86 - در ادامه سخنان رییس جمهوری من باب حجاب

دیگه داریم به نقاط اوج آخرالزمان می رسیم . همه چی قاتی پاتی شده . همه دارن همدیگه رو می زنن . چقدر جماعت از هم عقده داشتن که هر چی خالی می کنند تموم بشو نیست که نیست .

در روز سالگرد انتخابات بزرگ سال قبل ،  رییس جمهور محبوب و مردمی همه دوران تاریخ ایران زمین ، دکتر محمود احمدی نژاد با مردم رودر رو صحبت کردند و لایه ای دیگر از عقاید مهدوی خود را با مردم در میان گذاشتند و ما همینک شاهد این هستیم که جماعت تنگ نظر و افراطی و لجباز روز به روز در اکران گسترده ای  رونمایی می شوند.

 فصل تابستان است و هرسال به یاد مبارک مردان نیروی انتظامی می افتد که بیکار نباشند و نظمی را در شهر برهم بزنند و بدون در نظر گرفتن نظر اکثریت خانواده ها روشی کاملا یکجانبه و بی منطق را در جهت مبارزه با بد حجابی و ... را در پیش بگیرند .

قبل از هر چیز موضع خود را روشن کنم که من کاملا و صد در صد مثل همیشه با رییس جمهور محبوبم هم نظرم و از اینکه اعصاب جماعتی بی بصیرت را خورد می کنم خوشحالم . دوم اینکه من مسلمانی هستم که اسلام را هم از روی عقل و هم از روی قلب پذیرفته ام . بر خلاف جماعتی که فروع دین را ریاکارانه انجام می دهند و اصول دین را کاملا زیر پا له می کنند با دلی پاک و اراده ای کاملا خدایی زندگی می کنم و قرار نیست زین پس بگذارم به شعورم توهین شود . سوما اینکه بیشتر از هر کسی نگران نابسامان شدن مملکتم هستم و در همه پستها سعی کرده ام به گونه ای فرهنگ غلط غربی های فاسد را زیر سوال ببرم و وظیفه خود می دانم که نگذارم مملکتم به سمت روزهای تاریک و فاسد پهلوی و مثلا پیشرفت غربی ها برود .

رییس جمهور بارها نظر خود را در باره حجاب و چگونگی مقابله با بد حجابی بیان کرده است و چون با اعتقاداتش سخن می گوید هیچ گاه متناقض صحبت نکرده است . جالب اینکه  با چنین آدم قاطعی بیشتر مقابله می شود و آدم های متناقض گو بیشتر مورد توجه قرار می گیرند  .

سوای اینکه ثابت شد در جناح روشنفکران چه کسانی تخریب کننده اند اینبار در جناح خودی مشاهده می کنیم که تخریب گران فراوان اند . انسانهای کاسه داغتر از آشی که تا دیروز همه تلاشها کردند که ظاهرشان به انقلابی بودن بخورد و حالا که احمدی نژاد معیار های انقلابی بودن را عوض کرده به دنبال دست آویزی برای نجات می گردند  . تنها راهکار پیش رویشان هم این است که از احمدی نژاد انتقاد کنند .

در فصل پیش گفتم که برای رسیدن به مهدی (عج) باید خرافات برچیده شود و این برچیده شدن هزینه هایی نیز به بار می آورد . عده زیادی از مردم در طول تاریخ در جهل مانده اند و بصیرت بسیار اندکی دارند و در خواب فرو رفته اند و بیدار کردنشان کار بسیار سختی است . البته بیدار کردن کسی که خواب است آسان است . بیدار کردن کسانی که خود را به خواب زده اند سخت تر است .

ظهور مهدی فقط و فقط در صورت کامل شدن بصیرت ممکن است . مهدی (عج) بر خلاف عقیده جماعت بیشمار ساده انگار تجلی بینش اسلامی مردم سرزمین موعود است . به فرموده دکتر مطهری ظهورش تدریجی است و انفجاری نیست . اگر ظهور مهدی (عج) در صورت فساد و تباهی بود حضرت مهدی سالها قبل که کشور در فساد بود باید ظهور می کرد . بزرگانی مانند امام خمینی (ره ) نایبین امام زمانند و پایه گذار نهضتی که به حکومت مهدی (عج) برسد . ولی طبق روایات غیر تحریف شده اسلام حضرت مهدی زمانی ظهورش کامل می شود ( تاکید می کنم که ظهورش کامل می شود و نمی گویم ظهور می کند )  که مردم از ته دل ایشان را طلب بکنند و جامعه اکثرا ورود مبارکش را قبول کنند . متاسفانه برخی که ته مانده های فرقه انحرافی حجتیه هستند اصرار دارند اقدامات مهدوی رییس جمهور کشورمان را تعبیر فساد کنند . انتظار مهدی می کشند ولی عقیده دارند این دولت خلاف راه مهدی حرکت می کند و مهدی عصبانی خواهد شد و برای مقابله با این روند فساد ظهور و قیام خواهد کرد . در حالی که اقدامات دولت نهم و دهم و طرح های شخص احمدی نژاد تمام و کمال در راستای آماده سازی ذهن مردم برای پذیرش منجی آخر است و تمام و کمال در راستای راه امام بزرگوارمان است و قدرت دهنده نهضت امام است .

حجاب یکی از ارکان اسلام است . مسلما قشر زنان جامعه مهدوی زنان بی حجاب و بد حجاب نخواهند بود ولی از این سو بدانید که در جامعه آماده ظهور مهدی ضعیف ترین قشر جامعه نیروهای امنیتی خواهند بود . اصولا در جامعه آرمانی که بصیرت ها بالاست و مردم با عشق و دوستی در کنار هم زندگی می کنند نیروی انتظامی حکم تشریفات خواهد داشت . پس این عقیده که جامعه ما باید بدون زور و نیروی امنیتی آرمانهای خود را دنبال کند سخنی کاملا مهدوی است و با حجاب کردن زوری زنان جامعه نوعی فریب آقا امام زمان است و نوعی بی احترامی و مسلما جامعه آرمانی که همه اصولش باید خود جوش باشد تشکیل نخواهد شد .

سخنان رییس جمهور شدیدا منطقی و علمی و اعتقادی بود ولی برخی به زور می خواهند با رییس جمهور مخالفت کنند . جالب اینکه در خبر ها هم خواندیم بی بی سی هم با سخنان رییس جمهور مخالفت کرده که اصولا باید موافقت کند . نتیجه می گیریم که مشکل دشمنان انقلاب فقط و فقط مومنین واقعی خداوند هستند . اگر مومن و معتقدی حرف خود آنها را به خودشان بزند باآن مخالفت خواهند کرد . چون مومن به حرف خود ایمان دارد و آنها حرف کسانی را تبلیغ می کنند که ایمان نداشته باشد .

آقا زاده مطهری که توهم خود مطهری بودن پیدا کرده است بزرگترین مشکل دولت احمدی نژاد را بی حجابی بانوان می داند ولی تا همین یک ساعت قبل که خبر گرفتیم از موسوی و طرفداران بی حجابش حمایت می کرد . واقعا فکر می کند مردم احمقند . سایتهای کذایی و مفت خوری که دکان خود را زین پس بسته می بینند در برابر سخنان انقلابی دکتر احمدی نژاد موضع گرفته اند و سعی دارند جو شدید علیه دولت ایجاد کنند . مغرضانه گونه ای القا می کنند که دکتر احمدی نژاد تحت تاثیر رحیم مشایی حرف می زند و از بی حجابی حمایت می کند و چه کسی است که نداند اکثریت جماعت با حجاب و نجیب به دکتر رای دادند و از این سخنان رییس جمهور ناراحت هم نشدند . هرکودکی می اند که دکتر حجاب را اصل می داند و فقط  از روش مبارزه انتقاد کرده است و صراحتا اعلام کرد که ما با این روش مخالفیم . انتقاد دیگری که می شود این است که دولت چه کاری انجام داده است ؟در جواب می گوییم که این دولت مبارزاتش کاملا فطری است . امام خمینی (ره) که اخیرا مشخص شد عده بی شماری سخنانش را فقط حفظ کرده اند و طوطی وار تکرار می کنند و در عمل رفوزه اند می فرماید که دولت مرد حکومت اسلامی باید قلوب مردم را فتح کند . حسابش را بکنید این دولت اگر از دست خرمگسان مزاحم خلاص شود و تا سه سال آینده کاملا حقانیت خود را ثابت کند و شیوه هایش در قلب مردم جای بگیرد آیا کسی پیدا می شود که دزدی کند و رانت خواری کند و بی حجابی کند ؟ مسلم است که ریشه هر خلافی را باید در نحوه تربیت خلافکار دید . چه بسا خلافکارانی بیشمار هستند که فقط و فقط در حال انتقام از جامعه ای هستند که الافشان کرده است . مصداق نمی آورم . دختری که بی حجابی می کند و هرزه شده است مسلما یکی از دلایلش این است که بی دینی و قساوت و گناه را از جانب مدعیان دین دیده است . ارزش دین برایش شکسته شده است و دچار بلاتکلیفی عقیده شده است و بی هیچ کس اعتمادی ندارد و سفینه نجاتش را گم کرده است و به پوچی رسیده است و به چنین روزی افتاده است . مسلما اگر حاکم اسلامی پاکی و دینداری را از خود شروع کند و گروه اطراف خود را نیزپاکسازی کند و در پیگیری برنامه هایش استمرار داشته باشد موفق خواهد شد که جامعه را اصلاح کند . از قدیم گفته اند که تا خود اصلاح نشدی به فکر اصلاح دیگران نباش .

راهکار رعایت حجاب این است که دختران سردرگم و بی اعتقاد را از خداوند بترسانیم و نه از نیروی انتظامی . 30 قسمت منجی سلطه گر نوشته ام که ثابت کنم شیطان به موجودی گفته می شود که وجود خدا را برای بشر می پوشاند و حکومت خود را تشکیل می دهد و امت خود را به جای خدا از خود می ترساند .

به نظر شما حجابی که از ترس فیلم گرفته شدن و جریمه شدن رعایت شود ثابت کننده این امر نیست که نیروهای امنیتی شیطانی عمل می کنند ؟ آیا سخن دکتر احمدی نژاد که می گوید باید مردم را از درون اصلاح کرد غلط است ؟

مسلما درست این است که معروفی در جامعه عرف شود و بعد آن را امر کرد . مشخص است که مردم به حجاب زوری اعتنا نخواهند کرد . حجابی که آزادی کامل برای زن است حکم زندان پیدا کرده است . این نگرش باید اصلاح شود .

راننده های بیشماری می بینید که در برابر پلیس کمربند می بندند (کاملا هم نمی بندند ) ولی همینکه از محدوده گذشتند آن را باز می کنند و چندین فحش آبدار هم به راهنمایی و رانندگی می بندند و اگر هوا هم گرم باشد به دولت فحش می دهند که چرا هوا گرم است . همه این ناملایمات به خاطر این است که کمربند و خیلی قوانین فرعی را چسبیده ایم و اصول را فراموش کرده ایم . رعایت کردن را به زور جریمه و ... ریاکارنه بوجود آورده ایم . ارزش حجاب را به قدری پایین آورده ایم که برای رعایتش متوسل به زور شده ایم . در حالی که رعایت هنجار های اجتماعی فقط و فقط باید خودجوش باشد . این دغدغه دکتر احمدی نژاد مقدس است که اعتقاد دارد اگر حجاب قانون الهی است باید خودجوش رعایت شود و اگر نمی شود یا قانون الهی نیست و یا ما اشتباه آن را پیگیری می کنیم . اتفاقا حقیقت این است که حجاب خواسته ای الهی است و در این شکی نیست ولی اطمینان داریم که  روشهای اجرای آن با این وضعیت کاملا اشتباه است . اگر نیروهای امنیتی اصرار دارند که روششان درست است نه تنها به رییس جمهور منتخب بلکه به خداوند هم دهن کجی می کنند .

پیامبر در حال تناول خرما بودند . مادری فرزند خود را نزد پیامبر آورد که نصیحتی بشود تا پسرش بیش از حد خرما نخورد . پیامبر چون خودشان در حال تناول خرما بودند از آن مادر می خواهند روز دیگر بیاید . پیامبر اعتقاد داشتند که وقتی کسی را نهی از منکر می کنید مراقب باشید خودتان آن منکر را انجام ندهید .

دین اسلام دین ساده برای مومنین و سخت برای کافرین است . کسی که حجاب را باور کند بدون اینکه زجری بکشد آن را اجرا خواهد کرد . کسانی که از داشتن حجاب و پوشیده شدن با چندین لایه لباس مشکل دارند مسلما آن چیز را باور ندارند . مگر می شود با تنبیه چنین آدمی را علاقه مند به حجاب کرد ؟ مسلما غیر ممکن است . باید فرد را به این امر باوراند . راهش عمل درست و معتدل است . مسلم است که شخصی با پوشش افراطی نمی تواند پوشش تفریطی را ارشاد کند . عقاید زمین و آسمان به هم نمی رسند مگر اینکه هر دو اعتدال پیشه کنند . نمی شود به حریم خصوصی افراد به اسم گشت نسبت نفوذ کرد و توقع داشته باشیم مردم احساس امنیت کنند .

31 سال از انقلاب گذشته است  . نباید فراموش شود که هدف این انقلاب رسیدن به آرمانهای اسلامی است . اسلامی که هم اکنون نیز مورد حمله خائنین قرار می گیرد . یکی از کارهایی که باید بکنیم خالص کردن اسلام و رسیدن به اسلام ناب محمدی است .

حجاب و روابط بین زن و مرد موضوعاتی نیستند که با یک حکم حکومتی بتوان حلشان کرد . شما با دو موجودی روبرو هستید که در قدم اول انساند . ربات نیستند . دارای احساس اند . در قدم دوم درونیات پیچیده ای دارند و روان های مختلف که فرمول خاص و کشف شده ای ندارند . اصلا خود انسان هنوز کشف نشده که بشود برای کنترلش فرمول یافت . بهترین نوع اداره انسانها اداره قلبی و احساسی است و اسلام هم همین را پیشنهاد می دهد . تمام دستورات اسلام در این راستااست که انسانها خودشان را بشناسند . مسلما نماز برای این نیست که خم و راست شویم و منصب های دولتی بگیریم و مدیریت را انحصاری کنیم و البته کسی را هم به محدوده خود راه ندهیم و همه غیر خود را کافر بدانیم . نماز در حالت فردی اش همان شکسته شدن  در برابر خداست و نوع جماعتش وحدت همه رنگها و عقاید در برابر خدا است  . حجاب هم این نیست که زنی لباسی بپوشد و زیر لباس فحشا را رسما پیگیری کند . حجاب نتیجه درونیات فرد باید باشد . پذیرش حجاب باید از درون و با انگیزه بالا باشد  .

هم اکنون یک کار امکان ندارد . اینکه متوجه شویم چند درصد زنان جامعه حقیقتا حجاب را پذیرفته اند . بدانید که حجاب جزو آن دسته از کارهایی نیست که با تذکر و جریمه و تحمیل جا انداخته شود . حجابی که برای کشف شدن منتظر چراغ سبز است باید ازبین برود . حجابی باید حاکم شود که زور هم نتواند کشفش کند . اگر فعالیت های فرهنگی مان  را درست انجام می دادیم و بودجه های این امور را صرف پر کردن جیب آقا زاده ها نمی کردیم و بر خلاف سخن قرآن از راه دین ارتزاق نمی کردیم هم اکنون باید شاهد این نابسامانی ها نمی شدیم .

اسلام حقیقت است چون انعطاف پذیر است و این انعطاف پذیری با مصالحه اصلاح طلبان فرق می کند . اسلام در برابر همه روحیه ها وروان ها و تفکر ها انعطاف پذیر است و برای جذب همه نوع انسان برنامه ها دارد ولی برخی اصرار دارند که روش کودکانه خود را اولا به اسم اسلام بزنند و دوما آن را بر مردم کشورشان تحمیل هم بکنند  . اسلام که اسلام است ادعا نمی کند انسانها را اسلامی و شبیه خودش می کند . اسلام آمده تا انسانها را شبیه خودشان و متوجه خودشان بکند . چون اسلام اعتقاد دارد فطرت همه انسانها پاک است و اگر انسانها به فطرت خودشان برسند به پاکی رسیده اند . اسلام دین دستور از بالا نیست . اسلام دین پذیرش از پایین است . اسلام قیافه خاصی ندارد و هیچ کس نمی تواند تصوری از دنیای آرمانی و نهایت اسلام داشته باشد . حتی روحانیون و مراجع تقلید هم نمی توانند جامعه آرمانی را توصیف کنند . جامعه آرمانی را کسی ندیده  است . ما فقط امیدواریم که مردم را به فطرتشان برسانیم تا فطرت و خواسته الهی انسانها خودجوش این جامعه را بسازند . ما فقط باید این رسیدن را میسر کنیم .

آرمان انقلاب شبیه کردن انسانها به هم نیست . سخن گهربار رهبر انقلاب که می فرمود ما انقلاب کرده ایم که کشورها خودشان پیشرفت کنند یعنی چه ؟ اگر انقلاب ایران هدفش یک دست کردن و تحمیل عقایدش به کشورها باشد باید به جهانیان بگوید که هر کس با ما نیست دشمن ماست ( چقدر شبیه سخنان جرج بوش می شد )

فرقی نمی کند .  در داخل هم منظور انقلاب این است که عقایدی که فقط یک قشر را از اجرایش خوشحال می کند قوانین اسلامی نیستند . متاسفانه عده ای معلوم الظاهر اصرار دارند که ولایتمدارند . چون ریش دارند اصرار دارند حزب اللهی اند . چن نماز می خوانند اصرار دارند مسلمانند . چون مقام دارند فکر می کنند صاحب انقلاب اند . صراحتا اعلام می کنند که ما احمدی نژاد را برنده کردیم و احمدی نژاد باید عقاید ما را پیگیری کنند . دائما هم رهبر انقلاب را هزینه و خرج می کنند و نام مبارک ایشان را وارد گود رقابت های شخصی خودشان می کنند . جالب اینکه دکتر احمدی نژاد هیچ حرف خلاف قانون اساسی و اساس اسلام نزده است . اینکه حقیقت را می پوشانند و برای محکوم کردن حقاینت رییس جمهور خالی می بندند ما را عصبانی می کند . رحیم مشایی تنها گناهش این است که ذهن بسته ای ندارد و تقریبا شبیه این جماعت نیست . دائما قصد دارند این فرد را در برابر رهبر و انقلاب قرار دهند . در حالی که اگر رحیم مشایی خائن بود حتما مجاهدین و صهیونیست ها از رفتارش خوشحال می شدند . سخنان رحیم مشایی در مورد اسراییل اگر خائنانه بود حتما آنها را خوشحال می کرد . ولی برعکس جماعتی دائما از رفتار ایشان ناراحتند که ایرانی اند و ظاهرا مسلمان  . به نظر من همانطور که خوشحالی دشمنان نشانه انحراف از آرمان انقلاب است به همان اندازه ناراحتی اندک منتقدین متحجر داخلی هم نشانه انقلابی بودن آن فرد مورد انتقاد محسوب می شود .

علی مطهری در سخنان اخیرش گفته است که اگر ایران همان شاهنشاهی می ماند به انرژی هسته ای می رسیدیم . ما انقلاب نکرده ایم که به انرژی هسته ای برسیم . ما انقلاب کرده ایم که حجاب را به زنان بدهیم . اولا که باز می گویم همین آقای علی مطهری از کاندیدی حمایت کردند که طرفداران مونثش پیشتاز جنسی پسران بودند و آن اندک جمعیتی هم که در خیابان ها تا پاسی از شب پلاس بودند به خاطر این بود که موفق شوند در جوار یکی از همان بانوان خداجو شبی را بگذرانند .

دوما این حرف یکی از خیانتکارانه ترین سخنان گفته شده از جانب فردی مثلا اصولگرا در تاریخ پس از انقلاب است . اولا انرژی هسته ای بومی را با انرژی هسته ای قرضی یکی می داند و دوما اینکه نظام شاهنشاهی را فقط به خاطر محکوم کردن احمدی نژاد تایید می کند .

رهبر انقلاب بارها فرموده اند چادر برترین حجاب است ولی نگفته است چادر خود حجاب است .

از حاج آقا قرائتی پرسیدند چه لباسی بپوشیم که اسلامی باشیم ؟ ایشان گفتند مهم نیست چه می پوشید . مهم این است که چیزی بپوشید .

برخی اصرار دارند که عقاید خود را که از ذهن تک سیمشان خارج می شود را به اسلام تعمیم دهند و به مردم تحمیل کنند . زهی خیال باطل . این خواسته نا مشروع در صورت فرمانبرداری کورکورانه به طالبانیسم ختم می شود . مطمئن باشید به پوشاندن عورتین حیوانات هم مانند افغانستان دوران طالبان هم می رسد  .

کشوری که داعیه دار اسلام ناب محمدی است و قرار است پرچم دار اسلام دنیا باشد که هست ،  زیر بار چنین انحرافات و خرافاتی نمی رود . پشتوانه احمدی نژاد مردمی اند که از ته دل نوع مدیریتش را خواسته اند و با ان ارتباط برقرار کرده اند . همین افراط گری های جماعت منزوی و کم بصیرت بود که دوم خرداد خلق کرد و تفریط ها را موجب شد . حالا کسی پیدا شده که بر خلاف افراط و تفریط نظر می دهد و اعتدال پیشه کرده است از هر دو جناح انحرافی در حال ضربه خوردن است . یکی از ارکان سیستم احمدی نژادی که در وبلاگم آورده ام مبارزه با افراط و تفریط است و رسیدن به عدالت . عدالت سخت ترین مرحله رسالت مردان خداست . اگر این فریادها را نشنویم باید شک کنیم . اگر تا  سال پیش  تا حدودی کشورمان به دو گروه حزب الهی و غیر حزب الهی تقسیم می شد . از این به بعد ایران سیاسی ما به دو گروه احمدی نژادی و غیر احمدی نژادی تقسیم شده است . چه حق باشد چه حق نباشد جماعتی در برابر این سیستم قرار گرفته اند . وقتی این جماعت را ریشه یابی می کنیم 100 در 100 شان قبلا مالک بودند و حالا مستاجر شده اند .

اگر قرار باشد آرمان انقلاب به آرمان یک نفر منتهی شود پس نباید امیدی به جذب جهانیان داشت . کسانی که دائما از رهبر دم می زنند حتما می دانند که رهبر در نماز جمعه پس از انتخابات صراحتا اعلام کردند که جذب اکثریت و دفع اقلیت . خطاب به مخالفان احمدی نژاد می گویم که به ما مربوط نیست که جزو آن دفعیات هستید . احمدی نژاد برای رضایت شما اکثریت مردم ایران را ناراضی نخواهد کرد  . البته ما هم می دانیم جذب به هر قیمتی نباید صورت بگیرد . ولی ایمان داریم که رییس جمهورمان این جذب را به هر قیمتی انجام نمی دهد .

جالب است در سالهایی زندگی می کنیم که سایه مبارک و پر برکت رهبر انقلاب را بر سرمان داریم . همین رهبر عزیز که امیر مومنین زمان است و امید مستضعفین و فرزانه و عالم هیچ وقت نظر شخصی خوشان را به اسلام ربط نداده است . امام بزرگوار هم هیچگاه به غیر خدا و مردم کاری را به کسی نسبت ندادند ولی در این جریان کوتوله هایی هستند که اصرار دارند حرفشان به اسلام ربط پیدا کند . در کدام نظر سنجی ثابت شده که اکثریت جامعه با امنیتی شدن خیابان ها موافقند ؟ چرا به دروغ اعلام می کنید که اکثریت این سیاست را می خواهند ؟ چرا وقتی کم می آورید می گویید این دستور خداوند است ؟ آیا می دانید با نسبت دادن خواسته شخصی خود به خداوند به حریم الهی نیز تعدی می کنید ؟

آرمان انقلاب آرمان فراتر از اذهان انسانهای کوچک است . کسی نمی تواند مدعی شناخت آرمان باشد . حتی رییس جمهور هم نگفته است که به فلان آرمان برسیم . دائما تاکید می کند عشق و دوستی و صلح و تلاش و ما می توانیم و ....

رییس جمهور برای رسیدن به اهداف بلند مدتش سفر های استانی می کند تا با عدالت مادی امکانات در همه جای ایران گسترده شود تا ایده ها و استعداد ها رشد کنند و انقلاب به دست مردم بازگردد .

اسلام آمده است تا با زور مبارزه کند . پس کسی که در برابر زور قرار می گیرد سلاحش نباید زور باشد . هرگاه دیدید به اسم اسلام زور حاکم شد بدانید اشتباهی صورت گرفته است . جامعه ما خودجوش متمایل به پاکی می رود . اگر سخنان امام را گوش می دادید و برای رسیدن به منافع شخصی جام زهر ها نمی نوشاندید هم اکنون این فساد موجود را هم نداشتیم . ولی هرچه هست با تحرکات و انگیزه هایی که این دولت به وجود آورده آینده روشنی پیش رو است و خود به خود فساد از مردم غیور و سلحشور و خودباور دوری می کند . خواهشا با سیاه نمایی و آمار دروغین مردم این دوره را به زور فاسد نکنید  .

مسلم است که آن چیز که هست عیان نیاز ندارد به بیان . در جامعه اختلاط بیشتر بین جنس های مخالف می بینیم . بانوان زیادی در حد اعلا به حجاب اهمیت نمی دهند . لباس های زننده پوشیده می شود . ظاهرا دختر و پسر ها بی حیاتر شده اند و بدون مراحل گذراندن صیغه محرمیت و .... با هم دست می دهند و در برخی موارد کارشان به جاهای باریک هم کشیده می شود .

آیا این تصایر مصداق فساد است ؟ به نظرم این موضوع مسئله ای داخلی است . همین که به نسبت دوران اصلاحات با اختلاف نجومی خروج دختر ایرانی در جوار شیوخ عرب نداریم قضیه تعدیل پیدا می کند  . از سوی دیگر باید ببینیم این صمیمیت ها در چه حدی انحرافی است . چند درصد این نزدیکی ها فقط من باب وجود شهوت است و چند درصدش عشق و احترام متقابل ؟

لباس های  ناجور چند درصد دیده می شوند و چند درصد دیده نمی شوند ؟ درصد مردان هیز و جاهل چقدر است ؟

مگر یکی از مظاهر جامعه آرمانی عشق و دوستی و صمیمیت بین انسانها نیست ؟ اگر ثابت شود که این صمیمیت ها درصد زیادش عقلانی است  آیا با جامعه ای مخالفت نمی کنیم که به سمت آرمانهایش می رود ؟

نکته دیگر اینکه در جامعه آرمانی نیروهای امنیتی نقش بسیار اندکی خواهند داشت و اصولا هم باید اینطور باشد . آیا با امنیتی تر کردن جامعه به تقابل با جامعه فرهنگی و ارمانی نمی رویم ؟

آیا رصد کردن و فیلم گرفتن و تجاوز به حریم خصوصی افراد مبارزه با نزدیکی انسانها و دشمن سازی نیست ؟

مسلم است که کسانی که دائما از فساد دم می زنند خودشان فاسدند . اینها همان کسانی اند که دائما فریاد می زنند که جوانان از دین گریزانند . در حالی که رهبر انقلاب که دین را مثل این کوته نظران نمی بیند می فرماید که جوانان این نسل از نسل های قبلی نیز دیندار تر و مومن ترند .

فساد به جامعه غربی می گویند که تنها دلیل ارتباطات جنسهای مخالفش شهوت است و بس . فساد به حالتی گفته می شود که جنس مونثش تحقیر می شود . مسلما در هر جامعه ای استثناء هست . دخترانی در غرب هستند که از بانوان ما مومن ترند و اینجا نیز دخترانی یافت می شوند که از هرزه های آنان هرزه ترند . مقابله با این استثنائات هم راهکار دارد ولی مسلما راهکار این نیست که آتش به پا کنیم و ترو خشک را با هم بسوزانیم . اکثریت بانوان کشور ما زنانی سفت و سخت و مومن هستند که به هیچ وجه من الوجوه زیر بار ذلت قرار نمی گیرند .

در ضمن اگر فسادی هست که هست و به چشم هم می بینیم مسلما از اسلام نیست . یا از غرب است و یا از ترویج اشتباه اسلام است . هیچ اشکالی در جامعه ما از اسلام و انقلاب نیست . احمدی نژاد آمده است ترویج اشتباه اسلام را درست کند .

مشکل جامعه ما سن بالای ازدواج است . مسلم است که وقتی دختر و پسر ها را از روی شک و بی اعتمادی از هم جدا می کنید . محبتی خلق نمی شود و عشقی نیز به وجود نمی اید و شناختی نیز صورت نمی گیرد و ازدواجی هم رخ نمی دهد . امیدوارم ما را محکوم به نفاق و اصلاح طلبی و روشنفکری نکنید  .

وقتی نور ایمان به خدا با اقدامات درست مسئولین در قلب مردم نفوذ کرد و مردم احساس کردند که مسئول کشورشان پاک است و پاکی اش را از اسلام دارد به اسلام گرایش پیدا می کنند و هیچ قدرتی نمی تواند قلب با ایمان آنها را تسخیر کند . مردان و زنان در کنار هم به صورت معقولانه و کاملا پاک کار خواهند کرد و چرخ توسعه کشور را به گردش در خواهند آورد .

ما همانطوری که با مانتوی تنگ و آرایش غلیظ و نمایش اندام به نامحرم و عشوه های خرکی و حیوانی مخالفیم . با حجاب افراطی هم مخالفیم . بهتر است الگوی اسلام پیشه کنیم . زن در جامعه باید حضور یابد . زن برای دادن آرامش به مردان خلق شده است . اسلام یکی از افتخارات بزرگش نجات زن از زنده به گور شدن است . اسلام آمده به زن مقام دهد و مادران نسل بعد تربیت کند که امت آینده خواهند بود .امام خمینی ( ره ) هیچگاه نفرمود که انقلاب کرده ایم زن را فلان شکل کنیم . امام فرمود انقلاب کرده ایم که زنان جامعه از عروسک بودن و لعبت مردان بودن خارج شوند . کدام یک از شما مدعیان ایمان جرئت می کنید به زنان دور و اطراف خودتان نام خواهر خطاب کنید ؟ مگر این از دستورات اسلام نیست ؟ به راستی اگر همین یک کلمه را در فرهنگ گفتاری خود رعایت کنیم 99 درصد حس فاسد بین زن و مرد از بین خواهد رفت . کدام مدعی ایمان روی این قضیه مانور داده است ؟ مگر می شود شما به زنان جامعه تان احترام بگذارید و فاسد شوند . مسلما زنانی که به فساد گرایش دارند در طول زندگی به چشم احترام نگریسته نشده اند . هیچ کس به وجودشان نگاه نکرده است . اکثرا به چیز دیگر نگاه کرده اند . از سوی دیگر چرا نیمه پر لیوان را نمی بینید ؟ این همه غیور زن مسلمان که در جامعه فراوان اند را چرا معروف نمی کنید ؟

به جای گیر دادن به مردم عادی فعالیت بازیگران زن غرب زده را تعطیل کنید . الگوهای جامعه را رصد کنید . روی طراحی لباس زنان در سینما و تلویزیون سرمایه گذاری کنید . مسلم است که وقتی بر تن زن بازیگر لباس مردانه می پوشانید به حجاب توهین می کنید و وقتی همان زن بازیگر در جامعه مانند آنجلینا جولی جولان می دهد ارزشهای غرب را وارد می کنید .

مگر رزمنده های ما نجنگیدند که از ناموس کشور و مام میهن دفاع کنند . چرا حالا که بیگانه ای نیست در داخل کشور خودمان به جان ناموس مردم می افتید به هدف اصلاح . اصلا من می گویم مویی هم دیده شود . اگر ما مردان به چشم خواهری به زنها نگاه کنیم مگر عیبی هم دارد ؟ مشکل این است که منتقدین فساد موجود اصلا به فکر رفع فساد نیستند . چون فساد نباشد بیکار خواهند شد . اگر واقعا هدفشان اصلاح امور باشد امور به راحتی اصلاح شدنی است .

من فیلمنامه ای نوشته ام من باب اینکه در خیابان پرترافیک نبود پلیس بهتر از بودنش جواب می دهد . شما خیابانی پلیس دار و منظم دیدید خبرم کنید تا من هم بتوانم ببینم . داستان معروفی هم هست که می گویند شهری آرام را شاهزاده ای تازه به دوران رسیده پیدا شد . پادشاه سر خود دستور داد در میدان شهر طناب اعدام نصب کنند تا آدم خلافکار اعدام شود . از فردای آن روز قتل و کشتار و سرقت و فساد شهر را فرا گرفت .

سخنی دیگر:

آن از میر حسین که خود را برنده انتخابات می دانست چون خود را داماد لرستان و فرزند تبریز می پنداشت و این هم از جماعتی که اقلیت اند و خود را باعث و بانی برنده شدن احمدی نژاد معرفی می کنند . همه سخت دروغ می گویند . به نظر من احمدی نژاد در قشر مدیریت میانی و نمایندگان قدرت طلب مظلوم تر از جامعه است . اگر هم رایی داده شده است به خاطر اینکه از ظن خود احمدی نژاد را یار خود دانسته اند . احمدی نژاد بارها اعلام کرده است که اصولگرا نیست و احمدی نژادی است . این جماعت اندک بر سر گفته های اخیر رییس جمهور سعی دارند که دکتر را در برابر رهبر قرار دهند و تیر آخرشان را برای خدشه وارد کردن بر رابطه پدر و پسری رهبر و رییس جمهور وارد کنند . برای این منظور خود را ولایی معرفی می کنند و به اسم ولایت مداری در برابر دکتر قرار می گیرند . در حالی که با کمی دقت می توان پی برد اینان شدیدا به رهبر توهین هم می کنند . گویی هم می گویند  رهبر طرفداران اندکی به نام ذوب در ولایت دارد که ما هستیم . چون این نوع ذوب در ولایت ها اندکند خود به خود جزیی از طرفداران دکتر احمدی نژاد محسوب می شوند . این حرف یعنی اینکه طرفداران رهبر کمتر از رییس جمهور است . در ضمن با این حرفها و جناحی کردن رهبر القا می کنند که رهبر فراجناحی نیست و فقط اندکی انسان متحجر تابعین رهبر هستند  . این جماعت منتقد احمدی نژاد راه انقلاب را راه باریکه ای می دانند که فقط خودشان در آن جای می گیرند . کاری نداریم که مدعی ذوب در ولایتی به نام محمد نوری زاد داریم که به جرم نامه موهن به رهبر در زندان به سر می برد . ولایتمداری که با کوچکترین کم توجهی در برابر ولایت قرار می گیرد و تا زمان وجود منافع از انقلاب طرفداری می کند حق ندارد تریبون داشته باشد چه برسد به اینکه حکمی هم فرمان دهد و  اجرا هم بشود .

رییس جمهور فرزند ملت است و حقیقتا از روی اعتقاد سخن می گوید . حامی انقلاب همه مردمانی اند که به نوبه خود زیر این همه فشار مشکلات زندگی وطن پرستی می کنند و فرار نمی کنند و در هر زمان ممکن ابراز ارادت خود را با راهپیمایی ها نشان داده اند . کسی حق ندارد انقلاب مردمی را تصاحب کند و به رییس جمهور مردمی صراحتا اعلام کند که تا وقتی حرف ما را بزنی طرفدار تو هستیم  . سخنان اخیر رییس جمهور در مورد ایران باستان هم وسعت نگاه وی را نشان می دهد و در راستای جذب اکثریت ایرانیان جهان گفته می شود و کسی حق ندارد با کوروشی که قران هم نامش را برده است مخالفت کند . در ثانی جماعت کم بصیرت بدانند که گروه اعظم ضد انقلاب بدون دلیل خاصی ایران باستان را غصب می کنند و جمهوری اسلام را مخالف کل تاریخ ایران می دانند . در حالی که این سخنرانی های رییس جمهور تمام توطئه های تاریخی آنها را نقش برآب می کند . این را بدانیم که وقتی انقلاب شد مفسران غربی صراحتا اعلام کردند که اژدهای امپراتوری ایران بیدار خواهد شد . چه خوب است گذشته ما قبل اسلام را که عظمتی برای ایران داشته را یک رییس جمهور جمهوری اسلامی فریاد بزند و نه نوری زاده ها و سازگاراها و خانوم گوگوش ها .

این را هم بدانیم که انقلاب است و با همه این حوادثش . انقلابی که به خودی ها رحم کند و دائما یک نوع دشمن داشته باشد به نظر من  انقلاب نیست .

 این هم عکس برگ جریمه ای که تکذیب می شود

85 -  معلوم هست آمریکاچه غلطی داره می کنه ؟ (منجی سلطه گر 30 )

 

یکی دیگر از سیاست های شیطانی آمریکا برای پیشبرد سیاست های خودش این است که سفینه نجات خود را تکنولوژی نشان دهد . در این راستا خود را صاحب تکنولوژی اول می دانند همه کشور ها را در این زمینه عقب افتاده می پندارند . مثل همه عناصر دیگر از هالیوود کمک می گیرند که در این راستا به کمک بشتابد . هالیوود هم در این راستا فیلمهای تکنولوژیک و علمی تخیلی و ... را در دستور کار خود قرار می دهد و سالهاست که یکی از ژانرهای خود را به این مقوله اختصاص داده است  . پس مدیران جلوه های ویژه اهمیت زیادی پیدا می کنند و مورد توجه کمپانی های فیلمسازی قرار می گیرند .

مسلما شنیده اید که می گویند فلان فیلم تکنولوژی نشان می دهد که سالیان بعد چیزی اختراع می شود و سالیان بعد همان چیز اختراع می شود  . درست است که یکی از اهداف این فیلمها برنامه ریزی برای آینده است ولی همیشه هم اینطور نیست . اولا خیلی از این چیزها به مرحله اختراع نمی رسند و در رویا باقی می مانند و دوما اینکه همه هدف این ژانر هم این نیست که راه باز کند و دانشمندان را ایده دهد . هدف اصلی این فیلمها بسیار سیاسی است و در جهت خلع سلاح کشورهای جهان سوم است .

اولا جهان سوم را با این فیلمها مسحور خود می کنند و تقریبا اکثریت کشورها خود را می بازند و جمله معروفی گفته می شود با این مضمون (( نگاه کن اونا کجان ما کجاییم . چقدر از ما جلوترند ؟ مگه می شه با آمریکا شوخی کرد ؟ ))

دوما نخبه ها و کسانی که آمریکا را مهد اهمیت دادن به این چیزها می دانند جذب غرب می شوند و احساس شرم می کنند که در کشورشان چنین چیزی نیست . حقیقت این است که در امریکا هم چنین چیزی نیست ولی سینما چنین تصویری ارائه می دهد و نخبه های آرزو مند ایده های خود را در اختیار امپریالیسم قرار می دهند و در فرآیند مقوله فرار مغزها سیاست های آمریکا در خالی کردن کشورها از مغزها و سرازیر کردن آنها به کشور خود به سر انجام می رسد  .

همین که خودباوری و خدا باوری و ما می توانیم را در کشورها از بین می برند و در عوض آمریکا باوری و توهمات به نفع آمریکا خلق می شود بزرگترین دستاوردی است که این فیلمها به ارمغان می آورند .

در کل پیشرفتی در آمریکا صورت بگیرد چون انحصاری است به درد ما نمی خورد و تنها کاری که صورت می گیرد که ما حسرت می خوریم و آنها را قدرتمند می کنیم . همان مغزی که فرار می کند ایده هایش آمریکا را حداقل دنیوی پیشرفته می کند و آمریکا همه این پیشرفت ها را به اسم خودش می زند و فریاد می زند که آمریکا کشور فرصتهاست و ...

   سفر به کره ها و .. در راستای یکی از عقاید صهیونیست هاست که می خواهند به فضا بروند و کره زمین را نابود کنند و بعد ها برگردند تا با مسیح حکومت نو را آغاز کنند  . به این کار تروریسم مفدس می گویند  . خوش خیالند که گروه منتخب اندک می توانند در کرات دیگر پایگاهی بزنند تا پس از آرماگدون و نابودی بشریت بتوانند در زمینی پاک زندگی کنند . بیشترین هدف فیلمهای علمی و تخیلی القای همین مسئله است که در کرات دیگر زندگی هست و باید کشف کرد و انسان را به آن رساند . ولی کدام انسان ؟ این خیلی مهم است که کدام انسان ؟ بشریت و یا سرمایه داران یهودی و نوچه هایشان ؟

طبق آیات قرآن صراحتا اعلام شده که شیطان صفت هرگز به آسمان دست پیدا نخواهد کرد . شیطان به سمت خدا نمی رود .

با دلایلی منطقی که بعدها خواهم گفت ثابت می شود که به صورت علمی نیز چنین امری تحقق پیدا نخواهد کرد . تمام جنگولک بازی های ناسا هنرهای نمایشی بیش نیست و پس از صرف هزینه میلیاردها دلار پول هنگفت هم هنوز کاری انجام نداده اند . دستاوردهایی داشته اند ولی مسلما به نتیجه نخواهد رسید . خیلی از ماموریتهایشان با شکست روبرو می شود و خیلی سفینه ها هم هنوز معلوم نیست در کجا به سر می برند و کاوشگرهای بسیاری در نقاط نامعلوم فضا نابود شده اند و صدایش را هم در نمی آورند . در این راستا بزرگترین دروغ علمی را هم گفته اند  .

در سال 1961 به دستور جان اف کندی ناسا موظف شد که تدارکات سفر به کره ماه را ببینند . اوج دوران جنگ سرد بود و در 1969 این امر میسر شد  . نیل آرمسترانگ و ادوین یاباز آلدرین اولین افرادی بودند که به فضا رفتند . در 11 آوریل 1971 آپولو 13 با سرنشینانی به نام جیم هاول و فرد هیز و جک سوییگرت به هدف نشستن برروی کره ماه به فضا رفتند و تصاویرشان هم پخش شد . ولی این فضا پیما 3 روزه برگشته بود و به خاطر ترکیدن کپسول هوا نا موفق هم برگشته بود .  خیلی ها مخصوصا مکزیکی ها باور ندارند و تا حالا مستنداتی دال بر حقیقی بودن این مسئله وجود نداشته که نشان دهد گروهی واقعا به روی کره ماه رفته باشند . جالب است که در اوج دوران جنگ سرد که طرف مقابل هم روسیه بود حرفی هم زده شد من باب اینکه فضانوردان آمریکایی در کره ماه پرچم روسیه را دیده اند . خب کیلومتری وجود ندارد و کسی هم نیست که صحت این سخنان را به چشم ببیند هرچه دلشان می خواهد می گویند و مردم جهان هم مجبورند باور کنند .  با اینکه فیلم هم گرفته شده است ولی گروه حقیقت یاب خود آمریکا با دلایل بی شمار ثابت کرده اند که چنین سفری صورت نگرفته و تمام تصاویر تروکاژهای سینمایی است . مثلا می گویند در سرما و جو حاکم بر ماه  امکان فیلمبرداری نیست . در کادرهایی از عکس ها پرچم آمریکا با باد تکان خورده است درحالی که در کره ماه هوایی نیست که بادی هم باشد . یا سایه های معدود در اطراف اشیاء با جهت های مختلف نشان می دهد که نور پروژکتور چند جهت مختلف است و سایه ها خورشیدی و یک جهته  نیست . سوال منطقی تر هم این است که این آمریکای پیشرفته که در آن سالها توانست به کره ماه برود چرا الان نمی تواند ؟ جالب اینکه 40 سال است که سالگرد این روز را هم می گیرند تا این دروغ از یاد کسی نرود . فیلمهای زیادی هم ساخته اند تا این حرکت حماسی خیالی در یاد مردم ثبت شود .

مثل قضیه هلوکاست دو سوال مطرح می شود . یا رفته اند و یا نرفته اند . اگر رفته اند چرا نمی توانند این رفتن را تکرار کنند ؟ اگر نرفته اند که حرف ما ثابت می شود که آمریکا توهم پیشرفت به دنیا می دهد و ما بتی می پرستیم که واقعا دکوری بیش نیست و هیچ توانایی ندارد  .

آمریکا بیشترین انرژی خود را هم اکنون برای عقب راندن رقبا به کار می برد . اصلا به فکر جلو رفتن نیست . مثل این انسانهایی است که در رقابت به دنبال زیر آب زنی اند تا خوب کارکردن در راه خدا . آمریکا می خواهد به زور اول باشد . این همه سرمایه هنگفت که صرف می شود در دست کشور با استعدادی مثل ایران قرار می گرفت ایران تا هم اکنون صدبار به مریخ هم رفته بود . مسلم است که کشوری که همه چیزش قرضی است و مردمانش هم غیر بومی است هیچگاه به موفقیت بزرگ انسانی دست پیدا نخواهد کرد . جمیع آدمهای مغرور که مشکل گشای زندگی را فقط پول می دانند نمی توانند مدیریت دنیا کنند و به سمت خداوند بروند  . حتی سرمایه ای که دارند حرام است و چنین پولی نمی تواند سکوی پرتاب ماموریت های مقدس بشود  .

آمریکا در فیلمها پیشرفته است . با مردان سیاهپوش نشان می دهد که فضایی ها در زمین ایستگاه زده اند . با یاداوری کامل نشان می دهد که زمینی ها در مریخ پایگاه زده اند . با مسافران کشتی فضایی نشان می دهد که جنگهای زمینی تمام شده و حالا زمینی ها با فضایی ها می جنگند  ولی درواقعیت هیچ کدام رخ نمی دهد . هنوز در مشکلات خودمان مانده ایم و پس از هزاران سال از زندگی بشر بین خود بشر جنگ و دعوا رخ می دهد و عمدی و غیر عمدی کسی به فکر توسعه بشریت و رسیدن به خدا نیست .

نکته جالبی که خیلی ها به آن توجه ندارند این است که غالب شبکه های ماهواره ای که نمایانگر واقعیت های اجتماع غربند خبر از این دارد که غربی ها دستاورد این قرونشان به غیر سکس و لوازم سکس چیز دیگری نیست  . واقعا دقت کنید . غرب برای بشریت چه چیزی دارد ؟ به بهانه تروریست کشورها را ویران می کنند . برای رسیدن به پول حرام ویروس ها را به جان کامپیوتر ها می اندازند . برای ماندن در قدرت از جنبش های مخملی و اغتشاش در جهان حمایت می کنند و 8 سالی می شود که به انرژی هسته ای بومی ما گیر می دهند . این اصرار برای چیست ؟ واقعا برای چیست ؟

یکی از شعارهای جرج بوش در دوره اولش به پایان رساندن پروژه سفر به مریخ بود . آیا در این جهت گام نهادند ؟

واقعا 6 میلیارد انسان  را الاف کردن هنری است که فقط در انحصار آنها ست و در این چهت دست مریزاد به آنها می گوییم .

دلیل منطقی بنده برای پیشرفت واقعی نکردن غرب یک چیز است . عقیده من این است که برای توسعه 10 نفر انسان باید هر 10 نفر با هم همکاری کنند . هر انسان توانایی و دانشی دارد که در پیشروی اهداف گروه نقش بسزایی خواهد داشت . من می گویم فرمولی که موجب می شود سفینه مریخ پیمای ناسا کامل شود دست یک کودک اتیوپیایی است که از گرسنگی در حال مردن است . به حکم انسان بودنش و پخش عادلانه توانایی ها بین بنده های خدا چنین مسئله ای مسلما حقیقت است  . ولی آیا کسی به این حقیقت اهمیت می دهد ؟  دلیل اینکه حکومت غربی ها را باطل می دانیم همین است . حکومت آنها حکومتی یک جانبه است که حقایق جوامع را نمی بینند و از همین ندانستن هم ضربه نهایی را خواهند خورد .  . مسلم است که با فاصله طبقاتی و کشته شدن ها و انحصار کردن ها این ایده ها به اجرا در نمی ایند و در نتیجه آن چیز کامل نمی شود . قدرت حقیقی انسان زمانی دیده می شود که عدالت مادی و معنوی بین همه انسانها ایجاد شود . همه فرصت بروز پیدا کنند و همه آزاد باشند و از بند قدرت طلبان رها شوند . پس آرمان انقلاب اسلامی ما یک آرمان جهانی و کاملا الهی است . شیطان بزرگ مخالف تحقق این آرمان است . پیشرفت واقعی انسان زمانی است که این عدالت محقق شود . راهش مبارزه با همه قدرت طلبان عالم است و در نهایت مبارزه با امریکا . راهش زکات علم است . همکاری بین انسانها . دوستی و صلح و عشق بین انسانها . چنگ زدن به همه حقایق مدیریت بشری که تماما در قرآن پیش بینی شده است  . تبعیت از دین اسلام که نهایت آرمان است .

هر جمعی که در ان دیکتاتوری باشد آن جمع پیشرفت نخواهد کرد . به این دلیل است که کسانی که می خواهند دیکتاتوری حکومت کشور ما را القا کنند کشورمان را عقب افتاده نشان می دهند . در حالی که کشوری که توانسته در عرض 15 سال بدون کمک هیچ کشوری و تحت فشار و تحریم فقط در عرصه هسته ای کل چرخش سوخت آن را بومی کند کم قدرتی نیست ( چرخش سوخت هسته ای را خود آمریکا به طور کامل ندارد ) . پیشرفت اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و ورزشی و نظامی به هیچ وجه قابل مقایسه با هیچ کشوری نیست . یادتان باشد در دنیای مدعی آزادی ، ما در بند به سر می بریم که پیشرفت نکنیم ولی در همان بند در حال پیشرفتیم و بند را در هم نیز شکسته ایم . این نشانه این است که به هیچ وجه دیکتاتوری در کشور ما وجود ندارد  . دیکتاتور آنهایی اند که حاکمان کشور ما را دیکتاتور می دانند  و پیشرفت را در فاسدتر  شدن مردم و تبعیت بی چون و چرا از غرب  می بینند و حسرت این پیشرفت غرب را می خورند .

در فیلم روز استقلال (independence day ) ساخته رولند امریش سکانس opening شعاری را می بینیم . همین قضیه زده شدن پرچم آمریکا در کره ماه که یعنی ما فتح کردیم و البته پیام صلحی هم برای فضایی ها می نویسند . ولی بعد ها فضایی ها به آمریکا و کره زمین حمله می کنند . این جماعت مریخی از انسانهای پیشرفته ( آمریکاییان ) می ترسند . پیش خود گفته اند که انسانی که تا کره ماه آمده در مرحله بعدی به مریخ حمله خواهد کرد پس حمله پیشگیرانه ای را آغاز می کنند . در این دشمن سازی رویایی مریخی ها را می بینیم که هدفشان نابودی زمین است و یک سری سرباز آمریکایی جان برکف در مقابلشان می ایستند . هر سفینه ای بالای سر یکی از شهرهای مهم می رود و از عراق هم شروع می کنند که گویی دشمنان همه از خاور میانه اند .

ویل اسمیت سربازی غیوری است که موفق می شود اولین دشمن را اسیر کند و به وی می گوید به خاطر توی بو گندو من الاف شدم . الان باید تو کافه بودم .

36 ساعت دیگر کره زمین به کل نابود خواهد شد  . دستور استفاده از بمب اتم برای مقابله با بیگانگان داده می شود . ( پس اینطور ؟ آمریکا بمب اتم رو واسه این روزا ساخته . )

در عرض سه روز ارتش آمریکا متحد می شود و در صحنه ای رییس جمهور سخنرانی جگر سوز می کند و سربازان را می گریاند تا در برابر دشمن بایستند ( این صحنه خیلی احساسی ساخته شده است ) . قرار است این پیروزی هم در روز استقلال یعنی 4 ژولای صورت بگیرد . ولی خب جایی که کاخ سفید منفجر می شود خیلی حال می دهد .

آرماگدون (armagedon ) مایکل بای هم موضوع دیگری را پیش می کشد . با نام پر طمطراق آخر الزمانی که بر خلاف باقی اوقات به مسایل خارج زمین ربط داده اند . دجالی در کار نیست و شهاب سنگی در حال نزدیک شدن به زمین است که باید با آن مقابله کنند . هم قدرت همان شهاب سنگی که 65 میلیون سال قبل دایناسور ها را بر روی زمین از بین برد  . طبق معمول آمریکا منجی گری می کند و گروهی بی ربط به فضا نوردی را با معیار شجاعت و خلاقیت و ... جمع آوری می کنند و پس از تربیت به فضا و روی آن شهاب سنگ می فرستند . آنقدر هم خوب بر روی شهاب سنگ می نیشنند که نگو . قرار است بمب اتمی را درون شهاب سنگ تزریق کنند و آن را به دو نیم کنند تا نیمه ها از کناره زمین عبور کنند . چه احساس گرایی فیلم را فرا گرفته به حدی که در قسمت های پر از رشادتش یاد ایثار بسیجیان دفاع مقدس خودمان می افتیم . جایی که بروس ویلیس به رفیقش می گوید حاجی برو من خودم می مونم . جونم رو می دم تا دخترم و مردم کره زمین نجات پیدا کنند  .

اینها را گفتیم تا برسیم به این مطلب که چنین تکنولوژی در کار نیست ولی با همین فرض و ساختن خیالی اش بزرگترین هجمه تبلیغاتی را برای جهان به پا می کنند . کاملا مردم جهان را خلع سلاح می کنند که بله اگر چنین اتفاقی بیافتد فقط آمریکاست که ما را نجات خواهد داد . پس اجازه دهیم آمریکا به پیشرفت یکجانبه اش ادامه دهد تا به قدری قوی شود که این روزهایی که معلوم نیست کی خواهند امد ما را نجات دهد  . در صحنه هایی از فیلم دعای مردم جهان را نشان می دهند که چشم امیدشان به رزمنده های آمریکایی است و مسلمانان هم که فقط دعا می توانند بکنند و هیچ نقشی در کار بزرگترها ندارند .

یک سوال ؟ اگر چنین اتفاقی بیافتد آمریکا به تنهایی از پس آن بر خواهد آمد ؟ طبق آن اصلی که گفتم نیاز به تکنولوژی کامل جهانی نیست ؟ همه انسانها نباید دست به دست هم دهند ؟ چرا آمریکا در این زمینه  هم تک روی می کند ؟ اگر راست می گوید جلوی گرم شدن زمین را بگیرد که مسبب اصلی اش می باشد  .

یکی دیگر از شعارهایی که می دهند وجود موجودات دیگر در سیاره های دیگر است . این شعار هم در راستای این سیاست است که به مردم دنیا القا کنند که ما وسیع تر و گسترده تر از شما فکر می کنیم . اصلا هم نمی گویند به فرض موجود زنده ای هم بود . خب که چه ؟ شما که به هم نوع خود اهمیت نمی دهید به آنها اهمیت خواهید داد ؟ البته جیمز کامرون در آواتار جواب داده که هدف اشغال سرزمین های موجودات زنده این است که بتوان به منابع آنها دست یافت .

از یک آدم مومنی که خیلی مطالعه داشت و بسیار عالم بود پرسیدم شما اعتقادی به وجود موجودات زنده در کرات دیگر دارید ؟ گفت : خدا صراحتا اعلام می کند انسان اشرف مخلوقات است . اگر باور داشته باشیم که این جمله را خداوند گفته پس خودمان را الاف نکنیم . چیزی نیست . ولی خب وجود آب و هوای همسان با کره زمین از لحاظ علمی کاملا امکان پذیر است .

در تماس (  contact ) رابرت زمه کیس که جودی فاستر بازی می کند چنین سوژه ای را دنبال می کند . دختری به این باور رسیده که موجودات زنده در فضا هستند و کسی حرفش را باور نمی کند .

در کی پکس ( k-pax ) یان سافتلی هم مردی مرموز را می بینیم که ادعا می کند از فضا امده و کسی باور ندارد . وی اطلاعات جامعی از فضا و هوش بالایی دارد و همه را به شک می اندازد  . حتی مختصات سه بعدی محل سیاره اش را به خوبی می شناسد ولی وی را به تیمارستان می اندازند  . گویی کی پکس حقیقت گویی همچون گالیله است که انسان از روی جهل باورش ندارد ولی باید بدانیم که این شخصیت خیالی است ولی گالیله واقعیت داشت . کلا فیلم به صورت مبهمی هم تمام می شود . همه کاراکتر ها گیج می شوند و بیننده هم به شک می افتد و شعار فیلم هم همین است که می گوید :   chang the way you look at the word     یعنی اینکه دیدگاه تان را نسبت به جهان عوض کنید .

البته فیلم تلنگری هم می زند که ای مدعیان الاف کننده مردم دنیا اگر چنین چیزی هم امکان داشته باشد مغز شما در حدی نیست که آن را باور کنید . فرض کنید در قرن 18 به یکباره کامپیوتر خلق می شد و وارد بازار می شد . آیا مغزی سالم می ماند ؟

مردم جهان نه تنها پیشرفته نیستند بلکه در جهل هم هستند . پیشرفتهایی که الان هست اسباب بازی بیش نیست . پیشرفت به وسیع بودن فکر بشر می گویند . پیشرفت به قدرت پذیرش چیزهای نوظهور می گویند . پیشرفت به تکامل معنوی فطرت انسان می گویند . یکی دیگر از دلایل محقق نشدن آرزوهای بشری این است که بشر به آن حد نرسیده است . فرقی ندارد . در کل مردم دنیا آمادگی روبرو شدن با حقایق و پیشرفتهای الهی نیست .

یکی از ارکان اسلام آماده سازی زمین برای ظهور آقا امام زمان است . فکر می کنید منظور از آماده سازی چیست ؟ مسلم است که در صورت منتخب بودن مردم ایران مقدماتی باید طی شود . قدرت پذیرش حقیقت را از جانب مردم باید بالا برد و پیشرفت معنوی و مادی مردم باید به حدی باشد که اوج انسانیت که همان منجی آخر است به راحتی توسط مردم پذیرفته شود . این مبحث بسیار مهمی است . آمریکا و شیطان دست به دست هم وظیفه دارند که انسان را تا می توانند در جهل فرو ببرند تا استعداد ظهور منجی آخر از بین برود و به جای آن خود را بر مردم تحمیل کنند . به عبارتی مردم دنیا درکشان در حدی باشد که هر آنچه خرافات است را باور کنند ولی هر آنچه حقیقت است کتمان کنند .

فیلم بسیار جالبی که پشت صحنه سیاست های کشورهای سرمایه داری و شیطانی را روشنگری می کند فیلمی است به نام ضد اعتماد ( anty trust ) ساخته پیتر هوییت و بازی تیم رابینز . در این فیلم تیم رابینز گری وینستون نام دارد و دقیقا مانند بیل گیتس گریم شده و مثل او شرکت نرم افزاری دارد که جدیدترین محصولات نرم افزاری را برای جهان تولید می کند . فیلم صراحتا منظورش مایکرو سافت است ولی به دلایلی نام ها قلب شده اند . در این فیلم می بینیم که گری که در بدو تاسیس این شرکت نابغه ای بوده است و بانی اصلی آن است هم اکنون به ته خط خلاقیت رسیده است ولی چون سرمایه هنگفتی در دست دارد و سالیان زیادی در عرصه خود مقام اول را داشته سعی دارد این مقام اولی را حفظ کند  . مانند آمریکا و همه شرکتهای آمریکایی وی با خرید مغزها و تبلیغات و ... همه چیز را در انحصار خود دارد و اجازه نمی دهد رقیبی در رویارویش قرار بگیرد  . تنها کاری که گری انجام می دهد این است که به مردم مخاطب محصولاتش وعده بدهد و حالا وعده طراحی برنامه ای فوق پیشرفته و کامل به نام سیناپس را می دهد . جالب اینکه یک قدم هم در طراحی برنامه بر نداشته است . ( هم اکنون ناسا وعده سفر به مریخ را برای 15 سال بعد می دهد) وی امیدوار است که با این تبلیغات نابغه های جهان را برای کمک جمع آوری کند و همین طور هم می شود . همه کسانی که مدینه سعادت خود را این شرکت می دانند استقلال خود را رها کرده و زیر نظر این شرکت کار می کنند و جالب اینکه شرکت از خلاقیت و طرح همین افراد استفاده می کند و چند سال بعد مثلا به وعده خود عمل می کند . داستان فیلم از اینجا شروع می شود که نخبه ای بر خلاف دوستش که ذوق و شوق استخدام در این شرکت دارد نمی پذیرد و وارد شرکت نمی شود و اتفاقا به صورت مستقل حجم عظیمی از برنامه سیناپس را به تنهایی طراحی می کند  . حسابش را بکنید این شرکت با میلیاردها دلار سرمایه و اسم و رسم از طراحی این برنامه عاجز است و یک نفر به شخصه موفق می شود آن را طراحی کند . این پسر توسط ماموران گری کشته می شود . فیلم نشان می دهد که گری قسمت اعظمی از سرمایه خود را صرف یافتن نخبه های خاطی و رقیب و از بین بردنشان می کند . قدرت طلبی فساد و بی رحمی را برای این رییس به ارمغان آورده و به هیچ وجه اجازه نمی دهد کسی از وی جلو بزند . دقت کنید این خصلت در بین همه انسانهای قدرت طلب یکسان است . انسانهایی که روزی با شعار بهتر از من بالاتر از من وارد عرصه ها می شوند ولی وقتی به جایی رسیدند بهتر از خود را له می کنند .

هم اکنون آمریکا نمونه بارز کشوری است که قدرت طلبی اش به این مرحله رسیده است . تا جایی که امکان دارد جلوی رشد کشورها را می گیرد و خطرناک ترین کارها را انجام می دهد و جان انسانها برایش ارزشی ندارد . فقط می خواهد اول باشد و البته ایران اسلامی ما که سرزمین مقدسی با مردمان تیزهوش و منتخب دارد این دنیای پوشالی را ازبین خواهد برد و جهل همه مردم جهان را به بیداری تبدیل خواهد کرد و همه امور نیز با مدیرت امام عصر تحقق پیدا خواهد کرد  .

 

 

84 - قطار هفت . منتقدین و اخراجی ها و چند داستان دیگر

 

بالاخره انتظار به سر رسید و برنامه ای مختص سینما و سینمای ایران در رسانه ملی ساخته شد تا پس از سالها چشممان به جمال سینمایی ها و مباحث سینمایی در قاب تلویزیون روشن شود . چند سالی می شد که فکر می کردیم عوامل سینمایی موجوداتی از مریخ اند که بررسی و آنالیز و دیدن اموراتشان از تلویزیون حرام محسوب می شوند  ولی همینک تغییرات رخ داده نشان از این دارد که تا الان در خرافات بوده ایم و چنین چیزی نبوده است . همین که در سال 1389 و پس از 31 سال  وقوع انقلاب اسلامی مدیران صدا و سیما به این نتیجه رسیده اند جای شکر دارد و شدیدا باید از این تحول و وسعت نگاه رسانه ملی به مقولات فرهنگی استقبال کرد . همه اینها را گفتم تا دل روشنفکران مغرض کمی خنک شود ولی بدانند که هدفم از این تجلیل این است که بگویم رسیدن به اعتدال نگاه از جانب اصولگراها رخ داده است ولی هنوز که هنوز است روشنفکران در مواضع تفریطی خود مانده اند و قصد ندارند به مقدار اندک هم در مواضع خود تعدیل کنند و به راه راست هدایت شوند  . اتفاقا صدای اعتراضشان در تقابل با این حرکت بیشتر هم شده است  . همانها که تا دیروز دم از شفاف سازی و آزادی بیان و ... می زدند مخالف اکید این روند هستند . خب این یک مسئله بسیار بزرگی را به اثبات می رساند که روشنفکرین مدعی آزادی بیان تمام و کمال دیکتاتورند و یک ذره هم به آزادی بیان اعتقادی ندارند و این فرصت به وجود آمده برای روشن شدن آسیب های سینما را اصلا توجه ندارند و سعی در تخریب آن دارند . این نظر من از مشاهدات این روزهای من نشآت می گیرد که می بینم هجمه های عظیم علیه برنامه نوظهور هفت  هدایت می شود و به هیچ چیز برنامه رحم هم نمی کنند . انتقاد دلسوزانه و اینده ساز را من هم دارم ولی به هیچ وجه به خود اجازه نمی دهم قبل از شروع برنامه ای و یا روی غلتک افتادنش قضاوت کورکورانه و مغرضانه کنم و در جهت تضعیف آن تلاش کنم .

جالب اینکه در برنامه هایی که تا الان دیده ایم پشت پرده سینما رو می شود و به خوبی می بینیم که سینمایی ها اصلا به هم احترام نمی گذارند . سینمایی که افرادش قرار است به مردم صلح و دوستی و احترام را یاد دهند . کوچکترین انتقاد ها را بر نمی تابند . همه خود را صاحب سینما می دانند و به خود اجازه می دهند حکم صادر کنند . یا می بینیم که عده ای فقط آمده اند تا اغده های خود را در برنامه زنده خالی کنند  .

هفته اول علی معلم نشان داد که مغرور ترین فرد سینمای ایران است و فقط خود را مهم تر می داند و همه را انتقاد کرد و این هفته هم دیدیم که یک فیلمساز متوهم نادان به نام عبدالرضا کاهانی بی منطق ترین موضع را نسبت به مدیران سینمایی گرفت .

جالب اینکه این تیم مدیریتی تا توانسته اند نگاه باز داشته اند خیلی وسیعتر و جامع تر و علمی تر نسبت به مدیران گذشته به سینما می نگرند ولی بیشتر از همه دوره ها مورد مخالفت قرار می گیرند . کاهانی هم که کلامش بوی انسانهای عقب افتاده سر در برف مغز پوسیده را می داد اعلام می کند که 5 نفر سینمای ایران را هدایت می کنند و دیکتاتوری می کنند و ...

در مورد فیلم این هنرمند متوهم هم گفته ام که ایشان یک نگاه اپوزیسیون گونه نسبت به نظام دارند و اصلا گویی در این مملکت زندگی نمی کنند و توقع دارند فیلم مزخرف مستهجنشان انقلابی هم در سینما ایجاد بکند .

برنامه هفت نیاز زمانه بود  . برای اینکه ثابت شود که مشکلات سینمای ایران از درون است و بس . مدت زیادی است که داد می زنیم اینقدر تقصیر را گردن دولت و مدیریت کلان نیاندازید . اول خود را درست کنید و بعد به انتقاد مدارج عالی تر بپردازید . چرا متوجه نیستیم که مدیریت ها رفتنی اند و این ما هستیم که ماندنی هستیم . اتحادی بین عوامل سینمایی هست که مدیران بتوانند اهدافشان را  پیش ببرند ؟ سینمای عقب افتاده ما مقصر اصلی اش کسانی اند که در بدنه آن مشغول کارند .

حداقل این مدیر سینمایی آمده است و از قاطعیت تصمیم های خود می گوید . بهتر است مدیران در تصمیم گیری ها متزلزل باشند ؟ در این فضای غبار آلود آیا می توان به نتیجه گیری رسید ؟

در برنامه هفت به خوبی خیلی چیزها مشخص خواهد شد . پیش بینی بنده این است که این شفاف سازی به ضرر خیلی ها تمام خواهد شد پس از الان هجمه ها را آغاز کرده اند . نظر من این است که منقدی که دقیقا در 10 رسانه مختلف کار می کند حق ندارد از دیکتاتوری و انحصار و ... حرف بزند .

مسلما سینمای اصلاحات که تاریک خانه ای غبار آلود بود به مذاق برخی گل آلود کنندگان خوش بود و این سیاست جدید تمام نافرمانی ها و سنگ اندازی ها و پشت پرده جنایت هایشان را رو می کند . پس رعب و وحشت آنها را فرا گرفته است  .

آیا همین که چنین برنامه ای که تا الان نبوده شروع به کار کرده است غنیمت نیست ؟ پس چرا به جای شکر و سپاس نفرین شاهدیم ؟ مسلم است که مدیریتی که پاکسازی خود را شروع کند دیگر جایی نخواهد بود که تقصیرات به انجا ریخته شود . دلیل عقب افتادگی سینمای ایران این است که بدنه عوامل سعی نکرده اند خوب کار کنند . همیشه سعی کرده اند کم کاری کنند و تقصیر ها را به گردن دیگران بیاندازند . به نظر من مدیر خوب و بد را فقط با کارخوب کردن می توان مشخص کرد . وقتی قرار است همیشه مدیریت ها مقصر شوند که دیگر پیشرفتی را نباید انتظار داشته باشیم ؟

من همیشه گفته ام که ناپاک ترین و دغل بازترین قشر سینما منتقد ها هستند ( بلا نسبت خوبها )

آیا منتقدان از سر دلسوزی نقد می کنند ؟ پس این همه باج و پولی که در پشت پرده بین منتقدین و عوامل و ... رد وبدل می شود برای چیست ؟ منتقد رصد کننده و اصلاح کننده و دیده بان سینما است .وقتی منتقدی دائما نظر عوض می کند و دمدمی مزاج تشریف دارد  و متناقض حرف می زند باز باید به منتقد تکیه کرد ؟

وقتی می بینیم منتقدی که تا دیروز به فیلمی فحش می داد و آن فیلم را تماما تخریب می کرد و به یکباره سکوت پیشه می کند نباید شک کرد ؟

وقتی می بینیم منتقدی در مرد یک فیلم دو نظر متفاوت در دو موقعیت متفاوت می دهد نباید شک کرد ؟

وقتی می بینیم که صراحتا منتقد به کارگردان فلان فیلم زنگ می زند و می گوید که پول بده تا پنبه فیلمت رو نزنم باید به این قشر اعتماد کرد ؟

وقتی می بینیم منتقدین تا حدی تخریب می کنند که تهیه کننده فیلم به باج دادن متوسل شود باید این قشر را مرجع اصلاح دانست ؟

مسلم است که انتقاد از برنامه هفت تماما به هدف رسیدن به باج است . آن کسی که اعتراض بیشتری می کند مسلما حق بیشتری می طلبد  . یک سری هم که حسودی می کنند و می خواهند به جای فریدون جیرانی روی میز بنشینند . صراحتا هم اعلام می کنند چرا فریدون جیرانی ؟  حداقل حسن جیرانی این است که صاحب نظر است و خود دستی در فیلمسازی دارد و مشکلات سینما را خیلی بیشتر از منتقدین غیر فنی و نابلد به امور تکنیکی درک می کند .

البته به صورت نمادین فرزاد حسنی و رضا رشید پور را نماینده کرده اند ولی مشخص است که هدف این است یا خودشان باشند و یا کسانی گوش به فرمانشان .

سوال این است که چرا یک سری منتقد خاص دائما معترضند و طلبکار ؟ مگر ما که در حد خود سینما را می شناسیم و 84 پستی که تا الان نوشته ایم بیانگر این موضوع است حق اظهار نظر نداریم ؟ اگر قرار است کسی فریاد بزند ماییم نه آنهایی که عرصه نقد را هم به مافیا و انحصار خود در آورده اند .

هدف اصلی این جماعت تصاحب تریبون مخاطب میلیونی صدا و سیماست تا بتوانند افکار مالیخولیایی و سکولار خود را در این برنامه هم وارد کنند و باز سینما را به انحراف بکشانند . به نظر من ما نیاز به برنامه ای داریم که خود نیروهای سینما را به نقد بکشد . این جماعت چون این جهت انتقاد به ضررشان تمام می شود سعی دارند به هر قیمتی نفوذ کنند و نگاه ها را متوجه بالا کنند و بعد نتیجه گیری کنند که انقلاب مقصر اصلی است  و به فرموده امام ( ره) که می فرمود منتقدین نظام به بهانه نظام هدف نهایی شان به نقد کشیدن اسلام است و بس در اوج می خواهند به این نتیجه گیری ها برسند . وقتی صراحتا اعلام می کنند که مشکل سینمای ما نبود سکس است حساب کار دستتان بیاید .

مسلم است که منافع ملی ایجاب می کند مجری و متخصص و بی طرفی همچون استاد جیرانی در مسند این برنامه بنشیند  .

یک پیشنهاد هم از همین جا دارم که امیدوارم به گوش آنکه باید بشنود برسد ( ما به غیر وبلاگ تریبون آنچنانی دیگری نداریم )

یکی از برنامه ها اختصاص پیدا کند به پشت پرده روابط منتقدین . قول می دهم پته خیلی ها رو آب ریخته خواهد شد . عقیده من این است که کسی که خود هزاران مرض دارد حق ندارد در موضع انتقاد قرار گیرد . روزی برسد خود منتقدین هم مورد انتقاد قرار گیرند  .

مقوله فرهنگ مقوله حساسی است . نباید با برنامه 90 مقایسه شود . چون فرهنگ فوتبال نیست . فرهنگ پیوند دهنده اصالت و اعتقادات و مقدسات و فطرت مردم است . برنامه ای که این مقوله مهم و وسیع را بررسی می کند باید به دور از تخریب و حب و بغض انجام گیرد و آسیب شناسی مستدل و علمی داشته باشد . مثلا در عرصه مسایل اجتماعی باید بدانیم که چهره فقر و ثروت و بی عدالتی خیلی با گذشته فرق کرده است . دیگر نمی توان پیراهن پاره را فقیر دانست و فلان کس را ناعادل  . در زمانه ای هستیم که دزد مال مردم خور هم از بی عدالتی شکوه می کند . باید آنالیز کرد چرا چنین مقولات عجیب و غریبی در حال تحقق است . کلا سینما عرصه فعال کردن بصیرت مردم است . پس باید در جهت رشد مثبت سینما گام برداشت و به درستی آن را به تکامل رساند . مسلما اگر برنامه هفت که فرهنگی است را آزاد بگذاریم تا چند برنامه دیگر باید بخش رینگ بوکس برایش اختصاص داد تا رقبا همدیگر را لت و پاره کنند . باید ابتدا به فرهنگیان جامعه یاد بدهیم که چگونه رقابت کنند . چگونه تلاش کنند و چگونه حرف بزنند . به طور نمونه مقوله جالب این برنامه را بگویم . من از طرفداران فیلم اخراجی ها هستم و وبلاگ من در اکثر مواقع به دفاع از این فیلم پرداخته است و به هیچ وجه هم پشیمان نیستم و قاطعانه هم دفاعیاتم را از این نوع فیلمها ادامه خواهم داد . من طرفدار این فیلم ،  آن را جزو آثار ارزشی می دانم و آن را کاملا مبتنی بر ایدئولوژی اسلام ناب محمدی و آرمانهای انقلاب می دانم . تایید رهبر معظم انقلاب را هم که با خود دارد . پس چرا دائما به این فیلم فحش می دهند ؟ مسلم است که جماعتی که می خواهند وارد این برنامه شوند یکی از اهدافشان سخیف نشان دادن این سری فیلمهاست . در هیچ مجمع نقد و بررسی نیست که این فیلم و کارگردانش مورد عنایت قرار نگیرد . چرا ؟ چرا هرکسی که می خواهد خود را روشنفکر نشان دهد به جای به نام خدا سخن خود را با فحشی نثار این فیلم شروع می کند ؟

علی معلم که در همین برنامه از این فیلم به بدی یاد کرد و دولت را شماتت کرد که چرا از این فیلم حمایت می کنی خودش چه کاری انجام داده است ؟ سینمای آرمانی از لحاظ علی معلم آل است که کمدی ترسناک در آمده است ؟

بله که اخراجی ها استراتژیک ترین فیلم این سالهاست . بله که بدون وطن فروشی  مورد توجه رسانه های غربی قرار گرفته است . بله که بدون توسل به سکس پنهان و بدون لغزش در اعتقادات و تصاویر غیر خانوادگی به رقم فروش دست نیافتنی رسیده و موفق بوده است ؟ آیا باید سنگر برنامه هفت را به کسی داد که کاملا وارونه به مردم ایران و خواسته درونی آنها می نگرد ؟

در برنامه ای که همایون اسعدیان آمده بود ایشان از منتقدین فیلم ده رقمی که خودش هم قبولش ندارد انتقاد کرد و گفت به دلیل نام بردن و مصداق آوردن از این فیلم در برنامه های دیگر می توانم شکایت حقوقی هم بکنم . تصور کنید ده نمکی بخواهد برای توهین کنندگان به فیلمش شکایت هم بکند . مسلما نباید عرصه سنجش سینما را به دست اشخاصی داد که به کل با خواسته عمومی مردم مخالفت می کنند . سینمای ما نیاز به شناخت بیشتر مردم دارد . ما محکومیم که خواسته مردم را رصد کنیم و اثر هنری زیبا و خوش ساخت مورد نیازمردم را ارائه دهیم . در این فضای غبار آلود حسین فرحبخش هم مردمی است و دم از صحیفه امام ( ره) می زند  و شهرام شاه حسینی مزخرف ساز حامی عباس کیارستمی بیگانه دوست می شود .

در حال حاضر همین روند باید ادامه یابد و مسعود فراستی و امیر قادری هم در حال حاضر نسبت به دیگر منتقدان کم غرض تر و مناسب تر هستند . به کوری چشم بدخواهان استاد جیرانی هم عالی است و اتفاقا باید کمی شفاف سازی را بیشتر کند و از های و هوی ها نترسد .

در آخر می گوییم که قطار هفت در حال سرعت گرفتن است . ابتدا توسط بچه های حسود و حسرت خور لب خط سنگ می خورد ولی وقتی سرعت بگیرد هیچ قدرتی جلوی پیشروی اش را نمی تواند بگیرد .

 

فرزندان امام در گهواره اند

این روزها روزهای رحلت جانگداز امام بزرگواری است که بزرگترین کار ممکن را در قرن معاصر انجام داد . ما که زمان رحلت این بزرگوار بچه ای بیش نبودیم ولی از زمانی که دنیای اطرافمان را شناختیم متوجه شدیم در کشوری زندگی می کنیم که این امام را معمار حکومتش  می دانند . خیلی ها مدعی شناخت شخصیت امام هستند ولی به چشم می بینیم که مدعیان هم درصدی از شخصیت وسیع ایشان را نفهمیده اند .

برای شناخت انسان بزرگی که پاک ترین فرد روی زمین زمان خودش بود حداقل  باید دلی پاک داشت . حداقل باید جهان بینی انسانی داشت . حداقل باید آزاده مرد بود و در اوج باید مسلمان بود .

هر کی می خواد هرچی به ما نسل جوان بگه . هر انگی می خوان به ما بچسبونند  . شما راست می گی . شما راستگو . ولی بدونید که بهتر از خیلی از مدعیان ما انقلابی تریم و راه امام را ادامه خواهیم داد .

روزهای آینده ولادت باسعادت ام ابیها ، ام المومنین   فاطمه زهرا ( س) هم هست . قسم به اون خدای بزرگ و خالق هستی که به مدد مادر اسلام و به پشتوانه امامان راه فرزند پیامبر را ادامه خواهیم داد . پرچم اسلام و استقلال و ایمان و انسانیت و صلح  را به دست صاحب زمان خواهیم رساند .

 

خوشا كه خط عبور تو را ادامه دهيم

شعاع چشم تو را تا خدا ادامه دهيم 

دوباره خواب شب شوم را بيا شوبيم

به رغم خوف و خطر جاده را ادامه دهيم 

بيا به سنت پيشينيان كمر بنديم

كه يا زپاى درآييم يا ادامه دهيم 

شكست كشتى دريادلان اگر در موج

از آن كرانه كه ماندند ما ادامه دهيم 

اگر ز مرز زمين و زمان فرا رفتى

تو را در آن سوى جغرافيا ادامه دهيم 

اگرچه عكس تو در قاب تنگ ديده شكست

تو را به وسعت آيينه ها ادامه دهيم 

تو آن قصيده شيواى ناتمامى, كاش

به شيوه اى كه بشايد تو را ادامه دهيم

(قيصر امين پور)

 

83 - لعنتی های بی آبروی برادر تارانتینو

 

لعنتی های بی آبرو (inglorious basterds ) ساخته کوئنتین تارانتینو ( برادر تارانتینو ) محصول 2009 هم اکنون در ایران توسط موسسه هنری قرن 21 وارد بازار شده است

این فیلم در عرصه بهترین فیلم نخل طلای کن 62 ( سال قبل ) را به روبان سفید میشاییل هانکه واگذار کرد  . ولی در عرصه بازیگری جایزه بهترین بازی را کریستوف والتز از آن خود کرد که در این فیلم نقش سرهنگ هانس لاندا را بر عهده داشت .

در این فیلم براد پیت در نقش سروان آلدورین ایفای نقش می کند که رییس ضد نازی های یهودی آمریکایی  و سردسته اراذل پست فطرت است .  ملانی لوران در نقش شوشانا دریفوس  - کریستوف والتز در نقش سرهنگ هانس لاندا ملقب به شکارچی یهودیان ( این بازیگر تئاتری اتریشی الاصل است ) – الی راث در نقش گروهبان دان دانوویتز ملقب به خرس یهودی که قاتل بیس بالی است

داستان فیلم اوایل دهه 40 میلادی را نشان می دهد . سالهای وقوع جنگ جهانی دوم . فرانسه توسط آلمانی های نازی هیتلری اشغال شده است . دوره ای که به فرانسه می گفتند فرانسه ویشی  .

فیلم دارای 5 فصل است - سرهنگ هانس لاندا به دنبال یهودیان است و هریهودی را که در این راستا می یابد ازبین می برد  . در سکانس اول فیلم وارد خانه مزرعه داری خانواده دار می شود که یک خانواده یهودی را در زیر زمین خانه شان پناه کرده است . با تهدید کردن این مزرعه دار از زبان وی محل اختفاء یهودیان را بیرون می کشد و بی رحمانه آنها را قتل عام می کند . شوشانا دریفوس دختر بزرگ این خانواده است و از دست سرهنگ هانس لاندا فرار می کند و سرهنگ هم وی را نمی کشد تا بعدا به حسابش برسد . از این سو یک سری سرباز یهودی که اکثرا در ارتش آلمان نفوذ کرده بودند حالا برای خود دسته ای را ترتیب داده اند که تمام فرماندهان آلمانی را دستگیر و سپس آنها را به فجیح ترین حالت ممکن می کشند و پوست سرشان را برمی دارند  و یکی از افراد را زنده نگه می دارند تا خبر قتل عام ها را به هیتلر برساند و با این کار رعب و وحشت را به دل ارتش آلمان وارد کرده اند . شوشانا دریفوس با اسم مستعار غیر یهودی سینمایی را افتتاح کرده است که در ان فیلمهای خانم لنی ریفنشنال اکران می شود . سالن سینمای وی مورد توجه یوزف گوبلز مشاور تبلیغاتی هیتلر قرار می گیرد . قرار است فیلم آخر گوبلز که غرور یک ملت نام دارد اکران شود و آلمانی ها سالن شوشانا را در نظر گرفته اند . قهرمان این فیلم سرباز متعهدی به نام فردریک زولر است که عاشق شوشانا هم شده است ولی نمی داند شوشانا یهودی است . شوشانا هم دستیاری سیاه پوست دارد تصمیم می گیرند این پیشنهاد را بپذیرند . فرصت خوبی است کل آلمانی های تماشاگر را در سینما بسوزاند . آنهم به کمک نگاتیو های نیتراتی که سه برابر کاغذ قدرت اشتعال دارند و بالاخره هم همین اتفاق می افتد و شوشانا انتقام خانواده خود را می گیرد و البته هیتلر هم در این سینما می سوزد .

بزرگترین تحریف تاریخی فیلم همین کشته شدن هیتلر بر خلاف آنچیزی است که شنیده بودیم . از این سو می دانیم که این کار ساخته شده توسط تارانتینو است . کسی که هیچ گاه به ساختارهای سنتی و وقایع سرراست داستانی و خطی وفادار نبوده است و اهداف خود را دنبال می کند . نام فیلم بر گرفته از فیلمی کلاسیک و ایتالیایی است ساخته انزو جی کاستلاری و محصول 1978 با بازی بوسونسون . البته این فیلم جزو فیلمهای درجه دو ایتالیا محسوب می شود و تارانتینو طبق معمول به فیلمهای درجه دو و اصطلاحا B- MOVIE ارجاع داده است . حتی تارانتینو به نام اصلی فیلم هم رحم نکرده است . BASTERDS  در اصل BASTARDS  است . وقتی از تارانتینو پرسیدند که چرا این کار را انجام دادی . گفته بود که این کار نوعی قرتی بازی روشنفکرانه است . من خواستم اصطلاح فیلمم را هم تارانتینویی کرده باشم  . روی کلمه O  واژه inglorious لوگوی فیلم شاهین کشیده شده است که نماد نازی هاست و درون آن ابتدا نشانه سوآستیکا ( اس اس ) بود که با اعتراضاتی روبرو شد . بعد آن برداشته شد و سوراخ خالی در آن تعبیه شد که نشانه تیر خوردن بود  .

تارانتینو بر خلاف فیلمنامه فیلم اولش سگهای انباری که 20 روزه نوشته بود این فیلمنامه را 10 ساله نوشت . خودش اذغان دارد که این فیلمنامه شاهکار هنری مکتوبش شمرده می شود  . موسیقی فیلم توسط نابغه موسیقی فیلم دنیا انیو موریکونه نواخته شده است . کسی که کارهای قبلی اش تقریبا همه معروف حضور سینما دوستان هست . مثلا خوب بد زشت سرجیو لئونه – توپهای سن سباستین -  به خاطر یک مشت دلار – شبهای عربی – تسخیر ناپذیران برایان دی پالما – سینما پارادیزو و مالنا جوزپه تورناتوره و ....

فعلا که تارانتینو قول داده است قسمت سوم بیل را بکشید و قسمت دوم همین فیلم را خواهدساخت ولی فعل و حال بر روی پروژه ای وسترن مشغول کار است .

جالب است بدانید در این فیلم نریشنی که من باب نگاتیوهای نیترانتی آتش زا گفته می شود با صدای بازیگر معروف و سیاهپوست هالیوود یعنی ساموئل ال جکسون گفته می شود .

دو منتقد بزرگ سینمای هالیوود یعنی راجر ایبرت و جیمز براردینلی از 4 ستاره به این فیلم 4 ستاره داده اند  .

دوبله زیبای فیلم بسیار شنیدنی است . سعید مظفری طبق معمول به جای براد پیت صحبت می کند و استاد چنگیز جلیلوند هم به جای کریستوف والتز  .

اگر بخواهیم در مورد فیلم صحبت کنیم باید کمی تا قسمتی بیشتر سینما را بشناسیم . چون سازنده این فیلم کسی است که قبلا ویدئو کلوپ داشته ( کلوپ آرکایوز ) و یک خوره فیلم به تمام معناست . جای جای فیلم این هنرمند ارجاعات تصویری به فیلمهای دیگر است . دکوپاژ ها و میزانسن مخصوص به خود را دارد . اصطلاحا ژانر سینمای تارانتینو را تارانتینویی می دانند . چون هیچ ژانری در آن ارجحیت ندارد . همه ژانرها را گونه ای تلفیق می کند که تفکیک ناپذیر باشد . به عبارتی ایده ها و ژانر ها را حل می کند و نه مخلوط  . تارانتینو خودش این فیلم را وسترن کابویی می داند با تمثالی از جنگ جهانی دوم .

کارهای تارانتینو مخاطبان خاص خود را دارد ولی مخاطبان عام را هم جذب می کند  .

دیگر شرط فیلمهای تارانتینو دیالوگ های طولانی و ساموئل بکتی است ( ابزورد ) ولی با مزه . اگر شما نام تارانتینو را در تیتراژ نبینید باز می توان گونه ای تشخیص داد که این کار اثر اوست . مثلا نام بازیگران درکنارشان حک می شود  . خشونت محرض و دیوانه وار و اسلشر در فیلم نمایان و محرض است . فیلبرداری شسته رفته و کاملا کلاسیک . ارجاعات تصویری به کارهای قبلی . قهرمان دیده شدن آمریکایی  و ....

به گفته برخی منتقدین اراذل بی آبرو بازگشت تارانتینو به سبک اصیل خودش است . بعد از قصه های عامه پسند اکثرا این فیلم را پسندیده اند  . کار قبلی وی که ضد مرگ نام دارد جزو آثار بسیار دور از اصالت و ضعیف  وی می دانند .

در این فیلم بیشتر از همه آثار قبلی ستایش سینما می بینید . اصلا دعوا بر سر سینما است . شوشانا به عنوان نماد یهود سینما داری می کند ( یهودیان از ابتدا در پی تصاحب سینما بوده اند ) هیتلر هم که بیشترین قدرت خود را از تبلیغات مشاور تبلیغاتی اش گوبلز داشته که فیلم می ساخت و جارو جنجال می کرد . همانطوری که آمریکا با سینمایش تقریبا افکار عمومی دنیا را هدایت می کند . سیاستمداران سده اخیر همگی پی به قدرت سینما برده بودند و حتی تعدادی حاضر بودند همه چیزشان را بدهند و سینما را داشته باشند . کار اخیر تارانتینو کمی نمادین و فانتزی است . آلمانی ها در آخر فیلم همه می سوزند . در حالی که ما شنیده بودیم که آلمانی ها یهودی ها را سوزانده اند . برخلاف برخی که این فیلم را در ستایش یهودی ها می دانند اتفاقا من نظر برعکسی دارم . این فیلم اوج رذالت یهودیان را نشان می دهد . در سکانس اول یک یهودی نجات ییدا می کند و همان یک یهودی بلای جان آلمانی ها می شود . به نظر شما این نشانه چیست ؟ جز اینکه یهودیان از کمترین فرصت ها بهره های عظیم علیه بشریت انجام می دهند ؟ جز اینکه قرار است کینه ورزی یهودیان نشان داده شود  ؟

از نازی ها ستایش نمی کنیم ولی با دیدن این فیلم از آلمانی ها بدمان هم نمی آید   و به این نتیجه می رسیم که اسارت دنیای امروز و جنگها و نسل کشی های فجیح دنیای امروز نتیجه همان دست کم گرفتن جماعت ذاتا خونریز یهود است . جماعتی که انتقام جرم نکرده را می گیرند و هم اکنون دنیایی را اسیر باج خواهی های خود کرده اند . چه نسل کشی شان رخ داده باشد و چه رخ نداده باشد اعمالشان در امروزه روز محکوم است و باید محاکمه شوند ولی چه بسا مورد پذیرش عده ای غیر انسان بی هویت ترسو قرار می گیرند و به کودنی بیشمار انسان می خندند .

در فیلم فوق تارانتینو هیتلر را خیلی فانتزی می کشد . این حس به من دست داد که تارانتینو خطاب به یهودیان می خواهد بگوید مگر اینکه تو خیالات و سینما هیتلر را بکشید و جالب اینکه شبیه همان روایت آدم سوزی و هلو کاست هیتلر را می کشد . آنهم با سلاح سینما . به نظر شما معنی این را نمی دهد که یهودیان مردم دنیا را با سینمایشان می سوزانند و نابود می کنند و با سینماست که انتقام خود را از بشریت می گیرند ؟

نکته آخر در مورد شخصیت سرهنگ هانس لاندا است که تا آخرین سکانس فردی زیرک و تیزهوش دیده می شود ولی در سکانس آخر با چند وعده فریب می خورد . وقتی سروان آلدورین وی را وعده زندگی بهتر می دهد سرهنگ سریع فریب می خورد . اعطای مدال افتخار توسط دولت آمریکا . بازنشستگی نظامی با حقوق و مزایای فراوان . اهدای خانه و کاشانه در جزیره ای زیبا در اطراف آمریکا  و در امان بودن از دست نازیها وعده هایی که شکارچی یهودیان را شکار اراذل می کند . به نازیسم خیانت می کند و سلاح خود را به آلدورین می دهد و کشته می شود و بر روی پیشانی اش علامت سوآستیکا گذاشته می شود . جمله آخر آلدورین هم پر از طنز است که می گوید این بهترین اثر هنری من محسوب می شود .

در هر صورت دیدن این فیلم را به همه دوستت داران سینما سفارش می کنم .