ما منتظر سومی هستیم هیچ جا نمی ریم همینجا هستیم

هر سال سینمای ایران باید حادثه ای داشته باشد و هر حادثه ای نیز در

 پشت خود کسی دارد که موجبات به وقوع پیوستن این حادثه را پایه

 ریزی می کند . سال 86 و سال 88 سال مسعود ده نمکی بود که واقعا

 حادثه آفرید . روزنامه نگاری که قلم رسانه را به کنار گذاشت و قلم

 فیلمنامه نویسی را بر داشته و برای به تصویر کشیدنش سلاحی به نام

 دوربین را بر شانه گرفت و فیلمی ساخت و پس از گذر از طوفان

 انتقادات خودی و غیر خودی ادامه قسمت اول اثرش را نیز خلق کرد

 و بدین طریق حماسه ای یکی یکدانه و مثال نزدنی و بی همتا خلق

 کرد که تاریخ سینمای ایران به خود ندیده است . همه اخراجی باز

 شدند . همه ایول ایول می گویند . همه یک صدا سرود ای ایران را

 با هم می خوانند . همه با هم در صحنه های عاطفی ناراحت

 می شوند و همه با هم در صحنه های کمیک می خندند

اینها همه نشانه این است که هنرمند مذکور فرزند همین ملت است و

 بر خلاف عده ای که فرهنگ غرب را می خواهند بر ملت ما دیکته

 کنند حرف بعید و غیر قابل باور و غیر واقعی نمی زند .  می داند

 که مردم کشورش چه چیزی می خواهند . حرف دلش را می گوید

 و بر دل همه هم می نشیند . هیچ کس ناراضی از سینما بیرون

 نمی رود مگر جماعت واقعا عقده ای که که تمام نقشه های ضد

 انقلابی خود را با این فیلم نقش بر آب می بینند . جماعتی که

دنیای وارونه و سیاهی را به جای مدینه فاضله طلب می کنند .

جماعتی که فیلم کم بیننده و سیاه نما را هنر می دانند . همان جماعتی

 که یوسف پیامبر احسن القصص را فحش می دهند و به بهانه

 سازنده اش به نقد و تخریب کلام خدا می پردازند و شیطان را شاد

 می کنند سریال مذکور را محکوم به چیپ بودن و ساده و احمق پسند

 بودن می کنند . همان جماعتی که فرج الله سلحشور را سابقا جوشکار

 حوزه هنری و دیپلمه و بی سواد می دانند . همان جماعتی که همین

 مسعود خان ده نمکی را بی سواد و چماق به دست و خشن معرفی

 می کنند و اگر اخراجی ها موفق نمی شد خدا می دانست که چه

چرندیاتی به او می بستند و با چه نامردی او را از گود سینما بیرون

 می انداختند  . این جماعت همان کسانی اند که باخت تیم ملی

 ایران به عربستان را تمام و کمال به گردن علی دایی قهرمان

 انداختند و بدون ذره ای نقد به بازیکن سالاری و فساد موجود

 در بین بازیکنان فوتبال که به همه چیز فکر می کنند جز فوتبال

 و غیرت ملی ، علت باخت را حضور رییس جمهور عزیز در

 ورزشگاه ازادی جار زدند و خروج علی دایی را از تیم ملی خواستار

 شدند . همان جماعتی که راستگو ترین و پاک ترین دولت را به دزد

 ترین و دروغگو ترین دولت متهم کردند و می کنند و خلاصه در برابر

 حرف حق می ایستند دست مسعود خان ده نمکی واقعا درد نکند که

 کاری کرده کارستان که دهان همه را بسته است . واقعا در توان کسی

 دیگر نبود و به عبارتی کسی دیگر شرایط و لیاقت  ساخت این فیلم

 را نداشت و این فیلم را مسعود خان به کمک خداوند ساخته است .

 چون همه می دانید که در برابر جهل قرار گرفتن خیلی سخت است و

 کسی که بهترین برهان ها و شسته رفته ترین حرفها را طوری بزند که

 جاهلان را ضعیف و خوار کند  نمی تواند از قدرت فقط انسانی و

 زمینی برخوردار باشد . مسعود خان پاداش اعتقاد راستینش را از

خداوند گرفت و هم اکنون مردم در حال تشویق او هستند و حمایتش

می کنند و هم اکنون هنرمند ترین فرد در ایران هم لقب گرفته است .

چون که در طول تاریخ سینما کسی نتوانسته اینقدر دلها را به هم نزدیک

 کند  . بر خلاف نقد جماعت واقعا عقده ای که قدرت فیلم را همه چیز

 جز خود مسعود خان می دانند باید گفته شود که قدرت کارگردان در

 ایجاد شرایط چند هکتاری برای هنرمند است تا او بتواند با قدرت

مانوری که به دست می آورد  خود را نشان دهد . ایجاد شرایط

 هکتاری برای یک نفر خیلی سخت است و وقتی مثل این فیلم 50

 هنرپیشه اول را متفاوت تر و پر قدرت از قبل می بینیم بیش از زمان

 قبل شگفتی ما را  فرا می گیرد . . اکبر عبدی یک بار در اجاره نشینها

 و بار دیگر در آدم برفی انفجاری هنرنمایی کرد که آنهم به خاطر وسعت

 هنر کارگردانانشان مهیا شد . تا اخراجی ها همین اکبر عبدی تپه نمک ،

 نمکدانی بیش نبود . تورج منصوری فیلمبردار در آواز گنجشکها و

 سنتوری خوب بود ولی در این فیلم غوغا کرده است

امیر توسلی جوان و تازه کار که در مکس و کافه ستاره به روز بودن و

 هنرمند بودنش برایمان ثابت شده بود در این فیلم نوایی نواخته که

 دلمان به آهنگ دلنشین فریدون شهبازیان و صدای محمد اصفهانی

 تنگ نشود . برای اولین بار جلوه های ویژه منحصر به فرد را دیدیم .

 کروماکی هواپیما در هوا خیلی واقعی تر از حد تصورمان بود .

 انفجارها در همین حد سینمای ما عالی بودند و صحنه های اکشن

 هالیوودی را برای ما نشان دادند . البته توپهای مجازی که در

 سکانس فوتبال دیدیم اوج این جادوی سینما بود  . با گذر از بازی

خوب شریفی نیا و  امین حیایی و صدیق شریف و ارژنگ امیر فضلی

 و جواد رضویان و مهران رجبی و قاسم زارع و جواد هاشمی و شهره

 لرستانی و میر طاهر مظلومی و رامین پرچمی و ... حسام نواب صفوی

 مرا به شخصه تکان داد . بازی گری که در فیلمهای قبلی به سقوط

 کشیده شده بود ونگارنده را دشمن بازی خود کرده بود . اتفاقا بازی

 وی دلیل دیگر برای این که کارگردانان در تلف کردن استعداد ها

استادند و باید احیای هنرمند را از ده نمکی یاد بگیرند . آیا کارگردانی

 غیر از استفاده از توانایی دیگران معنی دیگری می دهد ؟

اخراجی ها ضرب شستی بود از مسعود ده نمکی برای کارگردانان دیگر

 که به دو دسته حسود و غیر حسود تقسیم می شوند

حسود ها از اینکه می دانند نمی توانند یک پلان از این فیلم را

 بازسازی کنند در حال انفجارند و غیر حسود ها و توانا ها از این که

 تا الان این جسارت را در همه عرصه های سینما نداشته اند در

 تاسف اند . دسته سوم که بیرون گودند و اصلا فیلم نمی سازند و به

 تبعیت از استادشان فقط به فیلمها ستاره می دهند و اکثرا نام اثر

 هنرمندان را فیلمفارسی می گذارند .

نمی گویم اخراجی ها ( مخصوصا قسمت دوم ) شاهکار است ولی کم

 از شاهکار ندارد  . اصلا شاهکار به چه فیلمهایی گفته می شود . مگر

 نه اینکه همه را راضی کند . اصول و قواعد را رعایت کند . حس مورد

 نظرش را القا کند . ماندگار باشد . خسته کننده نباشد ؟شوخی های

 فیلم هم اصلا جلف نیست . شوخی مگر جدی اش هم داریم ؟

موضوع فیلم بزرگترین حسن فیلم است . حرفش خیلی بزرگ است .

 ریشه موضوع فیلم از جریان زیر است  . یک کشور محیطی با شرایط

 گوناگون است که اشتراکاتی برای مردمانش مهیا می کند و آنان را

 دور هم جمع می کند . عده ای از مردم کشورشان را به خاطر آب و

 هوا دوست دارند .عده ای به خاطر خون و اجداد و سنتو قبیله و .. –

  عده ای به خاطر جغرافیا . عده ای به خاطر فرهنگش. عده ای به

 خاطر مردمش . عده ای به خاطر زبانش . عده ای به خاطر دین اش .

عده ای به خاطر غذایش . عده ای به خاطر سیاست و جایگاهش .

عده ای به خاطر گذشته اش و عده ای هم به خاطر نسل های آینده اش

 و عده ای هم از جمیع این علایق بهره مندند . وقتی دشمنی به خاک

 چنین محیطی حمله و تجاوز می کند ما آن را مخل تک تک این علایق

 خود می دانیم و هر کس به نوبه خود و در راستای اهداف خود به

 دفاع می پردازد . جبهه دور هم جمع شدن غیور مردان این عرصه هاست .

 سالم ترین این افراد . نزدیک ترین این افراد به خداوند . پس غربال

 کردن این جماعت و ایجاد تبعیض بزرگترین گناه و نامردی است .

 تا این فیلم اکثرا آدمهای آسمانی را مدافع کشور دیدیم در حالی که

 ثابت کردیم که همه نوع آدم در این جبهه ها بوده اند . وقتی جیب

 عراقی ها را در تونل وحشت امین حیایی می زند نمی دانم چرا همه

 احساس غرور می کنند و همه کف می زنند .

اگر تاریخ همین جنگ خودمان را بنگریم سرشار از مجید سوزوکی

 هاست که توسط خود ده نمکی زیاد گفته شده و آن حرفی که سردار

 رضایی زد در مورد مهدی باکری که هم اکنون قهرمان آذر بایجان است

 ولی در زمان جنگ از جبهه اخراج شد و ...

یا ما قبل تر به ستار خان می رسیم که از مشروطه و مبارزات ضد

 استعمار و .. هیچ چیز نمی دانسته . چوپانی بوده که 100 راس از

 گوسفندانش را در هرج و مرج ها گم می کند و در راه یافتن

 گوسفندهایش وارد مبارزات مشروطه می شود و هم اکنون شده

 قهرمان ملی ما . 

نگهداران هویت ملی ما به یک تفکر محدود نمی شوند . اگر قرار است

 مردم با هم باشند و به وحدت اسلامی رسید باید از تلاش همه یاد کنیم .

همانطوری که ملی شدن صنعت نفت ما مدیون نگاه دینی آیت الله

 کاشانی و نگاه ملی دکتر مصدق بود  . دستاوردهای انقلاب ما نیز

 مدیون همه دولتهای آمده و رفته است و وظیفه ماست که در هر

 دولتی آن دولت را حمایت کنیم و دولت مردم دار تر و بلند نظر تر

 و عدالت محور تر و ضد استکبارتر را بیشتر حمایت کنیم تا قدمهای

 مکمل مردم و دولت کاملتر و بیشتر شود .

هر کشوری  سرشار از آدم های مختلف و جدا از هم  است . این

 جدایی انسانهای ذاتا برابر و برادر و فطرتا خدایی  واقعیتی است انکار

 ناشدنی که دنیای ما را تاریک کرده است . انقلاب ما اولین انفجاری

 بود که این دنیا را روشن کرد و ما باید آن را ادامه دهیم . دفاع کردن

 از میهن هنر مردان خداست و امام کارگردانی بود که به خوبی این

 هنر مندان را تربیت کرد و ساخت . پس مخالفت با این انقلاب به هر

 بهانه ای دشمنی با خدا محسوب می شود و مخالفت با اثر هنری که

 در حجمی کوچکتر مخاطبان متنوع اش را با هم سرگرم می کند و

 می خنداند و می گریاند و یک دل حماسی می کند جوری کمتر از

 دشمنی با خدا ندارد  . پس پر بیننده شدن این حماسه هنری خلق

 شده را جشن می گیریم و پیروی و حمایت از این اتفاق را تبلیغ

 می کنیم و به همه می گوییم ما هم می توانیم  . نه اینکه هالیوودی

 ها را دعوت کنیم که به آنها بگوییم تو را به خدا ما را نجات دهید