79 - ادامه منجی سلطه گر 28 ( منجی سلطه گر 29 )
در ادامه مبحث قبلی به فیلم روزی پس از فردا می پردازیم که سرشار از انتقادهای تیزهوشانه و نیش دار است .
صحنه ای در این فیلم دیده می شود که طوفان به سمت تپه کاهوئنگا می رود . همان تپه ای که آرم هالیوود به صورت لاتین و به اندازه ساختمانهایی 5 طبقه نقش بسته اند . گویا این گردباد هوش دارد و کنترل شده است . این طوفان باید این نشانه قدرت خیالی آمریکا را نابود کند و دانه به دانه حروف را پودر می کند . این بلاها شما را ناراحت نمی کند . شما حق را به بلاها می دهید . انگار که دلتان از دیدن نابودی کاخهای دنیا خنک می شود . وقتی برف می بارد و آمریکا زیر برف مدفون می شود . پیشنهاد می دهند مردم به سمت جنوب بروند که گرمتر است . جنوب آمریکا هم کشوری جز مکزیک نیست . همان کشوری که سالها از سوی آمریکایی ها تحقیر شده و اتفاقا در این مرز هم در حال کشیدن دیوار حائل هستند تا مکزیکی های فقیر به صورت غیر قانونی وارد خاک آمریکا نشوند .
در بیانیه های بیشماری شاهد هستیم که می گویند آمریکا کشور انسانهای قوی است . ضعفا در این کشور جایی ندارند . تمام آنچه در مورد حقوق بشر و .. از زبانشان می شنوید توخالی و تهی است . آنها فقط می خواهند آدمهای مستکبر و خود بزرگ بین را در کشور خود جمع آوری کنند و بقیه انسانها را زیر پای خود له کنند .
در این فیلم در حد رویا هم می بینیم که آمریکای مغرور دست نیاز به کشوری دراز می کند که تا دیروز آدم حسابش نمی کرده است . این پیش بینی رولند امریش در آینده نزدیک تحقق پیدا خواهد کرد و جالب هم اینکه نیازی هم به تغییرات آب و هوایی هم نیست . این امر به صورت بسیار بی خطر تحقق پیدا خواهد کرد .
در اوج بلا و ... سیاهپوستی را راه نمی دهند وارد کتابخانه و موزه ملی شود . عدم راه دادن او را به خاطر سگش بهانه می کنند . فیلم به شدت از سردمداران آمریکا انتقاد می کند . نشان می دهد که آنها اصلا به فکر مردم نیستند . فیلم نشان می دهد مخالف آمریکا فقط انسانهای له شده و فقیر نیستند . اتفاقا طبیعت با این کشور مشکل دارد . این کشور نظم طبیعت را به هم زده است و در فیلم طبیعت را در حال انتقام گیری می بینیم .
وقتی دانشمند فیلم هشدار آب شدن یخهای قطبی را می دهد به وی می گویند که تو داری اذهان عمومی رو مشوش می کنی . دانشمند : آخرین قطعه ای که جدا شده به اندازه ایلات .... هست . البته امیدوارم اون رو تشویش ندونید .
دوست دانشمند به او می گوید که چرا با معاون رییس جمهور جرو بحث کردی ؟
دانشمند : چون پسر 17 ساله من از لحاظ علمی از اون بیشتر سرش می شه .
دوست : شاید اون طوری که می گی باشه . اما بودجه ما رو پسر 17 ساله تو نمی ده .
در صحنه ای ساختمان 2 قلو را نصف شده می بینیم . در صحنه ای ماموت عهد قدیم را که باقی مانده می بینیم . تقریبا تلنگری است که رولند امریش به انسان آمریکایی می زند .
همه مردم رو به جنوب می روند . در صحنه ای که عده ای در کتابخانه گیر افتاده اند طنز موقعیت جالبی رخ می دهد . اینان برای گرم کردن خود تصمیم می گیرند کتابهای ارزشمند کتابخانه را بسوزانند . یکی : این کتابهای فردریک نیچه رو بسوزانیم . دومی : نا سلامتی اون یک دانشمند قرن 19 بوده . حیفه بسوزونیم . اولی : حیف چیه ؟ اون خوک عاشق بوده . سومی : کتاب لگاریتم و مالیات اینجا گذاشتم کنار . آماده سوختن .
در صحنه ای دیگر گزارشکر اعلام می کند که با دستور رییس جمهور ورود به مکزیک امکان پذیر شده است . جالب اینکه این امکان ورود به مکزیک با بخشش بدهی های آمریکای لاتین صورت گرفته . ( لطف کرده اند )
در صحنه ای فردی کتاب انجیل در دست دارد تا نجات یابد . فردی دیگر راهکار دیگر ارائه می دهد و می گوید : اگر تمدن غرب قطعه قطعه بشود آن وقت این قطعات نجات بخش خواهند بود .
دوست دانشمند از عاقبت خودشان می پرسد
دانشمند : بشر از آخرین عصر یخی جان سالم به در برده و این بار هم سالم خواهد ماند . به شرطی که از اشتباهاتش درس عبرت بگیره .
و در آخر رییس جمهور آمریکا است که بیانیه ای را صادر می کند : خدا رو شکر که طبیعت دست از قدرت نمایی برداشت . من پذیرفتم که اشتباه کردم . من این حقیقت رو اعلام می کنم . این اتفاق هشدار خدا بود برای بیداری بشر . نه تنها برای آمریکا بلکه برای همه کشور ها حتی آنهایی که ما آنها را جهان سوم می پنداریم . ما دریافتیم که آنان در حین نیاز به ما پناه دادند . من از مهمان نوازی آنان ممنونم . ( از این که رییس جمهور آمریکا درک و فهم پیدا کرد خوشحالیم )
فیلم بعدی که می خواهم در موردش با شما صحبت کنم اسکندر ( ALEXANDER ) الیور استون است . استون هم از کارگردانان منتقد آمریکایی است که فیلمهای ضد جنگی مثل جوخه را در کارنامه خود دارد و خود جزو پیاده نظام های جنگ ویتنام بوده است و بهتر از هر کسی اشغال و عواقب تجاوز و مداخله و ... را می داند . فیلم اسکندر را درست زمانی آماده می کند که آمریکا به عراق حمله کرد . در این فیلم عاقبت مداخله و حمله و تجاوز را نیستی و نابودی حمله کننده نشان می دهد و هشدار می دهد که این اشغال کردن ها عاقبت ندارد و فقط جاه طلبی است و بس .
سوژه خود را اسکندری قرار داده که در زمان خود می خواسته کل دنیا را فتح کند و به قولی به آخر دنیا برسد . اسکندر در زمینه آزادی خواهی و دموکراسی با ارسطو مخالف بود و زور گویی را می پسندید . در طول تاریخ انسانهای زیادی سعی کردند که یک رنگ کردن دنیا را مسبب شوند و حکومت جهانی تشکیل دهند . حتی آمریکا هم به هدف حکومت جهانی در حال تلاش است ولی نمی دانند که حکومت جهانی را باید صاحب واقعی آن حکومت تشکیل دهد . در هدف همه هدف مقدسی دارند . طبق بیانات و روایات همه ادیان انسانها با هم برابر ند و باید زیر یک پرچم واحد زندگی کنند ولی در روش مشکلات هست . همه مدعی اند و خود را حق می دانند و روش هیچ یک نیز جواب نداده است و در حال حاضر هم با چشم غیر مسلح شاهد هستیم که امریکا هم در حال سقوط است و نظریاتش خریدار ندارد .
اسکندر در قرن 4 قبل از میلاد فتوحات خود را از یونان آغاز کرد و تا هندوستان پیش برد . معلمش ارسطو بود . به وی درس فلسفه می داد . از آخر دنیا با او صحبت کرده بود و اسکندر هم آرزو داشت آخر دنیا را ببیند . برای رسیدن به این هدف خواست دنیا را فتح کند . ارسطو به وی گفته بود برای برقراری صلح در دنیا فقط باید یک فرهنگ بر دنیا حاکم شود و همه از آن باید تبعیت کنند . اسکندر همان لحظه فکر می کند قویترین مرد روی زمین است و فرهنگ یونان را هم برترین فرهنگ می پندارد و با این فکر سعی می کند کل دنیا را یونانی کند تا صلح بر قرار شود و جنگ ها خاتمه یابد . جالب این که نکته کلیدی حرف ارسطو ، فرهنگی شدن دنیا بود ولی اسکندر به زور خود را تحمیل کرد .
( دلیل اینکه چهره ای خشن از اسلام و انقلاب ایجاد می کنند این است که جهانی شدن حکومت مهدی ( عج ) را خشن معرفی کنند . در حالی که تا الان انقلاب ایران به هیچ کجا حمله نکرده است و بدون حمله کردن در حال جهانی تر شدن است و تاکید هم داریم که انقلاب ما فرهنگی است . )
اسکندر با ایران می جنگد و در جنگ کرانیکوس با پادشاهی داریوش سوم پیروز می شود ( 40 هزار سرباز در برابر 250 هزار سرباز ) و بعد به هندوستان رفت و همانجا زمین گیر شد و در 32 سالگی و در 323 قبل از میلاد پس از ده روز تب و بی قراری از دنیا رفت .
پیام فیلم هم این جمله درخشان است : هرچه آدمی بزرگتر باشد سقوطش سنگین تر و بزرگتر خواهد بود .
الیور استون عاقبت جاه طلبی استکبار و خود بزرگ بین ها را نشان می دهد . صلح با زور را بر نمی تابد . با چشم خود چنین افتضاحی را در ویتنام دیده است . به آمریکایی که به عراق حمله کرده هشدار می دهد که این تک روی و گوش ندادن ها تو را به باتلاق سقوط و غرق شدن می کشاند و سقوطی بزرگ و پر سرو صدا انتظار تو را می کشد .
اگر ما ادعایی بر جهان شمول بودن اسلام داریم دلیلش این است که اسلام دین فطرت انسانهاست . چون همه فطرت ها خدایی است پس دینی که جوابگوی همه خواسته های فطری است پذیرفته خواهد شد . پس به این دلیل باید اسلام را از همه ناخالصی های شیطانی پیرامونش پاکسازی کرد و قدرت آن را در همه عرصه ها افزایش داد تا کل دنیا آن را بپذیرد و آن روز همان روزی است که دنیا آن را خواهد پذیرفت و دنیا را اسلام فرا خواهد گرفت ( بدون جنگ و خونریزی )
سعادت همه مردم دنیا در چنگ زدن به ریسمان الهی است . اسلام حرف من و شما نیست که به راحتی شکست بخورد . اسلام نتیجه صدای همه آنهایی است که خود را بنده خالص خدا می دانستند و هیچ منافع مادی و انحرافی برای خود نخواستند و نمی خواهند .
اسکندر از همان روزی که وارد ایران شد شکست خورد . درست است که ایران را فتح کرد ولی در اصل این خودش بود که فتح شد . یونانی ها خود را عقل کل می پنداشتند و غیر یونانی ها و ایرانی ها را بربر ( وحشی ) می دانستند . ( اسکندر در حین ورود به ایران اعلام کرد که جهان یک پادشاه می خواهد ) . قبل از ورود پندارش این بود که مردم ایران برای خود نمی جنگند و فقط برای حفظ پادشاهشان می جنگند و خود و یونانی جماعت را آزاد مرد می دانست . ولی وقتی اسکندر وارد ایران شد بیشتر از اینکه تاثیر بگذارد تاثیر هم گرفت و با چشم خود دید که ایرانی ها در حقیقت برترند . حتی چیزهای جدیدی از مملکت داری را از ایران آموخت . حتی زنی هم به نام رکسانا گرفت .
البته در فیلم به خاطر وجود فشار از جانب گروه فشار صهیونیست ، ایران باستان تحریف شده به نمایش در آمده است و رکسانا هم دختری آفریقایی تا ایرانی . ولی در کل بدون درنظر گرفتن تحریفات مسلم فیلم از تاریخ ایران ، داستان کلی که در آن اسکندر جوانمرگ شد و موفق به دیدن آخر دنیا نشد نکته ای است که بهانه نگارش این متن شده است . فیلمساز می خواهد بگوید که یک جانبه گرا ها همیشه محکوم اند . کارگردان دست روی سوژه ای گذاشته که با زبان بی زبانی موقعیت این روزها را نشان می دهد . برای من مهم نیست که فیلم چه می گوید . مهم این است که تاریخ موثق را می توان یافت و حقیقت را می شود فهمید و انشاء الله خود مان به قدرتی از فیلمسازی برسیم که بدون تحریف تاریخ را به کل دنیا را نشان دهیم . برای من به شخصه مهم این است که الیور استون سالهایی را به ما آدرس می دهد که با مطالعه آن آگاه شویم که هر کس گنده تر از دهانش حرف زد . گنده تراز هیکلش ضربه خواهد خورد .
دیگر مسئله ای که ما را مشعوف می کند این است که ایران ما از همان زمان باستان مورد هجمه بوده است . چشم دیدنش را نداشته اند . همیشه مرد حمله بوده است .
دنی آرکان سارنده مستند سقوط امپراتوری آمریکا جمله جالبی دارد . می گوید : هنرمند مثل کبوتر در معدن است . زود تر از همه بوی نشت گاز را حس می کند . آمریکا برای جلوگیری از سقوط و برقراری ابهتش کشورها را ویران می کند . فیلمسازان وعده سقوط می دهند . یعنی اینکه این سقوط انجام خواهد شد .
در فیلم دیالوگی بین شاگرد و استاد رد وبدل می شود
ارسطو : ایران چهار پنجم دنیا رو در دستش داره . یونان با فتح ایران دنیا رو فتح می کنه .
اسکندر : شنیدم هند قدرتنمده . مردان قوی اونجا می روند . من می خوام حقیقت رو بدونم
ارسطو : اینا افسانه هستند . ما نباید از این چیزها بترسیم . ما اینجا آموزش می بینیم که بر احساسات و حرف های باور نکردنی فائق بشیم . یونان برتره و می تونه فتح کنه . باید علم جاری باشه و همه صاحب علم بشوند تا صلح بوجود بیاد . وقتی رقابت تو کار خوب باشه عشق بین مردم بوجود میاد . حکومت ها و تمدن ها بوجود می آیند .
( دقت کنید حرفهای قشنگی اند ولی همین که روش گسترش این عقیده باجنگ است تمام جمله را به باد می دهد . آیا باور می کنید آمریکا با این جنگ ها هدفش صلح و عشق و دوستی است ؟ به نظر شما خانواده هایی که نصفشان را امریکا نابود کرده است و کشورشان 50 سال عقب افتاده است نسبت به آمریکا عشق خواهند داشت ؟ در صورتی که با هر حمله و با هر بمب دانشنمدان و نوزادان آینده دار از بین می روند می توان امید برای گسترش علم داشت ؟ حقیقت جز این است که همه انسانها اجازه رشد پیدا کنند ؟ آیا آمریکا می تواند مدیریت دنیا را در دست بگیرد ؟
آمریکا برای تحقق اموراتش سرمایه عظیمی را برای تربیت اغتشاش گران هزینه می کند . راهی ندارد جز ساختن دشمن و مقابله با ان دشمن دست ساز برای بهانه ها و توجیهات جنگ های خود . در این مسیر بعضی مواقع از دستش در می رود و دشمنان خودساخته علیه خودش قد علم می کنند . البته به راحتی با قطع کردن منابع مالی این تروریستها می تواند آنها را خفه کند ولی این کار را نمی کند تا فیلمبازی های های اکشن و ترسناک خود را بتواند اجام دهد و از دنیا باج گیری کند .
فیلمی مثل هالک فیلمی است در راستای این عقیده که دشمنان با عصبانی تر شدن مخرب تر می شوند و در برابر خود ساخته باید ایستاد . درست است که خود راهکار مقابله با این دشمن را آرامش و عشق می داند و نه خشونت و تانک و آرپی چی و .... ولی نه به این راه و روش جامه عمل می پوشاند و نه دشمن آمریکا غول هالک است که با عصبانی شدن مخرب شود . ما فریاد می زنیم که اسلام دشمن و مخالف صد درصد امپریالیسم و استکبار است .ولی فریاد هم می زنیم سرت را خواهیم برید و نابودت خواهیم کرد بدون اینکه آسیبی به هیچ بشری برسد .