارش نشده تا انسانها از روی اعمال انسانها پی به خوبی آنها ببرند .
در این دنیای نابسامان که فضا عوض می شود و شب و روز قاطی و بر وفق مرادشیطان . شیطان می شود فرشته نجات و منجی . شیطان خیر و صلاح خواهد دانست . شیطان خود رانماینده خداخواهد دانست .
از زبان شیطان آزادی و حقوق بشر و هر آن چه خوب است می شنویم .در عوض مخالف خود را دشمن و تروریست معرفی می کند . همان طورکه تاریکی نور فرض می شود باطل نیز حق فرض می شود .
در زمان حضرت علی ( ع) در اوج جنگ امام با معاویه که به گفته مالک اشتر نخعی در چند قدمی پیروزی بودند ، عمرو عاص، روباه مکار زمان فکری به ذهنش می رسد و قرآن ها را بر سر نیزه ها قرار می دهد. عمرو عاص خبیث چهره خیر به خود می گیرد و جماعتی جاهل را سرکار می گذارد . عده ای امام را به واسطه این ترفند تنها می گذارند . حتی به حرف امام هم گوش نمی دهند و در تاریخ ثبت شده که از این تاریخ به بعد گروه خوارج امام را کافر و بی دین هم می پندارند و حتی پس از شهادتش اعلام می کنند که امام نماز هم نمی خوانده است در حالی که امام ناطق قرآن بود و همه اسلام زمان خود بود کنارش گذاشتند و به جوهر و مرکب و جلد مادی قرآن گرایش پیدا کردند . نتیجه این جهل و نشناختن عمیق دین و انسانهای صالح موجب تقابل شد و امام به شهادت رسید . این شبها شبهای احیا و شبهای شهادت این امام بزرگوار است . شبهایی که عدم تشخیص و تمیز و ظاهر بینی برای بشریت دردسر ساز شد و دوباره سالیان سال رسیدن انسان را به خداوند عقب انداخت . در دنیای امروز هم شیطان به گونه های مختلف چهره خیر می گیرد و به این بهانه کشور ها را ویران می کند و این اعمال زمانی رخ می دهد که شیطان فضا را با تبلیغ برای خود آماده کرده باشد . به خاطر این است که باید به امورات پیرامون خود عمیق نگریست و فریب ظواهر را نخورد تا در جنگ حق و باطل مخلوط شده بتوان تشخیص داد که کدام راست می گویند . به راستی چقدر دنیا جاهل می شود که جنگ های خانمان سوز را به عنوان جنگهای مقدس در راستای آزادی باور می کند ؟ در حالی که همه انسان هستیم و اصولا و ذاتا هیچ دشمنی بین انسان ها وجود ندارد .جالب تر این که شیطان می شود خیر و شرارت برای خیر باقی می ماند .
در زمان پیغمبران همه پیغمبران به عنوان یاغی شناخته می شدند و همیشه مورد تعقیب قرار می گرفتند و مردمان جاهل هم می پذیرفتند . امروزه نیز چنین است همه نسبت های بد به انسان های خوب داده می شود و همه نسبت های خوب به انسان های بد . .پس باید چهره کریه شیطان را از لابلای آرایش ظاهری بیرون کشید و این کار اسلام است . آمریکا شکنجه می کند و می جنگد و نسل می سوزاند ولی مدافع حقوق بشراست ولی برای ایران قطعنامه ضد حقوق بشر صادرمی کنند .

تغییر چهره ( FACE OFF )
در این فیلم که ساخته جان ووی قهار است به معنای واقعی شما مفهوم اختلاط خیر و شر را مشاهده می کنید . یک پلیس که سال ها پیش فرزندش به دست تروریستی کشته شده است حالا فرصتی یافته که بتواند انتقام خود را از آن تروریست بگیرد . چند سالی از آن روز گذشته و حالا تروریست ( نیکلاس کیج ) بمبی را در کلیسایی کارگذاشته است . در عملیاتی این تروریست دستگیر می شود . پلیس( جان تراولتا ) برای نفوذ بر گروه شروران طرحی به ذهنش می رسد که در آن چهره تروریست را بر می داردو به صورت خود می زند . پلیس با چهره شرور به جمع دوستان نفوذ می کند .از این سو تروریست به هوش می آید و خود را صورت کنده می بیند ولی با اجیر کردن دکتر صورت پلیس را به خودش می زند و بعد دکتر را می کشد و حالا آغاز ماجراهای جالب . پلیس در دام خودش گرفتار می شود و مورد آزار تروریست قرار می گیرد . هر کاری دلش می خواهد تروریست به اسم پلیس انجام می دهد و پلیس چون چهره اش شرور است با ید فرار کند . هیچکس جز خود دو نیروی خیر و شر از حقیقت خبر ندارند . به واقع در دنیای امروز هم چنین است تا لحظه آخر ممکن است کسی از ماهیت دو نیرو خبر نداشته باشد چون تبلیغات طرفدار شر است و مخالف خیر ولی در حقیقت این دو با هم آگاهانه می جنگند . اگر نیروی خیر قدرتش کم و فرسوده شود نه تنها موفق نخواهد شد بلکه نامش به بدی هم یاد خواهد شد و این است دلیل پیروز نشدن پیغمبران . چون کفار زمان با هیاهو و جنجال حرف حقشان را پوشش می دادند . البته اسلام برای این حالت راهکار پیش بینی کرده است و دفاع و مقاومت و شهادت را تجویز می کند و در ضمن با مطالعه دقیق اسلام ناب می توان با دیدن اعمال انسانها پی به ذات حقیقی آنها برد که خب باید مومن بود و ظاهر بین نبود . رمز موفقیت اسلام این است که ضربه می زند ولی ضربه نمی خورد .

( نماد های یینگ و یانگ از اختلاط خیر و شر می گویند )
در فیلم تغییر چهره تماشاگر هم گیج می شود و این هدف فیلم است که به ما ثابت کند که نباید به چهره اکتفا کرد . ما باید آدم بد را با عملش بشناسیم و نه با چهره اش . در صحنه آخر که جنگی بین خیر و شر مثل آخر الزمان به تصویر کشیده شده است پس از اینکه شر شکست می خورد صورت خیر را خراش می دهد تا کینه آخر خودرا خالی کرده باشد برای تشخیص خیر از شر نباید به حرف آنان گوش داد باید اعمال آن ها را نگریست .
در زمان اختلاط خیر و شر بیشترین انرژی خیر این است که خیر بودن خود را ثابت کند و این کار سختی است . اصولا بزرگترین وظیفه ما در ایران اسلامی این است که تلاش کنیم حقانیت خود را ثابت کنیم . نشان دهیم که خیر بودن به حرف زدن نیست و به عمل است و دنیا را به این باور برسانیم . اگر کاری نکنیم شروران بلاها را بر سر ما خراب خواهند کرد و محکوم به از بین رفتن هم خواهیم شد . اینجاست که صراحتا و بدون هیچ رودرواسی لعنت بر خائنینی می فرستیم که تریبون در دست می گیرند و در راه مخدوش کردن چهره ایران تلاش می کنند و با سیاه نمایی ها و اراجیف غیر حقیقی شان دل دشمنان خبیث و ضد بشر را شاد می کنند و راه و روش آنان را تایید می کنند . پس باید در راه کنار زدن غیر ایرانیان مدعی ایرانی بودن و ساکت کردن هیاهوکنندگان وطن فروش جهاد کنیم . این مبارزه علیه خراب کنندگان اسلام و ریاکاران سست عنصر هم باید اعمال شود که با وجود شیطانی خویش چهره خشن و کریه از اسلام به نمایش می گذارند و مردم را از گرایش به این کامل ترین دین انسانی فراری می دهند . در اینجاست که روایت کف روی آب را دوباره متذکر می شویم که از بزرگی و ابهت شروران نترسید . به واسطه غفلت ما از خود بزرگند و چهره کریه خود را با سخنان خیر توجیه می کنند . جهان خواری آمریکا در این راستا است که خوبی ها را بمکد و مصرف کند و مال خود کند . در گفتن حرف حق اول باشد و دیگران را به ناحق بودن متهم کنند . روزی این مبارزه به پایان خواهد رسید که شرور بودن شیطان و خیر بودن حق را ثابت کنیم و طبق روایاتی آن روز شیطان خواهد گفت من شیطانم .

مر د عنکبوتی ( سام ریمی ) SPIDER MAN
مرد عنکبوتی و چند کاراکتر دیگر برگرفته از کمیک استریپ های مارول از آثار استن لی هستند که زمانی در دهه 40 در آمریکا و در مجلات چاپ می شده تا مردم آمریکا را با اسطوره های خیالی به اعتماد به نفس برسانند . در دورانی که هالیوود احساس کرد که از لحاظ اسطوره کشورش دچار کمبود است به واسطه سینما و دستاورد های شگفت انگیزش این قهرمانان را زنده کرد و به آنان متوسل شد . در این فیلم ها به هر ترتیبی که شما فکرش را بکنید آمریکا سعی دارد که خود را ابر قدرت مصلح دنیا نشان دهد و دنیا را در برابر خودش خلع سلاح کند و خود را منجی دنیا و امید مستضعفین جهان معرفی می کند . با این ترفند آمریکا دست پیش می گیرد که پس نیافتد . مقوله منجی گری برای شرق است ولی آمریکای جهان خوار آن را هم به اسم خودش می آورد تا همه چیزرا مال خود کرده باشد . آمریکا با این فیلم ها قهرمان پروری می کند و تاریخ سازی انجام می دهد . هدف این است که همه چیز را به خود نسبت دهد تا جوان شرقی برای اسطوره های میهنش به سراغ آمریکا برود . با این که این فیلم ها از مفاهیم شرقی استفاده می کند وخود مفاهیم شرقی کتمان کننده غرب است ولی آمریکا با تحریف واقعیات و جنجال آفرینی ، این مقولات را غربی می کند در نتیجه شما وقتی این فیلم ها را می بینید به این نتیجه می رسید که آمریکا معصوم است . از بی عدالتی در دنیا ناراحت است . به فکر ضعیفان است . دشمنان جاهل فراوان دارد . قدرت مظلوم است . نماینده خداوند است و رسالت دارد . قدرتش خدایی است . خود را جار نمی زند همه چشم امید به او دارند .بر قدرتش کنترل دارد چون باد آورده نیست . حالا خود شما قضاوت کنید . آیا آمریکا اینها هست یا نه ؟در عوض در فیلم شرور اصولا سیاه پوستان و زرد پوستان و شرقی به تصویر کشیده می شود که نیروی شیطانی دارد . هدفش به هم زدن دنیا است خرابکاری می کند . خراب کار مذکور ترو خشک را با هم می سوزاند . از خودش چیزی ندارد و سلاحش دست ساز و در نتیجه استثمار به دست آمده . از سلاح در جهت سرکوب بشر و تهدید بشر استفاده می کند .بر سلاح خود کنترل ندارد . ممکن است از دستش خارج شود . محبوب نیست . خود را جارمی زند و به زور می خواهد دنیا از او بترسد و دنیا را تحت کنترل خود قرار بدهد .
( خداییش این بیشتر به آمریکا نمی خورد ؟ )
کمیک استریپ ها زیرکانه از اسطوره های شرقی استفاده می کنند . چه بسا از قرآن ما نیز بهره می گیرند . چون در داستان پیغمبران هم خدا پس از آزمایشات گوناگون رسالت و ماموریت را به لایقین زمان می داد و در دستانشان هم قدرت های خارق العاده به نام معجزه قرار می داد . کمیک استریپ ها هم این اسکلت بندی را دستمایه کار خود قرار می دهند و اذهان را تسخیر می کنند
درفیلم مرد عنکبوتی پیتر پارکر پسری است مظلوم که به طرز جالبی پس از نیش عنکبوت خصلت عنکبوتی پیدا می کند و دارای قدرت عجیبی می شود که با آن می تواند از دیوار راست بالا برود و تار انداخته و از این سوی شهر به سوی دیگر با سرعت سرسام آور برود . پیتر متوجه می شود که در دنیای ناعادلانه ای زندگی می کند و مردم به او احتیاج دارند و این باعث می شود که رسالت خود یعنی نجات انسان ها را آغاز کند ( پیتر پارکر ( توبی مگوایر ) مظلوم انتخاب می شود تا این قضیه معصومیت القا شود . ) از این سو شروری به نام گرین گابلین ( ویلیام دافو ) است که از امکانات ارتش استفاده غلط می کند و می خواهد دنیا رانابود کند و مرد عنکبوتی باید دنیا را از این بلا نجات دهد و این دو در برابر هم قرار می گیرند . یکی از کار های نیروی شیطانی گیج کردن خیر است . مثلا در صحنه ای گرین گابلین به طورهم زمان دختر مورد علاقه پیتر و تراموای حامل کودکان را از بالای پل به سمت پایین پرت می کند که البته پیتر از نجات هر دوی این ها فارغ می شود . در مرد عنکبوتی 2 در صحنه ای شرور آن فیلم یعنی دکتر اختاپوس ( آلفرد مولینا ) ترمز قطار را بر می دارد تا مردمان ازبین بروند و پیتر آن ها را نجات می دهد . چون یکی از کار های شیطان این است که مردمان حامی نیروی خیر را بلا می دهد تا خیر حامیان خود را از دست بدهد ولی منجی به خاطرقدرت فراوانش این مصیبت ها را با قدرت خنثی می کند .
در قسمت دوم قدرت مرد عنکبوتی به طور موقت سلب می شود تا وی به غرور کاذب نرسد و پیتر هم از وظیفه سنگین منجی گری خسته شده است و لباس عنکبوتی را نیز در سطل آشغال می اندازد تا بتواند مثل بقیه زندگی راحتی داشته باشد ولی چه بسا وجدان دردگرفته و دنیا را نیازمند خود می بیند و به رسالت خود بر می گردد . البته سکانس آخر فیلم شماره یک هم روی این مسئله کار می می کند که تا آخرین لحظه به شیطان رحم نکنید چون او آخرین ضربه را هم خواهد زد .
فیلم به ظاهردر زمینه نشان دادن منجی گری می تواند موفق شود . ولی اصولا فلسفه غرب در زمینه تفهیم معنویت این موضوع لنگ می زند چون برای او نیست و اگر به معنای واقعی نمود پیدا کند نقطه مقابل خود غرب خواهد بود . پس آنها هیچگاه منجی گری را حلاجی نخواهند کرد و مردم دنیا را با جنبه های سرگرمی این قضیه مشغول خواهند کرد . در نتیجه منجی غرب می شود مرد عنکبوتی که نجات دادنش مثل آتش نشانی هاست و بلا ها نیز در حد آتش و آب است و این همه نسل کشی و خرافات که انسان ها را در بند کرده به عنوان بلا مطرح نمی شود . البته کارگردان تلنگر های سیاسی خود را نیز می زند این که دنیای تاریک خود آمریکا ست و مرد عنکبوتی از تبعیض و بی معرفتی و فساد مردم آمریکا دل آزار است و در برابر موجود شریر آمریکایی قرار می گیرد . در ثانی فیلم پیام مهم دیگر هم دارد . شما اگر بدون تعصب و با منطق به دیدن این فیلم بپردازید شاهد خواهید شد که کارگردان تمام خصلت های شرارت و خیر را گونه ای به تصویرکشیده که فقط کافی است شما موجود شریر و خیر زمان خود را بشناسید و با این خصلت هاتطبیق دهید . شاهد خواهید شد که تمام تعاریف فیلم از موجود شرور به آمریکا می خورد و تمام صفات نیک به دشمنان آمریکا می خورد . ( کشوری که قرار است پوزه آمریکا را به خاک بمالد )
در خوشبینانه ترین حالت هم شما نمی توانید مرد عنکبوتی را به آمریکا نسبت دهید . البته یک خصلت شروران و قدرت طلبان در این فیلم خوب کار شده که شروران دوست دارند منجی باشند . دوست دارند محبوب باشند ولی چون نیستند و انتخاب نشده اند به زور متوسل می شوند و فیلم کلا به زور می خواهد چهره ای منجی گرانه از آمریکا نشان دهد . امریکا هم دوست دارد مردم دنیا دوستش داشته باشند . شاید از روی ایجاد جذابیت های کاذب و یک سری لذت های دنیوی برای انسانهای سست عنصر و جاهل دوست داشتنی باشد و اگر دقت کنید دائما سخنان خود را در لفافه ای از لذت و عشق و حال و آزادی روابط بین دختر و پسر از نوع بی بندوباری را متذکر می شود که دل ببرد و خود را محبوب کند .
ولی آنان که خارج از غار افلاطون به این قضیه می نگرند چنین مقوله ای را باور نمی کنند .
بازم ادامه دارد ( فکر کنم به نیمه راه رسیده باشم . همراه باشید و کمک کنید )
تقریبا مقالات من داره به تاریخ می پیونده . مثل اینکه زین پس پخش زنده نابودی شیطان را خواهیم دید . به مقاله ای از نظرات کارشناسان مختلف توجه کنید که تجزیه و نابودی اقتصاد و جغرافیای آمریکا را به صورت علمی پیش بینی کرده اند . قابل توجه کسی که تایتانیک را فیلمی سرگرم کننده می دانست اینکه در این مقالات از تایتانیک به عنوان نمادی از وضعیت انتهای امپریالیسم نام برده شده
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806180389