مکتب ایرانی همان حکومت علوی است
"وقتی ریاکاری همه گیر شود صداقت انحراف محسوب می شود "
|
سینما و دیانت با حمید خانی پور
|
||
|
رهبر انقلاب : هنر ایران به هنرمندان امیدوار نیاز دارد |
می خواهم بگویم انقلابی ام . ولایت مدارم . نظام را دوست دارم . حس ضد استکباری دارم . از روشنفکری بیزارم . از تحجر متنفرم . اصولی دارم که چند سالی است بر مبنای آن حرکت می کنم . اتهامی بر من وارد شده که رنگ عوض کرده ام و از خط اعتقاداتم منحرف شده ام .
فریاد می زنم که مستقلم و به غیر از خدا ترسی از کسی ندارم . فریاد می زنم که احمدی نژادی ولایتمدار منحرف نشده و آنانکه با ما مخالفند منحرفند .
هم برای یاد آوری و هم جهت اثبات ثبات در اصولم بار دیگر لینک مقالات منجی سلطه گر که دقیقا سال 1384 نگاشته ام در وبلاگ می گذارم .
مشاهده کنید که مقالاتی که سال 1384 نوشته ام و یکبار در سال 88 هم در وبلاگ آورده ام هم اکنون هم تاریخ مصرف نداشته و قابل خواندن است .
هم نشان از جلو بودن عقاید احمدی نژادی بنده و هم اثبات نا متناقض گویی نگارنده .
http://sinama-hl.blogfa.com/post-27.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-28.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-29.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-30.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-31.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-32.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-33.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-34.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-36.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-37.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-39.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-40.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-42.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-43.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-44.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-46.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-48.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-52.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-53.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-54.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-55.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-58.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-59.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-64.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-65.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-75.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-76.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-96.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-102.aspx
http://sinama-hl.blogfa.com/post-112.aspx

قلاده های طلا فیلمی است ساخته ابوالقاسم طالبی که با عنوان سیاسی ترین فیلم تاریخ سینما اکران نوروزی را از آن خود کرد و هم اکنون هم بر پرده سینما قرار دارد .
مطلبم را اینگونه آغاز می کنم که این فیلم سازنده ای دارد که متعهد شمرده می شود . متعهد به کسانی می گویند که به انقلاب وفادارند و از روی اعتقاد و اصولی که در وجودشان است پای آرمان های بلند و اعلای انقلاب ایستاده اند . تعهد ، بار سنگینی است که بر روی دوش هر کسی نباید قرار بگیرد و در تعریف حقیقی آن باید تجدید نظر کرد . چرا به آقایانی همچون طالبی متعهد می گویند و چرا چنین فیلمهایی توسط این افراد باید ساخته شود . هم در اثبات این تعهد باید بررسی هایی صورت گیرد و هم ساخته شدن این مضامین نباید محدود به قشری خاص شود . به نظر من اگر مقوله تعهد داشتن و اصولگرایی واقعی را به خوبی تعریف کنیم خیلی از مشکلات سینما حل خواهد شد .
به نظر من شاخص های تعیین تعهد آدمها باید تقویت شود . هر کسی که ریش داشت . سابقه جبهه و جنگ داشت . مسجد رفته کارت بسیج دار بود متعهد نیست . هر کسی که به دلایلی راه به بیت آن امام حاضر پیدا کرد متعهد و امین امام نیست . هر کسی که به هر طریقی به امکانات و بیت المال دسترسی داشت مورد اعتماد نیست . به نظر من کسی که همه اینها را داشته باشد شاید متعهد و مومن و انقلابی محسوب شود ولی فقط متکی بر اعتقاداتش عمل کند حتما محسوب می شود .
به هیچ وجه قصد نقد شخصیت کارگردان فیلم فوق را ندارم . ابوالقاسم طالبی اصفهانی که کلام شیرین و صریحش را دوست دارم با شاخص های مدنظر نگارنده به آن تعهد ایده آل نزدیک هست ولی می خواهم این مبحث را بهانه ای کنم برای ارائه نظراتم من باب تعهد و انقلابی گری و اینکه چگونه شود که تعهد و مورد اعتماد واقع شدن در انحصار عده ای نباشد .
اگر الگویمان مولا علی ( ع) است ایشان در اوج قدرت و خلافت و امامت فقیرانه می زیست و بدون هیچ خودنمایی و ایجاد رعب و وحشت و یا تجمیع سیاه لشگران گونه گون خواب و خوراک را از دشمنان نا خواهش گرفته بود . اگر الگویمان ایشان است باید بدانیم که اعتقاد و تقوا برتری آدمها را نسبت به دیگران تعیین می کند و غیراز آن هیچ بنی بشری بر دیگری فزون ارزشی ندارد .
با این شاخص ، جماعت زیادی از مردمان خالص وناب در دایره تعهد و انقلابی گری قرار می گیرند که همه گونه پای این نظام هزینه پرداخته ایستاده اند .
وحالا می رسیم به تعریف هنرمند متعهد که باید با شاخص گفته شده باشد. یعنی بدون استفاده از هیچ ابزار هزینه ساز و بیت المالی دل دشمنان و معاندین قسم خورده را به لرزه بیاندازد و هنرمندانه و از روی خلوص ایدئولوژی باطل انسانهای باطل را باطل کند .
بعد از 33 سال انقلابی گری و آزادی از بند مستکبرین خارجی و شاهان و شاه مسلکان داخلی باید امروزه روز همه حس استقلال و آزادی و تعهد به جمهوری اسلامی ایران می داشتند که اینچنین نیست . یعنی همانا فیلتر افکنی و غربال کشی در اخلاق و رفتار مردمان و مقدس سازی های وافر و قدرت طلبی های دهشتناک بر رابطه مردمان سایه افکند و هنوز احساس در بند بودن و نادیده گرفته شدن و ترس از بنده خدا هر چند ناچیز در درون برخی هست .
این شده که کمبود متعهد داریم و چون رقیبی نیست ( حذف شده اند ) برخی بی رقیبان تک محور بر مسند تعهد و جلوداری نشسته اند و جلوه گری می کنند .
احساس نامراد سنج من می گوید که مشکلی هست و اگر رفع نشود نظام شکوهمندمان دچار مشکل خواهد شد . نباید انقلابی گری و تعهد ، محدود به جماعتی اقلیت شود . همین و بس .
انتخابات پر فتنه 1388 همچون تعبیر امام خامنه ای آزمایش الهی بود که در آن برخی برنده شدند وبرخی مردود . اصلا نظر ندارم که مردودین بیایند و آن روزها را تاریخ نگاری کنند . چون خود بدمن ماجرا هستند و باید جواب پس دهند . ولی ثبت و قضاوت بر آن رویداد هم نباید از این سو محدود به عده ای خاص شود . اگر اعتقاد درست و منصفانه ای از آن رویداد وجود ندارد حداقل مقدور گفته نشود . اگر قرار است کسی پاپیش گذاشته حقایق آن ماجراها را برملا کند باید همه رخداد های موجود را هنرمندانه بررسی کند . قلاده های طلا با این ادعا ساخته شده که ثبت تصویری آن روزها باشد تا بعدها به عنوان مرجع به آن مراجعه شود . با اینکه تا حدودی نزدیک است ولی باز مشکل دارد و اصلا به حقیقت ماجرا نزدیک نیست .
واقعه فتنه 88 واقعه رخ داده اخیر است و سالهای مدیدی از آن نگذشته است . اکثریت شاهدین این ماجرا حی و حاضرند و بهترین قضاوت ها را هم خود مردم می توانند داشته باشند . قلاده طلا خیلی تلاش کرده که بی طرف باشد ولی بسیار محافظه کارانه و کنترل شده است . اصلا من کاری به دیدگاه موج سبزی ها ندارم که افراطیانشان در سیاست سطل آشغال آتش می زنند و در فرهنگ و سینما از تاریکی بهره برده و صدای گاو گوسفند از خودشان خارج می کنند و در ارائه درجه ای ایده و ایدئولوژی برتر عاجزند . جماعت این چنین جاهل که خواسته هایشان نامشروع بود و همه عزمشان را برای پایمال کردن تمام خون های ریخته و خون دلهای خورده به کار بستند در حدی نیستند که باجشان دهیم . متاسفانه ابوالقاسم طالبی دراین فیلم باج زیادی داده است . جماعت سیاسی کار سیاسی که حامد کمیلی ها را با تهدید و تحریم به غلط کردن انداختند در سینما جایی ندارند و اخیرا هم پایگاه جاسوسی شان منحل شده و تکیه گاهی ندارند . چرا باید به جماعت غیر سینمایی اپوزیسیون باج دهیم . فیلم قلاده طلا صراحتا باید حقایق رخ داده انتخابات را نشان می داد . تمام موج سبزی ها فریب خورده نا آگاه و بی گناه نبوده اند . همه اغتشاشات از حمایت جاسوسان ام آی سیکس نبود و همه وزارت اطلاعات مشکوک نبودند . این وجوه را هم با حالت تیپ و تک بعدی نشان داده شدند و شاهد فیلمی هستیم جبری و گلخانه ای که برای ارائه یک پیام مثلا متعهدانه که از ارکان شیوه فیلمسازی کارگردان است از برخی خطوط قرمز ترسیده و به خودسانسوری فراوان دست زده است .
آنچه که ما در حقیقت ماجرا دیدیم فقط فریب خوردن نبود . جماعتی بودند که بی اعتقادی شان به نظام ریشه در گذشته داشت و در این فرصت به وجود آمده بیرون ریختند تا کار را به خیالشان یکسره کنند . بدون اینکه درون خود را انقلابی فرا گرفته باشد قصد کردند انقلاب بیرونی کنند . به انقلاب مخملی دست زدند و به مرور به ارزشهای مسلم و اعتقادات مردم تهمت زدند . مقدس ترین و فرزانه ترین رهبر جهان را ناسزا گفتند . ولایت فقیه که موهبتی الهی در دستان مردم سلحشور ایران است را به دیکتاتوری و بدترین افتراها محکوم کردند .
با جنین وضعی باید به مخالفان سیم آخر زده باج داد ؟ آن هم در فیلمی که قرار است ثبت تاریخی شود ؟ کاری ندارم عده ای هم اکنون تلطیف شده اند و آن هم به لطف و مرحمت اقدامات دولت مکتبی احمدی نژاد است ولی وقتی حال و هوای آن روز را می سازیم باید همه احوالات را نشان دهیم .
همانا ابوجهل ها و ابو لهب ها هیچ گاه بخشیده نشدند و همیشه از این نامها ننگین یاد شده است و لعنت خدا به سمتشان فرستاده می شود .وقتی فیلمی در مورد فتنه ساخته می شود نباید ترحم به مخاطب رخ دهد . باید دقیقا کراهت رفتار فتنه گران نشان داده شود . همه می دانند که بزرگترین خواسته موج سبز آزادی از نوع غربی بود . اگر احمدی نژاد با گشت ارشاد مخالفت می کند به خاطر این است که پیروانش موافق حجابند و مخالف روش مبارزه با بی حجابی اند . ولی مخالفت موسوی با گشت ارشاد تماما پاک کردن صورت مسئله بود و پیروان برای رسیدن به آن بی بندوباری وعده داده شده غرب خواستار آن بودند . همه می دانند که ستاد انتخابات طرف مقابل بیشترین عامل جذب نیرو را بر عنصر جذابیت جنسی گذاشته بود و اصلا مطرح شدن برنامه ریزی شده کشته شدن ندا آقا سلطان از جذابیت بصری و جنسیت فرد مذکور نشات گرفت . در فیلم قلاده طلا نه تنها این مسئله را نمی بینیم بلکه معاندین نظام هم با حجاب نشان داده می شوند و این بسیار وحشتناک بد است .
قلاده های طلا باید این را مطرح می کرد که چطور می شود موج سبزیان معلوم الحال سالها با امام و راه امام مقابله کرد ولی در این انتخابات خواستار انتخاب نخست وزیر امام می شود . چطور می شود سالها با مدیریت دایره ای و محدود کشور مخالفت می گردد ولی در این انتخابات همه شان در انتخاب یکی از این مدیران این دایره اجماع کردند . چطور می شود با مرجعیت و روحانیت مقابله می کردند ولی مرحوم آیت الله منتظری را پدر معنوی دانستند و در تشییع جنازه اش حضور جمیع به هم رساندند . از شهید سازی کشته شدگان هم بگذریم که جماعت بی اعتقاد به شهادت علمش کردند . از تشبیه 25 سال سکوت میر حسین و امام علی ( ع) هم که خیلی سریع تر بگذریم . چون به غیر تشابه عدد 25 هیچ سنخیتی این دو به هم نداشتند .
فیلم قلاده طلا حلقه مفقوده بسیار دارد . باید به سوالات بسیاری پاسخ داده می شد . چطور می شود که اینقدر در برابر انتخاب مجدد یک رییس جمهور این قدر مقاومت می شود . آن هم رییس جمهوری که حداقل اش زحمت کشیده است . چطور می شود به این معجزه هزاره سوم هتاکی های وحشتناک می شود (اخیرا طرفداران موسوی که در سینما هم زیادند به هر نوع افشاگری و بیانیه علیه خود تهمت هتاکی می زنند و دائما از اخلاق و فرهنگ و احترام به مخالف دم می زنند ولی دقیقا در سال 88 جماعت تظاهر کننده مطبوعشان به اعجوبه ترین رییس جمهور جهان شدید ترین توهین ها می کردند و طرفداران مخلص این عزیزترین و مومن ترین را به جک و جواد و میمون پرست محکوم می کردند )
قلاده های طلا علت تجمعات را بدون بررسی و ریشه یابی نمایش می دهد . اصلا بر روی ساکتین فتنه که امروز مدعی لیچار گو شده اند توجهی ندارد . آنان که آتش فتنه را شعله ور تر کردند .
در صحنه ای از فیلم که در وزارت اطلاعات می گذرد مناظره موسوی و احمدی نژاد می بینیم که اصلا از صحبتهای تحریک آمیز و فتنه گرانه موسوی نمی شنویم . فقط جملاتی از احمدی نژاد می شنویم و از این همه حرف آن قسمتی کار شده که احمدی نژاد علت ثروت فرزندان هاشمی رفسنجانی را می گوید. مامور اطلاعات ( شریفی نیا ) عکس العملش به این مسئله این است که با این حرف مملکت به هم می خورد . می شود گفت کارگردان برای دل خوش کنک مخالفان همیشه طلبکار، احمدی نژاد را مقصر اصلی اغتشاشات نشان می دهد و حالا خوب است همه می دانیم موسوی چه ها گفت و احمدی نژاد چه ها گفت .
چندین بار از زبان جاسوسان نفوذ کرده رمز عملیات (( تقلب در انتخابات )) گفته می شود . ولی همه می دانیم که این موسوی بود که گفت اگر من برنده نشوم یعنی تقلب شده است . خب همه این ها را به تحریف تاریخ باید نسبت داد . اصلا علت اینکه فیلم قلاده طلا مردمی نیست همین است . برای اینکه با هجمه های پوشالی روبرو نشوند و عافیت طلبی کنند روایت خیالی کاشته اند و با خودزنی و اپوزیسیون نوازی و کمی اکشن و موسیقی پر التهاب خواسته اند اثر گذرا بگذارند .
در این فیلم موج سبزی ها اصلا تقصیری ندارند . ریش دار های مخلص و با تقوا که با اعتقاداتشان از موجودیت نظام دفاع کردند همه گی توسط جاسوس نفوذی کشته می شوند . از این سو در نفوذ موج سبزی ها به داخل پایگاه بسیج می بینیم که موج سبزی را بسیجی می کشد . این نشان داده می شود و آن حقیقت متقابل نشان داده نمی شود . یکی از بسیجی ها خواهان کشتن همه است ولی از زبان هیچ موج سبزی این نفرت نشان داده نمی شود . همه می دانیم که موج سبز هر نوع گرایش به حکومت را مورد هجمه قرار داد . هم اکنون هم این تهدید ها و تحریم ها ادامه دارد . به قول شهید آوینی پیروان حکومت که باید در حکومت اسلامی آزاد تر باشند از دشمنان محدود ترند . فحش دادن به نظام آسان است و دفاع از آن سخت و هزینه ساز .
معاندین معاندت می کنند . جماعتی از ته دیگ جریان مذکور مانده هستند که گستاخ تر هم شده اند . سابقه انقلابی به رخ می کشند و طلبکارانه مومنین و دلسوخته ها را محکوم می کنند . در سینما به یکباره مقابله با سینمای دولتی مد می شود ان هم از جانب کسانی که خودشان تمام و کمال به واسطه کمک های دولتی زنده اند . باقیمانده خانه سینمای کذایی که در انتخابات 88 به خیال پیروزی در انتخابات جشن 5 میلیاردی می خواستند برگزار کنند . بعد از این که برنده نشدند تصمیم گرفتند که به یکباره بگویند حالمان خوب نیست . سینما بد است . خراب است . حالا که پادشاهی یک چشمی شان با روشنگری اهالی سینما در حال زیر سوال رفتن است به اغتشاش و .. می پردازند و هنوز که هنوز است ذات خراب و تخریبگر خود را نمایش می دهند .
می خواهم بگویم طالبی در قلاده ی طلا ریشه یابی شخصیتی این معاندین داخلی را باید نشان می داد . با فیلمی که از طالبی می بینیم همه مشکلات از بیگانه است و داخلی ها همه مبرا از گناهند . در حالی که اصلا اینطور نیست . حتی اقدامات منفی ظاهر الصلاحان متظاهر هم خطرناک است و نا اهلانی اند که نباید مدیریت کشور را در دست بگیرند . چون حتما قلاده به گردنند و با تشر و ترسیدنی همه داشته و دستاوردها را می فروشند . چه خوب بود در این فلیم برای ثبت در تاریخ تصویری شعار ها و بحث های رد و بدل شده بین دو طیف مقابل هم نشان داده می شد . کاش نشان داده می شد که جماعتی قدرت طلب در لباس های گوناگون چشم دیدن ادامه مدیریت کشور به دست مردی از جنس مردم را نداشتند و همه چیز را خرج مقابله با آن کردند . این سویی ها امام را هزینه کردند و آن سویی ها امام را ناسزا گفتند و هر دو بی راهه رفتند .
قلاده های طلا اسم خوبی دارد . دقیقا دشمنان انقلاب بزرگ ایران زمین قلاده به گردنند . همان تعبیر امام سجاد که دشمنان اسلام را احمق می پندارد . آنانی که می ترسند از مقابله با شیطان و در برابر مردان خدا می ایستند به جای تسلط به زندگی ، مهره دیگرانند و سیاهی لشگر آدم نماهایی اند که خود را می بینند و دیگران را له شده می خواهند . انتخابات 88 دقیقا مبارزه بین مستضعفین و انحصار طلبین بود . مشکل دیگر و اصلی قلاده های طلا این است که آن پا برهنه هایی که قهرمان واقعی میدان بصیرت بودند دیده نمی شوند . به هیچ وجه دشمن ولایت و انقلاب چند نفر جاسوس نیستند . نمایش غلط دشمن و تحلیل نادرست اتفاقات تاریخی می تواند منجر به اشتباهات بزرگتری شود . باور کنید این نظام ریشه دوانده و مستحکم از لحاظ زیر بنایی همه دشمنانش ناچیزند ولی در سال 1388 تا حدودی آزار دید و این ازار دیدن خیلی پس و پشت و ریشه دارد که نمی توان با یک فیلم نمایشش داد . آن هم فیلمی بسیار ناقص و غیر مردمی که خودش قلاده به گردن است .
این مصاحبه را به این دلیل قرار دادم چون خصلت خاصی دارد . سوالهایی دارد که طرفدارن دولت از جریان اقتدار گرا و تمامیت خواه دارد . به جواب ها دقت کنید . جواب هایی که همه این جریان شبه فراماسونر می دهند و در بطن خود انحراف و فتنه گری و غیر اصولگرایی و دور از گفتمان انقلابی مشهود است . جوابهایی کاملا حاوی بی منطقی و دور از حقیقت به همراه تعصب متحجرانه و وابسته به منبع . جواب هایی که طوطی وار و از روی سیستم تحمیلی داده می شود و از اعتقاد نیست . گفتمانی یخ زده و عقب مانده از جریان انقلاب در حال تحول و پویا . جوابهایی با رگه هایی از غرض ورزی و دور از انصاف و بی طرفی . جوابهایی کاملا جناحی و فاصله گرفته از مردم
مصاحبه ای با دکتر امیر حسین قاضیزاده نماینده مردم مشهد
آغاز مجلس هشتم با شعار تعامل با دولت همراه بود و علي لاريجاني هم توانست با تكيه بر همين اصل و تأكيد بر رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب در اين زمينه به كرسي رياست تكيه بزند. آقاي لاريجاني حتي جملهاي داشتند مبني بر اينكه نبايد به دنبال مچگيري از دولت بود اما اين شعار از همان ماههاي اول مجلس هشتم نقض شد و كارنامه چهار ساله بهارستان مملو از موارد مختلف تقابل با دولت و مچگيريهاي سياسي است، از نظر شما چرا چنين شرايطي رقم خورد؟
اولاً خوشحاليم كه روزنامه بالاخره بعد از چهار سال به فكر ما افتاد. حرفي كه ميخواهم بزنم بيارتباط با پاسخ سؤال شما نيست. يكي از ايرادات رسانهها اين است كه فقط نمايندگان تهران را ميبينند و بزرگ ميكنند و رفتار بعضي از نمايندههاي تهران، به كل روابط مجلس و ساير قوا سايه انداخته است چون رسانهها بدنه مجلس را نميبينند و فقط رئيس مجلس، هيأت رئيسه و چهار، پنج نفر نماينده تهران را ميبينند. اين اتفاق درباره دولت هم افتاده، دولت بدنه بزرگ و خدمتگزاري دارد و اين بدنه عمدتاً افراد متدين، كاربلد، زحمتكش و دلسوزي هستند اما تمركز روي رفتار يكي دو نفر بر كل دولت سايه انداخته و دولت را به چالش كشيده است. ما وقتي ميخواهيم درباره دولت قضاوت كنيم درباره كل دولت قضاوت نميكنيم بلكه در رابطه با رفتار يكي دو نفر قضاوت ميكنيم و با همان چوب دولت را ميرانيم؛ اين بزرگترين آسيبي است كه رسانهها به نظام تحميل كردند. اميدوارم در چهار سال آينده نگذارند اين اتفاق دوباره تكرار شود گرچه هنوز هم ميبينيم كه اين اشتباه در حال تكرار است
در نظام ارزشي، نحوه پاداش و تنبيه رفتارها را تغيير ميدهد. وقتي افراد را به جاي احزاب به عنوان كانون قدرت تعيين كرديد و احزاب را به جاي قواي رسمي كشور در كانون قدرت قرار داديد، اشخاص خود را به جاي قوا اول به احزاب و بعد به افراد نزديك ميكنند.
ميخواهم چند قدم به عقبتر بروم؛ در دورهاي جريانها با يكديگر تقابل داشتند و در دوم خرداد76، جريان اصولگرا در مقابل جريان اصلاحطلب قرار گرفت و يك جريان هم برنده شد، بعد از آن، اين جريان اصلاحات بود كه دولت و مجلس را اداره ميكرد و آقاي خاتمي سمبل اين جريان بود نه همه جريان و در طرف مقابل هم آقاي ناطق نوري سمبل جريان اصولگرا بود. اتفاقي كه در سال84 افتاد اين بود كه افراد آمدند و جاي جريانها را گرفتند، يعني افراد كانون قدرت شدند و براي خود حاشيه امن درست كردند. كمكم باندهايي شكل گرفت كه شكل جريان سياسي به خود داد؛ مثلاً آقاي احمدينژاد و طرفدارانش، آقاي قاليباف و طرفدارانش، آقاي لاريجاني و طرفدارانش. ديگر جريان اصولگرا و اصلاحطلب و هر اسم ديگري نبود و اشخاص در رأس قرار گرفتند؛ بنابراين روابط احزاب و روابط قوا تابعي از روابط اشخاص با يكديگر شد، يعني وقتي دو شخص با هم مشكل داشتند از ابزاري كه در اختيار داشتند براي صدمه زدن به يكديگر استفاده كردند. ابزاري كه دست رئيس جمهور بود، دولت بود و ابزار دست رئيس مجلس، هم قوه مقننه بود.
ريشه مشكلات در اين شرايط است، در مجلس، بدنه به جاي اينكه فعال و رو به جلو حركت كند، انفعالي عمل كرد و هر اتفاقي ميافتاد، در واكنشهاي احساسي تصميم گرفته ميشد. به همين دليل ميبينيم كه نوسان در تصميمات بسيار زياد است و تصميمهايي ميگيريم كه خودمان لغوش ميكنيم.
يكبار در حمايت همه جانبه و بيچون و چرا از رئيس جمهور افراط ميكنيم و بار ديگر در تخريب همهجانبه او تلاش ميكنيم. اين نشان ميدهد كه قوه عقلاني مجلس كه هيأت رئيسه است و بايد متعادل كننده باشد و رفتار نمايندگان را با منافع ملي، آرمانهاي نظام و انقلاب تنظيم كند، درست عمل نكرده است
چه كساني در مجلس تقابل با دولت را دنبال ميكردند؟ آيا كساني بودند كه ميتوانستند جرياني را با خود همراه كنند؟
چون افراد جاي جريان نشستهاند و جريانساز شده بودند، طبيعتاً جريانها بودند. اينطور نيست كه بگوييم اصولگرايان دنبال به چالش كشيدن دولت بودند. اما بخشي از اصولگرايان و بخشي از اصلاحطلبان با هم متحد شده بودند كه اين اتفاق بيفتد و از بسترهايي كه خود دولت فراهم ميكرد، سوءاستفاده ميكردند. مثلاً دولت اشتباهاتي ميكرد و دوطرف با او برخورد ميكردند؛ هم نمايندگاني كه هدفشان خدمت و تعامل با دولت بود ناراحت ميشدند و برايشان قابل توجيه نبود، هم نمايندگاني كه غرضي را دنبال ميكردند و تلاش ميكردند صدمه بزنند، اين رفتارها بر هم منطبق ميشد، هرچند نيتها و نحوه واكنشها متفاوت بود.
شما كسي كه ميخواهد باج بگيرد را مقصر نميدانيد اما منشأ را دولت معرفي ميكنيد!
آن هم غلط است، اما چون در همان زمان مثلاً فلان وزير باج ميداد، كار امثال دكتر لنكراني را سخت ميكرد. البته نهايتاً آن وزير استيضاح شد و افتاد، ولي لنكراني را كسي نتوانست استيضاح كند.
نمايندهاي كه باج ميگيرد و به خاطر امتياز و روابط شخصي از وزيرسؤال ميپرسد يا او را استيضاح ميكند، آيا اصولگرا است؟
من به اين كار ندارم و نميخواهم بگويم اصولگرا است يا نه. من نميخواهم الآن عدهاي را متهم كنم، اما حرفم اين است كه اين رفتار را دولتيها در مجلس نهادينه كردند. رفتار و روابط مناسب بين نمايندگان مجلس و دولت وجود ندارد. روابط معمولاً شخصي ميشود، يعني دو نوع رابطه وجود دارد، يا رفيق ميشوند يا ابزار فشار را به كار ميبرند. البته عمدتاً هم خواستههاي نمايندگان مربوط به حوزههاي انتخابيهشان است.
خب حتماً وعدههايي در حيطه اجرايي دادهاند كه از عهده عمل به آن بر نميآيند.
شايد. بالاخره در حال حاضر روند انتخاب نمايندهها روند درستي نيست، بخصوص هرچه حوزهها كوچكتر است اوضاع بدتر ميشود. اين هم اشكال ساختاري است. اما صريح ميگويم؛ يكباره چون دو نفر از آقايان مثلاً افراد مؤثر كميسيون تلفيق و برنامه و بودجه هستند، اعتبارات استانهايشان چند برابر ساير استانها رشد ميكند، چرا؟ چون معاون محترم نظارت راهبردي رئيس جمهور براي اينكه كارش در كميسيون تلفيق راه بيفتد، اين كار را ميكند و سهم اعتبارات دو استان را بهطور غير معمول رشد ميدهد. پيامي كه اين اتفاق به من نماينده ميدهد، اين است كه يا آدم مؤثري بشوم و دولت را گاز بگيرم يا زد و بند كنم كه هر دو سم است. دومي سم است چون بر شأن و حيثيت نماينده تأثير منفي ميگذارد و در وجه اول هم اگر كسي به حرف من گوش نكند و من بخواهم مدام فشار وارد كنم، اين هم از اعتدال به دور است.
يكي ديگر از اتفاقاتي كه در مجلس هشتم افتاد اين بود كه از گزارشهاي نامعتبر و غير قطعي سوءاستفاده شد. نمونه آن را در گزارش ديوان محاسبات 4 ماه قبل از انتخابات دهم رياست جمهوري مشاهده كرديم كه اتهام تخلف يك ميلياردي به دولت زده شد و در انتخابات هم مبناي بسياري از تهمتها به دولت قرار گرفت اما بعد از آن مجلس به اين حقيقت رسيد كه اين گزارش اشتباه بوده و تخلفي صورت نگرفته است. هرچند كه اين اشتباه را هيچگاه اعتراف نكرد.
مجلس در نظارت بر عملكرد و فرآيند فاقد ابزار است. ديوان محاسبات در نظارت مالي، ابزار است، حالا از آن استفاده سياسي ميشود و بيطرفياش حفظ نميشود بحث ديگري است. آنجا اشكال ساختار نداريم، ساختار مناسب داريم اما درست از آن استفاده نميكنيم اما در نظارت بر عملكردها و فرايندها اصلاً ابزاري نداريم كه بايد براي آن ابزاري مانند ديوان محاسبات درست كنيم كه مرتب گزارش دهد تا اگر كسي برنامه را درست اجرا نكرد، درست مانند كسي كه انحراف مالي دارد، با او برخورد قانوني شود.
ديوان محاسبات را مثال زدم تا به اين برسم كه حتي اگر ابزار نظارت بر عملكردها هم باشد امكان سوءاستفاده از آن وجود دارد.
اين را قبول دارم، ابزار مناسب و افراد مناسب مكمل يكديگر هستند. ممكن است فرد نامناسب، سياسي باشد يا غير متخصص. كسي كه همراه با نظام نباشد، هم نامناسب است. البته انصافاً ديوان محاسبات جدا از اين موارد، رشد كرده و قويتر عمل ميكند. مركز پژوهشها هم همينطور است. نميخواهم بگويم گزارشهايش جهتگيري ندارد اما در مقايسه با گذشته بيشتر رشد كرده و دقيقتر عمل ميكند.
آيا اين موردي كه عرض كردم را استفاده ابزاري براي تأثيرگذاري بر انتخابات نميدانيد؟
چرا هست. اصلاً خوراك جريان فتنه از مجلس تهيه ميشد. مثل همين گزارش تخلف مالي كه زمينه صدمه زدن به انتخابات و غبار آلود كردن فضا را به وجود آورد، يا گزارشهايي كه نهادهاي قانوني ارائه ميكردند مثل كوي سبحان و كوي دانشگاه يا داستان كهريزك. از همينها براي مخدوش كردن افكار عمومي استفاده ميشد و اگر همين خوراك تهيه نميشد، فتنه 8 ماه طول نميكشيد و سريع تمام ميشد، چون فتنه گران نميتوانستند عدهاي را تا ماجراي عاشورا كه تابلوي تمام عيار بيديني بود، به دنبال خود بكشند.
من اين نقد را وارد ميدانم و به همين دليل ما به اين مديريت اشكال وارد ميكنيم. اگر مديريت مجلس در همين قضايا درست عمل ميكرد، ما در بقيه داستانها اغماض ميكرديم. اما اصلاح مديريت مجلس فقط با تغيير آدمها اتفاق نميافتد. مجلس مشكلات ساختاري و روشي دارد كه بايد اصلاح شود تا قوه مقننه در جايگاه خود قرار بگيرد. بعضي مرزها بين دولت و مجلس در قانون اساسي ما بايد شفاف شود، يعني در جايي اختياراتي را به دولت و در جايي به مجلس دادند كه چون همه ما به فكر بسط اختيارات هستيم، در مرز حداكثري به اين اختيارات نگاه ميكنيم و همين چالش ايجاد ميكند.
فكر ميكنيد آقاي لاريجاني با توجه به مديريتشان در مجلس هشتم و با عنايت به انتقاداتي كه به ايشان وارد است ميتوانند با همين رويه مديريت مجلس آينده را در دست بگيرند؟
آقاي دكتر لاريجاني انصافاً مدير قوياي است و از وقتي كه به مجلس آمده، مجلس نظم و نسقي پيدا كرده، اما ايراد كارش اين است كه نتوانست پدر باشد و با همه كار كند. اگر آقاي دكتر لاريجاني ميتوانست با همه عوامل موجود در مجلس كار كند و همه را به كار بگيرد و به همه فرصت حضور و بروز بدهد و جانبدارانه با بخشهايي از دولت و بعضي جريانهاي داخل مجلس برخورد نميكرد، عملكرد ايشان قابل توجه بود، تدوام آن البته بستگي به تغيير روش ايشان دارد، ما نتيجه اين روش مديريت را ديدهايم؛ اكثر رئيس كميسيونهايي كه به ايشان نزديك بودند در انتخابات مجلس نهم افتادند و مردم به اكثر اعضاي هيأت رئيسه رأي ندادند، اين اتفاق به خاطر اين روش عملكرد است كه ريزش شديد در افكار عمومي ايجاد و زبان منتقدان را تيز ميكند.
شما در مباحث قبلي فرموديد كه فتنه از مجلس خوراك ميگرفت، اما در جايي كه مديريت مجلس چنين عملكردي دارد ميبينيم كه در بحث جريان موهوم انحرافي، مجلس بيشترين موضعگيري را داشته. اين البته ادعاي شخصي نيست و گزارش عملكردي كه اخيراً مجلس منتشر كرده، نشان ميدهد در اين زمينه تمركز وجود داشته است.
واقعا اينطور نيست. در واقع آن افراد خاص در مجلس كه پاي خودشـان در قضيه فتنه گير است به فتنه خيلي نميپردازند، حالا چرا انحراف را بزرگ ميكنند؟ اين فرار به جلو است براي اينكه با متهم كردن ديگران، سوابق آنها در فتنه فراموش شود.
پس ميپذيريد كه اين اتفاق در مجلس هشتم مــديريت ميشد؟
نه در كل مجلس. چون بدنه مجلس همان مواضع تند و انقلابي كه در قبال فتنه داشتند را درباره انحراف هم به صورت مساوي داشتند؛ اشخاصي كه در فتنه دست داشتند و جزو ساكتين فتنه بودند، به خاطر حفظ خودشان اين رويكرد را دنبال كردند.
اما آيا واقعاً اين دو (فتنه و انحراف) مانند هم بود؟ مگر مقام معظم رهبري تأكيد نكردند كه بين تلاش براي براندازي و اختلاف عقيده، تفاوت وجود دارد؟ شما خودتان قائل به وجود جريان انحرافي در دولت هستيد؟
به عنوان جريان خير. ما اصولي داريم كه مسائل اصلي و آرماني نظام است و هر عاملي كه باعث تغيير در جهت نگاهها و كاهش انرژي نظام بشود، انحراف است و معتقديم عدهاي در دولت انرژي نظام را در برابر رشد سريع تلف ميكنند.
آيا در مجلس اينطور نيست؟
در مجلس هم هست.
پس چرا برخوردي با آن نميشود و كسي مثلاً نميگويد مجلس انحرافي اما دولت را دائماً با اين چوب ميرانند و تخريب ميكنند؟
اين سمت، فتنه است و ساكتين فتنه، آن طرف هم انحراف است. همه اسم دارند، هيچ كس بياسم نيست. فتنه، ساكتين فتنه و انحراف. عدهاي دارند سر دولت را به كارهاي غيرضروري گرم ميكنند، دولت در دوره نهم خوب عمل ميكرد اما در دولت دهم شروع به حاشيهسازي كرد، به نحوي كه خدمت بدنه خدوم و زحمتكش دولت ديده نشود؛ اين بزرگترين ظلمي است كه خود دولت به دولت كرد.اما چرا ميگويم جريان نيست چون جريان چند شاخصه دارد؛ اولاً يك گفتمان مستقل است، اما حرفهايي كه در اينجا زده ميشود مستقل نيست. حرفهايي پيرامون مكتب ايراني و... گفتمان بر گرفته از تفكرات ملي مذهبي گونه است. دومين ويژگي شبكه مبلغ است كه اين مجموعه فاقد آن است. سوم پايگاه اجتماعي مستقل است كه اين را هم ندارد. كساني كه حمايت ميكنند ريشه در تفكرات ليبرال دارند كه متعلق به غربيها است. لذا اينها گروهند نه جريان و جمع شدن افرادي در اطراف اين گروه، براي رسيدن به مقام است؛ كساني كه در دولت آقاي هاشمي بودند، در دولت خاتمي هم بودند و الآن هم هستند.
اما همين آقايان اصولگرا تا به حال هيچ دولتي را متهم به انحراف نكردهاند و هنوز هم بعضاً با آقاي هاشمي و خاتمي رفت و آمد دارند!
من رأس دولتها را نميگويم. سياهي لشكرشان را ميگويم، سوابق اينها را نگاه كنيد. در سه چهار دولت گذشته تا الآن به نحوي خود را جا كردهاند. چطور؟ با تملق، چاپلوسي و نزديك كردن خود به رأس قدرت. اين از ضعفهاي دولت است كه كمكم بچه حزباللهيها و متدينين را از دست داد و اجازه رشد به آدمهايي داده كه با مجيز گويي به جايي ميرسند.
بحث انحراف را بر اساس تحقيقات متقن براي نخستين بار هاشمي رفسنجاني و پايگاه اطلاع رسانياش مطرح كرد، بعد هم بسياري از آقايان به ظاهر اصولگرا بر آن دميدند.
آيتالله مصباح هم اين موضوع را مطرح كردند، حضرت آقا هم به نحو ديگري فرمودند كه جلوي هر انحرافي ميايستند. اين انحراف، آني كه در رسانهها ميگويند هست يا نه را نميخواهم وارد شوم. آقاي هاشمي حرفي را زده و مرادش امر باطلي بوده، ما به مراد ايشان كاري نداريم. من انحراف را اول از نگاه خودم تعريف كردم و گفتم اين انحراف وجود دارد. چون انرژي دولت را در اموري كه لازم نيست صرف ميكند و سايهاي براي دولت ايجاد كرده كه تمام جريان انقلابي و ايماني، تمام ائمه جمعه، تمام روحانيون كشور كه مدافع اين رئيس جمهور بودند، ديگر اين پشتيباني را نكنند، يعني دولت سرمايه اجتماعي خود را از دست داده است! از دست دادن سرمايه اجتماعي، بزرگترين مشكلي است كه ممكن است براي هر دولتي ايجاد شود به همين دليل دولت نهم با اينكه بيتجربه بود و با اينكه وزرايش وزراي جواني بودند، قويتر عمل كرد تا دولت دهم كه تجربه بيشتري دارد و ميانگين تجربي و سني وزرا هم در آن افزايش پيدا كرده است. دولت دهم در امور اقتصادي و عمراني نسبت به دولت نهم ضعيفتر عمل كرد، در حوزه فرهنگ و سياسي كه ديگر بماند.
شما جملهاي را از مقام معظمرهبري مورد استناد قرار داديد كه استناد درستي نبود. ايشان در ديدار با مردم استان فارس فرمودند: «تا من زندهام اجازه نخواهم داد انحرافي ايجاد شود و اگر انحرافي باشد خودم جلوي آن ميايستم. » اين به معناي وجود انحراف نيست بلكه اطمينان دادن نسبت به نبود انحراف است.
حضرت آقا اخيراً هم فرمودند هيچ انحرافي در مسئولان ديده نميشود.
بله، ميخواستم به همين موضوع هم اشاره كنم. اين براي كساني كه دولت را متهم به وجود جريان انحرافي ميكنند، نميتوانست به نوعي فصلالخطاب باشد؟
سخنان رهبري، پاسخ دندان شكني است.
اما ظاهراً برايشان حجت نيست؟
هيچ كس ازدولت جدا نشده، دولت از اينها جدا شده. چون گفتمان اين بدنه، گفتمان اسلام است.
يعني گفتمان دولت، اسلامي نيست؟
الان نه. دولت در بسياري از موارد عقبگرد كرده است؛ هم در حوزه بينالمللي و هم بخصوص در حوزه داخلي. نگاه ابزاري به برخي مسائل شاهد اين ادعاست، مثلاً تصميم گرفتيم يك وزير زن داشته باشيم، چون ميخواهيم به دنيا بگوييم وزير زن داريم. بعد يكي از بنياديترين وزارتخانهها را به يك خانم ميسپاريم. آيا مبناي اين كار شايستهسالاري است؟
شمـا در جايي از خــانـهنشيني رئيسجمهور به عنوان خطايي بزرگ ياد كردهايد. آيا به نظر شما احمدينژاد واقعاً ميخواست درمقابل رهبري بايستد يا رسانهها و شخصيتهــاي مدعي اصولگرايي اين برداشت را به جامعه القا كردند؟
رئيس جمهور اگر هم در مقابل رهبري نايستاد اما ناراحتي خودش را نشان داد. كسي كه رئيس جمهور نظام مقدس جمهوري اسلامي ميشود، نگاهش به تاريخ است و هدفش ايجاد حكومت مهدوي است. پس بايد در مقابل ولي آنچنان تابع محض باشد كه ديگران كوچكترين اختلافي بين او و ولي نبينند.
آيا شما به اين اشكال در مدعيان ولايتمداري هم توجه ميكنيد؟ كساني كه بر خلاف نص صريح كلام رهبري ميخواهند اينگونه القا كنند كه رئيس جمهور در مقابل ولي ايستاده و ما با حاكميت دوگانه روبهرو هستيم.
بد را با بدتر مقايسه نكنيد. آيا من از رفتار افراد ديگري در بسياري از موارد كه عدم تابيعت از ولايت داشتهاند دفاع كردم؟ اين افراد در قضايايي مثل بانك مركزي، فتنه و...درست عمل نكردند آيا تشويقشان كرديم؟
همينها هستند كه ميخواهند بگويند رئيس جمهور در مقابل ولايت ايستاده!
به هر حال رفتار خود ايشان هم همين را نشان ميدهد، رفت خانه نشست يا نه؟ چرا نشست؟
رئيس جمهور با هدف تقابل به خانه نرفت، بلكه احساس كرد يك فشاري وجود دارد كه به خاطر آن بايد براي ادامه كار كمي تأمل كند.
من به علتش كاري ندارم. جامعه ما جامعه توحيدي است وحكومت متعلق به خداست، جانشين خدا، امام معصوم است و جانشين امام معصوم ولي فقيه است و منشأ قدرت مردم نيستند، خداست. مجلس و دولت ابزار ولي فقيه است يعني شأن قانونگذاري و اجرا، شأن ولايت است و اگر وليفقيه به من بياعتماد است اصلاً جايم در مجلس نيست. رئيس جمهور هم اگر چنين احساسي دارد خب استعفا كند چرا قهر ميكند؟ بگويد آقا من تا امروز ميتوانستم منويات شما را عمل كنم از امروز نميتوانم، خدا حافظ. اما حق ندارد ميدان را خالي كند و ريزش كند. من لبنان رفته بودم، بچههاي حزبالله لبنان دلشان خون بود. از دكتر سوداني سؤال كنيد، رفته بود مصر، محمد حسنين هيكل، انديشمند مصري گفته بود شما در ايران چه كار ميكنيد؟ اين بناي رفيع اسلام را خدا دست شما قرار داده كه همه دنيا آرزو دارند چنين بنايي داشته باشند، چرا تيشه گرفتهايد و به ريشه اش ميزنيد.
چرا وقتي رهبري هيچگاه حرفي از انحراف نزده و آن را تأييد نميكنند و حتي اطمينان ميدهند كه انحرافي وجود ندارد، اين موضوع باز هم مطرح ميشود و عدهاي جلوتر از رهبري حركت ميكنند؟
آقاي احمدينژاد دشمناني دارد كه مغرضند.
اما شمايي هم كه دشمن نيستيد تأكيد داريد با تعريف خودتان به انحراف در دولت معتقديد. در صورتي كه رهبري آن را نفي فرمودند.
حضرت آقا وقتي ميفرمايندانحرافي وجود ندارد، منظورشان اين است كه اين جريان انحرافي كه ميگوييد از مباني اسلام خروج كرده وجود ندارد.
اما شما ميفرماييد گفتمان دولت ديگر گفتمان ضد سلطه، ضد استكبار و... نيست.
نميگويم نيست. ميگويم به محكمي و قرصي قبل نيست و بچه حزب اللهيها بين خود و دولت فاصله ميبينند. اين احساس عمومي است و متعلق به من نيست.
و اين احساسي است كه رسانهها با يك عمليات گسترده و هماهنگ ايجاد كردند. در واقع مجازي است نه واقعي.
خير اينطور نيست. همانطور كه در قرآن آمده مؤمنين نور دارند و در پيش چشمشان نوري است كه به آنها بصيرت ميدهد. بين بچه حزب اللهيها و دولت مثل قبل رفاقت نيست؛ چطور ميشود كه برخي از مداحان اهل بيت از دولت بر ميگردند. حضرت آيتالله مصباح كه تك و تنها پشت احمدينژاد ايستاد تا رئيس جمهور شد، از ايشان برگشته است. افرادي كه در شكلگيري دولت نقش داشتند چرا پشت كردند؟ آيا همه دچار مشكل شدند؟ تا وقتي دولت روي فهم خود لجاجت داشته باشد اين فاصله بيشتر ميشود. دولت بايد عيب خودش را ببيند، اگر نبيند اصلاح نميشود.
شما در بخشي از صحبت هايتان فرموديد احمدينژاد الآن نه احمدينژاد سال 84، اين دو چه فرقي با هم دارند؟
نمي توانم بگويم تفاوت دارند. شناختهاي ما متفاوت شده است، شايد ايشان تغيير نكرده باشد اما گمانهايي درباره ايشان داشتيم كه الآن اصلاح شده است. احمدينژاد امروز، تجربه شده است. اگر همين احمدينژاد در سال 84 بود، باز نسبت به كانديداهاي آن زمان هم برايش تبليغ ميكردم و هم به او رأي ميدادم. اگر در سال 88 هم بود به نسبت كانديداهاي آن دوره به او رأي ميدادم چون بايد اصلح را انتخاب كنيم. اما ما نگاه آرماني و فوقالعاده نسبت به احمدينژاد داشتيم كه الآن ديگر آن نگاه را نداريم.
اين نگاه ناشي از شناخت بود يا عدم شناخت؟
ما از رفتارهاي ايشان چيزهايي ميديديم كه آرزويش را داشتيم اما بعد ديديم كه آنقدر كه فكر ميكرديم نيست. من در دو دوره انتخاب شدم، اكنون براي مردم ملموسترم، مردم روز اول كه به من رأي دادند بر اساس حدس و گمان رأي دادند، در دوره بعد بر اساس شناخت. ما بايد مقايسه كنيم. اين دولت بينظيرترين دولت پس از انقلاب از نظر عملكرد و عدالتگستري و مبارزه با ظلم و مبارزه با سلطه است. واقعاً نسبت به دولتهاي قبل بينظير است.
اما با نگاه آرماني شما متفاوت است؟
بله كاملاً.
نكته همين جاست و جداييها از همين جا شروع ميشود.
بله از همين جاست، پس اجازه بدهيد ما هم گفتمان انتقاديمان را نسبت به دولت داشته باشيم.
انتقاد كه پسنديده است اما متأسفانه بعضاً دولت از همين ناحيه تخريب ميشود.
دولت هم بايد منصفانه با انتقادها نسبت به خودش برخورد كند. ما جايي كه وظيفه داريم به دولت كمك كنيم، كمك ميكنيم اما اين دولت با آنچه ما انتظار داريم فاصله دارد و نميتوانيم از اين موضوع چشمپوشي كنيم. دولت در برابر همه انتقادها برخورد يكساني دارد. اولاً نمايندهاي كه تخريب ميكند، مردمش حقوقي دارند و نبايد چوب آن را بخورند. دولت وقتي فسادي ميبيند بايد بررسي كند. اگر غلط گفتم ميتواند توي گوشم بزند اما اگر درست گفتم بايد عمل كند.
اگر اجازه بدهيد از اين بحث بگذريم و چند سؤال درباره مجلس نهم از شما بپرسم. آناليز رأي مردم در انتخابات چه پيامي را به ما ميدهد و چه معنايي دارد؟
رشد 20 درصدي مشاركت مردم نشاندهنده بلوغ و بصيرت مردم در كشور است. مردم نشان دادند كه حساسيتهايشان براي حفظ نظام بيشتر از گذشته شده است. 12 اسفند يك رفراندوم جديد بود كه مردم هم در 22 بهمن و هم در انتخابات اعلام كردند ما اين چارچوب، آرمانها و اين رهبري را ميخواهيم. نكته دوم رشد رأي اصولگرايان بود و مردم گفتند كه ما گفتمان ارزشي اصولگرايان را هم ميخواهيم. نكته سوم تغيير عمده افراد مجلس بود، مردم گفتند ما انقلاب و آرمانهاي انقلاب را ميخواهيم و گفتمان اصولگرايي را هم ميخواهيم اما شما را نميخواهيم چون در عملكرد آنطور كه ما ميخواستيم عمل نكرديد. بخشي از اين مطلب مربوط به رفتار سياسي نمايندگان ميشود و بخشي مربوط به مسائل معيشتي و حوزه زندگي مردم است. مردم مشكل دارند و وقتي ميگوييم اگر دولت سرمايه اجتماعياش را از دست بدهد دچار مشكل ميشود، به همين دليل است. بسياري از مشكلاتي كه دولت پيدا كرد به اين دليل بود كه سرمايه اجتماعياش را از دست داد. از سوي ديگر رأي اول در بسياري از حوزهها از جمله آقاي حداد عادل، آقاي فرهنگي، بنده و... در حوزههاي تهران، تبريز و مشهد افراد مشترك دو ليست پايداري و جبهه متحد بودند. حرف اين است كه مردم اين گفتمان را قبول دارند و به كساني بيشتر اعتماد ميكنند كه مورد تأييد همه هستند. به عبارت بهتر مردم تشتت را دوست ندارند. مردم دلشان ميخواهد ما همه با هم باشيم. مجلس و دولت با هم باشند و در كنار هم حركت كنند.
چرا مردم به كساني كه طراح سؤال از رئيس جمهور بودند، رأي ندادند؟
چون آنها را عامل ايجاداختلاف و دودستگي ميدانستند. مردم از اختلاف بيزارند و ميخواهند كه مجلس و دولت با وحدت و همدلي زير پرچم اسلام حركت كننند.
شما در جايي فرموديد مردم به گفتمان انقلاب رأي دادند نه به اشخاص، الآن ميفرمائيد مردم به گفتمان اصولگرايي رأي دادند، آيا اين دو با هم منطبق هستند؟
گفتمان اصولگرايي را نه رفتار اصولگرايان، بلكه درمؤلفهها و شاخصهها منطبق بر گفتمان انقلاب ميدانم.
اين گفتمان چه شاخصههايي دارد؟
اسلام انقلابي. حرف اسلام انقلابي اين است كه ميتوان دنيا را با حكومت توحيدي مبتني بر ارزشهاي اسلامي و الهي، نفي سلطه گري و سلطه پذيري، توسعه و بسط عدالت، رفع تبعيض و توسعه رفاه اجتماعي اداره كرد كه يك نظام كمالي و تكاملي براي رسيدن به مدينه فاضله است.
( این مصاحبه کوتاه شده است و نه سانسور. سوالها و جواب هایی برای زیاد نبودن عریضه حذف شده اند تا توجه شما را به آنچه می خواستم ببینید معطوف کرده باشم )
این روزها که سینما توانسته با مدیریت های دلنشین و مقتدارنه اش دنیای روشنفکران را خراب کند و از وجود آفت گونه مخربشان گذر کند درگیر هجمه های از نوع متحجرانه شده که برای تحمیل خود از تمام ارزشها درجهت سوأ استفاده هزینه می کنند و غیر خود را به تاخت و تاز گلوله های اندیشه کش خود دچار کرده اند .
شبه توقیف دو فیلم گشت ارشاد و خصوصی نگارنده را بر آن داشت که دوباره قلمی زنم و داد خواهی همیشگی کنم .
همه این هجمه ها طبق گفتمان صریحی که مخالفان دارند خطاب به دولت احمدی نژاد است و ولاغیر . صراحتا این همه اغتشاش و تهدید و هشدار و نمایش بگیر و ببند و .... برای دستیابی به اندک قدرتی جهت تاثیر گذاری در جامعه است . مسلم است که شبه تفکری متمایل به لمپنیزم ، فروغ دوران اصلاحات را ندارد ودر این دولت کسی ازشان نمی ترسد و این عرض اندام بابت احیای حیثیت نداشته رخ می نمایاند . چون در قلم واندیشه جلوه گر و تاثیر گذار نیستند به تجمع غیر قانونی و متوسل شدن به اهرم های فشار نامردانه رسیده اند.
به طور کلی جریان هجمه علیه دولت از جهات مختلف رخ می دهد و در روز روشن شلاق گرفته اند در دست و بر کمر و کول و صورت غیر خود می زنند .
به اذعان دوست و دشمن این دو بزرگ شده انقلاب یعنی سجادپور و شمقدری کار بد نکرده اند و اندک ضریب خطا و اشتباهی هم که در دوران مدیریتشان دیده می شود از جایز الخطایی همه انسانها است . وگرنه همه می دانند هجمه آن معاندین همیشگی دستاوردهای حکومت از روی چیست و آنها مبنای قضاوت ما نیستند . این دوره وزیر ارشادی دارد که متانت و ادب و فرهیختگی اش را همه قبول دارند . البته قرار نیست خواستار احترام و بت پرستی این آقایان باشیم ولی از این که در این دوره مخالفت ها بیشتر شده است سخت در شگفتیم و مسلما این رویدادهای نا متعارف را ریشه در اغراض سیاسی می دانیم که شکست خورده اند و راهی به غیر این راه ها برای عرض پیدا نکرده اند .
به راستی پاداش این همه عزت مندی و زحمت دولت دهم این طعنه ها و متلک هاست ؟
به راستی سینمای ایران در امروز روز به فساد کشیده شده است ؟ بدبختی اینجاست که اولین استیضاح ریاست جمهوری در این دوره رخ داده است و این از همه دلایل دیگر؛ دشمنی مغرضانه مخالفان را بیشتر نشان می دهد .
در زمان انتخابات پستی را نوشتم پیرامون این مبحث که احمدی نژاد ساختار سیاسی ایران را تقسیم بندی نوینی کرده است و در نقطه مقابلش دقیقا مخالفان نظام قرار دارند . این یعنی اینکه احمدی نژاد یک انقلابی به تمام معناست . در انتخابات 88 شاهد بودیم که مخالفان احمدی نژاد در اوج شعارهای شیطانی خود اصل ولایت فقیه را نشانه گرفتند . این یعنی اینکه احمدی نژاد ولایت مدار واقعی است . در روز عاشورای حسینی سوت و کف زدند . یعنی اینکه مخالفان احمدی نژاد نقطه مقابل فرهنگ عاشورایی اند و احمدی نژاد حسینی واقعی است . هنوز که هنوز است اسراییل و آمریکا این مرد بزرگ را همسان امام مستضعفین و رهبر کبیر انقلاب دشمن خود می دانند . حتی منتسبان و اطرافیان این مرد بزرگ هم همچنان مورد تمسخر سربازان شیطان اند . این یعنی اینکه این مرد بزرگ در راستای سخن امام بزرگوار سخن می گوید و عمل می کند و آمریکای شیطان بزرگ وی را فریب نمی تواند بدهد .
با این اوصاف شک برانگیز نیست که چرا مدعیان حفظ انقلاب و جماعت مذهبی و حزب الهی با این مرد بزرگ زاویه فکری پیدا کرده اند ؟ سینمای این دوره را مستهجن می دانند . تمام دزدی ها را تا می توانند به این دولت نسبت می دهند و در اینده دین و اعتقاد داشته این دوره را کتمان هم خواهند کرد .
جشنواره امسال که ارزشی ها را رونمایی کرده بود و منظم هم برگزار شده بود از طرف دو طیف روشنفکر و مذهبی مورد هجمه قرار گرفته است . آنان جشنواره را ضعیف می دانند و اینان هم همینطور و جوری حرف می زنند انگار که سینمای ایران فقط در مورد مضمون خیانت فیلم ساخته است .
در این جشنواره بچه مسلمان ها فیلمهای معرکه ای ساختند که مخالفان در برابرشان تسلیم شدند . مهدی فیوضی ها و شاهمرادی ها در این دوره فیلمساز شده اند و این خیلی مهم است . سینما را از دست روشنفکر گرفته ایم و به دست متعهدین انتقال داده ایم . در این دوره سازمان سینمایی تشکیل شده و خانه جاسوسی سینما منحل شده که سرانش کم از فتنه گران نداشتند و همچون غده سرطانی در حال نابودی کل سینما بودند . ایا باید وزیر این دوره مورد بازخواست قرار بگیرد ؟
به شخصه به این نتیجه می رسم که مذهبی ها همراه فتنه گران شده اند و از اینکه حقیقت انقلاب در حال ظهور است سخت ناراحتند و به گرفتن انتقام مشغولند . مسلم است که حکومت علوی در حال ظهور است و به این دلیل افراطیون و تفریطیون به تلاطم رسیده اند و به طرز شگفت انگیزی در یک جبهه علیه یک جریان قرار گرفته اند .
در چنین وضعیتی که ایران تحت فشار جهانی است و در تحریم به سر می برد و دنیای استکبار آخرین توان و اهرم های خود را برای خاموش کردن انفجار انقلاب به کار می برد ( زهی خیال باطل ) این جماعت نا مسئول و از همه لحاظ نفهم و بیشعور در داخل اغتشاش می کنند و فشار ها را دو چندان می کنند . این هم می تواند نشان از وصل این جریان تخریبی به مخربین خارجی باشد که دست به دست هم تصمیم گرفته اند دولت و نظام را زمین گیر کنند .
دلیل این حرفم ادله ای دیگر است . برای این جماعت فقط منافع شخصی مهم است و مردم در درجه دهم اولویت قرار دارند . مثلا در مورد همین سینما که در این بحران است فیلم و سینما را ندید گرفته اند و برایشان تعطیلی این هنر صنعت تازه سرپا شده مهم نیست . وقتی رییس یک ارگان مال مردم خور و کاملا غیر ولایی و ریاکار به نام حوزه هنری بدون هیچ دلیلی قدرت نمایی می کند و حدود 16 فیلم مجوز دار را غیر قابل اکران در سینماهای مال خود کرده می داند چه حرفی می توان گفت ؟
امام جمعه محترم تهران که باید الگوی دینی باشد و با مهربانی و بصیرت جلو تر از مردم ما را رهنمود کند با عصبانیت سخنرانی می کند و از حرکت کاملا غیر قانونی جماعتی تحریک شده و غافل از حقیقت دفاع می کند و به یکباره سینمای این دولت ولایی را مستهجن می شمارد . مستهجنی که از لحاظ قانونی ولغوی به فیلمهای کاملا سکسی و لختی اطلاق می شود . آن هم برای فیلمی که اصلا به چنین اتهامی نمی خورد و واقعیتی محض از زندگی ریاکاران نشان می دهد که در خلوت کار دیگر می کنند و در منبر چیز دیگر می گویند . پیامهای جالب توجه فیلم دیده نمی شود و افشاگری های موجود تبلیغ نمی شود ولی تک صحنه های کاملا سینمایی و هنرمندانه به تصویر کشیده شده تفاسیر محیر العقول پیدا می کند و لفظ پورنوگرافی به آن اطلاق می شود . چند سال پیش فیلمی ساخته شد به نام فصل باران های موسمی ساخته مجید برزگر که در آن خانه ای خالی در اکباتان دیده می شود و دختر و پسری نا محرم در آن . نمی دانم چرا برای آن فیلم کسی چیزی نگفت . البته من می دانم . چون در ان فیلم قهرمانش نویسنده فلان روزنامه فلان جناح نبود .
با چند مصاحبه مشکوک از بازیگری که به هر دلیلی کم کار شده سینمای ایران فاسد شمرده می شود . آن هم در این دوره . آن هم بازیگری که ..... . مدیریت این هجمه ها هم در راستای خواسته کسی است که همیشه اعلام کرده با سینمایی ها کاری ندارد و به یکباره می خواهد سینما را دینی کند . کاری که پیغمبران هم موفق نشدند ( به یکباره دینی کردن ) .
زمانی که خانه سینما بود و فقط به اپوزیسیون نظام فرصت تلاش می دادند و رزومه دارشان می کردند کسی از این سخنان نمی گفت . باید آنها پاسخ دهند که چرا به آدمهای غیر دینی فرصت ورود به سینما دادند ؟ مگر آدم دینی و توانا که در این دوره ها و ازاین دوره به بعد به سینما وارد می شود می تواند فاسد باشد ؟
در این دنیای پر از منتقد و فاقد عمار که همه طلبکارند و کسی مسئولیت بر گردن نمی گیرد بی قانونی بیداد می کند . البته جای خوشحالی دارد که این اتفاقات نشانه های سقوط و ظهور حقیقت است . سرو صدا های موجود ، نجواهای ماقبل غرق و مرگ است .
هنر مولای متقیان این بود که با مهربانی و رحمت و رافت و دانش بی کرانش به جذب می پرداخت . اگر امام خمینی ( ره) توانست پدیده بزرگی در این قرن خلق کند از روی حقانیت و اینده نگری بود و ماموریتش را با فتح قلوب مردم به سرانجام رساند . اگر امام خامنه ای از هر دیدگاهی چهره معتبر سیاست و شرع و امیری در دنیا و جهان اسلام معروف است از استمرار در ساده زیستی و بی غرض ورزی و دانش و فرزانگی ایشان است .
آن آقایانی که بدون پول هنگفت بیت المال کار نمی کنند و تاخیر در بودجه ریزی را هم برنمی تابند و خود را تنها ولایتمدار و مومن روی کره زمین می پندارند باید بدانند که حقانیتشان را با روش مولا و امام ورهبر باید پیش ببرند .
بهترین تعریف از ولایتمداری را خود رهبر فرزانه انقلاب می فرمایند :
بنده نمىفهمم معناى ذوب در ولايت را. ذوب در ولايت يعنى چه؟ بايد ذوب در اسلام شد. خود ولايت هم ذوب در اسلام است. ذوب در رهبرى، ذوب در شخص است؛ اين اصلاً معنا ندارد. رهبرى مگر کيست؟ رهبرى هم بايد ذوب در اسلام باشد تا احترام داشته باشد. احترام رهبرى در سايهى اين است که او ذوب در اسلام و ذوب در همين هدفها بشود؛ پايش را يک قدم کج بگذارد، ساقط مىشود. هيچکس در شخص و در جهت ذوب نمىشود؛ در آن هدفها بايد ذوب شد؛ در اسلام بايد ذوب شد؛ در اهداف والاى اسلامى - که خداى متعال براى ما معين کرده - بايد ذوب شد؛ در واقع در ملت بايد ذوب شد. به اين هدفها و به آن نقطهى اوج و والا چشم بدوزيد
در سالی که حضرت آقا سال حمایت از سال تولید داخلی نام نهاده اند . مدعیان صراحتا در راستای مثلا ولایتمداری نداشته جلوی اکران فیلمهای تولید داخل را گرفتند . می دانیم که به غیر سینما در همه عرصه ها به اسم ولایتمداری سیاست های تخریبی اعمال می شود تا این فرزند مردم و دولتش تا آخر سال به خیال باطلشان زمین گیر شود.
این را بدانند که این دولت با تمام قدرت ادامه خواهد داشت و به کوری چشم بدخواهان دولت بعدی ده برابر این دولت ولایی تر خواهد بود . تنها راهی که برای معاندین و گرگان پوست میش پوشیده می ماند مردن است .
در خطبههای نماز جمعه این هفته تهران دوباره به مسئله سینمای ایران ورود کرده اید و باز فیلم ساخته اینجانب "زندگی خصوصی" را نواخته و در پاسخ نامه سرگشاده ای که مدتی پیش برایتان نوشتم هم جملاتی بیان فرمودهاید، ابتدا بگویم برایم جالب بود که شما چنان غرق در تسویه حسابهای سیاسی خود هستید که تاب نیاوردید مطابق نوبتتان به نماز جمعه بیایید و به حملات تان علیه سینمای ایران ادامه دهید، بنابراین برخلاف روال معمول به فاصله یک هفته برای باردوم، تریبون مقدس نماز جمعه را در اختیار گرفتید تا به بهانه سینمای ایران اهداف سیاسی خاص خودتان را پیش ببرید.
شما در همان ابتدا با استناد به حرف افراد مبهمی حکم صادر کردهاید که: وضعیت سینمای ما خوب نیست. و من میخواهم به عنوان سینماگری که بیش از سی سال است با چم و خم این سینما آشنایم به شما بگویم اگر شما بگذارید حال و روز این سینما خوب و مناسب است به شرطی که حال این سینما و دستاندر کاران مخلص آن را با جوسازیهای مختلف آن هم از طریق تریبون مقدس نماز جمعه خراب نکنید، شما کافی است صادقانه از سینماگران ایرانی نظر بخواهید تا دریابید دیدگاه های دگم و نگاه تند ومنفی شما، حتی به تعداد انگشتان یک دست هم طرفدار و موافق ندارد. مشکل سینمای ایران همین تنگ نظریها و فراقانونی عمل کردن و سیاسی کاریهاست... شما را به خدا دست از سر این سینمای مظلوم بردارید آن را با سیاست قاطی نکنید.
شما به عنوان یک مجتهد مدعی هستید برای هر خطبه بیش از چهل ساعت تحقیق و مطالعه می کنید، اما فراموش کردهاید یکی از اصول اولیه اجتهاد احاطه بر کلام و معنای کلمات است، پس فقط کافی بود به جای مصادره به مطلوب مفاهیم، ابتدا سری به یک کتاب فرهنگ لغات می زدید و با معنا و مفهوم کلمه "مستهجن" آشنا میشدید، بعد آن را به کار میبردید، من برخلاف نظر شما با قاطعیت میگویم در سینمای بعد از انقلاب هرگز فیلم مستهجن نداشتهایم. ما اهالی سینما فرزندان مطیع ولایتیم و بیش از شما دل نگران مبارزه با ابتذال در عرصه هنر و سینما، بسیاری از سینماگران ایرانی از جمله خود بنده اصلاً اگر نظام اسلامی برپا نمیشد و بساط سینمای فاسد زمان طاغوت را بر نمیچید وارد کار فیلمسازی نمیشدیم
سئوال اصلی من این است که شما بر کدام مبنا احساس می کنید از جانب مردم نیابت دارید در همه چیز دخالت کنید و چرا خود را و عقاید خود و رفقایتان را ملاک و به جای رای و نظر مردم جا می زنید، شما که در حلقه تنگ اطرافیان گرفتارید، گمان نکنید از نظر مردم باخبرید، مردم آن گروه 140 یا 150 نفری نیستند که، نه از حب علی، بلکه از بغض معاویه به خیابانها لشکرکشی میکنند، نظر واقعی مردم را باید از مردم واقعی شنید و در مورد فیلم "زندگی خصوصی" استقبال مردم نشانگر تاییدشان است و کافی است مقابل سینماهای نمایش دهنده بروید تا متوجه شوید چگونه با فیلم ارتباط برقرار کردهاند و احساس میکنند این فیلم است که دارد حرف دلشان را می زند، نه شما در خطبههایتان.... و ای کاش حداقل شرط عدالت را رعایت میکردید و خودتان فیلم را میدید تا بتوانید بیواسطه دربارهاش قضاوت کنید نه براساس گزارشات عده ای افراد مغرض، فاسد و معلوم الحال. اگر حضرتعالی مدعی شناخت مردم از طریق شرکت در نماز جمعه یا منبر رفتن در مسجد سیدعزیز الله بازار و جاهای دیگر هستید باید بگویم شما محاصره شده در حلقه یاران محدود و محافظانتان کمترین امکان ارتباط با مردم را هم از خود دریغ کردهاید وگرنه متوجه می شدید مردم متدین واقعی، شما و افکار و عقایدتان را قبول ندارند و حتی با آنها 180 درجه مخالفند.
شمایی که مدعی شده اید اینجا نظام جمهوری اسلامی است و سینما و هنرش هم باید بوی جمهوری اسلامی بدهد، آیا خودتان شان جایگاهِ سمت مقدستان را در حد شان نظام مقدس جمهوری اسلامی و آبروی ولایت حفظ کردهاید؟، من صادقانه میگویم چنین نیست.
آقای خاتمی
به چهره خود در یکی از برنامههای سیما یا بازپخش خطبهها خوب دقیق شوید. آیا این صورتِ عبوس و خشمگین و این لحن تند و تلخ و پرخاشگر سمبل ونمونه چهره یک مومن واقعی است؟ اگر رسول اکرم (ص) و علی (ع) با همین پرخاشگری و همین چهره عبوس و لحن پردافعه با مردم سخن میگفتند که امروز دیگر از اسلام چیزی باقی نمانده بود که شما وارث ناحق آن شوید
نتیجه رفتار، گفتار و عملکرد شما فقط ضربه زدن به شان و آبروی ولایت و شاد کردن دل دشمنان قسمخورده نظام اسلامیمان از جمله بی،بی،سی و صدای آمریکا است چرا که شما با اعمال و گفتارتان، با رفتار و سکناتتان مردم را نسبت به جمهوری اسلامی بدبین و آنها را از نظام اسلامی جدا میکنید
از شما که گفتهاید نیازی نبوده بهتان نامه سرگشاده بنویسم و خود را کسی دانسته اید که حرف دین و خدا را میزنید سئوال میکنم که از کجا معلوم حرف شما فقط حرف دین و خدا باشد؟، این غرور، نخوت و خود محوری از کجا نشات گرفته که فقط خودتان را عالم دین و راوی حرف خدا می دانید؟ مشخص است که اگر دیگر علما هم وارد گود بحث و اظهار نظر شوند خواهید دید که بسیاری از علمای بزرگ با عقاید و افکار و عملکرد شما صد در صد مخالفند و بر اساس مصلحت نظام اسلامی در مقابل امثال شما سکوت کرده و تحمل میکنند.
آقای خاتمی
شما که دایماً مردم را به حفظ حجاب توصیه میکنید آیا شده فکر کنید با این تاکیدات مکرر شما و نظارتهای سخت گیرانه چرا هنوز حرفتان چندان خریدار ندارد و به استناد سخنان خودتان هنوز در جامعه اسلامی مشکل بدحجابی داریم؟ بدانید که اشکال از روشها در تذکر و نوع نگاه غیرمهربانانه و خشن شما است، باید مردم را نسبت به اسلام و قوانین مترقی آن علاقمند کرد آنگاه امر به معروف کرد و به آنها فهماند حجاب از مسلمات قران و مثل اقامه نماز واجب است و ترک آن یک منکر الهی است. با زور، اجبار، خشونت و پونز در پیشانی زنان بدحجاب فرو کردن هرگز به هدف نمیرسیم و هیچ بدحجابی با زور باحجاب نمیشود، کما اینکه در این سالها نتوانستهایم کاری از پیش ببریم. برعکس با روی خوش و خلق محمدی (ص) و پیروی از روش و سنت علوی (ع) میتوان مردم را از هر منکری نهی کرد و به ثواب و صلاح دعوت نمود... این بخشی از حرف فیلم "زندگی خصوصی" است، این فیلم افرادی امثال شما را نقد میکند که از اسلام و دین فقط به ظاهر احکام چسبیدهاید و کاری به اخلاق و باطن احکام ندارید، "زندگی خصوصی" در نقد کسانی است که دین برایشان صرفاً ابزار کسب قدرت و بازیهای سیاسی است، فیلم به کسانی مثل شما میپردازد که برای ابراز وفاداری در دوران جدید و حفظ منافع و ورود به عرصه قدرت، در تندروی و ایجاد محدودیت و حتی نمایش ولایتمداری چنان غلو میکنند تا شاید موضعگیریهای قدیمشان بخشیده و فراموش شود.
جالب آنکه شما مرا به خون دویست هزار شهید انقلاب اسلامی حواله داده اید که در روز قیامت جلوی من را خواهند گرفت، در حالی که نمیدانید من همیشه بر اعمالم نه فقط شهدای انقلاب بلکه تمام شهدای تاریخ اسلام را ناظر میدانم و خدا را شاکرم که شرمندهشان نیستم، چون نه حقی ناحق کردهام، نه آبروی مسلمانی را بردهام و نه نان کسی را بریدهام، اما از شما میپرسم اگر آن دویست هزار شهید میدانستند خون خود را برای اقامه نمازی تقدیم می کنند که شما در خطبههایش اینطور بیپروا آبروی مسلمانی را ببرید و به او توهین کنید، حاضر به فدا کردن جان خود بودند
آقای خاتمی
شما با این داعیه ولایتمداری بیش از دیگران باید پیرو بیانات معظمله باشید، اما متاسفانه انگار برعکس است، مگر مقام معظم رهبری در ابتدای همین امسال و در مشهد نفرمودند محور و ملاک قانون جمهوری اسلامی است و همهگان باید در هنگام بروز اختلافات فقط به قانون تمکین کنند؟ شما بگویید کدام ماده قانونی امام جمعه را مسئول تشخیص خوب و بد فیلمها کرده، مگر قانون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را مسئول کنترل امور فرهنگی از جمله سینما نکرده؟ این چه روش و منشی است که از جایگاه مقدس نماز جمعه که متعلق به امام عصر (روحی له الفدا) و در زمان غیبت متعلق به ولی فقیه می باشد، مردم را بر علیه مسئولین نظام ـ که همگی مشروعیت خود را از ولی فقیه گرفتهاند ـ به شورش دعوت و تشویق میکنید. انگار یادتان رفته جایگاه مقدس نماز جمعه به فرموده مقام ولایت جایگاه اخلاق و دعوت مردم و مومنین به تقوای الهی است، نه جایگاه تشویش اذهان عمومی و ناراحت کردن مردم جامعه و بردن آبروی مسلمین.
هر چند تمام آنچه شما می گویید معمولاً در جامعه و در بین اکثریت امت اسلام تاثیر برعکس دارد و به عنوان نمونه همین خطبههای شما باعث شده تا مردم و متدینین من را بیشتر دوست داشته باشند و بینشان احترام مضاعفی بیابم چون شما نفیام کردهاید.
آقای خاتمی
دیگر بیش از این به خود زحمت ندهید و وقت خطبهها را صرف فشار برای توقف نمایش فیلم من نکنید، اینجانب همینجا اعلام می کنم برای برداشته شدن فشار از شانههای مسئولین خدوم وزارت فرهنگ و ارشاد راساً نمایش فیلم "زندگی خصوصی" را متوقف نموده و آن را از اکران پایین کشیدم، که البته باز هم تاکید می کنم فردای قیامت در آن روز پنجاه هزارساله و در صحرای محشر و صف حساب و کتاب از خداوند داد خواهم خواست و از حقی که بر گردن شما دارم نخواهم گذشت که خداوند بزرگترین دادرس مظلومان است.
در پایان فقط یک نکته دیگر بگویم و تمام. آخر میدانید، این روزها دلم برای مقام معظم رهبری و تنهایی او سخت میسوزد که همچون جد بزرگوارشان علی (ع) باید نیمههای شب در تنهایی سر در چاه کرده و با چاه درددل کنند، چون افرادی امثال شما را باید تحمل کنند که ولایت را تا جایی قبول دارید که منافعتان را تامین و تضمین کند و در غیر این صورت خدا عالم است چه خواهید کرد...
فاعتبرو یا اولی البصار
محمد حسین فرحبخش
کارگردان فیلم "زندگی خصوصی
21/ فروردین /1391
منبع : سینماگرند - شبکه سینمایی نویسان مستقل
مقایسه گذرا بر نام سالها داشته باشید . زمان ایت الله هاشمی فقط نصیحت و مواظب باشید . دوره ایت الله خاتمی هشدار و تاکید و تذکر . دوره دکتر محمود احمدی نژاد افتخار و امید و تبلور آرمانهای انقلاب .
.سال 72: سال «عدالت اجتماعى»
2.سال 73: سال «وجدان كاری» و «انضباط اجتماعى»
3.سال 74: سال «انضباط اقتصادى و مالی» انضباط اقتصادى و مالى يعنى مقابله با ريخت و پاش، زياده روى و اسراف
4.سال 75: سال «مبارزه با اسراف و زيادهروى» و نابود كردن اموال عمومى و اموال شخصى
5.سال 76: امسال همه سعى كنند اسراف را كنار بگذارند
6.سال77: سال «صرفهجويى»
7.سال 78: سال «امام خمينى (رحمةاللَّهعليه) » ( مصادف با صدمين سال ولادت امام بزرگوار )
8.سال 79: سال« اميرالمؤمنين، علىبنابىطالب عليهالسّلام »، سال79 هم در آغاز و هم در پايان خود، مزيّن به عيد مبارك غديربود.
9.سال 80: سال« اقتدار ملى» و اشتغال، اقتدار ملى براى يك كشور، حفظ كننده هويت او، مايه عزّت او و وسيله رسيدن او به آرمانهاست.
10.سال 81: سال « عزّت و افتخار حسينى»، دشمن سعی در هجمه به باورهای اصیل شیعه داشته و سعی داشت تا با تزریق بی هویتی ، خمودی، اباحه گری و تحریف اعتقادی ، باورهای دینی و شرعی مردم را منحرف سازد.
11.سال 82: سال« نهضت خدمترسانى به مردم»، زيرا خدمت رساندن به عموم مردم با منافع بعضى گروههاى خاص تضاد پيدا مىكند و اينجاست كه بايد با مبارزه و همّت و عزم راسخ وارد ميدان شد.
12.سال 83: سال« پاسخگويى سه قوه به ملت ايران»، سال 83 آخرين سال دولت وقت ؛ پایان مدت مسؤوليت پنج سالهی اول رئيس قوهی قضائيه وپایان دوره چهار ساله مجلس ششم شوراى اسلامى بود.
13.سال 84: سال «همبستگى ملى و مشاركت عمومى»
14.سال 85: سال « پيامبر اعظم(ص)»
15.سال 86: سال «اتحاد ملى و انسجام اسلامى»
16.سال 87: سال « نوآوری و شكوفايی»
17.سال 88: سال « اصلاح الگوى مصرف»
18.سال 89: سال «همت مضاعف و كار مضاعف»
19.سال 90: سال « جهاد اقتصادی»
20 . سال 91 « سال حمایت از تولید و کار و سرمایه داخلی »
|
|