35 - غار افلاطون 2 ( منجی سلطه گر 9 )

فیلم بسیار جالب دیگری که وضعیت اسف بار افکار عمومی جوامع بی هویت را نشان می دهد سیمون نام دارد ( SIMONE ) . کارگردانی به نام ویکتور تارانسکی ( آل پاچینو ) در حال ساخت فیلمی است . ستاره فیلم ( وینونا رایدر ) از این که می بیند هتل مجلل برای او تدارک ندیده اند گروه فیلمبرداری را ترک می کند و کارگردان که فیلمش رو هواست دچار مشکل می شود . وی دختر خلاقی دارد که با کامپیوتر و محیط انیمیشن سازی ستاره ای مجازی تولید می کند و نامی برگرفته از لغت SIMOLITION به معنای شبیه سازی برای او انتخاب می کنند .
سیمون مجازی در فیلم بازی می کند و خیلی زود معروف هم می شود . به حدی که محبوبیتش خود کارگردان را هم ناک اوت می کند . همه جا از کارگردان سراغ سیمون را می گیرند ولی سیمونی در کار نیست و به بهانه هایی مردم پیچانده می شوند . سیمون فقط در تصویراست که دیده می شود و کم کم مردم شک می کنند که فریب خورده اند و این واقعیت ، حقیقت ندارد .
ولی در اقدامی متبحرانه سیمون به صورت سه بعدی خلق می شود و روی سن روبروی حضار ظاهر می شود و شک ها بر طرف می شود و سرودست است که برای سیمون شکسته می شود . این فرهنگ در ایران ما هم نفوذ کرده است و فقط مختص آمریکا و .. نیست .
( لازم به ذکر مکرر است که مباحث اینجانب در مورد فرهنگ شیطانی و عواقب آن است و فقط نشانه روی به آمریکا نیست . انسانهای قدرت طلب و بی هویت و زور گو و شیطانی همه جا یافت می شوند . آمریکا و منبع فرهنگی اش نماد این آدم ها محسوب می شود . بررسی انسانهای نزدیک تر را به خود مخاطب می سپارم )
چه هیجاناتی که سر هیچ تخلیه نمی شود . چه جونم فدات هایی که نثار ستاره های پوشالی نمی شود . به نظر شما بشر امروزی و قرن بیست و یکمی که به قول برخی مدرن است بت پرست و جاهل نیست ؟
( شنیدید می گن عقل مردم به چششونه ؟ همینه دیگه ! )
به طور کلی خود ایالات متحده آمریکا ابهت خود را در این راستا به دست آورده است و نظام پوشالی خود را بر پایه فنداسیون های کم عمق بنا کرده است و سقوطش به نسیمی بسنده است . عاقبت دوری مردم از معنویات این است که نوکر مادیات خواهند شد . به طور کلی مردم آمریکا مردمی غارنشین خوانده می شوند که از دنیای بیرون اطلاعات کمی دارند و سرگرم اتفاقاتی هستند که برای آنها خلق می شود .
ام نایت شیامالان ، فیلمسازهندی تبار هالیوود در فیلم دهکده (THE VILLAGE) همین مقوله را بررسی می کند . داستان روستایی را به تصویر می کشد که با مدیریت کدخدا مردم را می ترسانند و از دنیای خارج دور کرده اند و با خلق غولهای ترسناک در جنگلهای اطراف دهکده مردم را محدود به داخل دهکده کرده اند .
استیون اسپیلبرگ در این مقوله نیز اثر قابل توجهی دارد با نام اگه می تونی منو بگیر ( CATCH ME IF YOU CAN)
کشور آمریکا قهرمانی داشته به نام فرانک آباگنیل که شغلش کلاهبرداری بود . این فرد از ابتدای جوانی به جان مردم افتاد و خود را جای هرکه خواست زد و پولها زد و میلیونر شد . هیچ کس هم نفهمید .
استیون اسپیلبرگ باز از داستان زیبای این کلاهبردار استفاده بهینه می کند تا انتقاد بزرگ خود را از بشریت و مخصوصا جامعه آمریکا بکند ( اسپیلبرگ متخصص استفاده بهینه از عناصر سینمایی است و این تخصصش در جلوه های ویژه نیز بیداد می کند )
در این فیلم لئوناردو دی کاپریو نقش فرانک را دارد و تام هنکس نقش پلیسی که در تعقیب و دستگیری وی دائما عقب می افتد و حتی پیچانده هم می شود . فرانک خلبان و وکیل و دکتر و .. می شود . دل دختر ظاهر بینی را می برد و پول می زند و با اعتماد به نفسی مثال نزدنی به راحتی نیز گیر نمی افتد . کارل هنری ( تام هنکس ) مثلا نماد صداقت است و فرانک نماد فریب . در طول فیلم دائما فریب ، صداقت را شکست می دهد . در صحنه ای حتی کارل با فرانک روبرو هم می شود . فرانک دزد اعلام می کند که خود به دنبال فرانک است و به راحتی کارل پلیس باور می کند . البته این فرانک نیست که زرنگ است . دراین فیلم مسابقه ای هست به نام راستشو بگو. از فرانک می پرسند که چرا از راه قانونی کار نکردی؟ می گوید : چون از راه غیر قانونی بهتر و راحتتر پول در می آوردم . در صحنه جالب دیگری قرار است چکی را خورد کند و تحویلدار دختری است ذوق مرگ . همینکه دختر کمی به جعلی بودن چک شک می برد . سریع فرانک به دختر می گوید که شما خیلی چشمان زیبایی دارید . دختر سرگیجه می گیرد و چک را بدون توجه به جعلی بودنش خورد می کند . ( خواهشا خانم ها از سخنان من ناراحت نشوند . این مثال جهل مونث بود . در مردان هم جهل مربوط به خودشان زیاد وجود دارد که به دلیل ذیق وقت نمی گم . انقده زیاده که نگو )
صحنه های جعل چک نیز خیلی جالب است . مثلا اینکه 2 را به 12 تبدیل می کند تا چک به بانک ایالت دوری برود تا زمان بررسی چند هفته ای طول بکشد و وی بتواند به راحتی به هدفش برسد .
صحنه خواستگاری جالبی هم دارد . به خانه دختر مورد نظر می رود . خود را دانشجوی برکلی معرفی می کند . اتفاقا پدر زنش در این دانشگاه درس خوانده و سریع از فرانک حال سگ یکی از دوستان را می پرسد و فرانک هم سریعتر با احتساب چند سال گذشته بودن این قضیه می گوید که سگ فلانی پارسال مرد و با این سرعت فریبکاری و به قول ما ایرانیا خالی بندی ، اعتماد پدر زن آینده را جلب می کند . فرانک به زندان می افتد و آزاد می شود ( 1974 ) . بعدها وارد FBI می شود و کارشناس جعل اسناد می شود .
این مردم جاهل هستند که باور می کنند و هر آنچه می بینند را می پذیرند . همینکه لباس دکتر می بینند تمام بدن خود را در اختیار دکتر قرار می دهند .
( شنیدید که می گن تو این دنیا باید کلک بود و کسی برای صداقت تره خورد نمی کنه ؟ این همان مسئله ای است که جا انداخته شده است و مردم را از زندگی صادقانه دور کرده است و جماعت زیادی را به سمت ریا و تظاهر می کشاند . ولی می توان با دانستن زیاد و تلنگر زدن به یکدیگر و یافتن راه راست و مطالعه حقیقت و اسلام از جهل خارج شد و زندگی توام با صداقت را تجربه کرد )
به قول حاج آقا قرائتی : مردم وقتی مریض می شوند به دکتری که معلوم نیست چقدر تخصص دارد اعتماد می کنند و هر آنچه می گوید را گوش می دهند ولی به روحانی که 70 سال علوم اساسی و قرآنی را مطالعه کرده اعتماد نمی کنند تا از لحاظ معنوی سعادتمند شوند و مریض نشوند .
جمله جالب دیگری هم که در این راستا خوانده ام این است : باور مردمان امروز شگفت انگیز است . وقتی به مردم گفته می شود که کره زمین جزو منظومه ای است که ملیونها منظومه دیگر کنارش است و کهکشان راه شیری را تشکیل می دهند و میلیاردها کهکشان مثل راه شیری هم در فضا موجود است باور می کنند ولی وقتی با دوستان به پارک می روند و می بینند که روی نیمکت نوشته شده دست نزنید تازه رنگ شده است شک می کنند و دست می زنند تا تازه رنگ شده بودنش برایشان ثابت شود .
یکی از مشکلاتی که من دارم این است که در کشور ما هم مدیرانی هستند که می خواهند این فرهنگ لباس را جا بیاندازند . اسلام دین یونیفورم و ظاهر نیست . اسلام دین ذات انسان هاست . بیاییم دست به دست هم دهیم و با غربی شدن فرهنگمان مبارزه کنیم . نگذاریم روابط انسانها بر مبنای کارت شناسایی و مدرک و .. باشد . در مدینه فاضله ای که در ذهن خود ترسیم کرده ام به قدری صلح و نزدیکی بین انسانهامی بینم که ظاهر بینی و عقل در چشمی جایی ندارد . نباید به ظاهر افراد قضاوت کرد . نباید گذاشت جامعه محل جولانگاه انسانهای ریاکار و شیاد و جاعل اسناد شود .
به قول یکی از منتقدین : مردمان امروز به طرز عمیقی سطحی هستند .

شهر تاریک ( DARK CITY ) الکس پرویاس
این فیلم به طور کامل دنیای غار افلاطونی ما را نشان می دهد . البته تاریک هم نشان می دهد که همه شرایط دنیای غار افلاطونی را به ما نمایش داده باشد .
مردم این شهر دائما در تاریکی هستند و کسی هم کنجکاو نیست که چرا شهرشان دائما تاریک است . شهر را باندی شیطانی تحت سلطه دارند . برای این که مردم شهر در جهل بمانند و کنجکاو حقیقت نشوند هر 12 ساعت یک بار مغز مردم را فرمت می کنند . همان کاری که بر سر 6 میلیارد انسان روی کره زمین می کنند ( راه انداختن جنگ هر چند سال یک بار ) . در این شهر وقتی مردم خوابند خانه ها جابجا می شوند . نقش ها عوض می شوند . آدمها جابجا می شوند و کارگاهی هم ساخته شده است تا خاطرات جدید برای 12 ساعت زندگی جدید مردم خلق شود تا متوجه گذشته خود هم نشوند . برای تسلط به این دنیا از علم دکتری به طور غیر قانونی استفاده می کنند و به زور او را اسیر خود کرده اند . مردم شهر تاریکی را قبول کرده اند و شکوه ای ندارند . همان دموکراسی که غرب تبلیغ می کند . در دنیای تاریک از مردمان جاهل شکوه ای صورت نمی گیرد .
انقلاب مردم ایران نشانه بیداری و بلوغ فکری مردم ایران بود . خدا این عنایت را به هیچ کشوری جز ایران نداده است . جنگ ها و تحریم ها و موج سبز ها برای منهدم کردن این بیداری خلق می شوند . که البته همه به گور می روند . به خاطر این است که حضور گسترده در انتخابات و انتخاب قاطعانه مرد اصلح ایران زمین حکم سیلی برای مردمان جاهل را دارد و آنها را عصبانی تر و خشن تر می کند .
قهرمان شهر تاریک پسری است که به خواب نمی رود . پس حقیقت ماجرا را خبر دارد . به چشم خویش به خواب رفتن مردم و جابجایی ساختمان ها را می بیند . این جوان قدرت خدادادی نیز دارد . حکم آنتی ویروسی است که ویروس حریفش نمی شود . این جوان هم می تواند نماد انسانهای مومنی باشد که هر آنچه جاهلان نمی بینند را می بینند . همان چشم بصیرتی که در دین ما زیاد مطرح می شود که خدا به هرکسی نمی دهد . البته برخی ظاهر خود را شبیه این مردمان می کنند و با تیپی خاص می خواهند به این مرتبه از لیاقت دسترسی پیدا کنند که خب باید شناخت . هرکسی چشم بصیرت ندارد .
آخر فیلم شهرتاریک نیز مبارزه خیر و شر است و رسیدن به ته دیوار غار افلاطون و ورود نور حقیقت و روشنی و ...
( در اینجاست که نگرش وسیع و بلند نظرانه رهبر فرزانه انقلاب را بهتر متوجه می شوید که چرا دائما از وجود دشمنی جهل ساز خبر می دهد و ۲۰ سال است که ما را متوجه دشمنان می کند و اینکه چرا ایشان از خواب بودن مردم دنیا سخن می گوید . چرا از بیداری جهان اسلام سخن می گوید . چرا انقلاب ما بر سر این روشنگری ها دارد هزینه پرداخت می کند و چرا به انقلاب ما انفجار نور در تاریکی می گویند . )
نمایش ترومن ( TRUMAN SHOW ) ساخته پیتر ویر
تفاوتی که این فیلم با فیلمهای قبلی دارد این است که همان غار افلاطون است ولی کمی متمایل به حقیقت .
عده ای این فیلم را فلسفی هم دانسته اند . بیشتر در مورد انسان صحبت می کند که حکم مخلوقی زیر نظر خدا فعالیت می کند . البته در اینجا نیز یک انسان بر انسان دیگر تسلط دارد ولی این انسان مهربان تر است . دنیای جذاب و روشنی خلق کرده است .
ترومن مردی است که از بچگی در این شهر بزرگ زندگی کرده و اصلا خبر ندارد که این شهر تحت نظر است و محدود است و البته توسط چند هزار دوربین تحت نظر است . دوربین هایی حتی پشت شیشه کیلوتر شمار ماشینش . این بچه که تمام زندگی اش به صورت زنده برای مردم جهان پخش می شود به مرور به اشتراکاتی و نشانه هایی دست پیدا می کند که او را از نگاه سطحی به نگاه بلند نظرانه ای هدایت می کند . کنجکاوی وی کار دست کارگردان ( اد هریس ) می دهد . ترومن می خواهد از دریا عبور کند و به ته دنیا برسد و جسارت می کند . طوفانها و موانع ایجاد می شود تا وی نرسد و چون به اعتقاد راستینی رسیده است می رسد . به دیواری میرسد که رنگ آسمان دارد و درب خروجی که به اتاق رژی ختم می شود
فیلم دیگری هم هست که خیلی اساسی تر و جالب تر این مقوله را بررسی می کند و آن عجیب تر از خیال ( STRANGER THAN FICTION ) است ساخته مارک فارستر و با بازی ویل فرل . داستان مردی که زندگی روزمره ای دارد و نواهایی می شنود و به مرور متوجه می شود که کاراکتر داستانی در حال نوشته شدن است و به مرور با نویسنده ارتباط برقرار می کند و قرار است سرنوشتش که مرگ است را عوض کند
کارتون جالب بسیار دیدنی هم که وجود دارد کارتون هورتون است . داستان فیلی دست وپا چلفتی که صداهایی از گرده گلی می شنود و به مرور می فهمد که داخل گرده شهری وجود دارد و شهردار و مردمانی در آن زیست می کنند . این دو دنیای متفاوت بر هم تاثیر می گذارند و با هم ارتباط برقرار می کنند . در انتهای فیلم ، دنیای خود فیل هم زیر مجموعه ای از دنیای دیگر نشان داده می شود به مانند همان گرده. به طور کلی ما باید دائما به این مسئله توجه کنیم که استقلال فکری داریم و یا در اسارت تفکری سلطه گر هستیم ؟ اتفاقاتی که این روزها ایران را فرا گرفت و عده ای زخمی و کشته شدند و اندکی بحران را نیز ایجاد کرد همه در راستای همین غار افلاطون بود . اینکه عده ای به مانند دکتر احمدی نژاد اعتقاد دارند دنیا اسیر دست صهیونیست است و کشور ماست که آزاد است وو در این راه مبارزه می کند و عده ای فکر می کنند دنیا آزاد است و به قول سردمداران غربی ما هستیم که تحت تسلط مقامات ایران هستیم و باید از زیر یوغ مقامات دیکتاتور ایران خارج شویم .
یوسف پیامبر جمله جالبی داشت . روزی که یوسف به زندان افتاد یوسف می گفت که من در زندان آزاد ترم . بیرون با همه خوبی ها و جذابیت ها و امکانات حکم زندان و محدودیت دارد ولی اینجا با همه بدی ها و سختی ها احساس آزادی بیشتر را برای من خلق می کند .
در این راستا حجاب هم بررسی می شود . عده ای از بانوان حجاب را مصونیت و آزادی مطلق و اعتماد به نفس می پندارند و کشف حجاب را اسارت شیطان و خودنمایی و محدودیت . عده ای حجاب را محدودیت و کشف حجاب را آزادی و بلند نظرانه و متمدنانه می دانند .
اگر با دیدگاه اسلامی به این قضایا نگاه کنیم جامعه آمریکا اسیر ترین و محدود ترین جامعه دنیا محسوب می شود . متفکرینی هستند که اذعان دارند جامعه آمریکا حکم زندانی بزرگ دارد که مردمانش به خاطر بزرگی آن اسارتشان را حس نمی کنند . قوانین خشک و ماشینی و نظم افراطی و تکنولوژیکی قدرت بروز احساسات انسانی را از این مردم گرفته است . اشتباه است که برخی در ایران این نوع نظم زندان گونه را برای کشور اسلامی ایرانی ما نیز تجویز می کنند . مثلا کارت شناسایی و یونیفورم و ورودی خروجی و اثر انگشت و جدیدا اثر عینبیه چشم و دوربین مدار بسته و ..... همه در جهت زندانی کردن مردم به کارمی رود . در همین جامعه آمریکا بعد از حوادث 11 سپتامبر 300 هزار نقطه آمریکا تحت نظر شدید است تا مثلا امنیت برای مردم حفظ شود . شنود تلفن های مردم . نفوذ به فی خالدون زندگی مردم همه در جهت محدود کردن انسان به کار می رود و دور کردن او از دنیای بیرون . بعد از این حوادث قانونی تصویب شد به نام قانون وطن پرستی که طی آن آدم های مشکوک کاملا تحت کنترل قرار بگیرند و حتی کتابهایی که می خوانند نیز بررسی می شود . در انگلیس میلیون ها دوربین فیلمبرداری مردم را تحت نظر دارند تا نظم بریتانیایی خودشان را حفظ کنند . مردم آمریکا برخلاف نخبه هاشان بسیار کوته بین تر هستند . تا قبل از جنگ عراق IRAQ را با IRAN اشتباه می گرفتند . شاید ما نام کوهها و ایالات آنها را از بر باشیم و دانستن نام آهنگ های مدونا را مهم بدانیم ولی آنان از ما هیچ چیزنمی دانند . این دلیل بر عقب افتاده بودن ما و پیشرفته بودن آنها نیست . مردم آمریکا بی خبرند . این مردم آمریکا هستند که هر آنچه خواسته شود را می شنوند . هر آنچه تمایل داشته شود را می بینند . اتفاقا خرافاتی ترین مردم دنیا را آمریکا دارد . اعتقاداتی که آنان به آخر الزمان دارند بسیار بیشتر از ماست . آنهم آخرالزمان خون و خونریزی و آرماگدون وخرافاتی و این نشان از مذهبی تر بودن مردم این کشور نیست . ( اتفاقا فرق مومن با مذهبی صرف هم این است که مومن واقعی وسیع تر فکر می کند و خارج غار افلاطون را می بیند و لی آدم های مذهبی صرف و اعمال کنندگان فقط پوسته دین ، کوته بین تر هستند و در زمان ممکن در برابر دین نیز می ایستند . چون دین ناب اسلام فراتر از تصورات آنان است ) . روزانه صدها کانال تلویزیونی درونیات مردم آمریکا را مسخ می کنند و شستشوی مغزی می کنند . سال 1994 که جام جهانی فوتبال در این کشور برگزار شد نصف مردم آمریکا خبر نداشتند که در کشورشان جام جهانی است . بیشترین سانسور های خبری در این کشور رخ می دهد . مردم آمریکا دائما از حقیقت دور نگه داشته می شوند . خوشا به سعادت مومنین واقعی که حقیقت را می بینند و اسیر و مسخ واقعیت نیستند . همیشه شادند و اضطراب در وجودشان جایی ندارد . اگر مردم به اسلام ناب چنگ بزنند مطمئن باشید با تبعیت از راه قرآن و ائمه در فرصت اندکی هم خود از غار افلاطون خارج می شویم و هم مردم دنیا را خارج خواهیم کرد و زندگی اصلی بشریت آغاز خواهد شد .
- متاسفانه دانشگاه به هدف تحصیلات عالیه و پیشتازی علم درست شده است ولی هم اکنون به سان غار افلاطون دانشجویان حقیقت را در محدوده ای بسته حبس کرده است و عدم ارتباط با حوزه و وجود اساتید سکولار و غرب گرا باعث شده که حرکت و خروجی چشم گیری از این نهاد شکل نگیرد . امام خمینی (ره) همه تحولات را از دانشگاه می پنداشت ولی همینک دانشگاه به جولانگاه بی خردانی تبدیل شده است که می توان بدون درس خواندن و پژوهش نکردن ، فارغ التحصیل شد و توهم سواد به دست آورد و در همان سال اول به فعالیت های سیاسی مشغول شد . به این دلیل حرکت های سیاسی دانشجویان بیشتر از شعور در شور خالی خلاصه می شود و سطحی نگری در این نهاد عالیه بیداد می کند و متاسفانه حرکتهایی سازمان دهی شده سعی دارد سکان مدیریت کشتی مملکت را هر طور شده به این نهاد بسپارد و معیار سطح دانش ، مدرک چنین محیطی ملاک شود . متاسفانه ذهنیت دانشجویان به قدری تن پرور و کنسرو خوار شده که مباحث کمی پیچیده سرگیجه را برایشان خلق می کند . دانشگاه نیز نیاز به تحولات اساسی و بت شکن علمی دارد تا هم نظم نوین جهانی شیطانی آن در هم بشکند و هم دانشجویان از غار افلاطون خارج شوند و علم و دانش به ارزش بایسته سابق خود برگردد و روزی برسد که خروجی های بزرگی مثل ابوریحان و ابو علی سینا داشت که علم را ارتقا دهند و نه اینکه دنباله رو کورکورانه دشمنان انسانیت شوند .
آن کس که بداند و بداند که بداند / اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند / بیدارش نمایید که بس خفته نماند
آنکس نداند و بداند که نداند / لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند / در جهل مرکب ابدالدهر بماند
در ضمن خطاب به دوستان و یاران / سری متون منجی سلطه گر بازم ادامه دارد
- اگر در بعضی مواقع می بیند که حرفای گنده تر از دهنم می زنم . حرف دهن من نیست . حرف بزرگانه . خارجی ایرانی هم فرق نمی کنه . البته یه چیزم بگما . انصاف هم داشته باشید . همه شونم مال بزرگان نیست . یه سریشونم . خداییش از خودم می گم .
- کسانی که می گویند دولت تحمل مخالف را ندارد . چرا دولت را خود تحمل نمی کنند ؟ آیا خودشان به درد دیکتاتوری دچار نیستند ؟
- برنامه های چندین ساله این است که شعارهای انقلاب تمسخر شود .
- اونا تونستن با یه تفکر پوشالی دنیا رو جهت بدن . ما می تونیم با تفکرات غنی اسلامی ایرانی مون دنیا رو زیر و رو کنیم .