هنر سلاح هنر مند است . هنر چیزی مابین طبیعت و صنعت است . می توان هنر را طبیعت صنعتی و یا صنعت طبیعی خواند . هرهنری ابزار و متریال خاص خود را می خواهد . هنر هایی که ابزار آلات ساده نیازدارند قدیمی تر هستند

6 هنر اصلی وجود دارد =

1. آرشیتکت  2. مجسمه سازی  3. نقاشی و خط 4. موسیقی 5 . رقص و هنرهای نمایشی  6. تئاتر

هنر هفتم سینما است که در سال 1894 توسط برادران لومیر اختراع شد . سینما هنری است که جنبه صنعتش از جنبه هنرش بیشتر نباشدکمتر نیست ، اتفاقا با جلو تر رفتن زمان  تا حدود زیادی نیز صنعتـی تر هم می شود . به هر حال این هنر را هنر – صنعت می دانند .

ساده ترین وسیله ای که در این هنر مورد استفاده قرار می گیرد دوربین فیلمبرداری است  .  موسیقی را می توان با دهان هم اجرا کرد . نقاشی را می توان با زغال روی دیوار هم کشید . تئاتر را می توان در خیابان هم اجرا کرد .  ولی سینما را نمی توان بدون دوربین تصور کرد  .( اگه شما می تونید تصور کنید  به منم بگید ).

نه می توان آن را بدون گروه انجام داد و نه می توان بدون پول کار کرد . هنری است گسترش پذیر که با مخاطب بیشتر، زنده تر است . به این دلیل روز به روز ما شاهد گسترش سالن های نمایش و   مولتی پلکس ها (به قول ایرانیا پردیس ) .تکنولوژی سی دی و دی وی دی هستیم .

کار های بزرگی را می توان با این هنر انجام داد . مردم بابت دیدن فیلم پول پرداخت می کنند پس به اندازه پول باید اطلاعات بگیرند . اگراطلاعات کافی  نباشد مردم ناراضی خواهند بود . ولی اگر ارزش فیلم بیش از پول پرداختی باشد حتما سفارش دیدن آن را به دیگران هم خواهد کرد و یا خودشان بار  دیگر آن را می بینند . پس فیلم می تواند با تسخیر اذهان مختلف و بیشمار در جهت هدایت افکار عمومی عمل کند . پس اثر یک فیلم ساز می تواند از یک تا ملیون ها نفر گسترش یابد  . سینما ترکیبی از تمام هنر های قبل ازخود می باشد و از همه هنر ها به نحو احسن استفاده می کند و این است راز تاثیر گذاری سینما  .  فیلمساز اگر به ابزار کار مسلط باشد وبه واقع هنر مند باشد می تواند اثری بسیار تاثیر گذار بیافریند .  برای درک بهتراین مسئله مثال دیگری می زنیم  .  در ورزش ها هم ورزش فوتبال نیز ورزش ترکیبی است. به گفته پله اسطوره فوتبال برزیل " فوتبال ترکیبی از ورزش های دیگر است . فریب دادن را از جودو ، همکاری بدن را از دوچرخه سواری ، کار گروهی را از والیبال ،نفس را از شنا ، دوندگی را از دو ومیدانی ، قدرت را از بوکس ، مقاومت را از کوهنوردی، تفکر را از شطرنج ، انعطاف بدنی را از ژیمناستیک ، و ...گرفته است . فوتبال همه این ها هست ولی هیچ یک نیست .

سینما نیز مثل فوتبال از زیر مجموعه های هم صنف ترکیب شده ولی هیچ کدام از آنها نیست  .

اثر هنری که با حسن نیت و برای رضایت مخاطب  و در جهت بیداری بیننده و تزکیه روح و ارتقاء فکری و فرهنگی و بالابردن سطح شعور ساخته بشود امکان ندارد مخاطب کم داشته باشد .

در اصول نمایشی  آنتا گونیست و پروتاگونیست داریم که همان خیر و شر می باشد . هنر مند با پیروز کردن قهرمان و شکست دادن ضد قهرمان بیننده را به تکامل روحی می رساند  . حتی در فیلم های اکشن که به تصور جماعتی با کلاس  سرگرم کننده وسخیف  شمرده می شود هم این اصول و اهداف به نحو احسن دنبال می شود .ضربات حکم دیالوگ  هستند و شکست و پیروزی بارمعنایی خود را دارد و به بیننده حس مورد نظر را القا می کند  . قدرت سینما این است که همه این ها را در خود جذب می کند و از ان ها به نحو احسن استفاده می کند  . سینما به علوم هم رسوخ می کند ازنجوم گرفته تا فیزیک تا زیست شناسی و .....  .  در سینما می توان تجربه یک زندگی را در  5/1 ساعت مشاهده کرد . یک ماشبن زمان تمام عیار که قابلیت بسیار  دارد که می تواند ما را به گذشته و آینده و همه جا ببرد  . ولی باز  سینما هنوز کشف نشده است . بیشترین پیشرفت ها در آمریکا موجود است که به آن نمی توان بسنده بود زیرا قدرت طلبان از آن به صورت ابزاری می نگرند  .

سوال این است که وقتی می گوییم هالیوود برتر است .  آیا مردم آمریکا فرهنگ غنی  دارند ؟ مگر آمریکا شیطان بزرگ نیست ؟مگر شیطان مخالف حقیقت نیست  ؟ پس چرا شیطان از سینما هراسی ندارد . هدف ما هم همین است که بتوانیم برای این مسئله جواب پیدا کنیم . امروزه سینمای ایده آل  ، سینمای آمریکا شمرده می شود سینمایی که توانسته به چنان قدرتی برسد که رقیبی نداشته باشد . سالیانه در جهان در حدود 10000 فیلم تولیدمی شود که بیشترین سود را آمریکا می برد . صنعتی بسیار پر در آمد که سالیانه میلیارد ها دلار به حساب بانکی تهیه کننده ها واریز می کند  . سینمای بی رحمی که تمام رقیب ها را شکست داده و تک تاز است .

ستارگان آن را همه می شناسند . همه مجله های سینمایی اخبار اصلی خود را به آن اختصاص  می دهند  .

 آیا این سینمای تک تاز حق است و حریف و بالادست ندارد  ؟   تولید انبوه یک راهی است که هالیوود در پیش گرفته است تا مردم فقط فیلم ها را نگاه کنند نه اینکه بینند . حتی  آنان از شعار سطحی بودن فیلم آمریکایی لذت می برند . چون به این شعار احتیاج دارند  . فیلم ها را به حدی تکنو لو ژیکی می کنند تا جوان شیفته ظاهر آن بشود . بسیار زیبا و جذاب که هوش از سر برباید .

مثل همه عرصه ها سینما دائما جدید می شود و با مدر نیست ، کهنـه ها و قدیمی ها دل آزار می شوند تا آمریکا بشود مهد نو گرایی و مدینه فاضله آرزو های جوانان  ، مخصوصا جهان سوم. . ما به عنوان مدافعان سنت و فرهنگ بومی برای مبارزه با این غول بی شاخ و دم باید راه حل اسلام عزیز را پیش بگیریم که آن مبارزه با شیطان است . برای این منظور باید ابتدا پی به ذات این موجود ببریم و به خوبی آن را بشناسیم آگاه هستیم که سینما حق است .این شیطان است که حقیقت محض آن را می پوشاند و سینما را شیطانی شده به خورد مردم می دهد . پس باید از دل خاکستر الماس را بیرون بکشیم . اولین نکته این است که بدانیم آمریکا در همه چیز قدرت خود را از ضعف ما دارد  .پس ما اگر قوی شویم او را ضعیف کرده ایم . این همان امپریالیسم است که بشر در طول تاریخ با آن مبارزه کرده و امروز ما با بزرگترین و پیچیده ترین آن سرو کار داریم .

برادران لو میر توانسته بودند پس از چراغ جادو و کرو نو فوتوگرا ف و  زئو پراکسیکوپ و تفنگ نجومی به سینماتو گراف برسند ولی این وسیله ساده و ابتدایی در آمریکا به انقلاب دیجیتالی رسیده است  .

هالیوود با بزرگترین  پشتوانه اش یعنی  پول  که  می گویند با  حمایت گروهی از بانکداران  وال استریت حمایت می شد رشد کرد و پر قدرت شد و روز به روز هم بیشتر شد  .

 حالا چه راه کاری پیشنهاد می شود ؟

عده ای می گویند که فیلم آمریکا یی دیده نشود و تحریم شود و تخریب .  این راه حل خواسته آنان است زیرا می دانند که همه محصولاتشان را می بینند و اتفاقا در این راه همان مبارزان ضرر خواهند کرد و با یک ضد تبلیغ عظیم برخورد خواهند کرد . عده ای خود وارد عمل شدند و شروع کردند به ساخت آثاری در مقابل هالیوود و جنبشی ترتیب دادند به نام new wave   یا موج نو   که در فرانسه بودند . افراد این گروه منتقدینی بودند که به ترک های جوان مشهور بودند .  منتقدینی مثل ژان لوک گدار – اریک رومر-  آلن رنه و کلود شابرول  .  فیلم این افراد هیجان و رنگ و کیفیت و سرمایه و نماهای تند نداشت . اینان اعتقاد داشتند که آن چه در پرده می بینید بازتاب واقعیت نیست بلکه واقعیت بازتاب است . با گسترش سبک خود می خواستند به طور کلی بینندگان را از سینما بیزار کنند تا بیننده اسیر تصویر نشود . می گفتند انسان ابتدا اشک می ریزد بعد احساس ناراحتی می کند و اول ناراحت شدن و بعد اشک ریختن اشتباه چاپی است  .

اتفاقا با این موج  هالیوود ضعیف نشد بلکه بسیار قدرتمند  هم شد .  حتی هالیوود یک سری محاسن را نیز از این سبک ها برداشت کرد و در خود به کار برد  و قوی تر هم شد  . امروزه سینما به همه چیز که آرزو داشت رسیده است و قدرت بسیار یافته .

به دستا ورد های عظیم دست یافته و تمام این دستاورد ها را نیز آمریکا به اسم خود تمام کرده و به صورت انحصاری در دست خود دارد و جیره بندی شده به خورد جهانیان می دهد .فیلم ها به حدی جذاب شده اند که نمی توان مسحور نشد پس برای مسحور نشدن راهکارندیدن نیست بلکه اسیر نشدن است . باید هالیوود را تحلیل کرد . راهی نیست جز جنگ با شیطان . دلیل اینکه ما به سینمای هالیوود می گوییم شیطان بزرگ این است که هالیوود در هر فیلم میلیون ها دلار صرف می کند تا در حین مسحور کردن اذهان را تسخیر کند. با تحریف حقیقت واقعیتی خود خواسته را به بیننده می دهند  .  با ضخیم کردن لایه صنعت فیلم جلوی نور هنر سینما را می گیرند  . بیننده ای که از هالیوود شناخت نداشته باشد حتما اسیر تمام آن خواهد شد  ولی با تحلیل درست فیلم های هالیوودی می توان به حقیقت پی برد . چون ما اعتقاد داریم که خالقان آثار هنری شیطان نیستند و هنر مندند . هنر خلق کردن است و خلق کردن کار خداست .  پس اثرهنری کاری است خدایی و نشانه های خدا را می توان در آن یافت  . درست است که هالیوود مشهور است به وزارت امور خارجه کوچک آمریکا و آمریکا با هالیوود جهانخواری های و زورگویی های خود را ماست مالی می کند ولی هنر مندانی هستند  که در حین خدمت به شیطان خود شیطانی عمل می کنند وسر شیطان کلاه می گذارند . حکم آشپز ضحاک ماردوش که در حین خدمت به شیطان زیر آبی به حقیقت هم کمک می کنند .

 اگر انوار حقیقت  سینمای هالیوود را استخراج کنیم به این نتیجه می رسیم که هالیوود و کشورش امپراتوری در حال سقوطند و به خوبی ظهور و نفوذ اسلام را در آثار می توان دریافت . در امپراتوری آمریکا شکاف های فراوانی به وجودآمده که به تلنگر محتاجند و این تلنگر ها هم زده می شود و این شکاف ها هم در حال  گسترش هستند و دیر یا زود شکسته خواهند شد . ما به هیچ وجه مخالف جذابیت اثر هنری نیستیم – فیلم باید جذاب باشد – خداوند که خودیک هنر مند مطلق است در تمام مخلوقات خود جذابیت را رعایت کرده است .

رنگ ها و اشکال با اصول روانشناسی با کمپوزیسیون خاص خود چیده شده اند –ارواح را نوازش می دهند. همه انسان ها از زیبایی های این آثار لذت می برند .در حین این جذابیت ظاهری جذابیت های باطنی نیز لحاظ شده است . به طور خلاصه همه انسان ها و همه اقشار مخاطب آثار خداوند قرار می گیرندهمه از آسمان لذت می برند  و لی عده ای به فضا می روند و عده ای به زیر آب می روند و غواص می شوند . به عبارتی اثر هنری در ابتدا باید برای عموم ساخته شود و در لایه های بعدی به خواص فکر کند  .   ما اگر به داستان های قرآنی هم بنگریم سرشار از جذابیت هستند .

قرآن برای خوانده شدن به جذابیت های زیادی توجه کرده است   ما در قر آن هیجان ،تعلیق ، حتی جلوه های ویژه و happy end هم داریم . هنر مند برای انتقال پیام خود باید از عناصر جذاب کننده استفاده کند . کسی که استفاده نمی کند هنر مند نیست و می خواهد عده ای نهیلیست و بی فکر و نا امید آثارش را ببینند .

اثر هنری حتی در آمریکا باشد اثری خدایی است ولی چرا ما هالیوود را شیطانی می دانیم ؟

در قرآن آیه ای هست که شر و باطل را به کف بر روی آب تشبیه کرده است .

خود قرآن می گوید شروران برای جمع کردن طرفدار از  سخن حق استفاده می کنند و عظمتش از حق است و از خودش هیچ چیز ندارد . مسلما یک شرور نمی گوید من می خواهم بکشم . بدزدم   . آمریکا نیز تا حالا نگفته من می خواهم با عراق بجنگم تا نسل مردم را بسوزانم و یا نفت عراق را ببرم و یا عراق را 100 سال عقب بیاندازم و یا مردم منطقه را بترسانم و یا بازار منطقه و افکار منطقه را با خود همراه بسازم . اگر این چنین بگوید همه جا او را محکوم خواهند کرد و کسی قبول نمی کند . باید بگوید هدف من گسترش دموکراسی و آزادی و مبارزه با بر هم زنندگان نظم جهانی است .  این سوال را هم هیچگاه جواب نمی دهد که چرا فقط ایران و عراق و افغانستان احتیاج به پیشرفت دارند و چرا فقط دل مقامات آمریکا به مردم این منطقه می سوزد و کسی با آفریقا کاری ندارد ؟

هالیوود هم در آثارش همه جور حرف می زند تا آمریکا را آزادی بخش جلوه کند .آزادی کلمه ای است که همه مدعی آن می توانند باشند ولی باید تحلیل کرد که کدام به دنبال اصل آن هستند  . به طور کلی هالیوود دوست ندارد تا چشم وگوش باز کند و دنیا را نصیحت کند  . چون این دور از اصول آنهاست زیرا به قیام علیه امپریالیسم منتهی می شود این همان اصلی است که در طول تاریخ بشر و مخصوصا قدرتمندان از آن فرا کرده اند  . جذابیت های فیلم های هالیوودی به جذابیت های ظاهری سوق پیدا می کنند . از هیجانات و خشونت و سکس استفاده فراوان می شود .  اگر هم حرفی هست حرفی است وارونه حقیقت که واقعیت و ساخته و پرداخته خود آن هاست و اگر کسی هم به آن پی ببرد به آن چه که آن ها می خواهند پی برده است . پس در هر صورت ضعف و حسرت و حقارت و بی غیرتی و ترس و حیرت به جهان سوم و قدرت و  خود باوری و غرور و تکبر وخود بزرگ بینی برای خودشان هدیه داده می شود . به طور کلی کاخ سفید ویران می کند و هالیوود جمع و جور می کند . فرق جذابیت ها هم همین است قواعد رعایت می شود و لی اهداف فرق دارند شیطان امروزه تکنو لوژی را در دست گرفته و اذهان را به جای خداوند به خودش منحرف می کند . تمام علوم و صنعت ها وهنر ها را به سمت خود کشیده اند تا نگاه ها به آن ها منتهی شوند و آن ها پرستیده شوند و این است بت پرستی که در قرن 21 وجود دارد . برخی فکر می کنند بت پرستی فقط در دوران گذشته بوده است.

ما در این تحقیق این مسئله را نیز کتمان می کنیم و ثابت می کنیم که بت پرست ترین آدم های طول تاریخ در این دوره زیست می کنند زیرا اگر جهل نبود بیشترین جنگها در این قرن ثبت نمی شد  . هالیوود تیزر تبلیغاتی آمریکا میباشد تا همه مبهوت آمریکا شوند و کسی در برابرش عرض اندام نکند . به سان پیغمبران پیام آوری می کند و صدای رسالتش را به کل جهان می فرستد و استقبال مردم از آن غرورش را افزون تر می کند .

من در این مباحث یک چیزی را دنبال می کنم . اینکه فیلم اثر هنری است و ذاتا از دل بر می آید و حقیقتی در خود نهفته دارد . ولی با لایه های شیطانی آن را پوشش می دهند . ما فیلم را آنالیز می کنیم و با گذر از لایه های ظاهری شیطانی به حقیقت ماجرا نیز پی می بریم . تا جایی که سوادمان اجازه داد مباحثی نیز مطرح می کنیم که بتوان برای خود ما ایرانیان مسلمان هم مفید باشد . یه جور پاسکاری فرهنگی به هرقیمت ممکن .

اگه تو این فیلمهای جاسوسی دیده باشید .تفنگهایی هستند که به خود شلیک کننده شلیک می کنه ؟ من در این مباحث دنبال احیای فرهنگی هستم که جوانان ایرانی با سلاح خود اونا بجنگن . کاری کنند که وقتی  آمریکایی به ما شلیک کرد خودش کشته شه . مثلا رسانه . همین رسانه که تمام سیاست های آنها را به ما نشان می دهد می تواند در فروریزی امپراتوری خودشان به کار رود  و یا با تحلیل درست فیلمها ، آن اثری که آنها می خواهند را منحرف کنیم و علیه خودشان تمام کنیم .

شاید درجاهایی حرفای متفاوت تر شنیدید . مثلا من بر خلاف برخی که اسپیلبرگ رو صهیونیزم نامرد می دونن من بگم اتفاقا این نابغه در خلاف جهت صهیونیست همیشه کار کرده . می شه کمی دشمنان را شناخت و ازشون استفاده کرد . می شه فیلمها را بهتر دید و صاحبش را جور دیگر درک کرد . اصلا می دونید چیه من می خوام به زور هم که شده نیمه پر لیوان اونا رو ببینم . این که دیگه اختیاریه ؟

در پست های بعدی آثار هالیوود را  دست بندی می کنیم . دسته بندی برمبنای هدفمندیشان  در جهت القای فرهنگ قدرت طلبی و سرمایه داری  و اینکه بینندگان چگونه بدون اینکه بدانند جذب آن ور آب می شوند و از خود بی خود  می شوند و به عبارت دقیقتر چگونه آنها  دنیا را مسحور شیطان می کنند و از خدا غافل می کنند  . هدفی که تا حدود زیادی موفق به انجام دادنش شده اند .

- دیدید مد شده که وقتی می ریم به ویدئو کلوپ . اصرار داریم صاحب ویدئو کلوپ به ما فیلم جدید بده و به غیر فیلم جدید هیچ چیزی نمی خوایم . چون فکر می کنیم با این کار مدرن و به روز می شیم ؟

- دیدید اصلا تحقیق نمی کنیم فیلم خوب کدوم فیلمه و به دردمون می خوره یا نه  و بدون شناخت و صرفا از روی عکس ،  فیلمها را انتخاب می کنیم ( عکس هم که معلومه چه عکسی ) ؟

- دیدید بدون اینکه فکرشو بکنیم برای چی فیلم می بینیم فیلم می بینیم . به فروشنده اعتماد کرده و از او می خواهیم به ما فیلم خوب بده ؟

- دیدید اکثر کسایی که تو کشور ما کارای فرهنگی می کنند . اصلا سینما رو نمی شناسند و وظیفه اصلی شون رو انجام نمی دن ؟ ( وظیفه اصلی اونا فقط پول درآوردن نیست بلکه هدایت مردم برای جذب شدن به فرهنگ ایده آل است )

- دیدید عده  زیادی از جوونا صرفا برای خوابوندن کل دوستان فیلم جمع می کنند  و در حالی که دو تا از فیلماشون رو با داستانش نمی تونن به زبون بیارند ؟ ( تو صنعت کتاب هم این آفت وجود دارد )

- دیدید اکثرا بدون اینکه با فیلمی ارتباط برقرار کنند خود را صاحب نظر پنداشته و به راحتی از فیلم و سینما صحبت می کنند ؟

اینا همه چیزهایی هستند که هالیوود می خواد . فرهنگی که همه از آن استقبال کنند ولی هیچ سودی برایشان نداشته باشد .

 

ضمیمه ها :

ما اگه پشت پرده ساحران و شعبده بازان را بشناسیم . دیگر آنها ما را نمی توانند چشم بندی کنند .

کشورها با تسخیر بازار داخلی خود می توانند مشتی بر دهان همه چیز امپریالیسم بزنند

هالیوود مثل همه چیزش قدرتش را از دیگران دارد . دیگران را مطالعه می کند و به اسم خود می زند . هرچه سریعتر  معادن معنوی خود را کشف کنیم تا در آینده آمریکا ما را با کلام ابوریحان بیرونی خودمان نصیحت نکند

اینم از مقدمه که تموم شد